مکانیزاسیون وماشین های کشاورزی

کلزا

کلزا یک محصول روغنی در شمال ایالت داکوتا آمریکا می باشد که حدود ۸۸ درصد کلزای این کشور در این ایالت مورد کشت قرار می گیرد . کلزا یک گیاه روغنی خوراکی است که در سال۱۹۷۰ توسعه یافته و شامل ۴۰ درصد روغن می باشد .
واژه کلزا نامی است که به وسیله کروشرز (انجمن دانه های روغنی غرب کانادا) انتخاب شده است . واریته های کلزا اغلب شامل کمتر از ۲ درصد اسید اورسیک و همچنین ۳۰ میکرو مولکول گلوکز در هر گرم بذر می باشد کشاورزان کانادا و آمریکا واریته هایی که اسید اورسیک و گلوکز کم دارند را مورد کشت قرار می دهند این نوع کلزا اغلب در اروپا و قسمتی از کانادا و آمریکا کاشته می شود .
در ژانویه ۱۹۸۵ سازمان غذا و داروی آمریکا روغن کلزا را برای کاربرد و مصرف در غذای انسان تایید نمود . و در این راستا تقاضا در بازار افزایش یافته و به تناسب آن باعث افزایش عرضه در ایالت متحده شد که فقط قسمتی از تقاضا توسط تولیدکنندگان تأمین میگردد. روغن کلزا در ژاپن، کانادا و اروپا تحت نظر کمیته جهانی مورد مصرف قرار می گیرد.

سازگاری
کلزا گونه براسیکا ناپوس ال به صورت یکساله بهاره و پاییزه مورد کشت قرار می گیرد که نوع بهاره آن به شرایط شمال داکوتا سازگاری بهتری دارد و نوع زمستانه آن به این منطقه و شمال غربی مینویت سازگاری ندارد.
کلزا در اغلب خاکها قابل رویش می باشد ولی بهترین نوع خاک برای کلزا خاک رسی لومی است به شرط آنکه سله نبندد. خاک مورد کشت کلزا بایستی دارای زهکش سطحی کامل و داخلی نسبتاً خوب باشد بطوریکه در خاکهای که دارای آب ایستای بود و زهکشی آن نامناسب است کلزا در آن خاک قابل رویش نخواهد بود. اگر رطوبت خاک به حد کافی از محصول سال قبل برای کشت کلزا باقی نمانده باشد بایستی بعنوان یک محصول زراعی بعد از آیش در نظر گرفت.

تناوب زراعی
بهترین تناوب زراعی کلزا کاشت آن بعد از غلات دانه ای و یا آیش می باشد. در تناوب زراعی ۳ ساله کاشت کلزا میان دو محصول در نظر گرفته می شود. اولین محصول در این نوع تناوب بایستی به محصول اختصاص داده شود که دارای مقاومت کامل یا نسبتاً خوب به بیماری ساق سیاه باشد. کلزا به پوسیدگی ساقه حاصل از اسکلروتینیا بسیار حساس می باشد .
محصولاتی نظیر آفتابگردان ، لوبیا خشک خوراکی (چشم بلبلی ) که حساس به بیماری اسکلروتینیا می باشد خطر آلودگی به این بیماری را در کلزا افزایش می دهد ، به شرط آنکه قبل از این محصول مورد کشت قرار گیرد . اگر در تناوب زراعی از چغندر استفاده می شود بایستی حداقل ۲ سال بین این دو محصول (کلزا و چغندر قند ) فاصله انداخته شود و اگر در تناوب زراعی سه ساله از محصولات حساس به اسکلروتینیا به ضرورت استفاده می شود بایستی از سموم قارچ کش استفاده نمود .
محصولاتی نظیر سویا ، کتان ، نخود و عدس که دارای مقاومت نسبتاً خوبی به بیماری اسکلروتینیا می باشند بصورت موفق در تناوب زراعی با کلزا مورد زراعت واقع می شود . در سالهایی که شرایط محیطی مناسب انتقال اسپور ها توسط هوا می باشد . کاشت کلزا بدون استفاده از سموم قارچ کش و توجه به فاصله تناوب زراعی خسارت اقتصادی قابل توجهی توسط قارچ اسکلروتینیا به کلزا وارد خواهد شد .
کلزا گیاهی است که به ریزش دانه حساس است بنابراین در فصل زراعی بعد بصورت پیشروی، ظاهر خواهد شد .بنابراین غلات دانه ای بهترین گیاه برای تناوب زراعی خواهد بود که بعد از کلزا مورد کشت قرار گیرد زیرا می توان از سموم علف کش پهن برگ برای کنترل آن استفاده نمود .
از کاشت مخلوط کلزا و خردل زراعی در یک زمین زراعی جداً خودداری کنید زیرا کشت مخلوط دو محصول ارزش بازاری هر دوی آنها را کاهش می دهد. بعلاوه کلزا در زمینی که مورد هجوم خردل وحشی قرار گرفته قادر به رقابت نیست . در این گونه از مزارع به شرطی می توان از کلزا استفاده نمود که قبلاً زمین توسط دام چرانده شود و خالی از علف هرز گردد یا اینکه از رقم مقاوم کلزا به این علف هرز استفاده نمایند .
بقایای تمام سموم علف کش به غیر از سولفونیلورا ، ایمیدازولینون و تریازین که در محصولات سال قبل بر جای مانده است همراه با خود علف هرز به جوانه های کلزا آسیب می رساند . همیشه به بر چسب های موجود در روی علف کش ها رجوع کنید که در روی آن نحوه کاربرد سموم بر اساس تناوب زراعی نوشته شده است .

واریته ها
دو نوع واریته کلزا وجود داردکه در آمریکا کاشته می شود : یکی واریته آرژانتینی که گونه براسیکا ناپوس می باشد و دیگر واریته لهستانی به نام براسیکا راپا .
واریته آرژانتینی نسبت به واریته لهستانی دارای پتانسیل عملکرد و ارتفاع و در صد روغن بالایی می باشد . واریته آرژانتینی برای رسیدن کامل ، حدود ۹۵ روز و واریته لهستانی ۸۰ روز لازم دارد .

تهیه بذر و کاشت
کلزا یک گیاه بسیار حساس به سله خاک می باشد ، بستر خاک برای بذر کلزا بایستی محکم ولی نرم باشد . رطوبت بذر و خاک برای جوانه زنی بسیار حیاتی است . بنابراین کاشت کلزا در خاکهای خشک توصیه نمی شود و جوانه های کلزا در خاکهای فشرده و سله بسته به آسانی خسارت می بیند پس بایستی بستر خاک را نرم تهیه کرد ولی طوری نباشدکه به آسانی توسط باد فرسایش یابد به همین خاطر چنگ زنی گیاهک کلزا برای مبارزه با علف هرز توصیه نمی گردد .
دانه کلزا را می توان با انواع بذرکار کاشت عمق مناسب برای بذر کلزا حدود ۵/۱ تا ۵/۲ سانتی متر می باشد . بیشتر از ۵/۲ سانتی متر باعث تلف شدن جوانه ها می شود . کاشت کلزا در فاصله ردیفی ۱۸-۱۵ سانتی متر با بذر کار کلزا بصورت یکنواخت در عمق خاک انجام می گیرد.

تاریخ کاشت و بذر افشانی
کلزا در اواسط فروردین ماه یا اوایل اردیبهشت جهت حصول بیشترین عملکرد کاشته می شود. اگر تاریخ کشت را تا آخر اردیبهشت به تعویق بیاندازیم عملکرد محصول کاهش می یابد و اگر در آخر خرداد صورت گیرد کاهش چشمگیری در عملکرد خواهیم داشت زیرا کلزا یک گیاه بسیار حساس به استرسهای گرما و خشکی در زمان گلدهی میباشد .
کاشت زودتر از اردیبهشت ماه خطر روبرویی با استرس گرما و خشکی را کاهش می دهد .جوانه کلزا مقاوم به سرماست و می تواند سرمای ۴- درجه سانتی گراد را تحمل کند .

خواب بذر
خواب بذر در کلزا را می توان با بذر افشانی کلزا در سرما و تقریباً در موقعی که خاک یخ زده شکست که بعد از قرار گرفتن در خاک و با مساعد شدن هوا جوانه بزند . موضوع این است که بذر بعد از کاشت تا اوایل بهار بصورت خواب باقی می ماند و وقتی در بهار شرایط هوا مطلوب گردید کلزا جوانه زده و سر از خاک بیرون می آورد . تعیین زمان کاشت در موقعی مشکل است که کشاورزان نمی توانند با تقویم ویژه تاریخ کاشت عمل کشت را انجام دهند زیرا کشاورزان به هوا نیاز دارند که در این مواقع بایستی خاک سرد شود ولی یخ نزند (صفر درجه سانتی گراد در عمق ۵ سانتی متری خاک) اگر دمای خاک به ۳ درجه سانتی گراد یا بیشتر از آن برسد بذر جوانه زده و به محض اینکه خاک یخ بزند جوانه ها خواهند مرد. در گذشته کشاورزان دریافته اند که به خواب بردن بذر کلزا وقتی که دمای خاک به نقطه انجماد نزدیک می شود بسیار مشکل است مگر اینکه اولین برف ببارد .

میزان بذر
میزان بذر حدود ۶-۱۰ کیلو برای رقم آرژانتینی و حدود ۶-۱۰ کیلو برای واریته لهستانی در نظر گرفته می شود .
فرمول عمومی برای بذر افشانی کلزا حدود ۶ کیلو در هر هکتار می باشد . تفاوت عمده ای در مقدار بذر در واریته های مختلف کلزا وجود دارد این نقطه بسیار مهم است که پر پشت و تنک بودن بوته را در سطح مزرعه ملاک میزان بذر قرار ندهیم . پس بسیار ضروری است که تعداد بذر در هر هکتار زمین زراعی برای هر واریته خاص که تعداد بوته گیاهان را تشکیل می دهد قبلاً مشخص باشد و بر اساس آن مقدار بذر تعیین گردد .
یک قانون کلی نشان می دهد در یک کیلو بذر کلزا هیبرید واریته آرژانتینی حدود ۱۵۰ هزار تا ۱۷۰ هزار بذر وجود دارد . برای واریته آرژانتینی با گرده افشانی آزاد حدود ۲۷۰- ۳۲۰ هزار بذر وجود دارد و این مقدار در واریته لهستانی حدود ۴۰۰ هزار بذر در هر کیلو گرم می باشد. .
تعداد بوته مناسب برای گیاه کلزا حدود ۱۵۰ بوته در هر مترمربع و ۱میلیون و ۵۰۰ هزار بوته در یک هکتار می باشد حداقل می توان ۴۵ بوته در هر مترمربع در نظر گرفت . بنابراین با توجه به اینکه کلزا مقاوم به علف کش می باشد، براین اساس می توان تعداد ۲۲ بوته در هر متر مربع در نظر گرفت تا همه آنها از فضای یکسانی استفاده کنند.

کوددهی
عکس العمل کلزا به کودها شبیه محصولات غلات دانه ریز بوده و بستگی به حاصلخیزی خاک دارد. ازت و گوگرد کلید موفقیت برای رسیدن به عملکرد بالا می باشد .
مواد نیتروژن دار و پتاسی نمی توانند بصورت مستقیم با بذر تماس پیدا کنند و بایستی بصورت نواری حداقل به فاصله ۵ سانتیمتر دورتر از بذر ریخته شود آزمایش خاک برای تعیین صحیح مقدار مواد غذایی مورد نیاز گیاه باید انجام شود . کلزا یک مصرف کننده زیاد گوگرد می باشد.
۲۲۵۰ کیلو گرم حاصل از هر هکتار کلزا دارای ۵/۱۳کیلو گرم گوگرد در ساقه و برگ و حدود ۱۷ کیلو گرم گوگرد در بذر می باشد در صورتیکه همین مقدار در گندم فقط دارای ۵/۶ کیلو گرم کوگرد در بذر و ۸ کیلو گرم در ساقه و برگ دارد در نتیجه مقدار گوگرد در خاک در تولید کلزا نقش بسزای دارد حتی کمبود گوگرد در خاک عدم وجود کلزا در مزرعه را رقم می زند .
یک نمونه آزمایش برای تعیین مقدار گوگرد در خاک نمی تواند نمایانگر درصد گوگرد در خاک باشد پس بایستی در مقطع مختلف زمانی و از قسمتهای مختلف مزرعه نمونه برداری شود.
بر اساس آزمایش خاک، خاکهای که دارای گوگرد متوسط یا کم دارند حدود ۲۵ تا ۳۵ کیلو گرم و برای خاکهای با گوگرد زیاد ۱۵ تا ۲۰ کیلوگرم گوگرد در هر هکتار لازم است . کلزا گوگرد را به شکل سولفات جذب می کند. کود گوگرد ممکن است به شکل سولفات آمونیوم یا ترکیب سولفات آمونیوم و با عنصر گوگرد قابل تجزیه باشد .
برای کلزا کود مرکب توصیه می شود زیرا در خاکهای شنی در اثر بارش زیاد باران سولفات شسته می شود . در صورتیکه عنصر گوگرد ممکن است در طی فصل مرطوب تجزیه شود و در سال بعد بر اساس نیاز مورد استفاده قرار گیرد .بهتر است گوگرد کافی را قبل یا در حین کاشت تهیه کرد. اگر در فصل زراعی قبل از ظهور گلها کمبود گوگرد محرز گردد با بکار بردن کود تیوسولفات آمونیوم یا سولفات آمونیوم می توان به عملکرد قابل قبول دست یافت یک کود دهی به موقع بهترین عملکرد را دربر خواهد اشت .
مقدار کمی از گوگرد بوسیله برگ جذب می گردد . برای جذب کود در این زمان به باران سنگین نیاز داریم که سولفات قابل حل را به ریشه ها برساند.

کنترل علف هرز
جوانه کلزا به رقابت زود هنگام علف هرز بسیار حساس است . برنامه موثر مبارزه با علف هرز می تواند شامل مبارزه زراعی - مکانیکی و شیمیایی باشد .
اصولاًکلزا یک رقیب خوبی بااکثر علف هرز می باشد .خردل وحشی یک بذر آلوده کننده جدی برای کلزا است که می تواند باعث کاهش کمیت و حتی عدم قبولی آن در بازار گردد . باید توجه ویژه ای به کنترل علف هرز در پیش از کاشت داشت یا در زمین هایی که آلوده به علف هرز می باشد از کاشتن کلزا در آن اجتناب نمود .
علاوه بر عملیات زراعی برای مبارزه با علف هرز ، برای رسیدن به تراکم مناسب در کلزا اصلاح قدرت جوانه زنی باعث می شود به خوبی با علف هرز رقابت کند .
با توجه به تاریخ بذرافشانی ،میزان و عمق کاشت می توان علف هرز چند ساله را در سال قبل برای کاشت کلزا کنترل نمود به علت اینکه بذر کلزا در عمق کمی از خاک کاشته می شود کج بیل و دندان فنری دوار برای مبارزه با علف هرز توصیه نمی شود . این ابزار می تواند به جوانه های کلزا صدمه زده تعداد بوته در هکتار را کاهش دهد.
تری فلورالین و سونالان دو تا علف کش قبل از کاشت مخلوط با خاک هستند و برای مبارزه با علف هرز ارائه شده اند . سموم این علف کش ها در خاک های شنی بافت درشت به میزان کمتر و در خاک های با مواد الی به میزان کم هستند .
تری فلورالین و سونالان بایستی همیشه بصورت قبل از کاشت در خاک های خالی از کشت بکار می رود . هر دوی این سموم نازک برگان یک ساله و بعضی از پهن برگان شامل خرفه یا قازایاغی کوشیا براحتی کنترل می کند ولی خردل وحشی قابل کنترل نیست .
Sethoxydim – quizalofop – clethodim علف کشهای بعد از کاشت در علوفه های نازک برگ بسیار ضروری در کلزا می باشند.
کاربرد مخلوط برای گوزالوفوب و کلتودیم با یک علف کش پهن برگ بصورت زیاد توصیه نمی شود چون ممکن است باعث کاهش کنترل علف هرز نازک برگها شود. قبل از پر کردن مخزن سم به طور کامل بقایای سموم علف کش که برای کلزا مضرر می باشد، بشویید و پاک کنید. بقایای علف کش سلفونیولریا بعلاوه علف کش فنوکسی به مقدار ناچیز می تواند خیلی مضرر به کلزا باشد. کلزا خیلی به راندگی از طریق علف کش پهن برگها از قبیل ۲۴D و MCP - دیکامبا – گلیفسفات و علف کش سولفونیلوریا حساس می باشد. بایستی بسیار احتیاط کرد که راندگی در اثر مصرف این علف کش در زمین کلزا صورت نگیرد .

بیماری گیاه
بیماری گیاهی می تواند مشکل جدی در تولید کلزا باشد. تناوب زراعی بایستی بدقت طراحی شود تا میزان بیماری را در حداقل نگه داشت .
دو تا بیماری عمده در کلزا اسکلروتینیا و ساق سیاه می باشد. بیمارهای کم گزارش شده در کلزا عبارتند از زنگ سفید – لکه سیاه – سفیدک دروغین و زردی مینا. دو نوع بیماری ساق سیاه در کلزا وجود دارد : گونه ضعف (غیر بیماری زا ) و گونه سمی (بیماری زا) که گونه بیماری زای آن ایجاد پوسیدگی عمیق در ساقه گیاه در نزدیکی خاک باعث می گردد. این پوسیدگی قدرت رویش گیاه را کاهش داده و ممکن است باعث حفره در گیاه شود . گونه بیماری زای آن در سال ۱۹۹۱ برای اولین بار در ایالت داکوتا در فصل زراعی در ۲۳ مزرعه کلزا یافت شد . ساق سیاه قارچی است که اسپورها ی آن بوسیله باران و وزش باد یا بذر آلوده انتقال می یابد . واریته هایی از کلزا وجود دارند که به این نوع ساق سیاه مقاوم می باشند.
عموماً گونه آرژانتینی مقاومت بیشتری به این بیماری از خود نشان می دهد .واریته لهستانی بیشتر به این بیماری حساس می باشند .
در نواحی که ساق سیاه کلزا در آنجا گزارش شده است استفاده از ارقام مقاوم به این بیماری و تناوب زراعی در کنترل این بیماری ضروری می باشد . ساق سیاه در خردل مشکل چندانی ایجاد نمی کند زیرا بسیار مقاوم به این بیماری می باشد .
پوسیدگی ساقه اسکلروتینیا ( کپک سفید ) یک بیماری با قدرت کشندگی زیاد در آب و هوای مرطوب می باشد که این قارچ می تواند به شکل جسم سخت سیاه رنگ قارچی بنام اسکلرویتنا حدود ۵-۶ سال در خاک زنده بماند که هر گاه آب و هوا به مدت ۲-۱ هفته بصورت مرطوب باقی بماند با جذب رطوبت خاک اسکلروتینیا جوانه زده و تولید اجسام نازک شبیه قارچ ، بنام آپوتیشا می کند .
آپوتیشا حدود ۹- ۵/۴ سانتی متر طول دارد که میلیون ها اسپور هوایی را تولید می کند .
کلزا اصولاًدر مرحله گلدهی و یک مقدار بعد از گلدهی حساسترین موقع به این بیماری می باشد .اسپورها گلبرگهای کلزا پژمرده شده در آب و هوای مرطوب را آلوده می کنند . آلودگی ایجاد شده در گلبرگهای مرده کلزا به بافت های مجاور منتقل می شود و درنتیجه به شاخه های و گیاه مرده هجوم برده و باعث ایجاد حفره یا مسکن برای خود می نماید .
ساقه های پوسیده شده ، شکل سفیدی به خود می گیرند . آلودگی اسکلروتینیا در کلزا موقعی جدی خواهد بود که آب و هوای مرطوب و خنک دو هفته بعد از خرداد شروع شود و تا اوایل همین ماه که شکوفه دهی صورت می گیرد ادامه یابد .
برای مزارعی که مورد هجوم به اسکلروتینیا شده باشد حداقل به یک تناوب سه ساله زراعی بدون کاشت کلزا توصیه می گردد . در طول مدت این تناوب زراعی ضروری است که از کاشتن محصولات بسیار حساس به این بیماری از جمله آفتابگردان و لوبیای خشک ، اجتناب کرد .
قارچ کش های کوادریس ، رونیلان و تاپسین ام برای از بین بردن و مبارزه با اسکلروتینیا در کلزا به ثبت رسیده است .
تاثیر باز دارندگی در بیماری اسکلروتینیا به موقع قارچ کش نیاز دارد ،کوادریس در مرحله گلدهی ۱۵-۱۰ درصد یا ۳ تا ۷ روز بعد از آغاز گلدهی بایستی بکار برده شود که در این مرحله۱۸-۱۰ گل در ساقه اصلی رقم آرژانتینی وجود دارد . کوادریس ، وقتی اولین گلبرگ کلزا خشک شد و به زمین افتد بایستی بکار برده شود . تاخیر در کاربرد این سم ، از اثرات آن می کاهد .
رونیلان و تاپسین ام بایستی در مرحله گلدهی ۵۰ – ۲۰ درصد یا ۴ تا ۱۰ روز ، بعد از ظهور گل در کلزا صورت می گیرد که در آن موقع ۱۶- ۱۴ گل در ساقه اصلی وجود دارد .
مرحله گلدهی ۵۰ درصد آن موقعی است که کلزا بیشترین توسعه رنگ را در سطح مزرعه دارد. در آن مرحله کمتر از یک سوم نیام ها در ساقه اصلی قرار خواهند داشت و در ضمن محصول بیشتر از ۵ درصد شکوفه بزند اغلب قارچ کش ها تاثیر کمی در کنترل اسکلروتینیا کلزا دارند. کوادریس باید در غلظت ۷۰۰ سی سی تا ۱ لیتر در هر هکتار بکار برده شود که کاربرد مقدار ۷۰۰ سی سی بوسیله ثبت کنندگان سم تایید شده است . این سم اگر قبل از شروع ریزش گلبرگ ها بکار برده شود ،برای کنترل بیماری کافی بنظر می رسد .
مقدار مصرف رونیلان ۷۵۰ تا ۱۱۵۰ گرم و تاپسین نیز با همین مقدار در هر هکتاربکار می رود . اطلاعات جامع نشان می دهد که کاربرد مقدار ۳۵۰ گرم رونیلان و ۴۵۰ گرم تاپسین وقتی بموقع بکار برده شود اثر عالی برای کنترل اسکلرینا در تحت فشار شدید بیماری دارد .
موقعی باید تصمیم به سم پاشی کرد که:
۱) پتانسیل عملکرد بالای نرمال (حدود ۲۵۰۰ کیلو) در هکتار باشد یا قیمت کلزا در حداقل آن باشد .
۲) اگر هوا در موقع گلدهی مرطوب گردد (حداقل ۲۵ تا ۵۰ میلیمتر در عرض دو هفته قبل از گلدهی )
۳) اگر بارندگی بیشتر و رطوبت بالا باشد .
۴) اسکلروتینیا مشکل چندین سال اخیر در مزرعه که بصورت متناوب مورد کشت کلزا قرار گرفته باشد یا اگر مزارع نزدیک به آن ،اگر کلزا در تناوب زراعی سه ساله یا کمتر باشد انتظار می رود که یک قارچ کش حتماً مورد استفاده قرار گیرد .

حشرات
خسارت جدی به گیاه کلزا موقعی اتفاق می افتد که جمعیت سوسک های ککی به حداکثر خود برسد این سوسک ها از گیاهک تازه جوانه زده کلزا تغذیه می کند این زمان مصادف با اردیبهشت تا خرداد است .
سوسک های بالغ از لپه های کلزا و اولین برگ حقیقی کلزا تغذیه می کنند و باعث ظهور سوراخ بزرگی در گیاه می شود و گیاهک که شدیداً صدمه دیده ممکن است بمیرد و گیاهانی که کمتر خسارت دیده اند از کاهش قدرت رشد رنج خواهند برد . هوای آفتابی و داغ باعث فعالیت حشرات برای تغذیه می شود در صورتیکه هوای خنک ومرطوب تغذیه حشرات را کاهش داده و مساعد برای رویش محصول کشاورزی است هوای خشک و گرم باعث پژمردگی و مرگ گیاهی شده و در نتیجه قسمتی از محصول کشاورزی را از دست خواهیم داد .
در بعضی موارد توسعه بیماری در یک مزرعه از حرکت حشرات از یک گیاه به گیاه دیگر اتفاق می افتد که در این مورد ممکن است کل مزرعه سریعاًمورد هجوم قرار گیرد .
خسارت جدی معمولاً وقتی گیاه از مرحله گیاهچه (جوانه زنی ) گذشته، اتفاق نمی افتد زمانی که گیاه کلزا با قدرت رشد نماید، سوسک فقط می تواند باعث ریزش برگ ها شود . تاثیر عمده زمانی اتفاق می افتد که لاروهای این سوسک از ریشه گیاه تغذیه می کند .
گاهگاهی در مرداد ماه تعداد زیادی از سوسک های بالغ تازه پوست اندازی شده بطرف گیاه کلزای نیمه رس حرکت کرده و اپیدرم ساقه ، برگ ها و نیام ها را می جوند که ممکن است باعث خرد شدن نیام و دانه های ریز شوند . در اکثر سال ها محصول کشاورزی به حد کافی از رشد می رسند تا از خسارت جدی بگریزند .
تناوب زراعی می تواند تلفات ناشی از سوسک ککی در گیاهان را کاهش دهد . یک بستر خوب یا مواد غذایی کافی برای گیاه کمک خواهد کرد که از خسارت سوسک در مرحله جوانه زنی که حساس به آن حشره است در بهار بگریزد .
وجود چند تائی از سوسک ککی یا چند سوراخ ایجادشده توسط آن در یک گیاهچه نگران کننده نیست بنابراین اگر سوسک ها زیاد باشند و حدود ۲۵ درصد از برگ ها را سوراخ نموده به زمین بیافتند در کلزا این خسارت اقتصادی است و بایستی سریعاً کنترل گردد . کلید کنترل سوسک ککی نظارت مکرر در مرحله حساس جوانه زنی می باشد .
گاچو – گاچو پلاتینوم – هلیکس اکسترا سموم ضد عفونی کننده بذور ثبت شده در کلزا می باشد. در عملیات آفت کشی از سمومی استفاده کنید که به زنبور عسل آسیب نرساند.

عملیات برای کاهش بذرهای سبز
یک مشکل بزرگ در کلزا ماندن بذربه حالت سبز در کلزا است که هوای خنک ، ابری و مرطوب در زمان رشد گیاه باعث سبز ماندن بذور در تمام واریته های کلزا می شود ، که مشکل بزرگی در تولید کلزا محسوب می شود. در بعضی حالت این مشکل وقتی که کمبود گوگرد اتفاق می افتد،به بدترین شکل نمایان می گردد .
دمای در موقع رسیدگی یک عامل مهمی در تجزیه کلروفیل می باشد . دمای خنک و یک دوره کوتاهی از سرما در مرداد و شهریور فعالیت آنزیم را کاهش داده و باعث تجزیه کلروفیل می شود .
سرما صفر تا ۱درجه سانتی گراد این سیستم را مختل می کند بویژه آن می تواند بر عکس باعث سنتز دوباره شود و این در مرحله توسعه بذر بسیار حساس می باشد و باعث تفاوت میان مزارع مجاور هم که فقط چند روز از نظر بلوغ باهم فاصله دارند یا در یکنواختی رسیدگی باهم متفاوت شوند .
حتی برداشت کلزا ۶-۴ روز قبل از یک سرما باعث باقی ماندن میزان نسبتاً زیادی از کلروفیل در بذر می گردد که باعث تأخیر جوانه زنی ۲ یا بیشتر از دو روز در مراحل رویش نتیجه عدم بلوغ بذر در مرحله چیدن و بذر سبز در مرحله برداشت می باشد. وجود بذر نازک و لاغر در کلزا باعث ایجاد شاخه های فرعی بیشتر در کلزا و تغییراتی در رسیدگی بذر می گردد که علت اصلی آن عدم رسیدگی بذر در هنگام چیدن است و نیز باعث سبز ماندن بذر شود . تولید کنندگان کلزا می تواننداز توصیه های مدیریت برای کاهش مشکلات بذور سبز در آینده بکار ببرند .در زیر به مواردی اشاره می گردد.
▪ مزرعه ای را برای کشت کلزا انتخاب کنید که خوب زهکشی شده و حاصلخیز باشد . - تا آنجا که می توانید در فصل بهار زود بذر خود را بکارید تا حداکثر زمان برای رسیدن بذور کلزا داشته باشد .
▪ بستر بذر محکم و مناسب برای تحصیل عمق صحیح کاشت و تماس خوب بذر با خاک برای تسریع در جوانه زنی .
▪ برداشت کلزا را در مرحله رنگی مورد توصیه برای شرایط هوای مختلف انجام دهید .
▪ سطوح حاصلخیزی کافی و مناسب برای رشد کلزا و رسیدن آن حفظ کنید ، کلزا در اثر تنش حاصل از کمبود مواد غذائی بطور یکسان نخواهد رسید .
▪ نمونه های خاک را برای تعیین مقدار نیتروژن ، پتاسیم ، فسفر و میکرو مغذیها در خاک مزرعه انجام گیرد .
▪ نمونه برداری زود هنگام از بافت گیاه در مرحله روزنه و آزمایش آن برای کاربرد صحیح از میکرومغذی در زمان های معین .
▪ مزارع با حاصلخیزی بالا می توان انتظار داشت که دیرتر به مرحله رسیدگی در سال برسد زیرا با درجه حرارت روزانه پایین تر از معمول در زمان رشد مواجه خواهد شد .

برداشت و کوبیدن
کلزا موقعی می رسد که گیاه به رنگ گاه در آید و بذر آن قهوه ای پر رنگ باشد به خاطر اینکه خرد شدن دانه یک مشکل بالقوه می باشد و توصیه می شود برداشت ، موقعی صورت گیرد که ۳۰ – ۲۰ درصد بذر کلزا از سبز به قهوه ای تغییررنگ داده باشد برای این کار تولید کننده بایستی از جاهای مختلف مزرعه برای تعیین متوسط رسیدگی نیام کلزا را جمع آوری کنند. وقتی محصول آماده برداشت است که دانه سخت و موقعی در بین دو انگشت به همدیگر فشار می دهیم ، نشکند . رطوبت در این مرحله حدود ۳۵ درصد می باشد .
در موقع برداشت سرعت چرخ ها بایستی از یک سوم تا دو سوم حالت طبیعی کاهش یابد . کلزا اگر خوب نرسد به آسانی قابل شکستن است در حالت برداشت FLUFFY دانه های کلزا براحتی توسط باد پراکنده می شود و برداشت کلزا بایستی از پایین ترین قسمت غلافها انجام گردد . این باعث خواهد شد که دستجات علف خشک کلزا به طرف پایین خم شده و از تلفات باد جلوگیری خواهد شد .
وجود غلتک یدک کش در پشت ماشین چیننده، باعث عملیات استانداردی می شود که مطمئن می سازد علف خشک دسته بندی شده در جای خود باقی می ماند. برای کاهش خرد شدن یک نوع کمربند برای چیدن کلزای درو شده استفاده کنید. سرعت غلتک کمباین برای کلزا حدود ۵۰ تا ۷۵ درصد نسبت به برداشت گندم کاهش می یابد. از سرعت بیش از حد غلتک اجتناب کنید زیرا باعث شکستن کلش کلزا می گردد و از اضافه بارگذاری در الک و گذاشتن مواد خارجی مخلط با بذر پاک جداً خوداری کنید. کاه و کلش کلزا و پوست و سبوس آن بایستی در پشت کمباین پراکنده شود.

ذخیره و خشکاندن
مشکلات ذخیره و جابجایی کلزا شبیه کتان می باشد. بذر گرده بوده کوچک ولی سنگین و براحتی غلت می خورد. جعبه های محکم در کامیون انبارهای محکم جهت ذخیره سازی لازم می باشد.
۶ هفته بعد از برداشت، دانه کلزا تعریق کرده سپس گرم می شود و سیلوی آن با رطوبت ۱۰-۹ درصد می تواند اتفاق افتد. کلزا دارای رطوبت ۵/۸ درصد بایستی برای فاصله منظم حرارت مورد امتحان قرار گیرد. اگر برداشت در رطوبت بالا صورت گیرد بایستی بصورت طبیعی یا مصنوعی خشک شود . برای حفظ کیفیت بذر دمای ۴۳ درجه سانتی گراد یا کمتر از آن برای خشک شدن هر چه بیشتر در تولید تجاری لازم است.
اگر یک مقدار چشمگیر از مواد خارجی مثل کاه و کلش با کلزا مخلوط شود. مقرون به صرفه است که قبل از اینکه خشک و انبار گردد از غربال بدور بریزیم .

محصولات کلزا
غذاهای تولید شده از واریته های مختلف کلزا دارای ۳۸ درصد پروتئین می باشد و آمینو اسیدهای کلزا مکمل سویا بوده و این محصول اغلب شامل همان ارزش غذائی را دارا هستند. آزمایش نشان داده است که حیوانات در صورت خوردن مخلوطی از این دو غذا جواب خوبی داده اند در کانادا خوراک کلزا بیش از ۲۰-۱۰ درصد به عنوان سهم غذای برای مرغ– بوقلمون - غاز – اردک – خوک و حیوانات شیری و گوشتی توصیه شده است.
روغن خوراکی کلزا در دو دهه اخیر در بعضی از کشورها برای مصرف انسانها در امریکا توسط FDA تصویب گردیده است . روغن کلزا همانند سایر محصولات نباتی روغنی برای پختن غذاها و دسر بصورت جامد و مایع در بازار موجود می باشد و بدلیل داشتن اسید اولئیک نسبت به دیگر روغنها از اهمیت بیشتری برخوردار است.

کلزا در محدوده وسیعی از خاکها رشد می‌کند، ولی مناسب‌ترین اراضی برای رشد کلزا ، خاکهایی با بافت متوسط ، زهکشی مناسب ، مواد آلی کافی و PH حدود ۶.۵ می‌باشد. کلزا در شرایط ایستابی ، سیلابی و زهکشی ضعیف زمین و PH پایین‌تر از ۵.۵ نباید کشت شود. کلزا در تناوب هر محصولی که اجازه تهیه بستر مناسب بذر را داده و از توسعه عوامل بیماری‌زای خاک‌زی جلوگیری کند، رشد می‌نماید. بویژه در تناوب با غلات ، عکس‌العمل مطلوبی نشان می‌دهد.
این تناوب باعث کنترل بیماریها ، آفت و علفهای هرز کلزا می‌گردد. کشت متوالی کلزا در یک زمین یا کشت آن در تناوب با سایر گیاهان جنس براسیکا باعث تشدید بیماریهای کلزا می‌گردد، چرا که در این حالت عامل بیماری‌زا می‌تواند در سالهای متوالی در خاک و روی گیاه میزبان باقی بماند و جمعیت خود را افزایش دهد. بنابراین هنگام انتخاب یک منطقه برای تولید کلزا ، توجه به تناوب زراعی منطقه بسیار مهم است.


انتخاب رقم
ارقام کلزا از نظر تیپ رشد با توجه به ریخته ارثی به سه گروه عمده تقسیم می‌شوند.
۱) ارقام کلزا با تیپ رشد بهاره (Spring): این ارقام برای به گل رفتن به درجه حرارت حدود ۳ درجه سانتیگراد به مدت یک هفته نیاز دارند.
۲) ارقام کلزا با تیپ رشد بینابین (Intermediate): این ارقام جهت بهاره سازی یا شروع رشد زایشی به درجه حرارت حدود ۳ درجه سانتیگراد و کمتر به مدت یک ماه نیاز دارند. تیپ رشد بینابین نیز به دو زیر گروه تیپ رشد بینابین زودرس و بینابین متحمل به سرما تقسیم می‌شود.
۳) ارقام کلزا با تیپ رشد زمستانه (Winter): این گروه تحمل به سرمای بسیار خوبی داشته و جهت شروع رشد زایشی به درجه حرارت حدود ۳ درجه سانتیگراد و کمتر به مدت یک و نیم ماه نیاز دارند.


روش کاشت
کلزا را به دو روش دست‌پاش و مکانیزه می‌کارند. در کشت دست‌پاش به میزان بذر بیشتری نیاز خواهد بود. در این روش ، بستر بذر باید کاملا صاف شود و پس از پخش بذر ، یک دیسک یا غلطک بسیار سبک زده شود تا تماس کافی بین بذر و خاک ایجاد گردد. آبیاری باید با دقت زیاد انجام شود تا از شسته شدن بذر و عدم یکنواختی در بستر مزرعه جلوگیری گردد.
در روش کشت مکانیزه هم می‌توان با خطی کار غلات و هم بذرکار پنوماتیک ، عمل کاشت را انجام داد. در هنگام استفاده از بذرکار غلات باید تنظیم دستگاه را با توجه به عمق مناسب کاشت و میزان بذر مطلوب تغییر دارد. این عمل کمی مشکل است زیرا که بذر کلزا نسبت به بذر غلات ریزتر بوده و عمق کاشت آن سطحی‌تر می‌باشد. همچنین می‌توان از موزع مخصوص کلزا و تثبیت کننده عمق در این دستگاهها استفاده نمود.
از آنجایی که شرایط فیزیکی خاک در همه مناطق کشور مناسب نبوده و تمامی بذور کلزای کشت شده قادر به سبز شدن نمی‌باشند، بنابراین استفاده از دستگاه پنوماتیک بجز در مناطق خاص کشور توصیه نمی‌شود. در هر روش کاشت ، استفاده از لولر قبل از کاشت از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است و عامل مهمی در سبز یکنواخت و آرایش مناسب بوته‌ها می‌باشد.


شروع کاشت و شناسایی مراحل رویش
▪ تا آنجا که می‌توانید کاری کنید که گیاه هر چه زودتر سبز شود تا از قرار گرفتن جوانه‌ها در معرض بیماریهای خاک‌زاد جلوگیری شده و از تبدیل علفها به رقیب زراعت جلوگیری گردد.
▪ بذر را در عمق ۵.۱ تا ۵.۲ سانتیمتری و در رطوبت بکارید و یا مزرعه را بلافاصله آبیاری کنید.
▪ دمای خاک برای سبز شدن حداقل باید ۱۰ درجه سانتیگراد یا بیشتر باشد.
▪ کلزای پاییزه را زمانی کشت کنید که قبل از رسیدن سرمای منطقه حداقل ۸ برگ کامل داشته و یک رزت قوی تشکیل داده باشد.
▪ از بذرهای تمیز و گواهی شده استفاده کنید.
▪ بذرهای چاق و به خوبی رسیده بخرید.
▪ از بذرهایی با ۹۵ درصد قوه نامیه و یا درصد قوه نامیه بالاتر استفاده کنید تا به سبز یکنواخت برسید.
▪ کاشت خیلی عمیق بذر توسعه بیماریهای جوانه را تشدید می‌کند.


مقدار بذر
▪ کلزا را در بستری بکارید که به حد کافی چسبندگی داشته باشد. در غیر اینصورت عمق کاشت را نمی‌توان کنترل کنید.
▪ بستر کاشت هنگامی که چسبندگی کافی دارد که وقتی وارد آن شدید، بیشتر از ضخامت کفه چکمه‌های کار در خاک فرو نرود.
▪ هر ساله تصمیم‌گیری در مورد فشرده کردن خاک را بر پایه شرایط خاک انجام انجام دهید. معمولا خاکهای ریز بافت به سادگی و بیش از حد بهم می‌چسبند، و وقتی چسبیدند می‌توانند چنان فشرده شوند که تامین اکسیژن برای رشد جوانه محدود شود.
▪ دامنه تغییرات بذر مصرفی ۵ تا ۱۰ کیلوگرم در هکتار است.
▪ مزرعه را طوری بکارید که متناسب با شرایط خاک و احتمال مقابله با تنشها در هر متر مربع ۷۵ تا ۱۸۵ بوته داشته باشید.


زراعت
▪ کلزا را همانند گندم در فواصل ردیفهای ۱۵ تا ۲۵ سانتیمتری بکارید. فاصله ردیفهای زیاد سبب رشد شدید بوته‌ها و ایجاد مشکل در برداشت می‌گردد.
▪ ریزی و درشتی دانه بر مقدار بذر مصرفی تاثیرگذار است. هر قدر دانه‌ها درشت‌تر باشند، در هر کیلوگرم بذر تعداد کمتری بذر وجود دارد و در نتیجه مصرف بذر بیشتر می‌شود.
▪ شرایط کاشت از جمله خطر بالقوه بیماریها و آفات بر مقدار بهینه بذر مصرفی تاثیر می‌گذارد.
▪ در شرایطی ضعیف‌تر از شرایط بهینه نیاز به بذر بیشتری است. در شرایط بهتر از متوسط ۶۰ تا ۸۰▪ درصد بذرها گیاهان زنده تولید می‌کنند و در شرایط متوسط ۴۰ تا ۶۰ درصد بذرها بوته‌های زنده بدست می‌دهند. بنابراین در موقع کاشت بذر علاوه بر قوه نامیه به این موارد توجه کنید.
▪ مقدار بذر کمتر به معنای تعداد بوته کمتر است. بنابراین زمان طولانی لازم است تا گیاه سطح مزرعه را بپوشاند. این وضعیت به علفها فرصت می‌دهد تا خود را مستقر کرده و با زراعت رقابت کنند.
▪ تعداد بذر کمتر ( تعداد بوته کمتر) به گیاه اجازه می‌دهد که شاخه بیشتری بدهد. این کار دوره رشد را طولانی‌تر کرده و سبب تاخیر در رسیدن می‌شود.


طراحی یک برنامه استفاده از علف‌کش
▪ یک برنامه خوب کنترل علف امری اساسی است زیرا در کلزا در مرحله جوانه زدن در رقابت با علف بسیار ناتوان است.
▪ تعدادی از علفها بویژه علفهای خانواده کوریسیفر در سالهای کشت محصول غیر کلزا می‌توانند به عنوان میزبان بیماریها و آفات عمل کنند. کنترل علفها در سالهایی هم که کلزا کشت نمی‌شود دارای اهمیتی یکسان است. یک کشاورز خوب در مزرعه غلاتی که قصد دارد در آن کلزا بکارد، با این علفها به خوبی می‌تواند مبارزه کند. این مبارزه علاوه بر اینکه علفهای مزاحم گندم را دفع می‌کند علفهایی را هم که در مزرعه کلزا نمی‌تواند با آنها مبارزه کند، مهار کرده است.
▪ کنترل علف در کلزا نیازمند روشهای مدیریت زراعی نظیر تناوب زراعی ، استفاده از بذرهای عاری از علف هرز و خاک‌ورزی درست همراه با انتخاب علف‌کش‌های مناسب و کاربرد صحیح آنهاست. مقاومت به گروهایی از علف‌کش‌ها در بسیاری از نواحی کشت کلزای جهان یک حقیقت مسلم است. برای جلوگیری از چنین وضعیتی به صورت منظم در بین گروههای علف‌کش تناوب ایجاد کنید.
▪ در مزرعه قدم بزنید و گونهای علف موجود را شناسایی کنید. مشاهدات مزرعه‌ای همچنین شما را درباره توسعه علف‌های مقاوم هوشیار خواهد ساخت. در شناسایی علفهای هرز مزرعه خود را از متخصصین علفهای هرز کمک بگیرید.
 

اثر تاریخ کاشت بر اجزای عملکرد و عملکرد دانه و روغن ارقام کلزا در کرمانشاه

 

به منظور بررسی و تعیین تاریخ کاشت و رقم از لحاظ عملکرد دانه و روغن، آزمایش در سال 1379 در منطقه اسلام‌آباد کرمانشاه و به صورت طرح کرت‌های خرد شده در قالب بلوک‌های کامل تصادفی در 4 تکرار انجام گرفت. تاریخ کاشت به عنوان عامل اصلی در 4 سطح (18 و 28 شهریور؛ 7 و 17 مهر) و فاکتور فرعی شامل پنج ژنوتیپ رقم کلزای پاییزه (اورینت، طلایه، آکاپی، اس.ال. ام 046 و کلورت) بود. نتایج به دست آمده نشان داد که عملکرد دانه و اجزا عملکرد و هم چنین ارتفاع بوته، عملکرد بیولوژیکی، تعداد شاخه‌های فرعی، تعداد بوته در متر مربع، شاخص برداشت و درصد و عملکرد روغن در سطح احتمال یک درصد تحت تاثیر تاریخ کاشت اختلاف معنی‌داری داشته و اولین تاریخ کاشت از نظر صفات فوق برتر بود. ارقام مورد آزمایش از نظر عملکرد و اجزا آن و سایر صفات فوق در سطح احتمال یک درصد اختلاف معنی‌داری داشتند. در بین ارقام مورد نظر بیشترین و کمترین عملکرد دانه به ترتیب برای رقم اس. ال. ام 046 با 2.59 تن در هکتار و رقم آکاپی با 1.77 تن در هکتار به دست آمد و نتایج عملکرد روغن نیز تابع چنین روندی بود. با تاخیر در کاشت عملکرد دانه برای ارقام کلزای مورد بررسی کاهش نشان داد، که این موضوع متاثر از مصادف شدن مراحل گلدهی و نمو غلاف و دانه به گرما می‌باشد. در مجموع، بالاترین مقدار عملکرد دانه از رقم اس. ال. ام 046 (4.08 تن در هکتار)، در تاریخ کاشت اول به دست آمد

برآورد پارامترهای ژنتیکی برای عملکرد، اجزاء عملکرد و میزان گلوکوزینولات در کلزا

هشت ژنوتیپ کلزا شامل شش رقم و دو لاین اصلاح شده جهت برآورد پارامترهای ژنتیکی تعداد غلاف در ساقه اصلی، تعداد غلاف در بوته، تعداد دانه در غلاف، وزن هزار دانه، عملکرد دانه و میزان گلوکوزینولات کل مورد استفاده قرار گرفتند. تجزیه واریانس بر اساس روش هیمن مبین قابلیت ترکیب پذیری عمومی (a) و خصوصی (b) معنی دار برای خصوصیات مورد مطالعه به استثناء وزن هزار دانه بود، که نشان دهنده اهمیت اثرات افزایشی و غیر افزایشی در کنترل ژنتیکی آنها است. برای وزن هزار دانه فقط قابلیت ترکیب پذیری عمومی معنی دار گردید. برآورد نسبت میانگین مربعات قابلیت ترکیب پذیری عمومی به قابلیت ترکیب پذیری خصوصی معنی دار و قابلیت توارث خصوصی بالا برای وزن هزار دانه و گلوکوزینولات کل مبین اهمیت بیشتر اثرات افزایشی در کنترل ژنتیکی خصوصیات مزبور بود و در نتیجه کارایی انتخاب برای آنها بالا خواهد بود. برآورد میانگین مربعات معنی دار انحراف میانگین والدین از هیبریدها (b1) برای تمامی خصوصیات به استثناء طول غلاف و وزن هزار دانه نمایانگر غالبیت جهت دار و در نتیجه هتروزیس متوسط معنی دار برای کلیّه خصوصیات مورد مطالعه به استثناء دو صفت مزبور می‌باشد. برآورد میانگین مربعات معنی دار اثرات مادری (c) برای تمامی خصوصیات به استثناء دو صفت مزبور می‌باشد. برآورد میانگین مربعات معنی دار اثرات مادری (c) برای تمامی خصوصیات به استثناء طول غلاف نشان دهنده اهمیت اثرات مادری برای کلیّه خصوصیات مورد مطالعه به استثناء صفت مزبور می‌باشد. در بین اجزاء عملکرد، تعداد غلاف در ساقه اصلی و تعداد غلاف در بوته دارای همبستگی مثبت معنی داری با عملکرد دانه بودند، لذا به عنوان صفات مناسب جهت بهبود عملکرد قابل استفاده می‌باشند. عدم وجود همبستگی معنی دار بین گلوکوزینولات کل و عملکرد دانه امکان کاهش این خصوصیت نامطلوب مرتبط با کیفیت را بدون تغییر قابل ملاحظه در عملکرد دانه میسّر می‌سازد. در این بررسی والدهای PF7045/91 و BL1 دارای ترکیب پذیری عمومی مناسب و تلافی‌های PF7045/91 x Shiralee و PF7045/91 x B11 دارای ت91 x B11 دارای ت مناسب برای عملکرد دانه و میزان گلوکوزینولات کل بودند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم دی 1389ساعت 1:37  توسط توحید نوروزوند  | 

مديريت تلفيقي آفات پنبه

مديريت تلفيقي آفت پنبه (IPM ) همواره در راه رسيدن به مديريت آفات حشره و كنه پنبه در حال تكامل است . هدف IPM تلفيق كردن همه روش هاي مديريت جمعيت آفت  به منظور كاهش مصرف حشره كش مي باشد ضمن آنكه سودمندي محصول نيز حفظ گردد .

       محصول پنبه در معرض جمله انواع آفت قرار دارد و اغلب دامنه وسيع از فراواني آفت بين فصول مشاهده مي شود . هر چند حشره كش هاي جديد نسبتاً انتخابي در دسترس كشاورزان قرار مي گيرند اما بررسي دقيق كارشناسان محيط زيست كاربرد برخي سموم قديمي و جديد را خيلي مشكل نموده است . اين امر انگيزه قوي در استفاده از حشره كش هاي كم خطر براي محيط زيست و كاهش مصرف كلي حشره كش ها بوجود آورده است .

      پذيرش سريع سموم جديد توسط كشاورزان و كارشناسان ‍،مانع افزايش آگاهي آنها از ارزش حشرات مفيد در اكوسيستم پنبه مي گردد .       

مديريت كشت پنبه

جهت اجراي برنامه  IPM، مديريت كشت پنبه به پنج دوره مجزا تقسيم مي شود.

 1- برداشت محصول تامرحله قبل از كاشت پنبه

2-آماده سازي زمين يا مرحله قبل از كاشت پنبه

3- زمان كاشت تا مرحله گلدهي(ظهور يك گل در هر متر رديف كشت)

4- مرحله گلدهي تا باز شدن اولين قوزه در هر متر رديف كشت

5-  مرحله باز شدن اولين قوزه تا مرحله برداشت محصول

آفات پنبه در دوره هاي فوق در مراحل مختلف رشد و فعاليت قرار دارند.  مديريت تلفيقي آفت با توجه به شرايط فعاليت آفت در هردوره اجرا مي شود .

1- دوره پس از برداشت تا قبل از كاشت پنبه1-1-بررسي وضعيت شفيره كرم قوزه

نمونه برداري از خاك حداقل از عمق 10 سانتي متري به منظور تعيين تراكم شفيره كرم قوزه انجام ميگيرد .در صورت مشاهده شفيره كرم قوزه با تراكم زياد انجام شخم پاييزه يا زمستانه توصيه مي شود .

 1-2- انتخاب گياه زراعي جهت تناوب زمستان

 در حد فاصل زمان برداشت محصول تا  كاشت مجدد پنبه ، گياه زراعي مناسبي با توجه به نوع آفات آن جهت كاشت در نظر گرفته مي شود .

1-3- كشت گياهان تله اي

 براي به تله انداختن كرم قوزه در اوايل بهار يك نوع گياه زراعي مانند نخود به عنوان گياه تله  كاشته مي شود

با استفاده از يك حشره انتخابي و يا با انجام شخم ومدفون نمودن گياه، كرم قوزه هاي روي آنرا از بين مي برند .

1-4- از بين بردن بقاياي گياهي و رشد مجدد پنبه

 در صورت رشد مجدد پنبه ، وضعيت آفات روي آن را بررسي نموده و اقدام لازم نسبت به از بين بردن آنها به عمل مي آيد .

خرد كردن بقاياي پنبه و استفاده از مواد شيميايي برگ ريز جهت ممانعت از رشد مجدد پنبه .

1-5- علف هاي هرز ميزبان آفت

 آفات پنبه از قبيل كنه ، شته  ، ِسنك  و عسلك روي علف هاي هرز داخل و حاشيه مزرعه پنبه زمستان گذراني مي كنند . با استفاده از علف كش  يا شعله افكن  و يابا انجام شخم  علف هاي هرزرا از بين مي برند .

 1-6- كشت گياه زراعي مناسب به عنوان پناهگاه حشرات مفيد .

برخي از گياهان زراعي مانند يونجه پناهگاه خوبي براي حشرات مفيد مي باشند .

1-7- مصرف كودهاي ازته

براي تجزيه و پوساندن بقاياي گياهي و فعال كردن ميكروارگانيزم هاي مفيد خاك  مصرف كودهاي ازته توصيه مي شود .

-دوره آماده سازي زمين و مرحله قبل از كاشت پنبه

2-1- انتخاب زمين

 با توجه به شرايط جغرافيايي محل از نظر وجود رودخانه  ، منابع آب ، جاده ،مراتع، مسير وزش باد ، مناطق همجوار ، زمين مناسب جهت كشت پنبه انتخاب گردد.

2-2-تهيه بستر بذر

  تماس بهتر بذر با خاك و تأمين رطوبت ودماي مورد نياز و كاشت بذر در عمق مناسب موجب جوانه زني و رشد سريع بذر شده وگياهچه هاي قوي بدست مي آيد .

2-3- انتخاب رقم مناسب پنبه

زودرسي و برداشت زود هنگام محصول به كاهش خسارت آفات در اواخر فصل كمك مي نمايد .

2-4- ضد عفوني بذر

جهت كنترل آفات مكنده در اوايل فصل كشت از يك حشره كش مناسب جهت ضد عفوني بذر استفاده مي شود .

2-5- تغذيه گياهي

 تأمين عناصر غذايي مورد نياز گياه پنبه

2-6- تأمين آب مورد نياز پنبه در اوايل رويش

3-  مرحله كاشت پنبه تا مرحله گلدهي ( مشاهده يك گل در يك متر رديف كشت )

3-1- تاريخ كشت

با توجه به دماي خاك و پيش بيني آب و هوا ، ناريخ كشت مناسب  تعيين شود .

 از كشت خيلي زود و دير هنگام پنبه اجتناب گردد .

3-2- مصرف ازت

با توجه به آزمون خاك و تجزيه دمبرگ ، ميزان مصرف ازت تعيين شود.

3-3- مصرف مواد تنظيم كننده رشد

براي جلوگيري از رشد رويشي غير عادي از مواد تنظيم كننده رشد  استفاده گردد .

3-4- گشت زني در مزرعه جهت بررسي وضعيت آفات پنبه

با توجه به آستانه خسارت اقتصادي آفات ، مبارزه شيميايي و بيولوژيكي توصيه مي شود .

4-  مرحله گلدهي تا مشاهده اولين قوزه باز در هر متر رديف كشت

4-1-گشت زني در مزرعه جهت بررسي وضعيت آفات

        توصيه مبارزه شيميايي و بيولوژيكي ، با توجه به آستانه خسارت اقتصادي آفات.

4-2- آبياري پنبه بر اساس نياز گياه

5- مرحله باز شدن اولين قوزه تا برداشت محصول

5-1- گشت زني در مزرعه جهت بررسي وضعيت آفات پنبه

توصيه مبارزه شيميايي و بيولوژيكي ، با توجه به آستانه خسارت اقتصادي آفات.

5-2- آبياري پنبه بر اساس نياز گياه

5-3-استفاده از مواد شيميايي جهت خزان زودرس برگها

اجزاي اصلي مديريت تلفيقي آفت

1-شناخت بيولوژي و اكولوژي آفات و گياهان زراعي

2-گشت زني در مزرعه

3-آستانه هاي خسارت اقتصادي

4-بررسي تاثير روش هاي مبارزه بر جمعيت آفات

گشت زني در مزرعه

جمعيت آفت از سالي به سال ديگر و حتي ا زيك مزرعه به مزرعه ديگر در طي سال تغيير مي كند.بازديد دقيق مزرعه به كشاورز امكان مبارزه شيميايي به موقع را فراهم مي سازد .

كاربرد حشره كش ها بايستي بر مبناي گشت زني در مزرعه وآستانه خسارت اقتصادي آفات صورت گيرد . از سمپاشي هاي بي رويه و از قبل برنامه ريزي شده  اجتناب گردد .

روش هاي گشت زني در مزرعه

از چند روش گشت زني به منظور ارز يابي اثر آفات روي مزارع پنبه استفاده مي شود.الگو هاي گشت زني در مزرعه پنبه ممكن است به شكل هاي حروفX وZ و يا عدد 8 باشد.

بعضي از حشرات پنبه مانند تريپس در سطح مزرعه تقريبا“ پراكنش يكنواخت دارند و آفات ديگر مانند سنك  و كنه مزرعه پنبه رابيشتر به صورت لكه اي آلوده مي سازند و آلودگي آنها بيشتر از حاشيه مزرعه شروع مي شود.  توصيه مبارزه شيميايي بايستي زماني انجام شودكه پس از گشت زني در مزرعه تعداد آفت به سطح آستانه خسارت اقتصادي رسيده باشد .

از زمان ظهور گياهچه تا مرحله گلدهي ، مزارع پنبه بايستي حداقل يك بار در هفته مورد بازديد قرار گيرد . از مرحله گلدهي تا باز شدن قوزه ها ، مزرعه پنبه را بايستي هر پنج روز يا دوباردر هفته بازديد نمود .

 از هر 8 هكتار پنبه كاري بايستي به طور تصادفي 100 بوته را مورد معاينه قرار داد و براي اين منظور مي توان با انتخاب تصادفي 100 نقطه از مزرعه 100 بوته را  بازديد نمود و يا اينكه ده نقطه از مزرعه را به طور تصادفي انتخاب و در هر نقطه 10 بوته  يك رديف را معاينه كرد .

آستانه خسارت اقتصادي يا آستانه مبارزه

آستانه مبارزه طبق تعريف، تراكمي از آفت مي باشدكه در آن تراكم مبارزه شميايي بايستي براي جلوگيري از خسارت اقتصادي آفت صورت گيرد .

 آستانه هاي خسارت آفات جز اصلي مديريت تلفيقي آفت (IPM ) هستند .آستانه ها را مي توان بر مبناي فراواني آفت ، ميزان خسارت آنها و يا تركيبي از هردو تعيين  نمود . اهميت اقتصادي يك آفت خاص ممكن است با رشد گياه پنبه تغيير نمايد . بنابراين آستانه خسارت آفات بسته به مرحله رشد پنبه متفاوت مي باشد .

اثر مفيد آستانه ها به بازديد منظم مزرعه ، نمونه برداري دقيق و برآورد صحيح سطوح خسارت يا آفت بستگي دارد .     

 جدول 1-آستانه خسارت اقتصادي آفات پنبه ،منبع مورد استفاده(Australia Cotton Cooperative Research Center)

آفت

 

 

مرحله کاشت تا گلدهي

 

مرحله گلدهي تا باز شدن قوزه

 

مرحله باز شدن قوزه تا رسيدن محصول

تا باز شدن 15%

قوزه ها

بيش از 15% قوزه ها باز شده

کرم قوزه پنبه در هر متر رديف

-

 

-

-

-

 

تخم

-

5

5

5

لارو ها

2

2

3

5

لارو متوسط ودرشت

5/0

 

1

1

2

بوته هاي آ لوده(%)

100-200

-

با باز شدن 30تا40% قوزه مبارزه با کرم متوقف مي شود.

سنک

 

 

 

 

بالغ وپوره ها/متر

 

 

 

 

منطقه سرد

5/0

5/0

5/0

منطقه گرم

 

 

 

 

 

 کرم غوزه پنبه Heliothis armigera
آفتي است خطرناک که خسارت شديد آن از پنبه کا ريهاي استان هاي شمال و مرکز ايران گزارش شده است .اين حشره ميزبانهاي متعدد از جمله پنبه ، کنجد ، توتون ، کنف ، نخود ، گوجه فرنگي ، ذرت و گل آفتاب گردان و لوبيا دارد. خسارت اين آفت در مزارع پنبه گرگان و گنبد و مازندران به طور متوسط 25 % کليه محصول و در مزارع نخود ممکن است بيشتر از نصف محصول باشد . در سالهاي اخير اين آفت به ميوه هاي گوجه فرنگي خسارت قابل توجه وارد مي سازد .
مشخصات ظاهري :
عرض بدن حشره با بالهاي باز 25 – 30 ميلي متر است. بالهاي جلوئي قهوه اي متمايل به خاکستري روشن با نوار هاي نا منظم تيره مي باشد. بعلاوه لکه هاي تيره رنگ در انتهاي بال ديده مي شود . بالهاي عقبي سفيد ، با نوارها و لکه هاي تيره ديده مي شود. لاروها در حداکثر رشد 30 – 32 ميلي متر طول دارند . رنگ آنها متغير ، عموما سبز با خطوط تيره و روشن در طول بدن مي باشد . تخم ها نيم کروي، غالبا مجتمع و به رنگ زرد روشن است.
مبارزه
: شخم زمستانه در ازبين بردن شفيره هاي اين آفت بسيار مفيد است و مناسب ترين زمان سم پاشي هنگام ظهور لاروهاي سن يک با سمومي نظير اندرين، سوين و يا سوپر اسيد مي باشد اخيرا استفاده از زنبور تريکوگراما در مبارزه بيولوژيک با اين آفت نتايج اميد بخشي داده است.
کرم خاردار پنبه Spiny cotton bollworm
معرفي آفت
اين آفت نه تنها به گياهان زراعي پنبه، کنف و باميه حمله مي کند بلکه به گياهان قوزک يا شغال کنف، يا بنگ کنف يا کنف وحشي Hibiscus trionum، گاو پنبه يا شال پنبه سا شال کنف يا ديو کنف Abutilon aviennae، انواع ختمي (Althaea)، پنيرک يا توله Malva sp. از خانوادة Malvaceae يا پنير کيان و همچنين به گياه خرقوزک Carchorus olitorius از خانوادة Tiliaceae حمله کرده و خسارت مي زند. کرم خاردار پنبه در ابتداي فصل که هنوز گل و قوزه هاي پنبه ظاهر نشده اند از جوانه انتهائي تغذيه و وارد ساقه مي شود و تا چند سانتي متري انتهاي ساقه که نرم و ترد است پيشروي مي نمايد و سبب خشکيدگي سر شاخه مي شود. در بوته هائي که به اين ترتيب مورد حمله قرار مي گيرند، جوانه هاي جانبي از زير قسمت جوانه انتهائي ظاهر شده و شاخه هاي جانبي را بوجود مي آورند و بوته حالت پهن تري به خود مي گيرد. اما پس از ظهور گل و غنچه ها و قوزه ها کرم خاردار به اين اعضاء حمله کرده و آسيب وارد مي کند. خسارت کرم خاردار پنبه از چند جنبه داراي اهميت است. اين آفت چون از بذر دانه تغذيه مي کند سبب ضايعاتي قابل توجه به مزارع پنبه بذر مي گردد. ثانياً کرم خاردار به دنبال دستيابي به بذر دانه پنبه از الياف حجره هاي درون قوزه عبور کرده و باعث قطع الياف مي گردد. همچنين فضولات لارو در روي الياف محيط مساعدي براي رشد قارچهاي دوده اگر چنانچه گل و قوزه هاي جوان مورد حمله قرار گيرند ريزش کرده و چنانچه قوزه هاي رسيده مورد حمله قرار گيرند يا اينکه اصلاً باز نمي شوند و اگر باز شوند قسمتي از قوزه باز شده و قسمت خسارت ديده باز نشده و معمولاً قابل برداشت نمي باشد.
زيست شناسي:
زمستان را به صورت شفيره در داخل پيله مي گذراند. در مناطق گرمسيري جنوب کشور در زمستان به تمام حالات تخم، لارو و شفيره مشاهده مي شود. فعاليت نسل اول بيشتر روي ميزبانهاي وحشي و در نسلهاي بعدي روي پنبه انجام مي شود. بروز آفت در مزارع پنبه قبل از ظهور غنچه و گل مشاهده مي شود و در اين موقع پرواز آفت در جوانه انتهائي بوتة جوان پنبه تخم ريزي مي کند. تخمها به صورت تک تک قرار داده مي شود و تعداد تخم از 500-400 عدد براي هر حشره متغير مي باشد. لارو آفت پس از خروج از تخم داخل ساقه انتهائي شده و دالان کم عمقي به طول 3-2 سانتي متر مي سازد. صدمات لارو آفت اغلب با صدمات لارو کرم قوزه اشتباه مي گردد. گاهي لارو ساقه پنبه را سوراخ کرده و قست بالاي شاخه را مي خشکاند. در بوته هاي آفت زده فواصل بين شاخه هاي ميوه دهنده در محل آفت زدگي کوتاه مي گردند. پس از خاتمة نشو و نماي لاروي کرم خاردار از دالان خارج شده و در انتهاي شاخه لاي جوانه ها و برگها تبديل به شفيره مي شود و پس از مدتي پروانه خارج مي گردد. در صورتي که بوته پنبه داراي گل و غنچه باشد تخمريزي پروانه روي اعضاء ميوه دهنده و جوانه هاي انتهائي به خصوص روي براکته گل و غنچه مشاهده مي شود. لارو آفت پس از خروج از تخم در جستجوي غنچه و قوزه مدت کوتاهي به حالت سرگردان به اطراف مي رود و در اين نسل و نسلهاي بعد اعضاء ميوه دهنده را مورد حمله قرار مي دهد. در اواخر تابستان و اوايل پائيز که بوته مجدداً شاخه هاي جوانتري مي دهد لارو آفت گاهي از جوانه انتهائي تغذيه و رأس شاخه جوان را سوراخ کرده و به داخل ساقه مي رود. کرم خاردار پنج سن لاروي داشته و چهار نوبت پوست عوض مي کند. لاروهاي سنين 3-1 معمولاً‌ با استفاده از ترشحات آب دهان که در مجاورت هوا تبديل به تار مي شود. در موقع ضرورت از محل استقرار آويزان شده و از شاخه اي به شاخه ديگر نقل مکان مي نمايند. در شرايط مناسب يک عدد لارو ممکن است چند عدد غنچه و يا 4-2 قوزه جوان را مورد حمله قرار دهد. سوراخ دخولي لارو در جوانه ها اغلب يک عدد و در قوزه ممکن است 4-2 عدد باشد.
لارو کرم خاردار پس از خاتمه نشو و نما از محل تغذيه بيرون آمده و روي جوانه انتهائي اطراف کاسبرگ سطح قوزه، اطراف براکته متصل به دم قوزه روي شاخه، داخل قوزه هاي باز شده، لاي برگهائي که روي زمين ريخته اند و گاهي در سطح خاک در داخل پيله اي تبديل به شفيره مي شوند. مدت نشو و نماي يک نسل آفت در تابستان حدود يک ماه، در بهار و پائيز به طور متوسط 60-50 روز و در زمستان 4 ماه به طول مي انجامد. در خوزستان 8-7 نسل، در گرگان و مازندران 8-6 نسل و در خراسان 6 نسل در سال دارد.
کنترل:
1-تاريخ کاشت: کاشت زودتر پنبه و برداشت زودتر آن در پائيز اغلب سبب مي شود که در موقع ظهور آفت گياه بتواند خسارت را تحمل نمايد.
2-زير خاک نمودن بقاياي پنبه با شخم عميق پائيزه.
3-دفع علفهاي هرز و ميزبانان آفت در اطراف مزرعه.
کنترل شيميايي
1. کارباريل(سوين) WP85% و3 کيلوگرم در هکتار 2- 1 نوبت
2. آزينفوس متيل(گوزاتيون) EC2
% و5 ليتر در هکتار.

کرم قوزه پنبه(هليوتيس) Cotton boll wor
معرفي آفت
يکي از آفات مهم پنبه، توتون، گوجه فرنگي، يونجه، خشخاش، کنف، شبدر، ذرت، نخود، کنجد، بادمجان، سويا، لوبيا، ذرت خوشه اي، کدو و شاهدانه مي باشد. بسيار پلي فاژ بوده و در دنيا بيش از 70 گونه ميزبان براي آن گزارش شده است. لاروهاي اين آفت از برگهاي جوان، قوزه (کرم قوزه پنبه-کرم قوزه گلرنگ)، بلال، ميوه (کرم ميوه گوجه فرنگي)، غلاف بذر (کرم پيله خوار نخود) گياهان ميزبان خود تغذيه مي کند. در مزارع گياهان ميزبان گونه هاي ديگر نظير H. Peltigera و H.viriplace نيز ديده مي شوند.
زيست شناسي:
زمستان را به صورت شفيره در داخل خاک به عمق 8- 5 سانتي متري به سر مي برد. خروج پروانه ها در بهار بسته به درجه حرارت از اواسط فروردين ماه شروع مي شود و حشره ماده پس از جفت گيري تخمهاي خود را به صورت انفرادي روي دو طرف برگها، ساقه ها، دمبرگ و برگچه هاي ميزبان مي گذارد. در شرايط مساعد 5-3 روز بعد تخمهاي تفريخ شده و لاروها در همان محل شروع به تغذيه مي کنند. نشو و نماي نسل اول آفت در نخود، گوجه فرنگي زودرس، يونجه و برخي علفهاي هرز و به ندرت در پنبه هاي زود کاشت مشاهده مي شود. زيان آفت در پنبه کاريها از نسل دوم به بعد مشهود و خسارت آن در نسل سوم شديد است. پروانه ها بوته هاي پنبه را که داراي گل هستند براي تخم گذاري ترجيح مي دهند و لاروهاي جوان پس از خروج از تخم ابتدا از پارانشيم برگ تغذيه نموده و رگبرگ را باقي مي گذارند. سپس به غنچه، گل و قوزه حمله کرده و با سوراخ کردن قوزه ها و ورود به داخل آنها
از الياف پنبه تغذيه مي نمايند. دورة لاروي حدود 3 هفته به طول مي انجامد و داراي 6 سن لاروي است. سپس در داخل خاک تبديل به شفيره مي شود. دورة شفيرگي حدود 12-8 روز به طول مي انجامد. طول دورة يک نسل حدود 44-38 روز نوسان دارد. داراي 4-3 نسل در سال بوده و در مناطق گرمسير تا 5 نسل در سال دارد.
مبارزه:
1-شخم عميق بلافاصله پس از برداشت محصول.
2-يخ آب زمستانه.
3- زنبور پارازتيوئيد تخم تريکو گراما
Trichogramma rhenana
Trichogramma pintoi
4- زنبور پارازتيوئيد لارو Habrobracon hebetor از Braconidae.
کنترل شيميايي:
1. تيوديکارپ(لاروين) DF80% و 1- 0.75 کيلوگرم در هکتار 1نوبت
2. کارباريل(سوين) WP85%و 3کيلوگرم در هکتار
3. اندوسولفان(تيودان) EC35% و 3ليتر در هکتار
4. ايندوکساکارب(آوانت) SC15% و250سي سي- 200 در هکتار
5. فن پروپاترين EC10% و1ليتر در هکتار.

کرم برگخوار پنبه يا پرودينا Spodoptera littoralis
معرفي آفت
يکي از آفات پلي فاژ بوده که به گياهان مختلفي نظير پنبه،‌ چغندرقند، گوجه فرنگي، نخود، پياز، بادمجان، هويج، برنج، ذرت، يونجه، شبدر، لوبيا، جعفري، اسفناج، تربچه و… خسارت مي زند. لاروهاي سنين اوليه آفت به طور دسته جمعي از پارانشيم برگها تغذيه کرده و برگها را مشبک مي سازند و به تدريج که لاروها بزرگتر مي شوند دامنه فعاليت آنها گسترش يافته تمام سطح برگها را به
استثناي رگبرگ اصلي خورده و به ساير اندامهاي گياه ميزبان نيز حمله ور مي شوند.
زيست شناسي:
زمستان را به صورت شفيره در داخل خاک به سر مي برد. با مساعد شدن شرايط آب و هوا در فروردين ماه پروانه ها ظاهر و پس از تغذيه از گرده و شيره گلها جفت گيري و تخمريزي مي نمايند. محل تخمريزي پشت برگها بوده و حشره تخمهاي خود را به صورت دسته اي در دستجات 250 تا 500 عددي در پشت برگها قرار داده و روي آنها را با ماده چسبناک و کرک هاي انتهاي شکم خود مي پوشاند. دورة جنيني 12-3 روز، سپس لاروها خارج و شروع به تغذيه مي نمايند. داراي 6 سن لاروي بوده و طول دوران لاروي در فصول گرم 20-15 روز و در پائيز تا دو ماه به طول مي انجامد. لاروهاي کامل در داخل خاک پيله خاکي ساخته و در داخل آن تبديل به شفيره مي شوند. دوره شفيرگي حدود 18-8 روز به طول مي انجامد. دورة يک نسل آن در فصول گرم 45-32 روز و در فصول معتدل 65-50 روز است. ممکن است تا 5 نسل در سال داشته باشد.
کنترل:
1. در صورت شدت آفت اتريمفوس (اکامت) به نسبت 2 ليتر در هکتار استفاده شود.
2. مونوکرتوفوس(نواکرون) SL40%و 2ليتر
3. دلتامترين(دسيس) EC25% و 750 سي سي

کرم سرخ پنبه Pectinophora gossypiella
معرفي آفت
اين حشره اولين بار از هندوستان گزارش گرديده و در ساير کشورهاي همجوار مانند پاکستان و افغانستان انتشار دارد. اين آفت در نواحي جنوبي کشور (سيستان و بلوچستان) احتمالاً وجود دارد ولي گزارش دقيقي از آن در دسترس نيست.

زيست شناسي:
مستان را به صورت لارو سن آخر در داخل بذر به صورت دياپوز بسر مي برد. برخي اوقات زمستان را در زير خاک مي گذراند. گاهي اوقات لارو تا 2.5 سال در داخل بذر به صورت وقفه بسر مي برد. در شرايط مساعد به شفيره و حشره کامل تبديل مي شود. انتشار اين آفت بيشتر از طريق حمل بذرهاي پنبه از کشوري به کشور ديگر صورت مي گيرد. حشره ماده پس از جفت گيري تخمهاي خود را به صورت دسته اي يا منفرد روي گياهان خانوادة پنيرکيان Malva Ceae و مخصوصاً‌ روي قوزه جوان قرار مي دهد. 6-4 روز بعد لاروهاي جوان بيرون آمده و از رگبرگها و قسمتهاي داخلي قوزه و مغز پنبه دانه تغذيه مي کنند. سه الي چهار هفته بعد رشد لارو کامل شده و مجدداً تبديل به شفيره و پروانه مي گردد. ممکن است تا چندين نسل در سال داشته باشد.
کنترل:
رعايت موارد قرنطينه اي و اقدامات جدي براي جلوگيري از ورود بذر پنبه از کشورهاي آلوده
. مگس سفيد يا عسلک پنبه White flies
معرفي آفت
Aleyrodiadae در لاتين به معناي آرد مانند مي باشد. از نظر ميزبان دامنه وسيعي از گياهان زراعي، باغي، علفهاي هرز و گياهان زينتي را مورد حمله قرار مي دهد. در دنيا اينحشره از روي 507 ميزبان گياهي که به 74 خانواده تعلق دارند گزارش گرديده است. بيشترين تعداد ميزبانها به ترتيب در خانوادة Leguminoseae، Compositae، Malvaceae، Solanaceae، Euphorbiaceae قرار دارد. در بين گياهان زراعي، پنبه، گوجه فرنگي، کنجد، کنف، آفتابگردان اهميت بيشتري دارد.
زيست شناسي:
زمستان را به صورت مراحل مختلف رشدي از تخم،‌ پوره تا حشره کامل مي گذراند. طول دوران رشد بستگي به درجه حرارت محيط دارد. طول يک نسل در حدود 15 روز طول مي کشد و ممکن است تا 15 نسل در سال داشته باشد. پوره ها و حشرات کامل اين آفت قطعات دهاني خود را در بافتهاي زير برگ فرو برده و از شيره گياهي تغذيه مي کنند و بطور مستقيم و غير مستقيم موجب زيان اقتصادي مي گردند. خسارت مستقيم آنها از طريق تغذيه از شيره گياهي و ضعف شديد بوته ها و همچنين آلوده کردن برگها و ساير اندامهاي گياهي با عسلک و رشد قارچ دوده و جلوگيري از عمل فتوسنتز مي باشد و خسارت غير مستقيم آن انتقال بيش از 19 بيماري ويروسي بر روي 50 گونه ميزبان است که توسط حشره کامل صورت مي گيرد.
کنترل:
1-دشمنان طبيعي
الف-زنبور پارازتيوئيد:
(Hym.: Aphelinidae)
Eretmocerus mundus
Encarsia formusa
Encarsia lutea
ب: شکارچي ها:
Chrysopa Carnea (Neu.: Chrysopidae)
Clitostethus arcuatus (col.: Coccinellidae) **اختصاصاً روي مگس سفيد
Coccinella septempunctata
Exochomus nigripennis
Hippodamia Variegata
2-از بين بردن بقاياي مزارع پنبه و سوزانيدن آنها بلافاصله بعد از برداشت محصول.
-دور کاشتن زراعت پنبه از جاليز يا آفتابگردان و رعايت فاصله کافي.
4-تبديل روشهاي کرتي به خطي.
5-کاشت واريته هاي مقاوم.
6-از بين بردن علفهاي هرز.
7-در صورت امکان در اواخر فصل کاشت کود اوره به زمين ندهيم.
ج- کنترل شيميايي:
1. پيريميفوس متيل(اکتليک) EC50% و1.5ليتر
2. آميتراز(مايتاوک)EC20% و 3ليتر
3. پيري پروکسي فن(آدميرال) EC10% و0.75ليتر
4. بوپروفزين(آپلاود)و 1.25 SC40% ليتر

کنه دو نقطه اي کنه تار عنکبوتي پنبه Two spotted mite
معرفي آفت
اين کنه بسيار پلي فاژ بوده و بيش از 150 گونه گياه مانند لوبيا، باقيا، شبدر، يونجه، پنبه، گياهان زينتي، گياهان خانگياهان زينتي، گياهان خانوادة Cucurbitaceae، Cruciferae، Solanaceae و يره را مورد حمله قرار مي دهد. اين کنه با تنيدن تار سطح برگهاي ميزبان را همراه با قشري مانند گرد و خاک مي پوشاند. مخصوصاً در کشت هاي زير پلاستيک و گلخانه اي گياهان جاليزي اين تارها روي گياهان،‌ زياد ديده مي شود. علايم خسارت اين کنه ممکن است به صورت لکه هاي خاکستري يا زرد، در متن سبز برگها مشاهده شود. گاهي برگها در اثر از دست دادن شيره گياهي حول دمبرگ اصلي خميده مي شوند.
زيست شناسي:
اين کنه زمستان را به صورت ماده بالغ بارور در زير پوست درختان ميوه، بوته ها و گاهي داخل خاک، زير کاه و کلش و برگهاي افتاده به حالت دياپوز مي گذارند. کنه هاي زمستاني قرمز آجري هستند. در اوايل بهار روي علفهاي هرز تخمريزي مي کنند. سپس گياهان زراعي، زينتي و سبزي و جاليزي را مورد حمله قرار مي دهند. هر کنه ماده 80-40 عدد تخم مي گذارد. تخمها بسته به درجه حرارت پس از 15-12 روز تفريخ شده و پوره هاي کنه خارج مي شوند و پس از سه نوبت پوست عوض کردن کامل مي گردند. دورة زندگي يک نسل کامل کنه 22-15 روز طول مي کشد و چندين نسل در سال دارد. سيکل زندگي آن مشابه ساير کنه هاي Tetranychidae مي باشد.
کنترل:
1- رعايت اصول به زراعي و از بين بردن علفهاي هرز.
2- پروپارژيت(اومايت) EC57% و1.5 ليتر درهکتار
3- تتراديفون(تديون) EC 7.52% و4ليتر
4- آميتراز(مايتاک) EC20% و3ليتر
5- فن پروپاترين EC10% و1ليتر

تريپس توتون Thrips tabaci
معرفي آفت
گونه اي پلي فاژ بوده که به گياهان مختلفي نظير توتون، پنبه، لوبيا، چغندرقند، گوجه فرنگي، سيب زميني،‌ نخود و انواع کدوئيان خسارت مي زند. اين حشره در گياه پنبه به جوانه ها، برگها و قوزه هاي نورس بوته حمله نموده و در اطراف رگبرگهاي زير برگ لکه هاي فرو رفته براقي ايجاد مي کند که به تدريج به رنگ نقره اي در مي آيند. در اثر حمله آفت رشد بوته کم شده و علاوه بر به تعويق افتادن برداشت مقدار محصول پنبه نيز تقليل مي يابد. راستة Thysanoptera به دو زير راسته تقسيم مي شود که خصوصيات هر دو زير راسته و تفاوتهاي مرفولوژيکي و بيولوژيکي آنها در بخش اول در تريپس گندم مفصلاً‌ شرح داده شده است.
زيست شناسي:
زمستان را به صورت حشره کامل و پوره روي گياهان و علفهاي هرز و زير کلوخه ها و شکافهاي زمين بسر مي برد. حشرات کامل ماده پس از خروج از اماکن زمستانه ابتدا 3-2 روز تغذيه و سپس تخمگذاري مي کنند. حشرات ماده به صورت بکرزائي توليد مثل مي کنند و تخمها را به صورت انفرادي در زير اپيدرم برگ قرار مي دهد. طول دوران يک نسل بين 26-16 روز متغير است و تا 10 نسل ممکن است ايجاد کند.
کنترل:
1- از بين بردن علفهاي هرز مزارع وضد عفوني بذور با سم گاچو.
2- سم متاسيستوکس در هنگام بروز مشکل مي توان استفاده کرد.

سن سبز پنبه Nezara viridula
معرفي آفت
اين سن به گل، جوانه ها، قوزه هاي پنبه و شاخه هاي جوان حمله مي نمايد و از شيره گياهي مي مکند. تخمهاي پنبه نارس مانده و ممکن است وزن آنها تا 45 درصد کاهش يابد. الياف پنبه نيز نارس مانده و دوام خود را از دست مي دهد و نازک مي ماند. الياف پنبه در نقاطي که حشره نيش مي زند تغيير رنگ مي دهد و زرد قهوه اي مي شود. زمستان را به صورت حشره کامل زير بوته ها و کلوخه هاي خاک بسر مي برد. دورة تکاملي آن حدود 56 روز است و ممکن است تا 4 نسل درسال داشته باشد.

سنک تخم پنبه Oxycarenus hyalipennis
معرفي آفت
حشره کامل و لارو آفت از بذور رسيدة پنبه و ساير گياهاان Malvaceae تغذيه نموده و به هيچ وجه صدمه اي به الياف پنبه وارد نمي سازند. سنگ شيرة‌کوتيلدون بذر را مکيده و بذور صدمه ديده. قوة نامية‌ خود را از دست مي دهند.
زيست شناسي:
زمستان را به صورت حشره کامل روي علفهاي هرز خانوادة Malvaceae مانند ختمي مي گذراند. در بهار شروع به فعاليت نموده و پس از اينکه بوته هاي پنبه رشد کردند به مزارع پنبه مهاجرت مي نمايند. حشرات ماده پس از جفت گيري با نر، تخمهاي خود را روي قوزه هاي باز شده روي الياف پنبه قرار مي دهند. تخمها در حرارت 35-30 درجه ظرف مدت 4 روز و حرارت 6/14 درجه سانتي گراد 43 روز بعد تفريخ مي شند. داراي 5 سن پورگي، دورة‌پورگي در نسل تابستانه حدود سه هفته و در نسل پائيزة 6 هفته مي باشد. اين سنک 4-3 نسل در سال دارد.
کنترل:
1-قوزه ها و محصول پنبه هر چه زودتر برداشت و جمع آوري شود که حشره موفق به تخمريزي روي آنها نشود. مبارزه شيميايي عليه ساير آفات در کنترل سنکها موثر است.

مقدمه

پنبه از جمله گياهان زراعي است که از بدو جوانه زني تا زمان برداشت و حتي بعد از آن، توسط انواع مختلفي از آفات و بيماريها مورد حمله و خسارت قرار مي گيرد. بنابراين با توجه به اهميت بسيار زياد اين محصول، بايد مراقبتهاي زراعي و بيولوژيکي و شيميايي مختلفي را به کار گرفت تا در سايه اين تلاش و دقت، محصول قابل توجهي توليد شود.
در اين بروشور آموزشي سعي شده است مهمترين آفات پنبه عنوان شود و روشهاي مختلف کنترل آنها در قالب مديريت تلفيقي بيان شود.
اميد است مورد توجه و استفاده عموم خوانندگان محترم قرار گيرد.

تريپس پنبه: تريپس پنبه، حشره کوچکي است به طول 2/1-1 ميليمتر و به رنگ زرد. مراحل زيستي آن شامل تخم، لارو، پيش شفيره،شفيره و بالغ است. حشرات بالغ تخمهاي خود را داخل نسوخ برگ قرار مي دهند.
خسارت: اين حشره آفت اول فصل مزارع پنبه است. طبق مطالعات انجام شده زمان اوج در فصل زراعي، 10 روز پس از سبز شدن بوته است. پوره ها و حشرات بالغ با تغذيه از شيره برگ، باعث کند شدن رشد برگهاي جوان، تغيير شکل آنها، ايجاد لکه هاي نقره اي در پشت برگها، قطع رگبرگ، از بين رفتن جوانه هاي مرکزي، تأخير در رشد و نمو بوته و احتمالاً ريزش گل مي شوند.

خسارت تريپس

مديريت تلفيقي جهت مبارزه با تريپس پنبه
1- اقدامات زراعي مانند تقويت بوته ها با کودهاي آلي و معدني مناسب
2- با توجه به حاد بودن خسارت تريپس در مرحله جوانه زني و گياهچه هاي، ضد عفوني بذر ضرورت پيدا مي کند. بذرها را مي توان با سموم لاروين به نسبت 5-5/2 در هزار ضد عفوني کرد.
سنگ قوزه پنبه : اين سنگ در تمام مناطق پنبه کاري کشور انتشار دارد. رنگ بدن اين سنگ ابتدا سبز و سپس زرد کمرنگ مي شود. بدن آن باريکتر و کشيده تر از ساير سنگها مي باشد.
خسارت :تغذيه پوره ها و حشرات بالغ از غنچه و گل پنبه، باعث زرد شدن و ريزش آنها مي شود. بزاق سنهاي گياهخوار، حاوي آنزيمهايي است که باعث تخريب ديواره سلولي دمگل و غنچه شده و ريزش آنها را سبب مي شود. تغذيه اين سنگ از قوزه ها متوسط و درشت باعث ايجاد لکه هاي قهوه اي تيره مي شود.

مديريت تلفيقي جهت مبارزه با سنگ قوزه پنبه
1- انهدام بقاياي پنبه و ساير گياهان ميزبان.
2- شخم عميق پس از برداشت محصول
3- استفاده از گياهان تله (کشت حاشيهاي ذرت در اطراف مزرعه پنبه مي تواند جلب کننده حشرات کامل سنگ باشد و از خسارت زياد اين حشره بکاهد).
4- براي کنترل مطلوب آفت، متناسب با تعدد نسل 3-1 بار سمپاشي توصيه ميشود. بهتر است اولين سمپاشي در مرحله ظهور غنچه هاي سبز صورت گيرد. در اين رابطه مي توان از سمومي مثل: اکسي ديمتون متيل، مونوکروتوفوس، فن والريت استفاده کرد.

شته پنبه: رنگ بدن شته ماده بکرزاي بدون بال معمولاً زرد يا سبز تيره و تخم مرغي شکل اند. افراد ماده بالغ بالدار کوچکتر از بي بالها و به رنگ سبز تيره يا سياه هستند.

خسارت : اين آفت در پشت برگ قرار گرفته و از شيره گياهي تغذيه مي کند. تغذيه اين حشره، علاوه بر ضعيف کردن بوته و پيچيدگي برگها به سمت پشت برگها، باعث چسبناک شدن در اثر ترشحات حشره نيز شده و اين عامل باعث جذب قارچ و گرد و خاک روي برگها شده و باعث کاهش سطح فتوسنتز و کاهش سطح فتوسنتز و کاهش عملکرد و ريزش غنچه ها و کاهش کيفيت الياف نيز مي شود.

مديريت تلفيقي جهت مبارزه با شته پنبه
1- اقدامات زراعي چون انهدام علفهاي هرز و بقاياي گياهي و شخم عميق و يخ بسته زمستانه.
2- استفاده از ارقام متحمل
3- آرايش کشت مناسب نيز باعث پيشگيري از افزايش جمعيت آفت مي شود.
زنجرک پنبه: زنجرک حشرهاي است کوچک به رنگ سبز يا سبز مايل به زرد و به طول 5/2 ميليمتر، پورهها از زرد روشن تا سبز متغير مي باشند.

خسارت: اين حشره فعاليت خود را از اواخر خرداد آغاز ميکند و در شهريور و مهر جمعيت آن به حداکثر مي رسد و پس از آن سير نزولي به خود مي گيرد. حشره کامل و پوره ها در پشت برگ مستقر شده و شروع به تغذيه از شيره گياهي مي نمايند و باعث ضعف گياه مي شوند. علايم خسارت به صورت خطوط رنگ پريده و همچنين زردي بوته مشخص مي شود.
کرم قوزه پنبه
: اين حشره در اکثر مناطق پنبه کاري انتشار دارد و يکي از آفات مهم پنبه است. حشره بالغ شبپره اي است به طول 10 تا 20 ميليمتر و عرض بدن با بالهاي باز 30 تا 40 ميليمتر، رنگ بدن بسيار متغير است ولي معمولاً رنگ بالهاي جلويي زرد خاکستري يا زرد مايل به سبز مي باشد. کرم قوزه پنبه (راست: حشره کامل، چپ: لارو)

خسارت: لاروها پس از خروج از تخم، ابتدا از برگ تغذيه کرده و رگبرگها باقي مي گذارند. سپس به غنچه و گل و در نهايت به قوزه حمله مي کنند. با ايجاد سوراخي اغلب در بالاي قوزه، وارد سوراخ شده و از الياف قوزه ها تغذيه کرده، باعث کثيفي و کوتاهي آنها شده و از ارزش اقتصادي الياف مي کاهند. هر لارو 6 تا 20 غنچه و قوزه را مي تواند خسارت بزند.

مديريت تلفيقي جهت مبارزه با اين آفت

1- شخم عميق بعد از برداشت محصول. اين عمل باعث از بين رفتن دالانهاي خروجي حشره کامل و از بين رفتن 50 درصد از شفيره ها مي شود.
2- استفاده از ارقام مقاوم
3- تنظيم زمان کشت و آبياري مناسب و قطع به موقع آبياري
4- استفاده از زنبور تريکوگراما و آزاد سازي آن در 3 نوبت به مقدار 50 هزار زنبور در هر هکتار
5- استفاده از باکتري B.T به مقدار 2 کيلو و 300 گرم در هکتار.
2 الي سه نوبت سمپاشي. زمان سمپاشي بسته به ظهور حشره و تراکم آن در هر منطقه دارد.
سموم قابل مصرف: آوانت، لاروين، تيودان و کاباريل

عسلک پنبه: اين آفت انتشار جهاني دارد. حشرات ماده 2/1 ميليمتر و نرها يک ميليمتر طول دارند. رنگ اصلي بدن زرد و يا صورتي است ولي به علت وجود پوشش سفيد مومي به رنگ سفيد ديده مي شوند.
خسارت: اين آفت با مکيدن شيره نباتي، باعث کاهش مقدار آب و مواد ازته گياه و در نتيجه ضعف بوته ها مي شود. ولي خسارت اصلي آن به علت ترشحات هيدروکربن روي گياه است که باعث چسبندگي الياف شده و به همين علت الياف کثيف شده و دچار افت شديد ارزش اقتصادي مي شوند.

مديريت تلفيقي

1- کشف به موقع پنبه (حداکثر تا اواسط ارديبهشت)
2- عدم کشت مخلوط پنبه و جاليز و آفتابگردان
3- شخم عميق و از بين بردن بقاياي کشت جاليز، بلافاصله
4- تبديل روشهاي کشت کرتي به کشت رديفي.
5- برداشت به موقع محصول براي فرار از آلوده شدن به شيره عسلک.
6- استفاده از برگريزها نيز در کاهش جمعيت آفت مؤثر است.
7- يک الي دو نوبت سمپاشي بسته به توصيه هاي شبکه مراقبت و پيش آگاهي
کنه تار عنکبوتي: اين حشره دوکي يا بيضوي به طول 3/0و الي ميليمتر است.رنگ بدن آن در زمستان قرمز و در تابستان سبز مايل به زرد با دو لکه تيره در پشت بدن است به همين دليل به آن کنه دو نقطه اي مي گويند. مراحل زيستي آفت شامل: تخم، پوره سن يک و دو و حشره بالغ است.
خسارت: اين آفت بيشتر در پشت برگ پنبه قرار گرفته و از شيره نباتي تغذيه مي کند. به موجب اين تغذيه در سطح رويي برگ ابتدا لکه هاي برنزه ديده شده، سپس برگها زرد و بعد قرمز مي شوند و در نهايت خزان مي کنند. شروع خسارت از حاشيه به سمت داخل مزرعه است و حداکثر خسارت در اواخر تيرماه لغايت اواسط شهريور ديده مي شود.
مديريت تلفيقي جهت مبارزه
1- انهدام علفهاي هرز
2- شخم عميق
در ابتداي آلودگي سمپاشي حاشيهاي به عمق 20 متر، در صورت آلودگي بيشتر و به صورت لکه اي در مزرعه مي توان همان منطقه آلوده را سمپاشي کرده و در نهايت در صورت آلودگي کل مزرعه، بايد مزرعه را با يکي از سموم کنه کش سمپاشي نمود



+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم دی 1389ساعت 1:36  توسط توحید نوروزوند  | 

استفاده از تكنيك‌هاي زيست‌فن‌آوري, پژوهشگران ايراني طول عمر گل‌هاي يك گياه علفي را تا 15 برابر اف

محققان پژوهشگاه ملي مهندسي ژنتيك وزيست فن‌آوري توانستند با انتقال يك ژن از يك درخت چند ساله به گياه علفي «اربيدوسيس» طول عمر گلبرگ‌هاي گل‌هاي اين گياه را از دو روز به 30 روز افزايش دهند.

دكتر سيد مهدي سيدي، ‌عضو هيات علمي پژوهشگاه ملي مهندسي ژنتيك و زيست فن‌آوري با اعلام اين مطلب به خبرنگار «فن‌آوري» خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا) گفت: گياه «اربيدوپسيس تاليانا»(Arabidopsis thaliana) گياهي علفي و يك‌ساله و اولين گياهي است كه توالي تمام ژن‌هاي آن شناخته شده است و به عنوان گياه مدل براي مطالعات ژنتيكي انتخاب شده است.

وي گفت: از اين گياه به عنوان مگس‌سركه در تحقيقات گياهي ياد مي‌شود كه با داشتن ژنوم كوچك، ژن‌هاي ساده، اندازه كوچك، كم هزينه بودن رشد، تعداد زياد گل و بذر مورد توجه دانشمندان سراسر جهان براي تحقيق در زمينه هاي مختلف علوم گياهي و به ويژه تحقيقات ژنتيكي قرار گرفته است.

دكترسيدي با اشاره به اينكه پژمردگي و ريزش گلبرگ‌ها مشكل بزرگي در صنايع پرورش گل است، افزود: در حال‌حاضر براي به‌تاخيرانداختن پيري گل از برخي مواد شيميايي استفاده مي‌شود كه علاوه بر هزينه زياد براي سلامتي انسان نيز مضر است.

وي به طرح تحقيقاتي كه در اين زمينه اجرا شده اشاره و خاطرنشان كرد: ما در اين طرح با انتقال يك ژن از يك درخت چند ساله به گياه علفي اربيدوسيس موفق به‌توليد گل‌هايي شده ايم كه گلبرگ‌هاي آن كه قبلا تنها دو روز دوام داشتند تا بيش از 30روز شاداب و تازه باقي مي‌مانند و هيچ گونه علائم ظاهري پيري در هيچ كدام از اجزاء گل مشاهده نمي‌شود.

دكتر سيدي افزود: گلبرگ‌هاي اين گياه تا آخر عمر گياه برروي گل باقي مي‌مانند وحتي پس از خشك شدن گياه نيز از آن جدا نمي‌شوند، بنابراين نه تنها پيري در گلبرگ‌ها متوقف شده بلكه ريزش گلبرگ‌ها نيز صورت نمي‌گيرد.

وي در پايان به خبرنگار ايسنا واحد علوم پزشكي ايران گفت: باانجام مطالعات ژنتيكي بيشتر روي اين گياهان و شناسايي اساسي مولكولي اين پديده، اميدواريم، بتوانيم تكنيك مزبور را برروي گياهان زينتي اقتصادي تسري دهيم كه اين تكنيك علمي، كاربردهاي زيادي در زمينه گياهان زينتي اقتصادي دارد.



+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم دی 1389ساعت 1:32  توسط توحید نوروزوند  | 

یونجه Medicago sativa

یونجه یا اسپست (medicago sativa به معنی علف مادها) اولین بار توسط مادها برای تامین غذای اسب هایشان اهلی گردید.یونجه اصولا مبدا کویری دارد ودر حال حاضر در تمام مناطق معتدل و شبه قاره کشت می‌گردد.


   
  طبقه بندی علمی یونجه:

  Kingdom: Plantae

  Division: Magnoliophyta

  Class: Magnoliopsida  

  Order: Fabales

  Family: Fabaceae  

  Subfamily: Faboideae

  Tribe: Trifolieae

  Genus: Medicago  

  Species: M. sativa

ریخت شناسی:

یونجه گیاهی است علفی و چند ساله که ارتفاع آن تا یک متر میرسد برگهای آن دارای سه برگچه می‌باشد برگچه‌های نوک تیز، سبز رنگ و بیضی شکل است.

 گلهای یونجه بشکل سبز و برنگ بنفش تیره یا آبی روشن است میوه یونجه مانند صدف بوده و دانه داخل میوه مانند لوبیا ولی کوچکتر از آنزمی باشد.

 ارقام یونجه:

ارقام مختلف یونجه •ارقام یونجه‌های ایرانی عبارت‌اند از: همدانی، بمی، یزدی، قره یونجه، بغدادی، ‏مهاجرانی، قره یونجه خورونده، هراتی، افغانی، فامنین و ‏‎……‎
ارقام یونجه خارجی موآپا ‏‎–‎‏ سونورا ‏‎–‎‏ سی ریور ‏‎–‎سکوئل ‏‎–‎‏ ماسیرسا- رنجر- کانادایی- ‏هاردیگان- ترکستانی و‏‎………‎ 

کشاورزی یونجه:

در مناطقی که دارای زمستان‌ها معتدل هستند بهتر است بونجه را بهتر است در پاییز به اندلزه کافی زود کاشت.تا قبل از اینکه سرما رشد آن را متوقف کندگیاه بتواند مستقر شود. و در مناطقی که دارای زمستان‌ها سرد هستندگیاه باید در بهار کشت شود وکشت آن باید زود انجام شود تا قبل از شروع گرما تابستانه گیاه مستقر شود.کاشت یونجه با بذر کار بر کاشت با دست ترجیح دارد. و فاصله بین ردیف‌ها ۱۴۰-۱۵۰سانتی متر و عمق کاشت ۱-۳ سانتی متر در نظر گرفته شده. از علف‌ها هرز برای این گیاه سس است که بسیار خطر ناک است و می‌تواند کل منطقه را آلوده کند و می‌توان با نفت یا علف کش‌ها تماسی یا سوزاندن آن را کنترل نمود. مقدار آب مورد نیاز یونجه در سال تقریباً ۱۰۰۰ تا ۲۰۰۰ میلی متر است.

تناوب یونجه با گیاهان دیگر:

در تناوب یونجه برای گیاهی که بعد از خودش کاشته می‌شود بسیار سودمند است.(به علت داشتن ریزوم وفعالیت ریبزوبیوم کننده نیتروژن)البته برای اینکه چنین اتفاقی بیقتد باید زمانی که هنوز عملکرد خوبی دارد باید آن را زیر خاک نمود.اگر در زیر رو نمودن آن تاخیر کنیم یا مورد حمله علف‌ها هرز قرار گیرد دیگر برای گیاه بعدی سودمند نخواهد بود.

علف هرز سس یونجه:

رنگ رشته‌های این گیاه سس نارنجی مایل به زرد است.مهم ترین میزبان آن یونجه‌است. سس نه تنها طعم یونجه را به عنوان علوفه نامطلوب می‌سازد بلکه آن را تا حدی نیز سمی می‌نماید. در صورت کنترل ننمودن آن محصولاز نظر کمی و کیفی کاهش یافته و عمر مزرعه کوتاه می‌شود. 

میزبان‌های دیگر این سس عبارت‌اند از : چغندرقند. بعضی از سبزی‌های جالیز. شبدر قرمز. نخود سفید. سسی که معمولاً به علف‌های هرز کنار مزارع و جاده‌ها. به خصوص خارشتر میزند. از این نوع سس است.

طریقه مبارزه با سس یونجه:
استفاده از بذور خالص برای کاشت یونجه. 
استفاده از کودهای غیر آلوده به سس. 
کاشت یونجه در اواخر تابستان یا در پاییز به جای بهار آلودگی اولیه سس را با رسیدن فصل سرما از میان می‌برد. 
کاشت با تراکم بالا ایجاد سایه نمی‌نماید و از جوانه زدن سس جلوگیری به عمل می‌آورد. 
در مناطقی که یونجه باید در بهار کاشته شود می‌توان از ۱۵-۱۲کیلو گرم در هکتار علف کش دکتال (کلرتال دیمیتل۷۵درصد پودر)قبل از سبز شدن یونجه و علف‌های هرز از جمله سس استفاده نمود. در یونجه چند ساله (از سال دوم به بعد)دکتال را می‌توان در اواخر زمستان اندکی قبل از رویش بهاره یونجه سمپاشی نمود. هنگام مصرف این علف کش زمین باید از رطوبت کافی برای تاثیر بیشتر سم برخوردار باشد. بنابراین در صورت خشک بودن زمین یک نوبت آبیاری مزرعه توصیه می‌شود. 
در صورتی که پیشگیری‌های فوق انجام نشد و یا به عللی موثر واقع نشد و مزرعه باز هم به سس آلوده گردید لکه‌های آلوده به سس را می‌توان به روش‌های زیر از میان برد : پاشیدن محلول۱٪ پاراکوت(یا۳لیتر در هکتار)در منطقه آلوده به سس. سوزانیدن منطقه آلوده توسط شعله افکن و یا وسایل مشابه. پاکسازی مکانیکی منطقه از سس و بیرون بردن انگل به خارج از مزرعه. 
در صورتی که منطقه وسیعب از مزرعه به سس آلوده باشد می‌توان توسط علفکش رانداپ(گلیفوزیت۴۱درصد ای سی) به میزان ۷۳۰-۳۶۰سی سی در هکتر زمانی که یونجه ارتفاع ۲۵- ۲۰ سانتی متر داشته باشد سمپاشی نمود. این سمپاشی باید یک با پس از ده روز تکرار شود. در یونجه سال اول سمپاشی باید در زمان ۸ برگی یونجه انجام پذیرد. 
در زمان آلوده بودن یونجه به سس برداشت محصول باید قبل از به بذر رفتن سس صورت پذیرد تا از انتشار بذر ممانعت شود. 
از سال دوم به بعد تاخیر در برداشت یونجه با سایه انداختن روی زمین مانع جوانه زنی بذر سس می‌شود. 
درزمان الوده بودن واز چین دوم میتوان از سم پرسوئیت نیز استفاده نمود. 

اثر علف کش‌ها برروی سایر علف‌های هرز یونجه:

بررسی و آزمایش اثر چند علفکش بر روی علفهای هرز یونجه در آذربایجان‌شرقی در دو منطقه محل اجرای طرح (مراغه - بستان‌آباد)نشان داده‌است کهاستفاده از علفکشهای بنتازون ۳ و ۲/۵ لیتر در هکتار، متری بوزین ۷۰۰-۱۰۰۰ گرم در هکتار نسبت به شاهد بدون وجین اختلاف معنی‌داری داشته از نظر تاثیر بر روی علفهای هرز پهن‌برگ در یک سطح آماری قرار گرفتند. علفکشهای متری بوزین ۱۰۰۰ و ۷۰۰ گرم در هکتار، هالوکسی فوپ اتیل ۲ لیتر در هکتار، فلوآزیفوپ بوتیل ۲ لیتر نسبت به شاهد بدون وجین اختلاف معنی‌داری داشته و از نظر تاثیر بر روی علفهای هرز باریک برگ در یک سطح واقع شده‌اند.

خواص دارویی:

یونجه از نظر طب قدیم ایران گرم است. البته تاره آن گرم و تر و خشک شده آن گرم و خشک است.
یونجه از نظر اینکه دارای بسیاری از مواد معدنی می‌باشد شیره آن برای بچه‌هایی که در حال رشد هستند و اسخوان بندی محکمی ندارند بسیار مفید است. 
حتی امروزه پودر این گیاه را در داروخانه‌ها می‌فروشند که آنرا می‌توان برای بچه‌های شیر خوار مصرف کرد. برای تهیه شیره یونجه باید مقدر ۳۰۰ گرم یونجه را در یک لیتر آب ریخت و آنرا جوشانید تا مقدر آب آن به نصف تقلیل یابد سپس آنرا صاف کرده و مقدر کمی عسل به آن اضافه کنید که بصورت شربت داراید. 
مقدر مصرف برای اطفال ۲۰۰ گرم در روز است و برای اطفال شیرخوار حدود ۵۰ گرم یم باشد که می‌توان به شیر آنها اضافه نمود. اشخاص بزرگسال هم برای بالا بردن انرژی می‌توانند از این شیره استفاده کنند.
یونجه رابصورت تازه و یا جوانه آنها رابا سالاد میل کنید. جوانه یونجه را بصورت بسته بندی شده می‌توانید از سوپر مارکتها خریدری کنید. 
یونجه ملین است. 
یونجه دو برابر اسفناج آهن دارد بنابراین خون ساز است و برای کسانیکه به کم خونی مبتلا هستند مفید است. 
یونجه بعلت درا بودن آهن برای درمان بیماری راشیتیسم بکار می‌رود. 
عوارض کمبود ویتامین ث با خوردن یونجه از بین میرود. 
یونجه تازه در بسیاری از کشورها مانند چین و روسیه و آمریکا به مقدر زیاد بجای اسفناج مصرف می‌شود. 
یونجه را در داروخانه‌ها و فروشگاههای گیاهان دارویی و یا برخی از داروخانه‌ها بصورت پودر، کپسول و قرص بفروش می‌رسانند. مقدرمصرف آن سه قرص در روز است. 

با همه مزایایی که یونجه دارد در خوردن تازه آن نباید زیاده روی کرد زیرا بسیار نفاخ است و حتی حیواناتی که به مقدر زیاد از آن می‌خورند بعلت گاز زیاد ممکن است تلف شوند.
ضماد پخته یونجه را اگر روزی چند بار روی اعضایی که رعشه دارند بگذارید آنها را شفا می‌دهد. 
تخم یونجه قاعده آور است و برای این منظور تخم یونجه را بصورت دم کرده مصرف کنید. 
دم کرده یونجه درمان اسهال است. 
برای نرم کردن سینه و تسکین سرفه روزی ۲-۳ فنجان دم کرده تخم یونجه را مصرف کنید. 
برای درمان رعشه تخم یونجه را در روغن زیتون بریزید و مدت یک هفته جلوی آفتاب بگذارید سپس آنرا صاف کنید و روزی چند قاشق از آنرا بخورید و همچنین روی اعضایی که رعشه دارند بمالید. 
یونجه حاوی مقدرزیادی ویتامین است. کوبیده آن زخم را به سرعت الیتام داده و از خونریزی جلوگیری می‌کند. 

مواد معدنی وپروتین ها:

یونجه سرشار از ویتامین‌های A,C,E,K و همچنین دارای آمیلاز که آنزیم مخصوص هضم مواد نشاسته‌ای است می‌باشد.

آنزیم‌های بسیاری در یونجه یافت می‌شود به‌عنوان مثال می‌توان از امولسین، اینورتاز، و پکتیاز نام برد. یونجه دارای حدود ۲۰٪‌پروتئین می‌باشد پروتئین‌های موجود در یونجه عبارت‌اند از:

لیزین، ‌آرژنین، هیستیدین، آدنین، فنیل آلانین، ‌آسپاراژین و سیستین. یونجه دارای اسید فسفریک نیز هست. 

یونجه همچنین دارای منیزیوم، آهن و مقدر جزئی ارسنیک و سیلیس است. 

بنابراین یونجه از نظر مواد غذایی بسیار قوی است و غذای خوبی برای انسان و حیوانات است.
+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم دی 1389ساعت 1:30  توسط توحید نوروزوند  | 

مقدمه گیاهان زراعی مقاوم به علفکش

افزایش جمعیت بشر و در نتیجه افزایش تقاضا برای محصولات کشاورزی باعث شده که انسان روز به روز به فکر روش‌های کارآمدتری جهت افزایش عملکرد گیاهان زراعی باشد. مبارزه با علف‌های هرز یکی از این روش‌هاست. کشاورزان همواره در طول تاریخ با علف‌های هرز در مبارزه بوده‌اند و در این راستا به پیشرفت‌های قابل ملاحظه‌ای نیز دست یافته‌اند. بشر مبارزه با علف‌های هرز را از طریق دست و استفاده از حیوانات شروع نمود و اینک از طریق روش‌های مکانیکی و شیمیایی این راه را ادامه می‌دهد. یکی از مؤثرترین روش‌های مبارزه با علف‌های هرز، مبارزه‌ی شیمیایی با آنهاست و گیاهان زراعی مقاوم به علفکش یکی از جدیدترین روش‌های این مبارزه یا مدیریت به شمار می‌روند. گیاهان زراعی تراریخته، از جدیدترین دست‌آوردهای بیوتکنولوژی گیاهی بوده که ظرف چند سالی که از روند تولید آن‌ها گذشته، توسعه فراوانی در جهان یافته به طوری‌که هم اینک میلیون‌ها هکتار از زمین‌های زراعی، به زیر کشت این محصولات رفته است. نسل اول این گیاهان به منظور بهبود کارایی عملیات زراعی ایجاد شدند. نمونه‌های آن سویای متحمل به علفکش و ذرت مقاوم به حشره بودند. هم اینک گونه‌های جدید گیاهان تراریخته، علاوه بر بهبود کارایی عملیات زراعی، در جهت افزایش کمی و کیفی تولیدات به وجود می‌آیند. این گیاهان به عنوان نسل دوم، باید هرچه سریع‌تر از نظر محدوده‌ی تأثیر روی خانوارها، چه از نظر سلامت، صنعت و محیط زیست، بررسی گردند زیرا عواقب احتمالی آن شاید طی دو سه دهه‌ی آینده به وضوح به چشم بیایند. توسعه‌ی گیاهان زراعی مقاوم به علفکش‌ها (Herbicide-Resistance Crops)، یکی از اولین کاربردهای اقتصادی مهندسی ژنتیک گیاهی به شمار می‌رود. به منظور مقاوم سازی گیاهان زراعی به علفکش‌ها، از روش‌های مختلف بیوتکنولوژی و زراعی استفاده کرده و گیاهان تراریخت (Transgenic) و غیر تراریخت (Non-Transgenic) به وجود آمده‌اند. این گیاهان با نظام کشاورزی شیمیایی ـ صنعتی که ویژگی آن تک کشتی بودن و مکانیزاسیون در مقیاس وسیع با استفاده‌ی فشرده از مواد شیمیایی است، سازگاری مناسبی پیدا کرده‌اند. طی دهه‌ی گذشته، چندین گیاه زراعی مقاوم به علفکش تراریخته و غیر تراریخته معرفی شده‌اند. گندم، جو و کلزای مقاوم به گلیفوزیت و گلوفوزینیت، ذرت مقاوم به سیکلوهگزانیدین‌ها و ایمیدازولینون‌ها، پنبه مقاوم به بروموکسینیل و گلیفوزیت، سویای مقاوم به سولفونیل اوره‌ها و گلیفوزیت، سیب زمینی و چغندرقند مقاوم به گلیفوزیت و نیشکر مقاوم به گلوفوزینیت، از جمله‌ی این گیاهان هستند. بشر به طور سنتی هزاران سال است که در حال بهبود گیاهان زراعی است، اما مهندسی ژنتیک این امکان را فراهم می‌سازد که این فرایند در مدت کوتاه‌تری انجام گیرد، ضمن آن که امکان انتقال خواص ارثی بین گونه‌هایی که خویشاوندی نزدیکی ندارند هم فراهم است، هرچند عده‌ای مورد اخیر را لزوماً پدیده مفیدی نمی‌دانند. قبل از پیدایش مهندسی ژنتیک گیاهی، گزینه‌های انتخابی برای محافظت گیاهان در برابر علفکش‌ها محدود بود. علفکش‌هایی ویژه‌فقط می‌توانستند در گیاهانی به کار روند که به طور طبیعی نسبت به آن‌ها مقاوم بودند. در موارد نادر، مقاومت ممکن بود از طریق جهش در گیاهان زراعی اتفاق بیفتد. توسعه‌ی مهندسی ژنتیک گیاهی و دانش بیوشیمی درباره‌ی عمل علفکش‌ها روی گیاهان، راه‌حل‌های جدیدی در کاربرد علفکش‌ها پیش روی بشر قرار داد. این استراتژی‌ها معمولاً شامل ایزولاسیون و معرفی ژن جدیدی از ارگانیسم‌های دیگر (غالباً باکتری‌ها) که به نوعی نسبت به علفکش‌مقاوم است، می‌باشند. برای مثال مقاومت به علفکش گلوفوزینیت (با نام تجاری Basta) به وسیله‌ی ژن باکتریایی bar که علفکش را به ترکیبات غیر سمّی متابولیزه می‌کند، القا می‌گردد. رفته رفته کشف و توسعه‌ی علفکش‌های انتخابی جدید، مشکل‌تر و هزینه‌برتر می‌شود. استانداردها برای علفکش‌های جدید بسیار بالاست. علفکش‌های جدید می‌بایست دارای توانایی بالا، سمّیت اندک، تحرّک کم در خاک و ماندگاری کوتاه در محیط باشند و از سوی دیگر، طیف وسیعی از علف‌های هرز را کنترل کنند. یافتن تمامی این ویژگی‌ها در یک ترکیب که می‌بایست برای گیاهان زراعی نیز انتخابی عمل کند، مشکل و هزینه‌بر است. گیاهان زراعی مقاوم به علفکش، راه‌حل بالقوه‌ای برای حل این مشکل است. با تغییر تحمّل گیاه زراعی به علفکش‌های ثبت شده، هزینه‌های مربوط به کشف، توسعه و بازاریابی تولیدات جدید تا حد زیادی کاسته می‌شود و این کاهش هزینه برای استفاده کننده‌ی نهایی (کشاورز) نیز سودمند خواهد بود. بدین ترتیب کشاورز از انعطاف پذیری بیشتری در استفاده از علفکش‌ها و گیاهان زراعی برای برنامه‌ی کنترل علف‌های هرز برخوردار خواهد شد. علاوه بر این، گیاهان زراعی مقاوم به علفکش، امکان جایگزینی علفکش‌های قدیمی را که ممکن است دارای برخی ویژگی‌های نامناسب محیطی و سمّی باشند، فراهم می‌آورد.


+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم دی 1389ساعت 1:26  توسط توحید نوروزوند  | 

زراعت عمومي :

زراعت AGRONOMY  ريشه يوناني دارد واز دو لغت :

 

AGROS به معناي مزرعه و NOMUS  به معناي مديريت تشكيل شده است .

 

از نظر علمي AGRONOMIST  به شخصي اطلاق مي شود كه تحصيلات عالي دارد و از نظر تئوري مطالعاتي را انجام داده است تا بتواند به عنوان مشاور يا راهنما ي زارع انجام وظيفه كند .

 

  از ديدگاه علم زراعت براي افزايش توليد محصولات كشاورزي سه راه پيشنهاد شده است

 

1-    افزايش زمينهاي زير كشت

 

2-    افزايش محصول در واحد سطح

 

3-     افزايش محصول در واحد زمان

 

 

 

زراعت سطحي    EXTENSIVE FARMING زراعت فشرده     INTENSIVE FARMING

 

زراعت سطحي نوعي از زراعت است كه زارع تابع شرايط آب و هوايي است . بنابر اين نهاده هاي زيادي را مصرف نمي كند و سطح زير كشت را هم نمي تواند افزايش دهد .

 

 ولي نوعي زراعت فشرده : در اين نوع زراعت از نهاده هاي زيادي مانند بذر هاي اصلاح شده ، كودهاي شيميايي ، ماشين آلات و… استفاده مي كند تا بتواند حد اكثر عملكرد را در سطح بدست آورد .

 

 

 

(طبقه بندي گياهان زراعي  CROPS  )  

 

گياهان زراعي را مي توان از نظر شكل ظاهري يعني مورفولوژي  (گياه شناسي ظاهري ) طبقه بندي كرد .

 

ولي از نظر زراعت AGRONOMY    گياهان را بسته به مصرف يا نوع مصرف آنها تقسيم بندي مي كنيم . بايد در نظر داشت كه بعضي گياهان زراعي داراي مصارف زيادي هستند  بنابراين با توجه به موارد فوق مي توان دو نوع طبقه بندي را در نظر گرفت .

الف) طبقه بندي بر اساس هدف توليد :

1-    غلات  CEREALS 

 

شامل گندم  (WHEAT )  - جو ( BARLY ) – برنج ( RICE ) – ذرت ( CORN ) – چاودار *گندم ( TRITICALE ) – چاودار ( WHEAT *RYE )

 

هدف نشاسته

2-حبوبات  LEGUMES

 

شامل نخود (PEA ) – عدس ( LENTILE ) –لوبيا ( BEAN( - S,DH )  ) –بادام زميني ( PEAHUT )

 

هدف تامين پروتئن گياهي است .

3-گياهان علوفه أي    FODELER CROPS

 

اين گياهان به صورت تازه خشك يا سيلو شده به مصرف دام مي رسد .

 

ذرت علوفه أي  FOLEDER  CRON   : 

 

مشخصات : تراكم بالا دارد .زمان برداشت آن وقتي است كه رطوبت دانه 6۰٪   است

 

   ALFALFA  يونجه.-      CLOVER  شبدر

 

4-گيا هان ريشه أي ROOTY OR RADICAL CROPS                                             

 

اين گيا هان داراي ريشه غده أي شكل هستند .شاخص تر ين آن گياه چغندر  suger beer است .

 

 

 

5-گيا هان فيبري يا ليفي      FIBEROUS CROPS

 

 COTTEN    =    كتان           KENAF  =   كنف

 

 FLAX  =  پنبه   الياف در دانه يا كپسول   JOKE  =  شبيه كنف    الياف آن در ساقه است    SISAL(AGAVE )    خنجري : الياف آن در برك است

 

6-گياهان غده أي GLANDIFORM /CROPS   

 

   POTATO /POMATO      : زير زمين سيب زميني و   روي زمين گو جه

 

7-گياهان داروي:  MEDICINAL  /C

 

MATRICARIA   =  بابونه     MILFOILE =گياها ن بومادران

 

  WHITE POPPY =    خشخاش سفيد

 

8-گياهان قندي  SUGAR/C  

 

 SUGAR CANE     /نيشكر        SUGAR BEET/      چقندر  هدف =توليد قند

 

9-گياهان تدخيني  SMOKING   

 

 SMOKING =/ TANBACCO =   تنباكو           HEMP =  شاهدانه. گراس

 

NOROOTIC  =/ TEA   =   چاي       COFFEE   =   كافينئن . قهوه

 

10- گياهان روغني  OIL CROPS  

 

 SUN FLOWER =    آفتا بگردان   -    SOFFLOWER    = گلرنگ

 

  OLIVE  =    زيتون-          SESAME   = كنجد

 

  PEAHUT    =   با دام زميني

 

ب-طبقه بندي بر اساس هدف خاص :

 

1-گياهان پوششي    COVER CROPS

 

اين گياهان براي پوشش و حفاظت خاك در برابر  ( EROSION)  فر سايش كشت مي شودو درهمان زماني كه سبز هستند (گلدهي) به خاك برگردانده مي شود.مثل شبدرو يونجه

 

2-گياهان مكمل      COMPLEMENTALY/C

 

اين گياهان جهت حاصلخيزي  خاك همراه با محصول درجه يك كاشته مي شود ودر درجه دوم اهميت قرار دارد .مانند كاشت لوبياي روغني همراه با ذرت

 

3-گياهان سيلويي  SILAGE /C

 

 اين گياهان به صورت سبز برداشت مي شود و پس از سيلو شدن   وگذراندن مرحله تخمير به مصرف دام مي رسد  مثل گياه ذرت علوفه أي و ذرت خوشه أي   sorghom )  )

 

4-    گياهان تقويت كننده يا اصلاح كننده : SOIL CODITIONER /C

 

اين گياهان جهت اصلاح يا تقويت خاك كاشته مي شوند مانند چغندر علوفه أي  (خاك را نرم مي كند ) و شبدر علوفه أي ( نمك و شوري خاك را مي گيرند )

 

5- گياهان همراه   CYNERGIC /C 

 

اين گياهان  گياهان يك ساله (ANNUL ) هستند كه همراه گياهان چند ساله   PERENNIAL) )كاشته مي شوند  مثل : جو (يكساله ) همراه با يونجه  (چند ساله )

 

6-    نباتات غله اي  TRAPPING  /C 

 

برخي گياهان تيره حبوبات  LEGOMINO SE /C     مانند باقلا  چنانچه در زميني كاشته شوند به علت ترشح يك سري مواد از ريشه قادر به كنترل يك نوع آفت   كه به سيستم ريشه أي گياهان خسارت مي زند به نام (nematode )  است .

 

در كاشت چغندر قند اگر تناوب را رعايت نكنيم آفت nematod    افزايش مي يابد

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم دی 1389ساعت 1:26  توسط توحید نوروزوند  | 

مطالب قدیمی‌تر