کلزا

کلزا یک محصول روغنی در شمال ایالت داکوتا آمریکا می باشد که حدود ۸۸ درصد کلزای این کشور در این ایالت مورد کشت قرار می گیرد . کلزا یک گیاه روغنی خوراکی است که در سال۱۹۷۰ توسعه یافته و شامل ۴۰ درصد روغن می باشد .
واژه کلزا نامی است که به وسیله کروشرز (انجمن دانه های روغنی غرب کانادا) انتخاب شده است . واریته های کلزا اغلب شامل کمتر از ۲ درصد اسید اورسیک و همچنین ۳۰ میکرو مولکول گلوکز در هر گرم بذر می باشد کشاورزان کانادا و آمریکا واریته هایی که اسید اورسیک و گلوکز کم دارند را مورد کشت قرار می دهند این نوع کلزا اغلب در اروپا و قسمتی از کانادا و آمریکا کاشته می شود .
در ژانویه ۱۹۸۵ سازمان غذا و داروی آمریکا روغن کلزا را برای کاربرد و مصرف در غذای انسان تایید نمود . و در این راستا تقاضا در بازار افزایش یافته و به تناسب آن باعث افزایش عرضه در ایالت متحده شد که فقط قسمتی از تقاضا توسط تولیدکنندگان تأمین میگردد. روغن کلزا در ژاپن، کانادا و اروپا تحت نظر کمیته جهانی مورد مصرف قرار می گیرد.

سازگاری
کلزا گونه براسیکا ناپوس ال به صورت یکساله بهاره و پاییزه مورد کشت قرار می گیرد که نوع بهاره آن به شرایط شمال داکوتا سازگاری بهتری دارد و نوع زمستانه آن به این منطقه و شمال غربی مینویت سازگاری ندارد.
کلزا در اغلب خاکها قابل رویش می باشد ولی بهترین نوع خاک برای کلزا خاک رسی لومی است به شرط آنکه سله نبندد. خاک مورد کشت کلزا بایستی دارای زهکش سطحی کامل و داخلی نسبتاً خوب باشد بطوریکه در خاکهای که دارای آب ایستای بود و زهکشی آن نامناسب است کلزا در آن خاک قابل رویش نخواهد بود. اگر رطوبت خاک به حد کافی از محصول سال قبل برای کشت کلزا باقی نمانده باشد بایستی بعنوان یک محصول زراعی بعد از آیش در نظر گرفت.

تناوب زراعی
بهترین تناوب زراعی کلزا کاشت آن بعد از غلات دانه ای و یا آیش می باشد. در تناوب زراعی ۳ ساله کاشت کلزا میان دو محصول در نظر گرفته می شود. اولین محصول در این نوع تناوب بایستی به محصول اختصاص داده شود که دارای مقاومت کامل یا نسبتاً خوب به بیماری ساق سیاه باشد. کلزا به پوسیدگی ساقه حاصل از اسکلروتینیا بسیار حساس می باشد .
محصولاتی نظیر آفتابگردان ، لوبیا خشک خوراکی (چشم بلبلی ) که حساس به بیماری اسکلروتینیا می باشد خطر آلودگی به این بیماری را در کلزا افزایش می دهد ، به شرط آنکه قبل از این محصول مورد کشت قرار گیرد . اگر در تناوب زراعی از چغندر استفاده می شود بایستی حداقل ۲ سال بین این دو محصول (کلزا و چغندر قند ) فاصله انداخته شود و اگر در تناوب زراعی سه ساله از محصولات حساس به اسکلروتینیا به ضرورت استفاده می شود بایستی از سموم قارچ کش استفاده نمود .
محصولاتی نظیر سویا ، کتان ، نخود و عدس که دارای مقاومت نسبتاً خوبی به بیماری اسکلروتینیا می باشند بصورت موفق در تناوب زراعی با کلزا مورد زراعت واقع می شود . در سالهایی که شرایط محیطی مناسب انتقال اسپور ها توسط هوا می باشد . کاشت کلزا بدون استفاده از سموم قارچ کش و توجه به فاصله تناوب زراعی خسارت اقتصادی قابل توجهی توسط قارچ اسکلروتینیا به کلزا وارد خواهد شد .
کلزا گیاهی است که به ریزش دانه حساس است بنابراین در فصل زراعی بعد بصورت پیشروی، ظاهر خواهد شد .بنابراین غلات دانه ای بهترین گیاه برای تناوب زراعی خواهد بود که بعد از کلزا مورد کشت قرار گیرد زیرا می توان از سموم علف کش پهن برگ برای کنترل آن استفاده نمود .
از کاشت مخلوط کلزا و خردل زراعی در یک زمین زراعی جداً خودداری کنید زیرا کشت مخلوط دو محصول ارزش بازاری هر دوی آنها را کاهش می دهد. بعلاوه کلزا در زمینی که مورد هجوم خردل وحشی قرار گرفته قادر به رقابت نیست . در این گونه از مزارع به شرطی می توان از کلزا استفاده نمود که قبلاً زمین توسط دام چرانده شود و خالی از علف هرز گردد یا اینکه از رقم مقاوم کلزا به این علف هرز استفاده نمایند .
بقایای تمام سموم علف کش به غیر از سولفونیلورا ، ایمیدازولینون و تریازین که در محصولات سال قبل بر جای مانده است همراه با خود علف هرز به جوانه های کلزا آسیب می رساند . همیشه به بر چسب های موجود در روی علف کش ها رجوع کنید که در روی آن نحوه کاربرد سموم بر اساس تناوب زراعی نوشته شده است .

واریته ها
دو نوع واریته کلزا وجود داردکه در آمریکا کاشته می شود : یکی واریته آرژانتینی که گونه براسیکا ناپوس می باشد و دیگر واریته لهستانی به نام براسیکا راپا .
واریته آرژانتینی نسبت به واریته لهستانی دارای پتانسیل عملکرد و ارتفاع و در صد روغن بالایی می باشد . واریته آرژانتینی برای رسیدن کامل ، حدود ۹۵ روز و واریته لهستانی ۸۰ روز لازم دارد .

تهیه بذر و کاشت
کلزا یک گیاه بسیار حساس به سله خاک می باشد ، بستر خاک برای بذر کلزا بایستی محکم ولی نرم باشد . رطوبت بذر و خاک برای جوانه زنی بسیار حیاتی است . بنابراین کاشت کلزا در خاکهای خشک توصیه نمی شود و جوانه های کلزا در خاکهای فشرده و سله بسته به آسانی خسارت می بیند پس بایستی بستر خاک را نرم تهیه کرد ولی طوری نباشدکه به آسانی توسط باد فرسایش یابد به همین خاطر چنگ زنی گیاهک کلزا برای مبارزه با علف هرز توصیه نمی گردد .
دانه کلزا را می توان با انواع بذرکار کاشت عمق مناسب برای بذر کلزا حدود ۵/۱ تا ۵/۲ سانتی متر می باشد . بیشتر از ۵/۲ سانتی متر باعث تلف شدن جوانه ها می شود . کاشت کلزا در فاصله ردیفی ۱۸-۱۵ سانتی متر با بذر کار کلزا بصورت یکنواخت در عمق خاک انجام می گیرد.

تاریخ کاشت و بذر افشانی
کلزا در اواسط فروردین ماه یا اوایل اردیبهشت جهت حصول بیشترین عملکرد کاشته می شود. اگر تاریخ کشت را تا آخر اردیبهشت به تعویق بیاندازیم عملکرد محصول کاهش می یابد و اگر در آخر خرداد صورت گیرد کاهش چشمگیری در عملکرد خواهیم داشت زیرا کلزا یک گیاه بسیار حساس به استرسهای گرما و خشکی در زمان گلدهی میباشد .
کاشت زودتر از اردیبهشت ماه خطر روبرویی با استرس گرما و خشکی را کاهش می دهد .جوانه کلزا مقاوم به سرماست و می تواند سرمای ۴- درجه سانتی گراد را تحمل کند .

خواب بذر
خواب بذر در کلزا را می توان با بذر افشانی کلزا در سرما و تقریباً در موقعی که خاک یخ زده شکست که بعد از قرار گرفتن در خاک و با مساعد شدن هوا جوانه بزند . موضوع این است که بذر بعد از کاشت تا اوایل بهار بصورت خواب باقی می ماند و وقتی در بهار شرایط هوا مطلوب گردید کلزا جوانه زده و سر از خاک بیرون می آورد . تعیین زمان کاشت در موقعی مشکل است که کشاورزان نمی توانند با تقویم ویژه تاریخ کاشت عمل کشت را انجام دهند زیرا کشاورزان به هوا نیاز دارند که در این مواقع بایستی خاک سرد شود ولی یخ نزند (صفر درجه سانتی گراد در عمق ۵ سانتی متری خاک) اگر دمای خاک به ۳ درجه سانتی گراد یا بیشتر از آن برسد بذر جوانه زده و به محض اینکه خاک یخ بزند جوانه ها خواهند مرد. در گذشته کشاورزان دریافته اند که به خواب بردن بذر کلزا وقتی که دمای خاک به نقطه انجماد نزدیک می شود بسیار مشکل است مگر اینکه اولین برف ببارد .

میزان بذر
میزان بذر حدود ۶-۱۰ کیلو برای رقم آرژانتینی و حدود ۶-۱۰ کیلو برای واریته لهستانی در نظر گرفته می شود .
فرمول عمومی برای بذر افشانی کلزا حدود ۶ کیلو در هر هکتار می باشد . تفاوت عمده ای در مقدار بذر در واریته های مختلف کلزا وجود دارد این نقطه بسیار مهم است که پر پشت و تنک بودن بوته را در سطح مزرعه ملاک میزان بذر قرار ندهیم . پس بسیار ضروری است که تعداد بذر در هر هکتار زمین زراعی برای هر واریته خاص که تعداد بوته گیاهان را تشکیل می دهد قبلاً مشخص باشد و بر اساس آن مقدار بذر تعیین گردد .
یک قانون کلی نشان می دهد در یک کیلو بذر کلزا هیبرید واریته آرژانتینی حدود ۱۵۰ هزار تا ۱۷۰ هزار بذر وجود دارد . برای واریته آرژانتینی با گرده افشانی آزاد حدود ۲۷۰- ۳۲۰ هزار بذر وجود دارد و این مقدار در واریته لهستانی حدود ۴۰۰ هزار بذر در هر کیلو گرم می باشد. .
تعداد بوته مناسب برای گیاه کلزا حدود ۱۵۰ بوته در هر مترمربع و ۱میلیون و ۵۰۰ هزار بوته در یک هکتار می باشد حداقل می توان ۴۵ بوته در هر مترمربع در نظر گرفت . بنابراین با توجه به اینکه کلزا مقاوم به علف کش می باشد، براین اساس می توان تعداد ۲۲ بوته در هر متر مربع در نظر گرفت تا همه آنها از فضای یکسانی استفاده کنند.

کوددهی
عکس العمل کلزا به کودها شبیه محصولات غلات دانه ریز بوده و بستگی به حاصلخیزی خاک دارد. ازت و گوگرد کلید موفقیت برای رسیدن به عملکرد بالا می باشد .
مواد نیتروژن دار و پتاسی نمی توانند بصورت مستقیم با بذر تماس پیدا کنند و بایستی بصورت نواری حداقل به فاصله ۵ سانتیمتر دورتر از بذر ریخته شود آزمایش خاک برای تعیین صحیح مقدار مواد غذایی مورد نیاز گیاه باید انجام شود . کلزا یک مصرف کننده زیاد گوگرد می باشد.
۲۲۵۰ کیلو گرم حاصل از هر هکتار کلزا دارای ۵/۱۳کیلو گرم گوگرد در ساقه و برگ و حدود ۱۷ کیلو گرم گوگرد در بذر می باشد در صورتیکه همین مقدار در گندم فقط دارای ۵/۶ کیلو گرم کوگرد در بذر و ۸ کیلو گرم در ساقه و برگ دارد در نتیجه مقدار گوگرد در خاک در تولید کلزا نقش بسزای دارد حتی کمبود گوگرد در خاک عدم وجود کلزا در مزرعه را رقم می زند .
یک نمونه آزمایش برای تعیین مقدار گوگرد در خاک نمی تواند نمایانگر درصد گوگرد در خاک باشد پس بایستی در مقطع مختلف زمانی و از قسمتهای مختلف مزرعه نمونه برداری شود.
بر اساس آزمایش خاک، خاکهای که دارای گوگرد متوسط یا کم دارند حدود ۲۵ تا ۳۵ کیلو گرم و برای خاکهای با گوگرد زیاد ۱۵ تا ۲۰ کیلوگرم گوگرد در هر هکتار لازم است . کلزا گوگرد را به شکل سولفات جذب می کند. کود گوگرد ممکن است به شکل سولفات آمونیوم یا ترکیب سولفات آمونیوم و با عنصر گوگرد قابل تجزیه باشد .
برای کلزا کود مرکب توصیه می شود زیرا در خاکهای شنی در اثر بارش زیاد باران سولفات شسته می شود . در صورتیکه عنصر گوگرد ممکن است در طی فصل مرطوب تجزیه شود و در سال بعد بر اساس نیاز مورد استفاده قرار گیرد .بهتر است گوگرد کافی را قبل یا در حین کاشت تهیه کرد. اگر در فصل زراعی قبل از ظهور گلها کمبود گوگرد محرز گردد با بکار بردن کود تیوسولفات آمونیوم یا سولفات آمونیوم می توان به عملکرد قابل قبول دست یافت یک کود دهی به موقع بهترین عملکرد را دربر خواهد اشت .
مقدار کمی از گوگرد بوسیله برگ جذب می گردد . برای جذب کود در این زمان به باران سنگین نیاز داریم که سولفات قابل حل را به ریشه ها برساند.

کنترل علف هرز
جوانه کلزا به رقابت زود هنگام علف هرز بسیار حساس است . برنامه موثر مبارزه با علف هرز می تواند شامل مبارزه زراعی - مکانیکی و شیمیایی باشد .
اصولاًکلزا یک رقیب خوبی بااکثر علف هرز می باشد .خردل وحشی یک بذر آلوده کننده جدی برای کلزا است که می تواند باعث کاهش کمیت و حتی عدم قبولی آن در بازار گردد . باید توجه ویژه ای به کنترل علف هرز در پیش از کاشت داشت یا در زمین هایی که آلوده به علف هرز می باشد از کاشتن کلزا در آن اجتناب نمود .
علاوه بر عملیات زراعی برای مبارزه با علف هرز ، برای رسیدن به تراکم مناسب در کلزا اصلاح قدرت جوانه زنی باعث می شود به خوبی با علف هرز رقابت کند .
با توجه به تاریخ بذرافشانی ،میزان و عمق کاشت می توان علف هرز چند ساله را در سال قبل برای کاشت کلزا کنترل نمود به علت اینکه بذر کلزا در عمق کمی از خاک کاشته می شود کج بیل و دندان فنری دوار برای مبارزه با علف هرز توصیه نمی شود . این ابزار می تواند به جوانه های کلزا صدمه زده تعداد بوته در هکتار را کاهش دهد.
تری فلورالین و سونالان دو تا علف کش قبل از کاشت مخلوط با خاک هستند و برای مبارزه با علف هرز ارائه شده اند . سموم این علف کش ها در خاک های شنی بافت درشت به میزان کمتر و در خاک های با مواد الی به میزان کم هستند .
تری فلورالین و سونالان بایستی همیشه بصورت قبل از کاشت در خاک های خالی از کشت بکار می رود . هر دوی این سموم نازک برگان یک ساله و بعضی از پهن برگان شامل خرفه یا قازایاغی کوشیا براحتی کنترل می کند ولی خردل وحشی قابل کنترل نیست .
Sethoxydim – quizalofop – clethodim علف کشهای بعد از کاشت در علوفه های نازک برگ بسیار ضروری در کلزا می باشند.
کاربرد مخلوط برای گوزالوفوب و کلتودیم با یک علف کش پهن برگ بصورت زیاد توصیه نمی شود چون ممکن است باعث کاهش کنترل علف هرز نازک برگها شود. قبل از پر کردن مخزن سم به طور کامل بقایای سموم علف کش که برای کلزا مضرر می باشد، بشویید و پاک کنید. بقایای علف کش سلفونیولریا بعلاوه علف کش فنوکسی به مقدار ناچیز می تواند خیلی مضرر به کلزا باشد. کلزا خیلی به راندگی از طریق علف کش پهن برگها از قبیل ۲۴D و MCP - دیکامبا – گلیفسفات و علف کش سولفونیلوریا حساس می باشد. بایستی بسیار احتیاط کرد که راندگی در اثر مصرف این علف کش در زمین کلزا صورت نگیرد .

بیماری گیاه
بیماری گیاهی می تواند مشکل جدی در تولید کلزا باشد. تناوب زراعی بایستی بدقت طراحی شود تا میزان بیماری را در حداقل نگه داشت .
دو تا بیماری عمده در کلزا اسکلروتینیا و ساق سیاه می باشد. بیمارهای کم گزارش شده در کلزا عبارتند از زنگ سفید – لکه سیاه – سفیدک دروغین و زردی مینا. دو نوع بیماری ساق سیاه در کلزا وجود دارد : گونه ضعف (غیر بیماری زا ) و گونه سمی (بیماری زا) که گونه بیماری زای آن ایجاد پوسیدگی عمیق در ساقه گیاه در نزدیکی خاک باعث می گردد. این پوسیدگی قدرت رویش گیاه را کاهش داده و ممکن است باعث حفره در گیاه شود . گونه بیماری زای آن در سال ۱۹۹۱ برای اولین بار در ایالت داکوتا در فصل زراعی در ۲۳ مزرعه کلزا یافت شد . ساق سیاه قارچی است که اسپورها ی آن بوسیله باران و وزش باد یا بذر آلوده انتقال می یابد . واریته هایی از کلزا وجود دارند که به این نوع ساق سیاه مقاوم می باشند.
عموماً گونه آرژانتینی مقاومت بیشتری به این بیماری از خود نشان می دهد .واریته لهستانی بیشتر به این بیماری حساس می باشند .
در نواحی که ساق سیاه کلزا در آنجا گزارش شده است استفاده از ارقام مقاوم به این بیماری و تناوب زراعی در کنترل این بیماری ضروری می باشد . ساق سیاه در خردل مشکل چندانی ایجاد نمی کند زیرا بسیار مقاوم به این بیماری می باشد .
پوسیدگی ساقه اسکلروتینیا ( کپک سفید ) یک بیماری با قدرت کشندگی زیاد در آب و هوای مرطوب می باشد که این قارچ می تواند به شکل جسم سخت سیاه رنگ قارچی بنام اسکلرویتنا حدود ۵-۶ سال در خاک زنده بماند که هر گاه آب و هوا به مدت ۲-۱ هفته بصورت مرطوب باقی بماند با جذب رطوبت خاک اسکلروتینیا جوانه زده و تولید اجسام نازک شبیه قارچ ، بنام آپوتیشا می کند .
آپوتیشا حدود ۹- ۵/۴ سانتی متر طول دارد که میلیون ها اسپور هوایی را تولید می کند .
کلزا اصولاًدر مرحله گلدهی و یک مقدار بعد از گلدهی حساسترین موقع به این بیماری می باشد .اسپورها گلبرگهای کلزا پژمرده شده در آب و هوای مرطوب را آلوده می کنند . آلودگی ایجاد شده در گلبرگهای مرده کلزا به بافت های مجاور منتقل می شود و درنتیجه به شاخه های و گیاه مرده هجوم برده و باعث ایجاد حفره یا مسکن برای خود می نماید .
ساقه های پوسیده شده ، شکل سفیدی به خود می گیرند . آلودگی اسکلروتینیا در کلزا موقعی جدی خواهد بود که آب و هوای مرطوب و خنک دو هفته بعد از خرداد شروع شود و تا اوایل همین ماه که شکوفه دهی صورت می گیرد ادامه یابد .
برای مزارعی که مورد هجوم به اسکلروتینیا شده باشد حداقل به یک تناوب سه ساله زراعی بدون کاشت کلزا توصیه می گردد . در طول مدت این تناوب زراعی ضروری است که از کاشتن محصولات بسیار حساس به این بیماری از جمله آفتابگردان و لوبیای خشک ، اجتناب کرد .
قارچ کش های کوادریس ، رونیلان و تاپسین ام برای از بین بردن و مبارزه با اسکلروتینیا در کلزا به ثبت رسیده است .
تاثیر باز دارندگی در بیماری اسکلروتینیا به موقع قارچ کش نیاز دارد ،کوادریس در مرحله گلدهی ۱۵-۱۰ درصد یا ۳ تا ۷ روز بعد از آغاز گلدهی بایستی بکار برده شود که در این مرحله۱۸-۱۰ گل در ساقه اصلی رقم آرژانتینی وجود دارد . کوادریس ، وقتی اولین گلبرگ کلزا خشک شد و به زمین افتد بایستی بکار برده شود . تاخیر در کاربرد این سم ، از اثرات آن می کاهد .
رونیلان و تاپسین ام بایستی در مرحله گلدهی ۵۰ – ۲۰ درصد یا ۴ تا ۱۰ روز ، بعد از ظهور گل در کلزا صورت می گیرد که در آن موقع ۱۶- ۱۴ گل در ساقه اصلی وجود دارد .
مرحله گلدهی ۵۰ درصد آن موقعی است که کلزا بیشترین توسعه رنگ را در سطح مزرعه دارد. در آن مرحله کمتر از یک سوم نیام ها در ساقه اصلی قرار خواهند داشت و در ضمن محصول بیشتر از ۵ درصد شکوفه بزند اغلب قارچ کش ها تاثیر کمی در کنترل اسکلروتینیا کلزا دارند. کوادریس باید در غلظت ۷۰۰ سی سی تا ۱ لیتر در هر هکتار بکار برده شود که کاربرد مقدار ۷۰۰ سی سی بوسیله ثبت کنندگان سم تایید شده است . این سم اگر قبل از شروع ریزش گلبرگ ها بکار برده شود ،برای کنترل بیماری کافی بنظر می رسد .
مقدار مصرف رونیلان ۷۵۰ تا ۱۱۵۰ گرم و تاپسین نیز با همین مقدار در هر هکتاربکار می رود . اطلاعات جامع نشان می دهد که کاربرد مقدار ۳۵۰ گرم رونیلان و ۴۵۰ گرم تاپسین وقتی بموقع بکار برده شود اثر عالی برای کنترل اسکلرینا در تحت فشار شدید بیماری دارد .
موقعی باید تصمیم به سم پاشی کرد که:
۱) پتانسیل عملکرد بالای نرمال (حدود ۲۵۰۰ کیلو) در هکتار باشد یا قیمت کلزا در حداقل آن باشد .
۲) اگر هوا در موقع گلدهی مرطوب گردد (حداقل ۲۵ تا ۵۰ میلیمتر در عرض دو هفته قبل از گلدهی )
۳) اگر بارندگی بیشتر و رطوبت بالا باشد .
۴) اسکلروتینیا مشکل چندین سال اخیر در مزرعه که بصورت متناوب مورد کشت کلزا قرار گرفته باشد یا اگر مزارع نزدیک به آن ،اگر کلزا در تناوب زراعی سه ساله یا کمتر باشد انتظار می رود که یک قارچ کش حتماً مورد استفاده قرار گیرد .

حشرات
خسارت جدی به گیاه کلزا موقعی اتفاق می افتد که جمعیت سوسک های ککی به حداکثر خود برسد این سوسک ها از گیاهک تازه جوانه زده کلزا تغذیه می کند این زمان مصادف با اردیبهشت تا خرداد است .
سوسک های بالغ از لپه های کلزا و اولین برگ حقیقی کلزا تغذیه می کنند و باعث ظهور سوراخ بزرگی در گیاه می شود و گیاهک که شدیداً صدمه دیده ممکن است بمیرد و گیاهانی که کمتر خسارت دیده اند از کاهش قدرت رشد رنج خواهند برد . هوای آفتابی و داغ باعث فعالیت حشرات برای تغذیه می شود در صورتیکه هوای خنک ومرطوب تغذیه حشرات را کاهش داده و مساعد برای رویش محصول کشاورزی است هوای خشک و گرم باعث پژمردگی و مرگ گیاهی شده و در نتیجه قسمتی از محصول کشاورزی را از دست خواهیم داد .
در بعضی موارد توسعه بیماری در یک مزرعه از حرکت حشرات از یک گیاه به گیاه دیگر اتفاق می افتد که در این مورد ممکن است کل مزرعه سریعاًمورد هجوم قرار گیرد .
خسارت جدی معمولاً وقتی گیاه از مرحله گیاهچه (جوانه زنی ) گذشته، اتفاق نمی افتد زمانی که گیاه کلزا با قدرت رشد نماید، سوسک فقط می تواند باعث ریزش برگ ها شود . تاثیر عمده زمانی اتفاق می افتد که لاروهای این سوسک از ریشه گیاه تغذیه می کند .
گاهگاهی در مرداد ماه تعداد زیادی از سوسک های بالغ تازه پوست اندازی شده بطرف گیاه کلزای نیمه رس حرکت کرده و اپیدرم ساقه ، برگ ها و نیام ها را می جوند که ممکن است باعث خرد شدن نیام و دانه های ریز شوند . در اکثر سال ها محصول کشاورزی به حد کافی از رشد می رسند تا از خسارت جدی بگریزند .
تناوب زراعی می تواند تلفات ناشی از سوسک ککی در گیاهان را کاهش دهد . یک بستر خوب یا مواد غذایی کافی برای گیاه کمک خواهد کرد که از خسارت سوسک در مرحله جوانه زنی که حساس به آن حشره است در بهار بگریزد .
وجود چند تائی از سوسک ککی یا چند سوراخ ایجادشده توسط آن در یک گیاهچه نگران کننده نیست بنابراین اگر سوسک ها زیاد باشند و حدود ۲۵ درصد از برگ ها را سوراخ نموده به زمین بیافتند در کلزا این خسارت اقتصادی است و بایستی سریعاً کنترل گردد . کلید کنترل سوسک ککی نظارت مکرر در مرحله حساس جوانه زنی می باشد .
گاچو – گاچو پلاتینوم – هلیکس اکسترا سموم ضد عفونی کننده بذور ثبت شده در کلزا می باشد. در عملیات آفت کشی از سمومی استفاده کنید که به زنبور عسل آسیب نرساند.

عملیات برای کاهش بذرهای سبز
یک مشکل بزرگ در کلزا ماندن بذربه حالت سبز در کلزا است که هوای خنک ، ابری و مرطوب در زمان رشد گیاه باعث سبز ماندن بذور در تمام واریته های کلزا می شود ، که مشکل بزرگی در تولید کلزا محسوب می شود. در بعضی حالت این مشکل وقتی که کمبود گوگرد اتفاق می افتد،به بدترین شکل نمایان می گردد .
دمای در موقع رسیدگی یک عامل مهمی در تجزیه کلروفیل می باشد . دمای خنک و یک دوره کوتاهی از سرما در مرداد و شهریور فعالیت آنزیم را کاهش داده و باعث تجزیه کلروفیل می شود .
سرما صفر تا ۱درجه سانتی گراد این سیستم را مختل می کند بویژه آن می تواند بر عکس باعث سنتز دوباره شود و این در مرحله توسعه بذر بسیار حساس می باشد و باعث تفاوت میان مزارع مجاور هم که فقط چند روز از نظر بلوغ باهم فاصله دارند یا در یکنواختی رسیدگی باهم متفاوت شوند .
حتی برداشت کلزا ۶-۴ روز قبل از یک سرما باعث باقی ماندن میزان نسبتاً زیادی از کلروفیل در بذر می گردد که باعث تأخیر جوانه زنی ۲ یا بیشتر از دو روز در مراحل رویش نتیجه عدم بلوغ بذر در مرحله چیدن و بذر سبز در مرحله برداشت می باشد. وجود بذر نازک و لاغر در کلزا باعث ایجاد شاخه های فرعی بیشتر در کلزا و تغییراتی در رسیدگی بذر می گردد که علت اصلی آن عدم رسیدگی بذر در هنگام چیدن است و نیز باعث سبز ماندن بذر شود . تولید کنندگان کلزا می تواننداز توصیه های مدیریت برای کاهش مشکلات بذور سبز در آینده بکار ببرند .در زیر به مواردی اشاره می گردد.
▪ مزرعه ای را برای کشت کلزا انتخاب کنید که خوب زهکشی شده و حاصلخیز باشد . - تا آنجا که می توانید در فصل بهار زود بذر خود را بکارید تا حداکثر زمان برای رسیدن بذور کلزا داشته باشد .
▪ بستر بذر محکم و مناسب برای تحصیل عمق صحیح کاشت و تماس خوب بذر با خاک برای تسریع در جوانه زنی .
▪ برداشت کلزا را در مرحله رنگی مورد توصیه برای شرایط هوای مختلف انجام دهید .
▪ سطوح حاصلخیزی کافی و مناسب برای رشد کلزا و رسیدن آن حفظ کنید ، کلزا در اثر تنش حاصل از کمبود مواد غذائی بطور یکسان نخواهد رسید .
▪ نمونه های خاک را برای تعیین مقدار نیتروژن ، پتاسیم ، فسفر و میکرو مغذیها در خاک مزرعه انجام گیرد .
▪ نمونه برداری زود هنگام از بافت گیاه در مرحله روزنه و آزمایش آن برای کاربرد صحیح از میکرومغذی در زمان های معین .
▪ مزارع با حاصلخیزی بالا می توان انتظار داشت که دیرتر به مرحله رسیدگی در سال برسد زیرا با درجه حرارت روزانه پایین تر از معمول در زمان رشد مواجه خواهد شد .

برداشت و کوبیدن
کلزا موقعی می رسد که گیاه به رنگ گاه در آید و بذر آن قهوه ای پر رنگ باشد به خاطر اینکه خرد شدن دانه یک مشکل بالقوه می باشد و توصیه می شود برداشت ، موقعی صورت گیرد که ۳۰ – ۲۰ درصد بذر کلزا از سبز به قهوه ای تغییررنگ داده باشد برای این کار تولید کننده بایستی از جاهای مختلف مزرعه برای تعیین متوسط رسیدگی نیام کلزا را جمع آوری کنند. وقتی محصول آماده برداشت است که دانه سخت و موقعی در بین دو انگشت به همدیگر فشار می دهیم ، نشکند . رطوبت در این مرحله حدود ۳۵ درصد می باشد .
در موقع برداشت سرعت چرخ ها بایستی از یک سوم تا دو سوم حالت طبیعی کاهش یابد . کلزا اگر خوب نرسد به آسانی قابل شکستن است در حالت برداشت FLUFFY دانه های کلزا براحتی توسط باد پراکنده می شود و برداشت کلزا بایستی از پایین ترین قسمت غلافها انجام گردد . این باعث خواهد شد که دستجات علف خشک کلزا به طرف پایین خم شده و از تلفات باد جلوگیری خواهد شد .
وجود غلتک یدک کش در پشت ماشین چیننده، باعث عملیات استانداردی می شود که مطمئن می سازد علف خشک دسته بندی شده در جای خود باقی می ماند. برای کاهش خرد شدن یک نوع کمربند برای چیدن کلزای درو شده استفاده کنید. سرعت غلتک کمباین برای کلزا حدود ۵۰ تا ۷۵ درصد نسبت به برداشت گندم کاهش می یابد. از سرعت بیش از حد غلتک اجتناب کنید زیرا باعث شکستن کلش کلزا می گردد و از اضافه بارگذاری در الک و گذاشتن مواد خارجی مخلط با بذر پاک جداً خوداری کنید. کاه و کلش کلزا و پوست و سبوس آن بایستی در پشت کمباین پراکنده شود.

ذخیره و خشکاندن
مشکلات ذخیره و جابجایی کلزا شبیه کتان می باشد. بذر گرده بوده کوچک ولی سنگین و براحتی غلت می خورد. جعبه های محکم در کامیون انبارهای محکم جهت ذخیره سازی لازم می باشد.
۶ هفته بعد از برداشت، دانه کلزا تعریق کرده سپس گرم می شود و سیلوی آن با رطوبت ۱۰-۹ درصد می تواند اتفاق افتد. کلزا دارای رطوبت ۵/۸ درصد بایستی برای فاصله منظم حرارت مورد امتحان قرار گیرد. اگر برداشت در رطوبت بالا صورت گیرد بایستی بصورت طبیعی یا مصنوعی خشک شود . برای حفظ کیفیت بذر دمای ۴۳ درجه سانتی گراد یا کمتر از آن برای خشک شدن هر چه بیشتر در تولید تجاری لازم است.
اگر یک مقدار چشمگیر از مواد خارجی مثل کاه و کلش با کلزا مخلوط شود. مقرون به صرفه است که قبل از اینکه خشک و انبار گردد از غربال بدور بریزیم .

محصولات کلزا
غذاهای تولید شده از واریته های مختلف کلزا دارای ۳۸ درصد پروتئین می باشد و آمینو اسیدهای کلزا مکمل سویا بوده و این محصول اغلب شامل همان ارزش غذائی را دارا هستند. آزمایش نشان داده است که حیوانات در صورت خوردن مخلوطی از این دو غذا جواب خوبی داده اند در کانادا خوراک کلزا بیش از ۲۰-۱۰ درصد به عنوان سهم غذای برای مرغ– بوقلمون - غاز – اردک – خوک و حیوانات شیری و گوشتی توصیه شده است.
روغن خوراکی کلزا در دو دهه اخیر در بعضی از کشورها برای مصرف انسانها در امریکا توسط FDA تصویب گردیده است . روغن کلزا همانند سایر محصولات نباتی روغنی برای پختن غذاها و دسر بصورت جامد و مایع در بازار موجود می باشد و بدلیل داشتن اسید اولئیک نسبت به دیگر روغنها از اهمیت بیشتری برخوردار است.

کلزا در محدوده وسیعی از خاکها رشد می‌کند، ولی مناسب‌ترین اراضی برای رشد کلزا ، خاکهایی با بافت متوسط ، زهکشی مناسب ، مواد آلی کافی و PH حدود ۶.۵ می‌باشد. کلزا در شرایط ایستابی ، سیلابی و زهکشی ضعیف زمین و PH پایین‌تر از ۵.۵ نباید کشت شود. کلزا در تناوب هر محصولی که اجازه تهیه بستر مناسب بذر را داده و از توسعه عوامل بیماری‌زای خاک‌زی جلوگیری کند، رشد می‌نماید. بویژه در تناوب با غلات ، عکس‌العمل مطلوبی نشان می‌دهد.
این تناوب باعث کنترل بیماریها ، آفت و علفهای هرز کلزا می‌گردد. کشت متوالی کلزا در یک زمین یا کشت آن در تناوب با سایر گیاهان جنس براسیکا باعث تشدید بیماریهای کلزا می‌گردد، چرا که در این حالت عامل بیماری‌زا می‌تواند در سالهای متوالی در خاک و روی گیاه میزبان باقی بماند و جمعیت خود را افزایش دهد. بنابراین هنگام انتخاب یک منطقه برای تولید کلزا ، توجه به تناوب زراعی منطقه بسیار مهم است.


انتخاب رقم
ارقام کلزا از نظر تیپ رشد با توجه به ریخته ارثی به سه گروه عمده تقسیم می‌شوند.
۱) ارقام کلزا با تیپ رشد بهاره (Spring): این ارقام برای به گل رفتن به درجه حرارت حدود ۳ درجه سانتیگراد به مدت یک هفته نیاز دارند.
۲) ارقام کلزا با تیپ رشد بینابین (Intermediate): این ارقام جهت بهاره سازی یا شروع رشد زایشی به درجه حرارت حدود ۳ درجه سانتیگراد و کمتر به مدت یک ماه نیاز دارند. تیپ رشد بینابین نیز به دو زیر گروه تیپ رشد بینابین زودرس و بینابین متحمل به سرما تقسیم می‌شود.
۳) ارقام کلزا با تیپ رشد زمستانه (Winter): این گروه تحمل به سرمای بسیار خوبی داشته و جهت شروع رشد زایشی به درجه حرارت حدود ۳ درجه سانتیگراد و کمتر به مدت یک و نیم ماه نیاز دارند.


روش کاشت
کلزا را به دو روش دست‌پاش و مکانیزه می‌کارند. در کشت دست‌پاش به میزان بذر بیشتری نیاز خواهد بود. در این روش ، بستر بذر باید کاملا صاف شود و پس از پخش بذر ، یک دیسک یا غلطک بسیار سبک زده شود تا تماس کافی بین بذر و خاک ایجاد گردد. آبیاری باید با دقت زیاد انجام شود تا از شسته شدن بذر و عدم یکنواختی در بستر مزرعه جلوگیری گردد.
در روش کشت مکانیزه هم می‌توان با خطی کار غلات و هم بذرکار پنوماتیک ، عمل کاشت را انجام داد. در هنگام استفاده از بذرکار غلات باید تنظیم دستگاه را با توجه به عمق مناسب کاشت و میزان بذر مطلوب تغییر دارد. این عمل کمی مشکل است زیرا که بذر کلزا نسبت به بذر غلات ریزتر بوده و عمق کاشت آن سطحی‌تر می‌باشد. همچنین می‌توان از موزع مخصوص کلزا و تثبیت کننده عمق در این دستگاهها استفاده نمود.
از آنجایی که شرایط فیزیکی خاک در همه مناطق کشور مناسب نبوده و تمامی بذور کلزای کشت شده قادر به سبز شدن نمی‌باشند، بنابراین استفاده از دستگاه پنوماتیک بجز در مناطق خاص کشور توصیه نمی‌شود. در هر روش کاشت ، استفاده از لولر قبل از کاشت از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است و عامل مهمی در سبز یکنواخت و آرایش مناسب بوته‌ها می‌باشد.


شروع کاشت و شناسایی مراحل رویش
▪ تا آنجا که می‌توانید کاری کنید که گیاه هر چه زودتر سبز شود تا از قرار گرفتن جوانه‌ها در معرض بیماریهای خاک‌زاد جلوگیری شده و از تبدیل علفها به رقیب زراعت جلوگیری گردد.
▪ بذر را در عمق ۵.۱ تا ۵.۲ سانتیمتری و در رطوبت بکارید و یا مزرعه را بلافاصله آبیاری کنید.
▪ دمای خاک برای سبز شدن حداقل باید ۱۰ درجه سانتیگراد یا بیشتر باشد.
▪ کلزای پاییزه را زمانی کشت کنید که قبل از رسیدن سرمای منطقه حداقل ۸ برگ کامل داشته و یک رزت قوی تشکیل داده باشد.
▪ از بذرهای تمیز و گواهی شده استفاده کنید.
▪ بذرهای چاق و به خوبی رسیده بخرید.
▪ از بذرهایی با ۹۵ درصد قوه نامیه و یا درصد قوه نامیه بالاتر استفاده کنید تا به سبز یکنواخت برسید.
▪ کاشت خیلی عمیق بذر توسعه بیماریهای جوانه را تشدید می‌کند.


مقدار بذر
▪ کلزا را در بستری بکارید که به حد کافی چسبندگی داشته باشد. در غیر اینصورت عمق کاشت را نمی‌توان کنترل کنید.
▪ بستر کاشت هنگامی که چسبندگی کافی دارد که وقتی وارد آن شدید، بیشتر از ضخامت کفه چکمه‌های کار در خاک فرو نرود.
▪ هر ساله تصمیم‌گیری در مورد فشرده کردن خاک را بر پایه شرایط خاک انجام انجام دهید. معمولا خاکهای ریز بافت به سادگی و بیش از حد بهم می‌چسبند، و وقتی چسبیدند می‌توانند چنان فشرده شوند که تامین اکسیژن برای رشد جوانه محدود شود.
▪ دامنه تغییرات بذر مصرفی ۵ تا ۱۰ کیلوگرم در هکتار است.
▪ مزرعه را طوری بکارید که متناسب با شرایط خاک و احتمال مقابله با تنشها در هر متر مربع ۷۵ تا ۱۸۵ بوته داشته باشید.


زراعت
▪ کلزا را همانند گندم در فواصل ردیفهای ۱۵ تا ۲۵ سانتیمتری بکارید. فاصله ردیفهای زیاد سبب رشد شدید بوته‌ها و ایجاد مشکل در برداشت می‌گردد.
▪ ریزی و درشتی دانه بر مقدار بذر مصرفی تاثیرگذار است. هر قدر دانه‌ها درشت‌تر باشند، در هر کیلوگرم بذر تعداد کمتری بذر وجود دارد و در نتیجه مصرف بذر بیشتر می‌شود.
▪ شرایط کاشت از جمله خطر بالقوه بیماریها و آفات بر مقدار بهینه بذر مصرفی تاثیر می‌گذارد.
▪ در شرایطی ضعیف‌تر از شرایط بهینه نیاز به بذر بیشتری است. در شرایط بهتر از متوسط ۶۰ تا ۸۰▪ درصد بذرها گیاهان زنده تولید می‌کنند و در شرایط متوسط ۴۰ تا ۶۰ درصد بذرها بوته‌های زنده بدست می‌دهند. بنابراین در موقع کاشت بذر علاوه بر قوه نامیه به این موارد توجه کنید.
▪ مقدار بذر کمتر به معنای تعداد بوته کمتر است. بنابراین زمان طولانی لازم است تا گیاه سطح مزرعه را بپوشاند. این وضعیت به علفها فرصت می‌دهد تا خود را مستقر کرده و با زراعت رقابت کنند.
▪ تعداد بذر کمتر ( تعداد بوته کمتر) به گیاه اجازه می‌دهد که شاخه بیشتری بدهد. این کار دوره رشد را طولانی‌تر کرده و سبب تاخیر در رسیدن می‌شود.


طراحی یک برنامه استفاده از علف‌کش
▪ یک برنامه خوب کنترل علف امری اساسی است زیرا در کلزا در مرحله جوانه زدن در رقابت با علف بسیار ناتوان است.
▪ تعدادی از علفها بویژه علفهای خانواده کوریسیفر در سالهای کشت محصول غیر کلزا می‌توانند به عنوان میزبان بیماریها و آفات عمل کنند. کنترل علفها در سالهایی هم که کلزا کشت نمی‌شود دارای اهمیتی یکسان است. یک کشاورز خوب در مزرعه غلاتی که قصد دارد در آن کلزا بکارد، با این علفها به خوبی می‌تواند مبارزه کند. این مبارزه علاوه بر اینکه علفهای مزاحم گندم را دفع می‌کند علفهایی را هم که در مزرعه کلزا نمی‌تواند با آنها مبارزه کند، مهار کرده است.
▪ کنترل علف در کلزا نیازمند روشهای مدیریت زراعی نظیر تناوب زراعی ، استفاده از بذرهای عاری از علف هرز و خاک‌ورزی درست همراه با انتخاب علف‌کش‌های مناسب و کاربرد صحیح آنهاست. مقاومت به گروهایی از علف‌کش‌ها در بسیاری از نواحی کشت کلزای جهان یک حقیقت مسلم است. برای جلوگیری از چنین وضعیتی به صورت منظم در بین گروههای علف‌کش تناوب ایجاد کنید.
▪ در مزرعه قدم بزنید و گونهای علف موجود را شناسایی کنید. مشاهدات مزرعه‌ای همچنین شما را درباره توسعه علف‌های مقاوم هوشیار خواهد ساخت. در شناسایی علفهای هرز مزرعه خود را از متخصصین علفهای هرز کمک بگیرید.
 

اثر تاریخ کاشت بر اجزای عملکرد و عملکرد دانه و روغن ارقام کلزا در کرمانشاه

 

به منظور بررسی و تعیین تاریخ کاشت و رقم از لحاظ عملکرد دانه و روغن، آزمایش در سال 1379 در منطقه اسلام‌آباد کرمانشاه و به صورت طرح کرت‌های خرد شده در قالب بلوک‌های کامل تصادفی در 4 تکرار انجام گرفت. تاریخ کاشت به عنوان عامل اصلی در 4 سطح (18 و 28 شهریور؛ 7 و 17 مهر) و فاکتور فرعی شامل پنج ژنوتیپ رقم کلزای پاییزه (اورینت، طلایه، آکاپی، اس.ال. ام 046 و کلورت) بود. نتایج به دست آمده نشان داد که عملکرد دانه و اجزا عملکرد و هم چنین ارتفاع بوته، عملکرد بیولوژیکی، تعداد شاخه‌های فرعی، تعداد بوته در متر مربع، شاخص برداشت و درصد و عملکرد روغن در سطح احتمال یک درصد تحت تاثیر تاریخ کاشت اختلاف معنی‌داری داشته و اولین تاریخ کاشت از نظر صفات فوق برتر بود. ارقام مورد آزمایش از نظر عملکرد و اجزا آن و سایر صفات فوق در سطح احتمال یک درصد اختلاف معنی‌داری داشتند. در بین ارقام مورد نظر بیشترین و کمترین عملکرد دانه به ترتیب برای رقم اس. ال. ام 046 با 2.59 تن در هکتار و رقم آکاپی با 1.77 تن در هکتار به دست آمد و نتایج عملکرد روغن نیز تابع چنین روندی بود. با تاخیر در کاشت عملکرد دانه برای ارقام کلزای مورد بررسی کاهش نشان داد، که این موضوع متاثر از مصادف شدن مراحل گلدهی و نمو غلاف و دانه به گرما می‌باشد. در مجموع، بالاترین مقدار عملکرد دانه از رقم اس. ال. ام 046 (4.08 تن در هکتار)، در تاریخ کاشت اول به دست آمد

برآورد پارامترهای ژنتیکی برای عملکرد، اجزاء عملکرد و میزان گلوکوزینولات در کلزا

هشت ژنوتیپ کلزا شامل شش رقم و دو لاین اصلاح شده جهت برآورد پارامترهای ژنتیکی تعداد غلاف در ساقه اصلی، تعداد غلاف در بوته، تعداد دانه در غلاف، وزن هزار دانه، عملکرد دانه و میزان گلوکوزینولات کل مورد استفاده قرار گرفتند. تجزیه واریانس بر اساس روش هیمن مبین قابلیت ترکیب پذیری عمومی (a) و خصوصی (b) معنی دار برای خصوصیات مورد مطالعه به استثناء وزن هزار دانه بود، که نشان دهنده اهمیت اثرات افزایشی و غیر افزایشی در کنترل ژنتیکی آنها است. برای وزن هزار دانه فقط قابلیت ترکیب پذیری عمومی معنی دار گردید. برآورد نسبت میانگین مربعات قابلیت ترکیب پذیری عمومی به قابلیت ترکیب پذیری خصوصی معنی دار و قابلیت توارث خصوصی بالا برای وزن هزار دانه و گلوکوزینولات کل مبین اهمیت بیشتر اثرات افزایشی در کنترل ژنتیکی خصوصیات مزبور بود و در نتیجه کارایی انتخاب برای آنها بالا خواهد بود. برآورد میانگین مربعات معنی دار انحراف میانگین والدین از هیبریدها (b1) برای تمامی خصوصیات به استثناء طول غلاف و وزن هزار دانه نمایانگر غالبیت جهت دار و در نتیجه هتروزیس متوسط معنی دار برای کلیّه خصوصیات مورد مطالعه به استثناء دو صفت مزبور می‌باشد. برآورد میانگین مربعات معنی دار اثرات مادری (c) برای تمامی خصوصیات به استثناء دو صفت مزبور می‌باشد. برآورد میانگین مربعات معنی دار اثرات مادری (c) برای تمامی خصوصیات به استثناء طول غلاف نشان دهنده اهمیت اثرات مادری برای کلیّه خصوصیات مورد مطالعه به استثناء صفت مزبور می‌باشد. در بین اجزاء عملکرد، تعداد غلاف در ساقه اصلی و تعداد غلاف در بوته دارای همبستگی مثبت معنی داری با عملکرد دانه بودند، لذا به عنوان صفات مناسب جهت بهبود عملکرد قابل استفاده می‌باشند. عدم وجود همبستگی معنی دار بین گلوکوزینولات کل و عملکرد دانه امکان کاهش این خصوصیت نامطلوب مرتبط با کیفیت را بدون تغییر قابل ملاحظه در عملکرد دانه میسّر می‌سازد. در این بررسی والدهای PF7045/91 و BL1 دارای ترکیب پذیری عمومی مناسب و تلافی‌های PF7045/91 x Shiralee و PF7045/91 x B11 دارای ت91 x B11 دارای ت مناسب برای عملکرد دانه و میزان گلوکوزینولات کل بودند.

مديريت تلفيقي آفات پنبه

مديريت تلفيقي آفت پنبه (IPM ) همواره در راه رسيدن به مديريت آفات حشره و كنه پنبه در حال تكامل است . هدف IPM تلفيق كردن همه روش هاي مديريت جمعيت آفت  به منظور كاهش مصرف حشره كش مي باشد ضمن آنكه سودمندي محصول نيز حفظ گردد .

       محصول پنبه در معرض جمله انواع آفت قرار دارد و اغلب دامنه وسيع از فراواني آفت بين فصول مشاهده مي شود . هر چند حشره كش هاي جديد نسبتاً انتخابي در دسترس كشاورزان قرار مي گيرند اما بررسي دقيق كارشناسان محيط زيست كاربرد برخي سموم قديمي و جديد را خيلي مشكل نموده است . اين امر انگيزه قوي در استفاده از حشره كش هاي كم خطر براي محيط زيست و كاهش مصرف كلي حشره كش ها بوجود آورده است .

      پذيرش سريع سموم جديد توسط كشاورزان و كارشناسان ‍،مانع افزايش آگاهي آنها از ارزش حشرات مفيد در اكوسيستم پنبه مي گردد .       

مديريت كشت پنبه

جهت اجراي برنامه  IPM، مديريت كشت پنبه به پنج دوره مجزا تقسيم مي شود.

 1- برداشت محصول تامرحله قبل از كاشت پنبه

2-آماده سازي زمين يا مرحله قبل از كاشت پنبه

3- زمان كاشت تا مرحله گلدهي(ظهور يك گل در هر متر رديف كشت)

4- مرحله گلدهي تا باز شدن اولين قوزه در هر متر رديف كشت

5-  مرحله باز شدن اولين قوزه تا مرحله برداشت محصول

آفات پنبه در دوره هاي فوق در مراحل مختلف رشد و فعاليت قرار دارند.  مديريت تلفيقي آفت با توجه به شرايط فعاليت آفت در هردوره اجرا مي شود .

1- دوره پس از برداشت تا قبل از كاشت پنبه1-1-بررسي وضعيت شفيره كرم قوزه

نمونه برداري از خاك حداقل از عمق 10 سانتي متري به منظور تعيين تراكم شفيره كرم قوزه انجام ميگيرد .در صورت مشاهده شفيره كرم قوزه با تراكم زياد انجام شخم پاييزه يا زمستانه توصيه مي شود .

 1-2- انتخاب گياه زراعي جهت تناوب زمستان

 در حد فاصل زمان برداشت محصول تا  كاشت مجدد پنبه ، گياه زراعي مناسبي با توجه به نوع آفات آن جهت كاشت در نظر گرفته مي شود .

1-3- كشت گياهان تله اي

 براي به تله انداختن كرم قوزه در اوايل بهار يك نوع گياه زراعي مانند نخود به عنوان گياه تله  كاشته مي شود

با استفاده از يك حشره انتخابي و يا با انجام شخم ومدفون نمودن گياه، كرم قوزه هاي روي آنرا از بين مي برند .

1-4- از بين بردن بقاياي گياهي و رشد مجدد پنبه

 در صورت رشد مجدد پنبه ، وضعيت آفات روي آن را بررسي نموده و اقدام لازم نسبت به از بين بردن آنها به عمل مي آيد .

خرد كردن بقاياي پنبه و استفاده از مواد شيميايي برگ ريز جهت ممانعت از رشد مجدد پنبه .

1-5- علف هاي هرز ميزبان آفت

 آفات پنبه از قبيل كنه ، شته  ، ِسنك  و عسلك روي علف هاي هرز داخل و حاشيه مزرعه پنبه زمستان گذراني مي كنند . با استفاده از علف كش  يا شعله افكن  و يابا انجام شخم  علف هاي هرزرا از بين مي برند .

 1-6- كشت گياه زراعي مناسب به عنوان پناهگاه حشرات مفيد .

برخي از گياهان زراعي مانند يونجه پناهگاه خوبي براي حشرات مفيد مي باشند .

1-7- مصرف كودهاي ازته

براي تجزيه و پوساندن بقاياي گياهي و فعال كردن ميكروارگانيزم هاي مفيد خاك  مصرف كودهاي ازته توصيه مي شود .

-دوره آماده سازي زمين و مرحله قبل از كاشت پنبه

2-1- انتخاب زمين

 با توجه به شرايط جغرافيايي محل از نظر وجود رودخانه  ، منابع آب ، جاده ،مراتع، مسير وزش باد ، مناطق همجوار ، زمين مناسب جهت كشت پنبه انتخاب گردد.

2-2-تهيه بستر بذر

  تماس بهتر بذر با خاك و تأمين رطوبت ودماي مورد نياز و كاشت بذر در عمق مناسب موجب جوانه زني و رشد سريع بذر شده وگياهچه هاي قوي بدست مي آيد .

2-3- انتخاب رقم مناسب پنبه

زودرسي و برداشت زود هنگام محصول به كاهش خسارت آفات در اواخر فصل كمك مي نمايد .

2-4- ضد عفوني بذر

جهت كنترل آفات مكنده در اوايل فصل كشت از يك حشره كش مناسب جهت ضد عفوني بذر استفاده مي شود .

2-5- تغذيه گياهي

 تأمين عناصر غذايي مورد نياز گياه پنبه

2-6- تأمين آب مورد نياز پنبه در اوايل رويش

3-  مرحله كاشت پنبه تا مرحله گلدهي ( مشاهده يك گل در يك متر رديف كشت )

3-1- تاريخ كشت

با توجه به دماي خاك و پيش بيني آب و هوا ، ناريخ كشت مناسب  تعيين شود .

 از كشت خيلي زود و دير هنگام پنبه اجتناب گردد .

3-2- مصرف ازت

با توجه به آزمون خاك و تجزيه دمبرگ ، ميزان مصرف ازت تعيين شود.

3-3- مصرف مواد تنظيم كننده رشد

براي جلوگيري از رشد رويشي غير عادي از مواد تنظيم كننده رشد  استفاده گردد .

3-4- گشت زني در مزرعه جهت بررسي وضعيت آفات پنبه

با توجه به آستانه خسارت اقتصادي آفات ، مبارزه شيميايي و بيولوژيكي توصيه مي شود .

4-  مرحله گلدهي تا مشاهده اولين قوزه باز در هر متر رديف كشت

4-1-گشت زني در مزرعه جهت بررسي وضعيت آفات

        توصيه مبارزه شيميايي و بيولوژيكي ، با توجه به آستانه خسارت اقتصادي آفات.

4-2- آبياري پنبه بر اساس نياز گياه

5- مرحله باز شدن اولين قوزه تا برداشت محصول

5-1- گشت زني در مزرعه جهت بررسي وضعيت آفات پنبه

توصيه مبارزه شيميايي و بيولوژيكي ، با توجه به آستانه خسارت اقتصادي آفات.

5-2- آبياري پنبه بر اساس نياز گياه

5-3-استفاده از مواد شيميايي جهت خزان زودرس برگها

اجزاي اصلي مديريت تلفيقي آفت

1-شناخت بيولوژي و اكولوژي آفات و گياهان زراعي

2-گشت زني در مزرعه

3-آستانه هاي خسارت اقتصادي

4-بررسي تاثير روش هاي مبارزه بر جمعيت آفات

گشت زني در مزرعه

جمعيت آفت از سالي به سال ديگر و حتي ا زيك مزرعه به مزرعه ديگر در طي سال تغيير مي كند.بازديد دقيق مزرعه به كشاورز امكان مبارزه شيميايي به موقع را فراهم مي سازد .

كاربرد حشره كش ها بايستي بر مبناي گشت زني در مزرعه وآستانه خسارت اقتصادي آفات صورت گيرد . از سمپاشي هاي بي رويه و از قبل برنامه ريزي شده  اجتناب گردد .

روش هاي گشت زني در مزرعه

از چند روش گشت زني به منظور ارز يابي اثر آفات روي مزارع پنبه استفاده مي شود.الگو هاي گشت زني در مزرعه پنبه ممكن است به شكل هاي حروفX وZ و يا عدد 8 باشد.

بعضي از حشرات پنبه مانند تريپس در سطح مزرعه تقريبا“ پراكنش يكنواخت دارند و آفات ديگر مانند سنك  و كنه مزرعه پنبه رابيشتر به صورت لكه اي آلوده مي سازند و آلودگي آنها بيشتر از حاشيه مزرعه شروع مي شود.  توصيه مبارزه شيميايي بايستي زماني انجام شودكه پس از گشت زني در مزرعه تعداد آفت به سطح آستانه خسارت اقتصادي رسيده باشد .

از زمان ظهور گياهچه تا مرحله گلدهي ، مزارع پنبه بايستي حداقل يك بار در هفته مورد بازديد قرار گيرد . از مرحله گلدهي تا باز شدن قوزه ها ، مزرعه پنبه را بايستي هر پنج روز يا دوباردر هفته بازديد نمود .

 از هر 8 هكتار پنبه كاري بايستي به طور تصادفي 100 بوته را مورد معاينه قرار داد و براي اين منظور مي توان با انتخاب تصادفي 100 نقطه از مزرعه 100 بوته را  بازديد نمود و يا اينكه ده نقطه از مزرعه را به طور تصادفي انتخاب و در هر نقطه 10 بوته  يك رديف را معاينه كرد .

آستانه خسارت اقتصادي يا آستانه مبارزه

آستانه مبارزه طبق تعريف، تراكمي از آفت مي باشدكه در آن تراكم مبارزه شميايي بايستي براي جلوگيري از خسارت اقتصادي آفت صورت گيرد .

 آستانه هاي خسارت آفات جز اصلي مديريت تلفيقي آفت (IPM ) هستند .آستانه ها را مي توان بر مبناي فراواني آفت ، ميزان خسارت آنها و يا تركيبي از هردو تعيين  نمود . اهميت اقتصادي يك آفت خاص ممكن است با رشد گياه پنبه تغيير نمايد . بنابراين آستانه خسارت آفات بسته به مرحله رشد پنبه متفاوت مي باشد .

اثر مفيد آستانه ها به بازديد منظم مزرعه ، نمونه برداري دقيق و برآورد صحيح سطوح خسارت يا آفت بستگي دارد .     

 جدول 1-آستانه خسارت اقتصادي آفات پنبه ،منبع مورد استفاده(Australia Cotton Cooperative Research Center)

آفت

 

 

مرحله کاشت تا گلدهي

 

مرحله گلدهي تا باز شدن قوزه

 

مرحله باز شدن قوزه تا رسيدن محصول

تا باز شدن 15%

قوزه ها

بيش از 15% قوزه ها باز شده

کرم قوزه پنبه در هر متر رديف

-

 

-

-

-

 

تخم

-

5

5

5

لارو ها

2

2

3

5

لارو متوسط ودرشت

5/0

 

1

1

2

بوته هاي آ لوده(%)

100-200

-

با باز شدن 30تا40% قوزه مبارزه با کرم متوقف مي شود.

سنک

 

 

 

 

بالغ وپوره ها/متر

 

 

 

 

منطقه سرد

5/0

5/0

5/0

منطقه گرم

 

 

 

 

 

 کرم غوزه پنبه Heliothis armigera
آفتي است خطرناک که خسارت شديد آن از پنبه کا ريهاي استان هاي شمال و مرکز ايران گزارش شده است .اين حشره ميزبانهاي متعدد از جمله پنبه ، کنجد ، توتون ، کنف ، نخود ، گوجه فرنگي ، ذرت و گل آفتاب گردان و لوبيا دارد. خسارت اين آفت در مزارع پنبه گرگان و گنبد و مازندران به طور متوسط 25 % کليه محصول و در مزارع نخود ممکن است بيشتر از نصف محصول باشد . در سالهاي اخير اين آفت به ميوه هاي گوجه فرنگي خسارت قابل توجه وارد مي سازد .
مشخصات ظاهري :
عرض بدن حشره با بالهاي باز 25 – 30 ميلي متر است. بالهاي جلوئي قهوه اي متمايل به خاکستري روشن با نوار هاي نا منظم تيره مي باشد. بعلاوه لکه هاي تيره رنگ در انتهاي بال ديده مي شود . بالهاي عقبي سفيد ، با نوارها و لکه هاي تيره ديده مي شود. لاروها در حداکثر رشد 30 – 32 ميلي متر طول دارند . رنگ آنها متغير ، عموما سبز با خطوط تيره و روشن در طول بدن مي باشد . تخم ها نيم کروي، غالبا مجتمع و به رنگ زرد روشن است.
مبارزه
: شخم زمستانه در ازبين بردن شفيره هاي اين آفت بسيار مفيد است و مناسب ترين زمان سم پاشي هنگام ظهور لاروهاي سن يک با سمومي نظير اندرين، سوين و يا سوپر اسيد مي باشد اخيرا استفاده از زنبور تريکوگراما در مبارزه بيولوژيک با اين آفت نتايج اميد بخشي داده است.
کرم خاردار پنبه Spiny cotton bollworm
معرفي آفت
اين آفت نه تنها به گياهان زراعي پنبه، کنف و باميه حمله مي کند بلکه به گياهان قوزک يا شغال کنف، يا بنگ کنف يا کنف وحشي Hibiscus trionum، گاو پنبه يا شال پنبه سا شال کنف يا ديو کنف Abutilon aviennae، انواع ختمي (Althaea)، پنيرک يا توله Malva sp. از خانوادة Malvaceae يا پنير کيان و همچنين به گياه خرقوزک Carchorus olitorius از خانوادة Tiliaceae حمله کرده و خسارت مي زند. کرم خاردار پنبه در ابتداي فصل که هنوز گل و قوزه هاي پنبه ظاهر نشده اند از جوانه انتهائي تغذيه و وارد ساقه مي شود و تا چند سانتي متري انتهاي ساقه که نرم و ترد است پيشروي مي نمايد و سبب خشکيدگي سر شاخه مي شود. در بوته هائي که به اين ترتيب مورد حمله قرار مي گيرند، جوانه هاي جانبي از زير قسمت جوانه انتهائي ظاهر شده و شاخه هاي جانبي را بوجود مي آورند و بوته حالت پهن تري به خود مي گيرد. اما پس از ظهور گل و غنچه ها و قوزه ها کرم خاردار به اين اعضاء حمله کرده و آسيب وارد مي کند. خسارت کرم خاردار پنبه از چند جنبه داراي اهميت است. اين آفت چون از بذر دانه تغذيه مي کند سبب ضايعاتي قابل توجه به مزارع پنبه بذر مي گردد. ثانياً کرم خاردار به دنبال دستيابي به بذر دانه پنبه از الياف حجره هاي درون قوزه عبور کرده و باعث قطع الياف مي گردد. همچنين فضولات لارو در روي الياف محيط مساعدي براي رشد قارچهاي دوده اگر چنانچه گل و قوزه هاي جوان مورد حمله قرار گيرند ريزش کرده و چنانچه قوزه هاي رسيده مورد حمله قرار گيرند يا اينکه اصلاً باز نمي شوند و اگر باز شوند قسمتي از قوزه باز شده و قسمت خسارت ديده باز نشده و معمولاً قابل برداشت نمي باشد.
زيست شناسي:
زمستان را به صورت شفيره در داخل پيله مي گذراند. در مناطق گرمسيري جنوب کشور در زمستان به تمام حالات تخم، لارو و شفيره مشاهده مي شود. فعاليت نسل اول بيشتر روي ميزبانهاي وحشي و در نسلهاي بعدي روي پنبه انجام مي شود. بروز آفت در مزارع پنبه قبل از ظهور غنچه و گل مشاهده مي شود و در اين موقع پرواز آفت در جوانه انتهائي بوتة جوان پنبه تخم ريزي مي کند. تخمها به صورت تک تک قرار داده مي شود و تعداد تخم از 500-400 عدد براي هر حشره متغير مي باشد. لارو آفت پس از خروج از تخم داخل ساقه انتهائي شده و دالان کم عمقي به طول 3-2 سانتي متر مي سازد. صدمات لارو آفت اغلب با صدمات لارو کرم قوزه اشتباه مي گردد. گاهي لارو ساقه پنبه را سوراخ کرده و قست بالاي شاخه را مي خشکاند. در بوته هاي آفت زده فواصل بين شاخه هاي ميوه دهنده در محل آفت زدگي کوتاه مي گردند. پس از خاتمة نشو و نماي لاروي کرم خاردار از دالان خارج شده و در انتهاي شاخه لاي جوانه ها و برگها تبديل به شفيره مي شود و پس از مدتي پروانه خارج مي گردد. در صورتي که بوته پنبه داراي گل و غنچه باشد تخمريزي پروانه روي اعضاء ميوه دهنده و جوانه هاي انتهائي به خصوص روي براکته گل و غنچه مشاهده مي شود. لارو آفت پس از خروج از تخم در جستجوي غنچه و قوزه مدت کوتاهي به حالت سرگردان به اطراف مي رود و در اين نسل و نسلهاي بعد اعضاء ميوه دهنده را مورد حمله قرار مي دهد. در اواخر تابستان و اوايل پائيز که بوته مجدداً شاخه هاي جوانتري مي دهد لارو آفت گاهي از جوانه انتهائي تغذيه و رأس شاخه جوان را سوراخ کرده و به داخل ساقه مي رود. کرم خاردار پنج سن لاروي داشته و چهار نوبت پوست عوض مي کند. لاروهاي سنين 3-1 معمولاً‌ با استفاده از ترشحات آب دهان که در مجاورت هوا تبديل به تار مي شود. در موقع ضرورت از محل استقرار آويزان شده و از شاخه اي به شاخه ديگر نقل مکان مي نمايند. در شرايط مناسب يک عدد لارو ممکن است چند عدد غنچه و يا 4-2 قوزه جوان را مورد حمله قرار دهد. سوراخ دخولي لارو در جوانه ها اغلب يک عدد و در قوزه ممکن است 4-2 عدد باشد.
لارو کرم خاردار پس از خاتمه نشو و نما از محل تغذيه بيرون آمده و روي جوانه انتهائي اطراف کاسبرگ سطح قوزه، اطراف براکته متصل به دم قوزه روي شاخه، داخل قوزه هاي باز شده، لاي برگهائي که روي زمين ريخته اند و گاهي در سطح خاک در داخل پيله اي تبديل به شفيره مي شوند. مدت نشو و نماي يک نسل آفت در تابستان حدود يک ماه، در بهار و پائيز به طور متوسط 60-50 روز و در زمستان 4 ماه به طول مي انجامد. در خوزستان 8-7 نسل، در گرگان و مازندران 8-6 نسل و در خراسان 6 نسل در سال دارد.
کنترل:
1-تاريخ کاشت: کاشت زودتر پنبه و برداشت زودتر آن در پائيز اغلب سبب مي شود که در موقع ظهور آفت گياه بتواند خسارت را تحمل نمايد.
2-زير خاک نمودن بقاياي پنبه با شخم عميق پائيزه.
3-دفع علفهاي هرز و ميزبانان آفت در اطراف مزرعه.
کنترل شيميايي
1. کارباريل(سوين) WP85% و3 کيلوگرم در هکتار 2- 1 نوبت
2. آزينفوس متيل(گوزاتيون) EC2
% و5 ليتر در هکتار.

کرم قوزه پنبه(هليوتيس) Cotton boll wor
معرفي آفت
يکي از آفات مهم پنبه، توتون، گوجه فرنگي، يونجه، خشخاش، کنف، شبدر، ذرت، نخود، کنجد، بادمجان، سويا، لوبيا، ذرت خوشه اي، کدو و شاهدانه مي باشد. بسيار پلي فاژ بوده و در دنيا بيش از 70 گونه ميزبان براي آن گزارش شده است. لاروهاي اين آفت از برگهاي جوان، قوزه (کرم قوزه پنبه-کرم قوزه گلرنگ)، بلال، ميوه (کرم ميوه گوجه فرنگي)، غلاف بذر (کرم پيله خوار نخود) گياهان ميزبان خود تغذيه مي کند. در مزارع گياهان ميزبان گونه هاي ديگر نظير H. Peltigera و H.viriplace نيز ديده مي شوند.
زيست شناسي:
زمستان را به صورت شفيره در داخل خاک به عمق 8- 5 سانتي متري به سر مي برد. خروج پروانه ها در بهار بسته به درجه حرارت از اواسط فروردين ماه شروع مي شود و حشره ماده پس از جفت گيري تخمهاي خود را به صورت انفرادي روي دو طرف برگها، ساقه ها، دمبرگ و برگچه هاي ميزبان مي گذارد. در شرايط مساعد 5-3 روز بعد تخمهاي تفريخ شده و لاروها در همان محل شروع به تغذيه مي کنند. نشو و نماي نسل اول آفت در نخود، گوجه فرنگي زودرس، يونجه و برخي علفهاي هرز و به ندرت در پنبه هاي زود کاشت مشاهده مي شود. زيان آفت در پنبه کاريها از نسل دوم به بعد مشهود و خسارت آن در نسل سوم شديد است. پروانه ها بوته هاي پنبه را که داراي گل هستند براي تخم گذاري ترجيح مي دهند و لاروهاي جوان پس از خروج از تخم ابتدا از پارانشيم برگ تغذيه نموده و رگبرگ را باقي مي گذارند. سپس به غنچه، گل و قوزه حمله کرده و با سوراخ کردن قوزه ها و ورود به داخل آنها
از الياف پنبه تغذيه مي نمايند. دورة لاروي حدود 3 هفته به طول مي انجامد و داراي 6 سن لاروي است. سپس در داخل خاک تبديل به شفيره مي شود. دورة شفيرگي حدود 12-8 روز به طول مي انجامد. طول دورة يک نسل حدود 44-38 روز نوسان دارد. داراي 4-3 نسل در سال بوده و در مناطق گرمسير تا 5 نسل در سال دارد.
مبارزه:
1-شخم عميق بلافاصله پس از برداشت محصول.
2-يخ آب زمستانه.
3- زنبور پارازتيوئيد تخم تريکو گراما
Trichogramma rhenana
Trichogramma pintoi
4- زنبور پارازتيوئيد لارو Habrobracon hebetor از Braconidae.
کنترل شيميايي:
1. تيوديکارپ(لاروين) DF80% و 1- 0.75 کيلوگرم در هکتار 1نوبت
2. کارباريل(سوين) WP85%و 3کيلوگرم در هکتار
3. اندوسولفان(تيودان) EC35% و 3ليتر در هکتار
4. ايندوکساکارب(آوانت) SC15% و250سي سي- 200 در هکتار
5. فن پروپاترين EC10% و1ليتر در هکتار.

کرم برگخوار پنبه يا پرودينا Spodoptera littoralis
معرفي آفت
يکي از آفات پلي فاژ بوده که به گياهان مختلفي نظير پنبه،‌ چغندرقند، گوجه فرنگي، نخود، پياز، بادمجان، هويج، برنج، ذرت، يونجه، شبدر، لوبيا، جعفري، اسفناج، تربچه و… خسارت مي زند. لاروهاي سنين اوليه آفت به طور دسته جمعي از پارانشيم برگها تغذيه کرده و برگها را مشبک مي سازند و به تدريج که لاروها بزرگتر مي شوند دامنه فعاليت آنها گسترش يافته تمام سطح برگها را به
استثناي رگبرگ اصلي خورده و به ساير اندامهاي گياه ميزبان نيز حمله ور مي شوند.
زيست شناسي:
زمستان را به صورت شفيره در داخل خاک به سر مي برد. با مساعد شدن شرايط آب و هوا در فروردين ماه پروانه ها ظاهر و پس از تغذيه از گرده و شيره گلها جفت گيري و تخمريزي مي نمايند. محل تخمريزي پشت برگها بوده و حشره تخمهاي خود را به صورت دسته اي در دستجات 250 تا 500 عددي در پشت برگها قرار داده و روي آنها را با ماده چسبناک و کرک هاي انتهاي شکم خود مي پوشاند. دورة جنيني 12-3 روز، سپس لاروها خارج و شروع به تغذيه مي نمايند. داراي 6 سن لاروي بوده و طول دوران لاروي در فصول گرم 20-15 روز و در پائيز تا دو ماه به طول مي انجامد. لاروهاي کامل در داخل خاک پيله خاکي ساخته و در داخل آن تبديل به شفيره مي شوند. دوره شفيرگي حدود 18-8 روز به طول مي انجامد. دورة يک نسل آن در فصول گرم 45-32 روز و در فصول معتدل 65-50 روز است. ممکن است تا 5 نسل در سال داشته باشد.
کنترل:
1. در صورت شدت آفت اتريمفوس (اکامت) به نسبت 2 ليتر در هکتار استفاده شود.
2. مونوکرتوفوس(نواکرون) SL40%و 2ليتر
3. دلتامترين(دسيس) EC25% و 750 سي سي

کرم سرخ پنبه Pectinophora gossypiella
معرفي آفت
اين حشره اولين بار از هندوستان گزارش گرديده و در ساير کشورهاي همجوار مانند پاکستان و افغانستان انتشار دارد. اين آفت در نواحي جنوبي کشور (سيستان و بلوچستان) احتمالاً وجود دارد ولي گزارش دقيقي از آن در دسترس نيست.

زيست شناسي:
مستان را به صورت لارو سن آخر در داخل بذر به صورت دياپوز بسر مي برد. برخي اوقات زمستان را در زير خاک مي گذراند. گاهي اوقات لارو تا 2.5 سال در داخل بذر به صورت وقفه بسر مي برد. در شرايط مساعد به شفيره و حشره کامل تبديل مي شود. انتشار اين آفت بيشتر از طريق حمل بذرهاي پنبه از کشوري به کشور ديگر صورت مي گيرد. حشره ماده پس از جفت گيري تخمهاي خود را به صورت دسته اي يا منفرد روي گياهان خانوادة پنيرکيان Malva Ceae و مخصوصاً‌ روي قوزه جوان قرار مي دهد. 6-4 روز بعد لاروهاي جوان بيرون آمده و از رگبرگها و قسمتهاي داخلي قوزه و مغز پنبه دانه تغذيه مي کنند. سه الي چهار هفته بعد رشد لارو کامل شده و مجدداً تبديل به شفيره و پروانه مي گردد. ممکن است تا چندين نسل در سال داشته باشد.
کنترل:
رعايت موارد قرنطينه اي و اقدامات جدي براي جلوگيري از ورود بذر پنبه از کشورهاي آلوده
. مگس سفيد يا عسلک پنبه White flies
معرفي آفت
Aleyrodiadae در لاتين به معناي آرد مانند مي باشد. از نظر ميزبان دامنه وسيعي از گياهان زراعي، باغي، علفهاي هرز و گياهان زينتي را مورد حمله قرار مي دهد. در دنيا اينحشره از روي 507 ميزبان گياهي که به 74 خانواده تعلق دارند گزارش گرديده است. بيشترين تعداد ميزبانها به ترتيب در خانوادة Leguminoseae، Compositae، Malvaceae، Solanaceae، Euphorbiaceae قرار دارد. در بين گياهان زراعي، پنبه، گوجه فرنگي، کنجد، کنف، آفتابگردان اهميت بيشتري دارد.
زيست شناسي:
زمستان را به صورت مراحل مختلف رشدي از تخم،‌ پوره تا حشره کامل مي گذراند. طول دوران رشد بستگي به درجه حرارت محيط دارد. طول يک نسل در حدود 15 روز طول مي کشد و ممکن است تا 15 نسل در سال داشته باشد. پوره ها و حشرات کامل اين آفت قطعات دهاني خود را در بافتهاي زير برگ فرو برده و از شيره گياهي تغذيه مي کنند و بطور مستقيم و غير مستقيم موجب زيان اقتصادي مي گردند. خسارت مستقيم آنها از طريق تغذيه از شيره گياهي و ضعف شديد بوته ها و همچنين آلوده کردن برگها و ساير اندامهاي گياهي با عسلک و رشد قارچ دوده و جلوگيري از عمل فتوسنتز مي باشد و خسارت غير مستقيم آن انتقال بيش از 19 بيماري ويروسي بر روي 50 گونه ميزبان است که توسط حشره کامل صورت مي گيرد.
کنترل:
1-دشمنان طبيعي
الف-زنبور پارازتيوئيد:
(Hym.: Aphelinidae)
Eretmocerus mundus
Encarsia formusa
Encarsia lutea
ب: شکارچي ها:
Chrysopa Carnea (Neu.: Chrysopidae)
Clitostethus arcuatus (col.: Coccinellidae) **اختصاصاً روي مگس سفيد
Coccinella septempunctata
Exochomus nigripennis
Hippodamia Variegata
2-از بين بردن بقاياي مزارع پنبه و سوزانيدن آنها بلافاصله بعد از برداشت محصول.
-دور کاشتن زراعت پنبه از جاليز يا آفتابگردان و رعايت فاصله کافي.
4-تبديل روشهاي کرتي به خطي.
5-کاشت واريته هاي مقاوم.
6-از بين بردن علفهاي هرز.
7-در صورت امکان در اواخر فصل کاشت کود اوره به زمين ندهيم.
ج- کنترل شيميايي:
1. پيريميفوس متيل(اکتليک) EC50% و1.5ليتر
2. آميتراز(مايتاوک)EC20% و 3ليتر
3. پيري پروکسي فن(آدميرال) EC10% و0.75ليتر
4. بوپروفزين(آپلاود)و 1.25 SC40% ليتر

کنه دو نقطه اي کنه تار عنکبوتي پنبه Two spotted mite
معرفي آفت
اين کنه بسيار پلي فاژ بوده و بيش از 150 گونه گياه مانند لوبيا، باقيا، شبدر، يونجه، پنبه، گياهان زينتي، گياهان خانگياهان زينتي، گياهان خانوادة Cucurbitaceae، Cruciferae، Solanaceae و يره را مورد حمله قرار مي دهد. اين کنه با تنيدن تار سطح برگهاي ميزبان را همراه با قشري مانند گرد و خاک مي پوشاند. مخصوصاً در کشت هاي زير پلاستيک و گلخانه اي گياهان جاليزي اين تارها روي گياهان،‌ زياد ديده مي شود. علايم خسارت اين کنه ممکن است به صورت لکه هاي خاکستري يا زرد، در متن سبز برگها مشاهده شود. گاهي برگها در اثر از دست دادن شيره گياهي حول دمبرگ اصلي خميده مي شوند.
زيست شناسي:
اين کنه زمستان را به صورت ماده بالغ بارور در زير پوست درختان ميوه، بوته ها و گاهي داخل خاک، زير کاه و کلش و برگهاي افتاده به حالت دياپوز مي گذارند. کنه هاي زمستاني قرمز آجري هستند. در اوايل بهار روي علفهاي هرز تخمريزي مي کنند. سپس گياهان زراعي، زينتي و سبزي و جاليزي را مورد حمله قرار مي دهند. هر کنه ماده 80-40 عدد تخم مي گذارد. تخمها بسته به درجه حرارت پس از 15-12 روز تفريخ شده و پوره هاي کنه خارج مي شوند و پس از سه نوبت پوست عوض کردن کامل مي گردند. دورة زندگي يک نسل کامل کنه 22-15 روز طول مي کشد و چندين نسل در سال دارد. سيکل زندگي آن مشابه ساير کنه هاي Tetranychidae مي باشد.
کنترل:
1- رعايت اصول به زراعي و از بين بردن علفهاي هرز.
2- پروپارژيت(اومايت) EC57% و1.5 ليتر درهکتار
3- تتراديفون(تديون) EC 7.52% و4ليتر
4- آميتراز(مايتاک) EC20% و3ليتر
5- فن پروپاترين EC10% و1ليتر

تريپس توتون Thrips tabaci
معرفي آفت
گونه اي پلي فاژ بوده که به گياهان مختلفي نظير توتون، پنبه، لوبيا، چغندرقند، گوجه فرنگي، سيب زميني،‌ نخود و انواع کدوئيان خسارت مي زند. اين حشره در گياه پنبه به جوانه ها، برگها و قوزه هاي نورس بوته حمله نموده و در اطراف رگبرگهاي زير برگ لکه هاي فرو رفته براقي ايجاد مي کند که به تدريج به رنگ نقره اي در مي آيند. در اثر حمله آفت رشد بوته کم شده و علاوه بر به تعويق افتادن برداشت مقدار محصول پنبه نيز تقليل مي يابد. راستة Thysanoptera به دو زير راسته تقسيم مي شود که خصوصيات هر دو زير راسته و تفاوتهاي مرفولوژيکي و بيولوژيکي آنها در بخش اول در تريپس گندم مفصلاً‌ شرح داده شده است.
زيست شناسي:
زمستان را به صورت حشره کامل و پوره روي گياهان و علفهاي هرز و زير کلوخه ها و شکافهاي زمين بسر مي برد. حشرات کامل ماده پس از خروج از اماکن زمستانه ابتدا 3-2 روز تغذيه و سپس تخمگذاري مي کنند. حشرات ماده به صورت بکرزائي توليد مثل مي کنند و تخمها را به صورت انفرادي در زير اپيدرم برگ قرار مي دهد. طول دوران يک نسل بين 26-16 روز متغير است و تا 10 نسل ممکن است ايجاد کند.
کنترل:
1- از بين بردن علفهاي هرز مزارع وضد عفوني بذور با سم گاچو.
2- سم متاسيستوکس در هنگام بروز مشکل مي توان استفاده کرد.

سن سبز پنبه Nezara viridula
معرفي آفت
اين سن به گل، جوانه ها، قوزه هاي پنبه و شاخه هاي جوان حمله مي نمايد و از شيره گياهي مي مکند. تخمهاي پنبه نارس مانده و ممکن است وزن آنها تا 45 درصد کاهش يابد. الياف پنبه نيز نارس مانده و دوام خود را از دست مي دهد و نازک مي ماند. الياف پنبه در نقاطي که حشره نيش مي زند تغيير رنگ مي دهد و زرد قهوه اي مي شود. زمستان را به صورت حشره کامل زير بوته ها و کلوخه هاي خاک بسر مي برد. دورة تکاملي آن حدود 56 روز است و ممکن است تا 4 نسل درسال داشته باشد.

سنک تخم پنبه Oxycarenus hyalipennis
معرفي آفت
حشره کامل و لارو آفت از بذور رسيدة پنبه و ساير گياهاان Malvaceae تغذيه نموده و به هيچ وجه صدمه اي به الياف پنبه وارد نمي سازند. سنگ شيرة‌کوتيلدون بذر را مکيده و بذور صدمه ديده. قوة نامية‌ خود را از دست مي دهند.
زيست شناسي:
زمستان را به صورت حشره کامل روي علفهاي هرز خانوادة Malvaceae مانند ختمي مي گذراند. در بهار شروع به فعاليت نموده و پس از اينکه بوته هاي پنبه رشد کردند به مزارع پنبه مهاجرت مي نمايند. حشرات ماده پس از جفت گيري با نر، تخمهاي خود را روي قوزه هاي باز شده روي الياف پنبه قرار مي دهند. تخمها در حرارت 35-30 درجه ظرف مدت 4 روز و حرارت 6/14 درجه سانتي گراد 43 روز بعد تفريخ مي شند. داراي 5 سن پورگي، دورة‌پورگي در نسل تابستانه حدود سه هفته و در نسل پائيزة 6 هفته مي باشد. اين سنک 4-3 نسل در سال دارد.
کنترل:
1-قوزه ها و محصول پنبه هر چه زودتر برداشت و جمع آوري شود که حشره موفق به تخمريزي روي آنها نشود. مبارزه شيميايي عليه ساير آفات در کنترل سنکها موثر است.

مقدمه

پنبه از جمله گياهان زراعي است که از بدو جوانه زني تا زمان برداشت و حتي بعد از آن، توسط انواع مختلفي از آفات و بيماريها مورد حمله و خسارت قرار مي گيرد. بنابراين با توجه به اهميت بسيار زياد اين محصول، بايد مراقبتهاي زراعي و بيولوژيکي و شيميايي مختلفي را به کار گرفت تا در سايه اين تلاش و دقت، محصول قابل توجهي توليد شود.
در اين بروشور آموزشي سعي شده است مهمترين آفات پنبه عنوان شود و روشهاي مختلف کنترل آنها در قالب مديريت تلفيقي بيان شود.
اميد است مورد توجه و استفاده عموم خوانندگان محترم قرار گيرد.

تريپس پنبه: تريپس پنبه، حشره کوچکي است به طول 2/1-1 ميليمتر و به رنگ زرد. مراحل زيستي آن شامل تخم، لارو، پيش شفيره،شفيره و بالغ است. حشرات بالغ تخمهاي خود را داخل نسوخ برگ قرار مي دهند.
خسارت: اين حشره آفت اول فصل مزارع پنبه است. طبق مطالعات انجام شده زمان اوج در فصل زراعي، 10 روز پس از سبز شدن بوته است. پوره ها و حشرات بالغ با تغذيه از شيره برگ، باعث کند شدن رشد برگهاي جوان، تغيير شکل آنها، ايجاد لکه هاي نقره اي در پشت برگها، قطع رگبرگ، از بين رفتن جوانه هاي مرکزي، تأخير در رشد و نمو بوته و احتمالاً ريزش گل مي شوند.

خسارت تريپس

مديريت تلفيقي جهت مبارزه با تريپس پنبه
1- اقدامات زراعي مانند تقويت بوته ها با کودهاي آلي و معدني مناسب
2- با توجه به حاد بودن خسارت تريپس در مرحله جوانه زني و گياهچه هاي، ضد عفوني بذر ضرورت پيدا مي کند. بذرها را مي توان با سموم لاروين به نسبت 5-5/2 در هزار ضد عفوني کرد.
سنگ قوزه پنبه : اين سنگ در تمام مناطق پنبه کاري کشور انتشار دارد. رنگ بدن اين سنگ ابتدا سبز و سپس زرد کمرنگ مي شود. بدن آن باريکتر و کشيده تر از ساير سنگها مي باشد.
خسارت :تغذيه پوره ها و حشرات بالغ از غنچه و گل پنبه، باعث زرد شدن و ريزش آنها مي شود. بزاق سنهاي گياهخوار، حاوي آنزيمهايي است که باعث تخريب ديواره سلولي دمگل و غنچه شده و ريزش آنها را سبب مي شود. تغذيه اين سنگ از قوزه ها متوسط و درشت باعث ايجاد لکه هاي قهوه اي تيره مي شود.

مديريت تلفيقي جهت مبارزه با سنگ قوزه پنبه
1- انهدام بقاياي پنبه و ساير گياهان ميزبان.
2- شخم عميق پس از برداشت محصول
3- استفاده از گياهان تله (کشت حاشيهاي ذرت در اطراف مزرعه پنبه مي تواند جلب کننده حشرات کامل سنگ باشد و از خسارت زياد اين حشره بکاهد).
4- براي کنترل مطلوب آفت، متناسب با تعدد نسل 3-1 بار سمپاشي توصيه ميشود. بهتر است اولين سمپاشي در مرحله ظهور غنچه هاي سبز صورت گيرد. در اين رابطه مي توان از سمومي مثل: اکسي ديمتون متيل، مونوکروتوفوس، فن والريت استفاده کرد.

شته پنبه: رنگ بدن شته ماده بکرزاي بدون بال معمولاً زرد يا سبز تيره و تخم مرغي شکل اند. افراد ماده بالغ بالدار کوچکتر از بي بالها و به رنگ سبز تيره يا سياه هستند.

خسارت : اين آفت در پشت برگ قرار گرفته و از شيره گياهي تغذيه مي کند. تغذيه اين حشره، علاوه بر ضعيف کردن بوته و پيچيدگي برگها به سمت پشت برگها، باعث چسبناک شدن در اثر ترشحات حشره نيز شده و اين عامل باعث جذب قارچ و گرد و خاک روي برگها شده و باعث کاهش سطح فتوسنتز و کاهش سطح فتوسنتز و کاهش عملکرد و ريزش غنچه ها و کاهش کيفيت الياف نيز مي شود.

مديريت تلفيقي جهت مبارزه با شته پنبه
1- اقدامات زراعي چون انهدام علفهاي هرز و بقاياي گياهي و شخم عميق و يخ بسته زمستانه.
2- استفاده از ارقام متحمل
3- آرايش کشت مناسب نيز باعث پيشگيري از افزايش جمعيت آفت مي شود.
زنجرک پنبه: زنجرک حشرهاي است کوچک به رنگ سبز يا سبز مايل به زرد و به طول 5/2 ميليمتر، پورهها از زرد روشن تا سبز متغير مي باشند.

خسارت: اين حشره فعاليت خود را از اواخر خرداد آغاز ميکند و در شهريور و مهر جمعيت آن به حداکثر مي رسد و پس از آن سير نزولي به خود مي گيرد. حشره کامل و پوره ها در پشت برگ مستقر شده و شروع به تغذيه از شيره گياهي مي نمايند و باعث ضعف گياه مي شوند. علايم خسارت به صورت خطوط رنگ پريده و همچنين زردي بوته مشخص مي شود.
کرم قوزه پنبه
: اين حشره در اکثر مناطق پنبه کاري انتشار دارد و يکي از آفات مهم پنبه است. حشره بالغ شبپره اي است به طول 10 تا 20 ميليمتر و عرض بدن با بالهاي باز 30 تا 40 ميليمتر، رنگ بدن بسيار متغير است ولي معمولاً رنگ بالهاي جلويي زرد خاکستري يا زرد مايل به سبز مي باشد. کرم قوزه پنبه (راست: حشره کامل، چپ: لارو)

خسارت: لاروها پس از خروج از تخم، ابتدا از برگ تغذيه کرده و رگبرگها باقي مي گذارند. سپس به غنچه و گل و در نهايت به قوزه حمله مي کنند. با ايجاد سوراخي اغلب در بالاي قوزه، وارد سوراخ شده و از الياف قوزه ها تغذيه کرده، باعث کثيفي و کوتاهي آنها شده و از ارزش اقتصادي الياف مي کاهند. هر لارو 6 تا 20 غنچه و قوزه را مي تواند خسارت بزند.

مديريت تلفيقي جهت مبارزه با اين آفت

1- شخم عميق بعد از برداشت محصول. اين عمل باعث از بين رفتن دالانهاي خروجي حشره کامل و از بين رفتن 50 درصد از شفيره ها مي شود.
2- استفاده از ارقام مقاوم
3- تنظيم زمان کشت و آبياري مناسب و قطع به موقع آبياري
4- استفاده از زنبور تريکوگراما و آزاد سازي آن در 3 نوبت به مقدار 50 هزار زنبور در هر هکتار
5- استفاده از باکتري B.T به مقدار 2 کيلو و 300 گرم در هکتار.
2 الي سه نوبت سمپاشي. زمان سمپاشي بسته به ظهور حشره و تراکم آن در هر منطقه دارد.
سموم قابل مصرف: آوانت، لاروين، تيودان و کاباريل

عسلک پنبه: اين آفت انتشار جهاني دارد. حشرات ماده 2/1 ميليمتر و نرها يک ميليمتر طول دارند. رنگ اصلي بدن زرد و يا صورتي است ولي به علت وجود پوشش سفيد مومي به رنگ سفيد ديده مي شوند.
خسارت: اين آفت با مکيدن شيره نباتي، باعث کاهش مقدار آب و مواد ازته گياه و در نتيجه ضعف بوته ها مي شود. ولي خسارت اصلي آن به علت ترشحات هيدروکربن روي گياه است که باعث چسبندگي الياف شده و به همين علت الياف کثيف شده و دچار افت شديد ارزش اقتصادي مي شوند.

مديريت تلفيقي

1- کشف به موقع پنبه (حداکثر تا اواسط ارديبهشت)
2- عدم کشت مخلوط پنبه و جاليز و آفتابگردان
3- شخم عميق و از بين بردن بقاياي کشت جاليز، بلافاصله
4- تبديل روشهاي کشت کرتي به کشت رديفي.
5- برداشت به موقع محصول براي فرار از آلوده شدن به شيره عسلک.
6- استفاده از برگريزها نيز در کاهش جمعيت آفت مؤثر است.
7- يک الي دو نوبت سمپاشي بسته به توصيه هاي شبکه مراقبت و پيش آگاهي
کنه تار عنکبوتي: اين حشره دوکي يا بيضوي به طول 3/0و الي ميليمتر است.رنگ بدن آن در زمستان قرمز و در تابستان سبز مايل به زرد با دو لکه تيره در پشت بدن است به همين دليل به آن کنه دو نقطه اي مي گويند. مراحل زيستي آفت شامل: تخم، پوره سن يک و دو و حشره بالغ است.
خسارت: اين آفت بيشتر در پشت برگ پنبه قرار گرفته و از شيره نباتي تغذيه مي کند. به موجب اين تغذيه در سطح رويي برگ ابتدا لکه هاي برنزه ديده شده، سپس برگها زرد و بعد قرمز مي شوند و در نهايت خزان مي کنند. شروع خسارت از حاشيه به سمت داخل مزرعه است و حداکثر خسارت در اواخر تيرماه لغايت اواسط شهريور ديده مي شود.
مديريت تلفيقي جهت مبارزه
1- انهدام علفهاي هرز
2- شخم عميق
در ابتداي آلودگي سمپاشي حاشيهاي به عمق 20 متر، در صورت آلودگي بيشتر و به صورت لکه اي در مزرعه مي توان همان منطقه آلوده را سمپاشي کرده و در نهايت در صورت آلودگي کل مزرعه، بايد مزرعه را با يکي از سموم کنه کش سمپاشي نمود



استفاده از تكنيك‌هاي زيست‌فن‌آوري, پژوهشگران ايراني طول عمر گل‌هاي يك گياه علفي را تا 15 برابر اف

محققان پژوهشگاه ملي مهندسي ژنتيك وزيست فن‌آوري توانستند با انتقال يك ژن از يك درخت چند ساله به گياه علفي «اربيدوسيس» طول عمر گلبرگ‌هاي گل‌هاي اين گياه را از دو روز به 30 روز افزايش دهند.

دكتر سيد مهدي سيدي، ‌عضو هيات علمي پژوهشگاه ملي مهندسي ژنتيك و زيست فن‌آوري با اعلام اين مطلب به خبرنگار «فن‌آوري» خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا) گفت: گياه «اربيدوپسيس تاليانا»(Arabidopsis thaliana) گياهي علفي و يك‌ساله و اولين گياهي است كه توالي تمام ژن‌هاي آن شناخته شده است و به عنوان گياه مدل براي مطالعات ژنتيكي انتخاب شده است.

وي گفت: از اين گياه به عنوان مگس‌سركه در تحقيقات گياهي ياد مي‌شود كه با داشتن ژنوم كوچك، ژن‌هاي ساده، اندازه كوچك، كم هزينه بودن رشد، تعداد زياد گل و بذر مورد توجه دانشمندان سراسر جهان براي تحقيق در زمينه هاي مختلف علوم گياهي و به ويژه تحقيقات ژنتيكي قرار گرفته است.

دكترسيدي با اشاره به اينكه پژمردگي و ريزش گلبرگ‌ها مشكل بزرگي در صنايع پرورش گل است، افزود: در حال‌حاضر براي به‌تاخيرانداختن پيري گل از برخي مواد شيميايي استفاده مي‌شود كه علاوه بر هزينه زياد براي سلامتي انسان نيز مضر است.

وي به طرح تحقيقاتي كه در اين زمينه اجرا شده اشاره و خاطرنشان كرد: ما در اين طرح با انتقال يك ژن از يك درخت چند ساله به گياه علفي اربيدوسيس موفق به‌توليد گل‌هايي شده ايم كه گلبرگ‌هاي آن كه قبلا تنها دو روز دوام داشتند تا بيش از 30روز شاداب و تازه باقي مي‌مانند و هيچ گونه علائم ظاهري پيري در هيچ كدام از اجزاء گل مشاهده نمي‌شود.

دكتر سيدي افزود: گلبرگ‌هاي اين گياه تا آخر عمر گياه برروي گل باقي مي‌مانند وحتي پس از خشك شدن گياه نيز از آن جدا نمي‌شوند، بنابراين نه تنها پيري در گلبرگ‌ها متوقف شده بلكه ريزش گلبرگ‌ها نيز صورت نمي‌گيرد.

وي در پايان به خبرنگار ايسنا واحد علوم پزشكي ايران گفت: باانجام مطالعات ژنتيكي بيشتر روي اين گياهان و شناسايي اساسي مولكولي اين پديده، اميدواريم، بتوانيم تكنيك مزبور را برروي گياهان زينتي اقتصادي تسري دهيم كه اين تكنيك علمي، كاربردهاي زيادي در زمينه گياهان زينتي اقتصادي دارد.



یونجه Medicago sativa

یونجه یا اسپست (medicago sativa به معنی علف مادها) اولین بار توسط مادها برای تامین غذای اسب هایشان اهلی گردید.یونجه اصولا مبدا کویری دارد ودر حال حاضر در تمام مناطق معتدل و شبه قاره کشت می‌گردد.


   
  طبقه بندی علمی یونجه:

  Kingdom: Plantae

  Division: Magnoliophyta

  Class: Magnoliopsida  

  Order: Fabales

  Family: Fabaceae  

  Subfamily: Faboideae

  Tribe: Trifolieae

  Genus: Medicago  

  Species: M. sativa

ریخت شناسی:

یونجه گیاهی است علفی و چند ساله که ارتفاع آن تا یک متر میرسد برگهای آن دارای سه برگچه می‌باشد برگچه‌های نوک تیز، سبز رنگ و بیضی شکل است.

 گلهای یونجه بشکل سبز و برنگ بنفش تیره یا آبی روشن است میوه یونجه مانند صدف بوده و دانه داخل میوه مانند لوبیا ولی کوچکتر از آنزمی باشد.

 ارقام یونجه:

ارقام مختلف یونجه •ارقام یونجه‌های ایرانی عبارت‌اند از: همدانی، بمی، یزدی، قره یونجه، بغدادی، ‏مهاجرانی، قره یونجه خورونده، هراتی، افغانی، فامنین و ‏‎……‎
ارقام یونجه خارجی موآپا ‏‎–‎‏ سونورا ‏‎–‎‏ سی ریور ‏‎–‎سکوئل ‏‎–‎‏ ماسیرسا- رنجر- کانادایی- ‏هاردیگان- ترکستانی و‏‎………‎ 

کشاورزی یونجه:

در مناطقی که دارای زمستان‌ها معتدل هستند بهتر است بونجه را بهتر است در پاییز به اندلزه کافی زود کاشت.تا قبل از اینکه سرما رشد آن را متوقف کندگیاه بتواند مستقر شود. و در مناطقی که دارای زمستان‌ها سرد هستندگیاه باید در بهار کشت شود وکشت آن باید زود انجام شود تا قبل از شروع گرما تابستانه گیاه مستقر شود.کاشت یونجه با بذر کار بر کاشت با دست ترجیح دارد. و فاصله بین ردیف‌ها ۱۴۰-۱۵۰سانتی متر و عمق کاشت ۱-۳ سانتی متر در نظر گرفته شده. از علف‌ها هرز برای این گیاه سس است که بسیار خطر ناک است و می‌تواند کل منطقه را آلوده کند و می‌توان با نفت یا علف کش‌ها تماسی یا سوزاندن آن را کنترل نمود. مقدار آب مورد نیاز یونجه در سال تقریباً ۱۰۰۰ تا ۲۰۰۰ میلی متر است.

تناوب یونجه با گیاهان دیگر:

در تناوب یونجه برای گیاهی که بعد از خودش کاشته می‌شود بسیار سودمند است.(به علت داشتن ریزوم وفعالیت ریبزوبیوم کننده نیتروژن)البته برای اینکه چنین اتفاقی بیقتد باید زمانی که هنوز عملکرد خوبی دارد باید آن را زیر خاک نمود.اگر در زیر رو نمودن آن تاخیر کنیم یا مورد حمله علف‌ها هرز قرار گیرد دیگر برای گیاه بعدی سودمند نخواهد بود.

علف هرز سس یونجه:

رنگ رشته‌های این گیاه سس نارنجی مایل به زرد است.مهم ترین میزبان آن یونجه‌است. سس نه تنها طعم یونجه را به عنوان علوفه نامطلوب می‌سازد بلکه آن را تا حدی نیز سمی می‌نماید. در صورت کنترل ننمودن آن محصولاز نظر کمی و کیفی کاهش یافته و عمر مزرعه کوتاه می‌شود. 

میزبان‌های دیگر این سس عبارت‌اند از : چغندرقند. بعضی از سبزی‌های جالیز. شبدر قرمز. نخود سفید. سسی که معمولاً به علف‌های هرز کنار مزارع و جاده‌ها. به خصوص خارشتر میزند. از این نوع سس است.

طریقه مبارزه با سس یونجه:
استفاده از بذور خالص برای کاشت یونجه. 
استفاده از کودهای غیر آلوده به سس. 
کاشت یونجه در اواخر تابستان یا در پاییز به جای بهار آلودگی اولیه سس را با رسیدن فصل سرما از میان می‌برد. 
کاشت با تراکم بالا ایجاد سایه نمی‌نماید و از جوانه زدن سس جلوگیری به عمل می‌آورد. 
در مناطقی که یونجه باید در بهار کاشته شود می‌توان از ۱۵-۱۲کیلو گرم در هکتار علف کش دکتال (کلرتال دیمیتل۷۵درصد پودر)قبل از سبز شدن یونجه و علف‌های هرز از جمله سس استفاده نمود. در یونجه چند ساله (از سال دوم به بعد)دکتال را می‌توان در اواخر زمستان اندکی قبل از رویش بهاره یونجه سمپاشی نمود. هنگام مصرف این علف کش زمین باید از رطوبت کافی برای تاثیر بیشتر سم برخوردار باشد. بنابراین در صورت خشک بودن زمین یک نوبت آبیاری مزرعه توصیه می‌شود. 
در صورتی که پیشگیری‌های فوق انجام نشد و یا به عللی موثر واقع نشد و مزرعه باز هم به سس آلوده گردید لکه‌های آلوده به سس را می‌توان به روش‌های زیر از میان برد : پاشیدن محلول۱٪ پاراکوت(یا۳لیتر در هکتار)در منطقه آلوده به سس. سوزانیدن منطقه آلوده توسط شعله افکن و یا وسایل مشابه. پاکسازی مکانیکی منطقه از سس و بیرون بردن انگل به خارج از مزرعه. 
در صورتی که منطقه وسیعب از مزرعه به سس آلوده باشد می‌توان توسط علفکش رانداپ(گلیفوزیت۴۱درصد ای سی) به میزان ۷۳۰-۳۶۰سی سی در هکتر زمانی که یونجه ارتفاع ۲۵- ۲۰ سانتی متر داشته باشد سمپاشی نمود. این سمپاشی باید یک با پس از ده روز تکرار شود. در یونجه سال اول سمپاشی باید در زمان ۸ برگی یونجه انجام پذیرد. 
در زمان آلوده بودن یونجه به سس برداشت محصول باید قبل از به بذر رفتن سس صورت پذیرد تا از انتشار بذر ممانعت شود. 
از سال دوم به بعد تاخیر در برداشت یونجه با سایه انداختن روی زمین مانع جوانه زنی بذر سس می‌شود. 
درزمان الوده بودن واز چین دوم میتوان از سم پرسوئیت نیز استفاده نمود. 

اثر علف کش‌ها برروی سایر علف‌های هرز یونجه:

بررسی و آزمایش اثر چند علفکش بر روی علفهای هرز یونجه در آذربایجان‌شرقی در دو منطقه محل اجرای طرح (مراغه - بستان‌آباد)نشان داده‌است کهاستفاده از علفکشهای بنتازون ۳ و ۲/۵ لیتر در هکتار، متری بوزین ۷۰۰-۱۰۰۰ گرم در هکتار نسبت به شاهد بدون وجین اختلاف معنی‌داری داشته از نظر تاثیر بر روی علفهای هرز پهن‌برگ در یک سطح آماری قرار گرفتند. علفکشهای متری بوزین ۱۰۰۰ و ۷۰۰ گرم در هکتار، هالوکسی فوپ اتیل ۲ لیتر در هکتار، فلوآزیفوپ بوتیل ۲ لیتر نسبت به شاهد بدون وجین اختلاف معنی‌داری داشته و از نظر تاثیر بر روی علفهای هرز باریک برگ در یک سطح واقع شده‌اند.

خواص دارویی:

یونجه از نظر طب قدیم ایران گرم است. البته تاره آن گرم و تر و خشک شده آن گرم و خشک است.
یونجه از نظر اینکه دارای بسیاری از مواد معدنی می‌باشد شیره آن برای بچه‌هایی که در حال رشد هستند و اسخوان بندی محکمی ندارند بسیار مفید است. 
حتی امروزه پودر این گیاه را در داروخانه‌ها می‌فروشند که آنرا می‌توان برای بچه‌های شیر خوار مصرف کرد. برای تهیه شیره یونجه باید مقدر ۳۰۰ گرم یونجه را در یک لیتر آب ریخت و آنرا جوشانید تا مقدر آب آن به نصف تقلیل یابد سپس آنرا صاف کرده و مقدر کمی عسل به آن اضافه کنید که بصورت شربت داراید. 
مقدر مصرف برای اطفال ۲۰۰ گرم در روز است و برای اطفال شیرخوار حدود ۵۰ گرم یم باشد که می‌توان به شیر آنها اضافه نمود. اشخاص بزرگسال هم برای بالا بردن انرژی می‌توانند از این شیره استفاده کنند.
یونجه رابصورت تازه و یا جوانه آنها رابا سالاد میل کنید. جوانه یونجه را بصورت بسته بندی شده می‌توانید از سوپر مارکتها خریدری کنید. 
یونجه ملین است. 
یونجه دو برابر اسفناج آهن دارد بنابراین خون ساز است و برای کسانیکه به کم خونی مبتلا هستند مفید است. 
یونجه بعلت درا بودن آهن برای درمان بیماری راشیتیسم بکار می‌رود. 
عوارض کمبود ویتامین ث با خوردن یونجه از بین میرود. 
یونجه تازه در بسیاری از کشورها مانند چین و روسیه و آمریکا به مقدر زیاد بجای اسفناج مصرف می‌شود. 
یونجه را در داروخانه‌ها و فروشگاههای گیاهان دارویی و یا برخی از داروخانه‌ها بصورت پودر، کپسول و قرص بفروش می‌رسانند. مقدرمصرف آن سه قرص در روز است. 

با همه مزایایی که یونجه دارد در خوردن تازه آن نباید زیاده روی کرد زیرا بسیار نفاخ است و حتی حیواناتی که به مقدر زیاد از آن می‌خورند بعلت گاز زیاد ممکن است تلف شوند.
ضماد پخته یونجه را اگر روزی چند بار روی اعضایی که رعشه دارند بگذارید آنها را شفا می‌دهد. 
تخم یونجه قاعده آور است و برای این منظور تخم یونجه را بصورت دم کرده مصرف کنید. 
دم کرده یونجه درمان اسهال است. 
برای نرم کردن سینه و تسکین سرفه روزی ۲-۳ فنجان دم کرده تخم یونجه را مصرف کنید. 
برای درمان رعشه تخم یونجه را در روغن زیتون بریزید و مدت یک هفته جلوی آفتاب بگذارید سپس آنرا صاف کنید و روزی چند قاشق از آنرا بخورید و همچنین روی اعضایی که رعشه دارند بمالید. 
یونجه حاوی مقدرزیادی ویتامین است. کوبیده آن زخم را به سرعت الیتام داده و از خونریزی جلوگیری می‌کند. 

مواد معدنی وپروتین ها:

یونجه سرشار از ویتامین‌های A,C,E,K و همچنین دارای آمیلاز که آنزیم مخصوص هضم مواد نشاسته‌ای است می‌باشد.

آنزیم‌های بسیاری در یونجه یافت می‌شود به‌عنوان مثال می‌توان از امولسین، اینورتاز، و پکتیاز نام برد. یونجه دارای حدود ۲۰٪‌پروتئین می‌باشد پروتئین‌های موجود در یونجه عبارت‌اند از:

لیزین، ‌آرژنین، هیستیدین، آدنین، فنیل آلانین، ‌آسپاراژین و سیستین. یونجه دارای اسید فسفریک نیز هست. 

یونجه همچنین دارای منیزیوم، آهن و مقدر جزئی ارسنیک و سیلیس است. 

بنابراین یونجه از نظر مواد غذایی بسیار قوی است و غذای خوبی برای انسان و حیوانات است.

مقدمه گیاهان زراعی مقاوم به علفکش

افزایش جمعیت بشر و در نتیجه افزایش تقاضا برای محصولات کشاورزی باعث شده که انسان روز به روز به فکر روش‌های کارآمدتری جهت افزایش عملکرد گیاهان زراعی باشد. مبارزه با علف‌های هرز یکی از این روش‌هاست. کشاورزان همواره در طول تاریخ با علف‌های هرز در مبارزه بوده‌اند و در این راستا به پیشرفت‌های قابل ملاحظه‌ای نیز دست یافته‌اند. بشر مبارزه با علف‌های هرز را از طریق دست و استفاده از حیوانات شروع نمود و اینک از طریق روش‌های مکانیکی و شیمیایی این راه را ادامه می‌دهد. یکی از مؤثرترین روش‌های مبارزه با علف‌های هرز، مبارزه‌ی شیمیایی با آنهاست و گیاهان زراعی مقاوم به علفکش یکی از جدیدترین روش‌های این مبارزه یا مدیریت به شمار می‌روند. گیاهان زراعی تراریخته، از جدیدترین دست‌آوردهای بیوتکنولوژی گیاهی بوده که ظرف چند سالی که از روند تولید آن‌ها گذشته، توسعه فراوانی در جهان یافته به طوری‌که هم اینک میلیون‌ها هکتار از زمین‌های زراعی، به زیر کشت این محصولات رفته است. نسل اول این گیاهان به منظور بهبود کارایی عملیات زراعی ایجاد شدند. نمونه‌های آن سویای متحمل به علفکش و ذرت مقاوم به حشره بودند. هم اینک گونه‌های جدید گیاهان تراریخته، علاوه بر بهبود کارایی عملیات زراعی، در جهت افزایش کمی و کیفی تولیدات به وجود می‌آیند. این گیاهان به عنوان نسل دوم، باید هرچه سریع‌تر از نظر محدوده‌ی تأثیر روی خانوارها، چه از نظر سلامت، صنعت و محیط زیست، بررسی گردند زیرا عواقب احتمالی آن شاید طی دو سه دهه‌ی آینده به وضوح به چشم بیایند. توسعه‌ی گیاهان زراعی مقاوم به علفکش‌ها (Herbicide-Resistance Crops)، یکی از اولین کاربردهای اقتصادی مهندسی ژنتیک گیاهی به شمار می‌رود. به منظور مقاوم سازی گیاهان زراعی به علفکش‌ها، از روش‌های مختلف بیوتکنولوژی و زراعی استفاده کرده و گیاهان تراریخت (Transgenic) و غیر تراریخت (Non-Transgenic) به وجود آمده‌اند. این گیاهان با نظام کشاورزی شیمیایی ـ صنعتی که ویژگی آن تک کشتی بودن و مکانیزاسیون در مقیاس وسیع با استفاده‌ی فشرده از مواد شیمیایی است، سازگاری مناسبی پیدا کرده‌اند. طی دهه‌ی گذشته، چندین گیاه زراعی مقاوم به علفکش تراریخته و غیر تراریخته معرفی شده‌اند. گندم، جو و کلزای مقاوم به گلیفوزیت و گلوفوزینیت، ذرت مقاوم به سیکلوهگزانیدین‌ها و ایمیدازولینون‌ها، پنبه مقاوم به بروموکسینیل و گلیفوزیت، سویای مقاوم به سولفونیل اوره‌ها و گلیفوزیت، سیب زمینی و چغندرقند مقاوم به گلیفوزیت و نیشکر مقاوم به گلوفوزینیت، از جمله‌ی این گیاهان هستند. بشر به طور سنتی هزاران سال است که در حال بهبود گیاهان زراعی است، اما مهندسی ژنتیک این امکان را فراهم می‌سازد که این فرایند در مدت کوتاه‌تری انجام گیرد، ضمن آن که امکان انتقال خواص ارثی بین گونه‌هایی که خویشاوندی نزدیکی ندارند هم فراهم است، هرچند عده‌ای مورد اخیر را لزوماً پدیده مفیدی نمی‌دانند. قبل از پیدایش مهندسی ژنتیک گیاهی، گزینه‌های انتخابی برای محافظت گیاهان در برابر علفکش‌ها محدود بود. علفکش‌هایی ویژه‌فقط می‌توانستند در گیاهانی به کار روند که به طور طبیعی نسبت به آن‌ها مقاوم بودند. در موارد نادر، مقاومت ممکن بود از طریق جهش در گیاهان زراعی اتفاق بیفتد. توسعه‌ی مهندسی ژنتیک گیاهی و دانش بیوشیمی درباره‌ی عمل علفکش‌ها روی گیاهان، راه‌حل‌های جدیدی در کاربرد علفکش‌ها پیش روی بشر قرار داد. این استراتژی‌ها معمولاً شامل ایزولاسیون و معرفی ژن جدیدی از ارگانیسم‌های دیگر (غالباً باکتری‌ها) که به نوعی نسبت به علفکش‌مقاوم است، می‌باشند. برای مثال مقاومت به علفکش گلوفوزینیت (با نام تجاری Basta) به وسیله‌ی ژن باکتریایی bar که علفکش را به ترکیبات غیر سمّی متابولیزه می‌کند، القا می‌گردد. رفته رفته کشف و توسعه‌ی علفکش‌های انتخابی جدید، مشکل‌تر و هزینه‌برتر می‌شود. استانداردها برای علفکش‌های جدید بسیار بالاست. علفکش‌های جدید می‌بایست دارای توانایی بالا، سمّیت اندک، تحرّک کم در خاک و ماندگاری کوتاه در محیط باشند و از سوی دیگر، طیف وسیعی از علف‌های هرز را کنترل کنند. یافتن تمامی این ویژگی‌ها در یک ترکیب که می‌بایست برای گیاهان زراعی نیز انتخابی عمل کند، مشکل و هزینه‌بر است. گیاهان زراعی مقاوم به علفکش، راه‌حل بالقوه‌ای برای حل این مشکل است. با تغییر تحمّل گیاه زراعی به علفکش‌های ثبت شده، هزینه‌های مربوط به کشف، توسعه و بازاریابی تولیدات جدید تا حد زیادی کاسته می‌شود و این کاهش هزینه برای استفاده کننده‌ی نهایی (کشاورز) نیز سودمند خواهد بود. بدین ترتیب کشاورز از انعطاف پذیری بیشتری در استفاده از علفکش‌ها و گیاهان زراعی برای برنامه‌ی کنترل علف‌های هرز برخوردار خواهد شد. علاوه بر این، گیاهان زراعی مقاوم به علفکش، امکان جایگزینی علفکش‌های قدیمی را که ممکن است دارای برخی ویژگی‌های نامناسب محیطی و سمّی باشند، فراهم می‌آورد.


زراعت عمومي :

زراعت AGRONOMY  ريشه يوناني دارد واز دو لغت :

 

AGROS به معناي مزرعه و NOMUS  به معناي مديريت تشكيل شده است .

 

از نظر علمي AGRONOMIST  به شخصي اطلاق مي شود كه تحصيلات عالي دارد و از نظر تئوري مطالعاتي را انجام داده است تا بتواند به عنوان مشاور يا راهنما ي زارع انجام وظيفه كند .

 

  از ديدگاه علم زراعت براي افزايش توليد محصولات كشاورزي سه راه پيشنهاد شده است

 

1-    افزايش زمينهاي زير كشت

 

2-    افزايش محصول در واحد سطح

 

3-     افزايش محصول در واحد زمان

 

 

 

زراعت سطحي    EXTENSIVE FARMING زراعت فشرده     INTENSIVE FARMING

 

زراعت سطحي نوعي از زراعت است كه زارع تابع شرايط آب و هوايي است . بنابر اين نهاده هاي زيادي را مصرف نمي كند و سطح زير كشت را هم نمي تواند افزايش دهد .

 

 ولي نوعي زراعت فشرده : در اين نوع زراعت از نهاده هاي زيادي مانند بذر هاي اصلاح شده ، كودهاي شيميايي ، ماشين آلات و… استفاده مي كند تا بتواند حد اكثر عملكرد را در سطح بدست آورد .

 

 

 

(طبقه بندي گياهان زراعي  CROPS  )  

 

گياهان زراعي را مي توان از نظر شكل ظاهري يعني مورفولوژي  (گياه شناسي ظاهري ) طبقه بندي كرد .

 

ولي از نظر زراعت AGRONOMY    گياهان را بسته به مصرف يا نوع مصرف آنها تقسيم بندي مي كنيم . بايد در نظر داشت كه بعضي گياهان زراعي داراي مصارف زيادي هستند  بنابراين با توجه به موارد فوق مي توان دو نوع طبقه بندي را در نظر گرفت .

الف) طبقه بندي بر اساس هدف توليد :

1-    غلات  CEREALS 

 

شامل گندم  (WHEAT )  - جو ( BARLY ) – برنج ( RICE ) – ذرت ( CORN ) – چاودار *گندم ( TRITICALE ) – چاودار ( WHEAT *RYE )

 

هدف نشاسته

2-حبوبات  LEGUMES

 

شامل نخود (PEA ) – عدس ( LENTILE ) –لوبيا ( BEAN( - S,DH )  ) –بادام زميني ( PEAHUT )

 

هدف تامين پروتئن گياهي است .

3-گياهان علوفه أي    FODELER CROPS

 

اين گياهان به صورت تازه خشك يا سيلو شده به مصرف دام مي رسد .

 

ذرت علوفه أي  FOLEDER  CRON   : 

 

مشخصات : تراكم بالا دارد .زمان برداشت آن وقتي است كه رطوبت دانه 6۰٪   است

 

   ALFALFA  يونجه.-      CLOVER  شبدر

 

4-گيا هان ريشه أي ROOTY OR RADICAL CROPS                                             

 

اين گيا هان داراي ريشه غده أي شكل هستند .شاخص تر ين آن گياه چغندر  suger beer است .

 

 

 

5-گيا هان فيبري يا ليفي      FIBEROUS CROPS

 

 COTTEN    =    كتان           KENAF  =   كنف

 

 FLAX  =  پنبه   الياف در دانه يا كپسول   JOKE  =  شبيه كنف    الياف آن در ساقه است    SISAL(AGAVE )    خنجري : الياف آن در برك است

 

6-گياهان غده أي GLANDIFORM /CROPS   

 

   POTATO /POMATO      : زير زمين سيب زميني و   روي زمين گو جه

 

7-گياهان داروي:  MEDICINAL  /C

 

MATRICARIA   =  بابونه     MILFOILE =گياها ن بومادران

 

  WHITE POPPY =    خشخاش سفيد

 

8-گياهان قندي  SUGAR/C  

 

 SUGAR CANE     /نيشكر        SUGAR BEET/      چقندر  هدف =توليد قند

 

9-گياهان تدخيني  SMOKING   

 

 SMOKING =/ TANBACCO =   تنباكو           HEMP =  شاهدانه. گراس

 

NOROOTIC  =/ TEA   =   چاي       COFFEE   =   كافينئن . قهوه

 

10- گياهان روغني  OIL CROPS  

 

 SUN FLOWER =    آفتا بگردان   -    SOFFLOWER    = گلرنگ

 

  OLIVE  =    زيتون-          SESAME   = كنجد

 

  PEAHUT    =   با دام زميني

 

ب-طبقه بندي بر اساس هدف خاص :

 

1-گياهان پوششي    COVER CROPS

 

اين گياهان براي پوشش و حفاظت خاك در برابر  ( EROSION)  فر سايش كشت مي شودو درهمان زماني كه سبز هستند (گلدهي) به خاك برگردانده مي شود.مثل شبدرو يونجه

 

2-گياهان مكمل      COMPLEMENTALY/C

 

اين گياهان جهت حاصلخيزي  خاك همراه با محصول درجه يك كاشته مي شود ودر درجه دوم اهميت قرار دارد .مانند كاشت لوبياي روغني همراه با ذرت

 

3-گياهان سيلويي  SILAGE /C

 

 اين گياهان به صورت سبز برداشت مي شود و پس از سيلو شدن   وگذراندن مرحله تخمير به مصرف دام مي رسد  مثل گياه ذرت علوفه أي و ذرت خوشه أي   sorghom )  )

 

4-    گياهان تقويت كننده يا اصلاح كننده : SOIL CODITIONER /C

 

اين گياهان جهت اصلاح يا تقويت خاك كاشته مي شوند مانند چغندر علوفه أي  (خاك را نرم مي كند ) و شبدر علوفه أي ( نمك و شوري خاك را مي گيرند )

 

5- گياهان همراه   CYNERGIC /C 

 

اين گياهان  گياهان يك ساله (ANNUL ) هستند كه همراه گياهان چند ساله   PERENNIAL) )كاشته مي شوند  مثل : جو (يكساله ) همراه با يونجه  (چند ساله )

 

6-    نباتات غله اي  TRAPPING  /C 

 

برخي گياهان تيره حبوبات  LEGOMINO SE /C     مانند باقلا  چنانچه در زميني كاشته شوند به علت ترشح يك سري مواد از ريشه قادر به كنترل يك نوع آفت   كه به سيستم ريشه أي گياهان خسارت مي زند به نام (nematode )  است .

 

در كاشت چغندر قند اگر تناوب را رعايت نكنيم آفت nematod    افزايش مي يابد

زراعت غلات

تاریخچه پیدایش گیاهان زیاد مشخص نیست / ولی در مورد گندم و جو می گویند که احتمالا زود تر از گیاهان دیگر بوجود آمده است و سطح زیر کشت آن در جهان از همه بیشتر است .

از ساقه گندم هم در تغذیه حیوان و هم در تهیه خمیر کاغذ استفاده می شود

طبقه بندی گیاهان گرامینه :

1- گروه غلات مناطق سرد و معتدل

1-گندم 2- جو 3- چاودار 4- یولاف

2- گروه غلات مناطق گرم

1- برنج 2- ذرت 3- سورگم 4- ارزن

گروه اول ویا غلات مناطق سرد و معتدل شامل گروهی از گیاهان می باشند که صفر فیزیولوژیکی آنها کمتر از 10 درجه سانتی گراد بوده " دوره رشد و نمو آنها از مرحله تولید جوانه تا رسیدن کامل خیلی طولانی بوده ودربرابر سرما مقاومت نسبتا بالایی دا شته ودر دوران رشد نیاز به مدتی توقف رشد ویا خواب زمستانه دارند

صفر فیزیو لوژیکی : حداقل درجه حرارتی که بذر هر گیاه در آن درجه حرارت می تواند در آن جوانه تولید کنند .

گروه دوم شامل گیاهانی می با شند که صفرفیزیولوژیکی آنها بالا تر ازده درجه سانتی گراد بوده در دوران رشد در برابر سرما خیلی حساس بوده " دوران رشد و نمو آنها به مراتب کوتاه تر از گروه اول بوده و دارای توقف رشد نمی باشند . از طرفی دیگر با توجه به کوتاهی دوره رشد نسبت به گروه اول نیاز آنها به آب و مواد غذایی خیلی بیشتر از گروه اول می با شد . فراورده های گروه دوم بیشتر از گروه اول است .

تاریخچه گندم :

در بین گیاهان زراعتی به خصوص غلات به احتمال زیاد گندم اولین گیاهان است که بوجود آمده است این گیاه حدود 6500 سال قبل از میلاد در سطح وسیعی از کشورهای آسیا کاشت می شده و به احتمال زیاد مبداء اولیه پیدایش آن از قاره آسیا و منطقه سوریه می باشد . ازطریقه سوریه ابتدا به ایران آمده سپس به ترکیه برده شده و به تدریج در سایر کشورهای اسیا یی که شرایط آب و هوایی برای آن مناسب بوده مورد استفاده قرار گرفته است . و پس از آن به سایر قاره های جهان برده شده در حال حاضر بیشترین سطح زیر کشت برای آسیا و کمترین آن مربوط به قاره آفریقا می با شد . بزرگترین کشورهای تولید کننده گندم از نظر مقدار تولید در واحد سطح عبارت اند از فرانسه " هلند " دانمارک " و عربستان صعودی و بزرگترین کشورهای تولید کننده از نظر سطح زیر کشت شامل آمریکا استرالیا آرژانتین و کانادا می باشد مصرف سرانه نان در ایران 220 کیلو گرم است . عربستان با تولید 5 تن در هکتار در آسیا نفر اول است .

سطح زیر کشت گندم در ایران حدود 65000000 هکتار بوده به دلیل کمبود آب و همچنین کمبود ریزش باران به خصوص در اواخر بهار و تابستان حدود 3/2 سطح زیر کشت به صورت دیم و بقیه به صورت آبی است . ولی مقدار محصول تولید از زمینهای آبی حدود سه برابر زمینهای دیم می باشد . بیشترین سطح زیر کشت گندم مربوط به استانهای خراسان و فارس بوده ولی بیشترین مقدار تولید گندم مربوط به استان فارس می باشد . در مورد گندم دیم بیشترین مقدار تولید و همچنین سطح زیر کشت مربوط به گرگان بوده و کمترین مقدار تولید مربوط به استانهای بوشهر و همدان می با شند .

نکته : زمین های ایران از نظر ازت فسفر و کربن ضعیف اند ولی از نظر پتاس غنی است .

10/7/84

گندم:

مهمترین اندام شامل دانه و ساقه می با شد که هر کدام شامل مواد تشکیل دهنده مختلف و با نسبت های متفاوت بوده که مهترین ماده تشکیل دهنده این دو اندام عبارت اند از :

ساقه

دانه

 

15-10 %

15- 10%

رطوبت

30-25 %

74- 54 %

هیدرات کربن

2-1 %

25-8 %

پرتئین

2-1 %

2-1 %

چربی

50-30 %

2-1 %

سلولوز

5-3 %

2-1 %

مواد معدنی

اختلاط آرد گندم با آب و سایر مواد را که در برابر گرمای مناسبی می توان از آن انواع نان تولید نمود کیفیت ویا خاصیت نانوایی می نا مند .

خاصیت نانوایی دردرجه اول مربوط به نسبت پرو تئین موجود در دانه گندم بوده و چون این نسبت درگندم های مختلف ثابت نمی باشد در نتیجه کیفیت نانوایی هر یک از نان ها متفاوت خواهد بود .

روش هاي كشت گندم

روش هاي كشت گندم به وسعت و شيب زمين، مقدار آب موجود و مديريت زارعي بستگي دارد.

 

به طور كلي روش هاي كشت عبارتست از:

 

1- روش كرتي:

 

روشي است سنتي و در زمين هايي اعمال مي شود كه داراي سطح كم، شيب نامناسب و يا آب كم براي آبياري هستند. در اين روش معمولاً پس از انجام گاوآهن و ديسك،‌ بذر را پاشيده و با ديسك زير خاك برده و مرزهايي با مرزبند ايجاد مي كنند. در اين روش استفاده از ماشين آلات براي انجام امور داشت مانند سمپاشي عليه علف هاي هرز غيرممكن و برداشت با كمباين به دليل مرزهاي زياد مشكل است. همچنين از سطح مفيد مزرعه به خوبي استفاده نشده و ضايعات زمين زياد است.

 

2- روش خطي يا فارويي:

 

اين روش براي زراعت گندم آبي انجام مي شود و به اين ترتيب است كه پس از انجام گاوآهن، ديسك و تسطيح، با استفاده از دستگاه كودپاش (سانتريفوژ) بذر را در سطح مزرعه پاشيده و سپس با دستگاه فاروئر جوي و پشته ايجاد مي شود. در مواردي پيش از انجام جوي و پشته به وسيله ديسك بذر را زير خاك مي كنند كه آزمايش ها نشان داده، اين عمل چندان موثر و مورد نياز نيست.

 

در اين روش پشته ها،‌ كم عرض (25 – 10 سانتيمتر) و كم عمق (15 – 10 سانتيمتر) هستند و در مواردي هنگام آبياري، حالت غرقابي ايجاد مي شود. بذرپاشي به روش سانتريفوژ باعث مي شود بذرها به طور تصادفي و كنترل نشده پخش و در خاك مستقر شوند، بنا بر اين تعدادي بوته نيز در كف جويچه ها سبز مي شوند كه جايگاه مناسبي براي استقرار گياه نبوده و ممكن است بوته هاي اين ناحيه مقداري از مواد غذايي و رطوبت موجود را مصرف كنند. ولي قدرت رقابت با بوته هاي روي پشته را ندارند و محصولي نيز توليد نمي كنند و در صورت توليد از كيفيت كمي برخوردارند.

 

نوع ديگري از كشت رديفي گندم در ايران وجود دارد كه در آن از ماشين هاي بذركار استفاده مي شود. عرض پشته ها در اين نوع بذركارها تقريباً ثابت (حدود 30 سانتيمتر) بوده و دستگاه قادر است سه رديف بذر بر روي هر پشته بكارد. فاصله بين رديف كاشت (فاصله وسط يك جويچه تا وسط جويچه مجاور) حدود 55 سانتيمتر است. برخي بذركارها همزمان دو عمل احداث پشته و كاشت بذر بر روي پشته را انجام مي دهند كه نوعي مزيت براي اين دستگاه ها محسوب مي شود.

 

3- روش نواري:

 

اين روش در زمين هايي كه شيب مناسب داشته و انجام عمل تسطيح در آن ها ميسر باشد قابل اجراست. در اين روش با توجه به شيب مناسب نيازي به ايجاد جويچه نيست. كاشت با ماشين هاي بذركار صورت گرفته زمين در قطعات بزرگ قابل آبياري است. از دستگاه كمباينت مي توان در اين روش كشت استفاده كرد. اين دستگاه همزمان در اراضي شخم خورده عمليات ديسك، تسطيح و كشت را انجام مي دهد. اگر در اراضي با شيب نامناسب روش نواري اجرا شودف ناچار مرزهاي متعددي بايد ايجاد كرد كه در نهايت همان روش كرتي خواهد بود.

 

4- روش كشت بذر بر روي پشته هاي بلند:

 

مدرن ترين روشي است كه در كشورهاي پيشرفته اجرا مي شود. به طور خلاصه، در اين روش دو الي سه رديف بذر بر روي پشته هاي بلند و عريض كاشته مي شود. در اين سيستم عرض پشته 70 – 45 سانتيمتر، فاصله رديف كاشت بر روي پشته 20 – 15 سانتيمتر، عرض جويچه ها (فارو) 30 – 25 سانتيمتر و ارتفاع پشته (عمق فارو) 20 – 12 سانتيمتر است. هدايت آب در زمين از طريق جويچه ها انجام مي شود، به طوري كه رطوبت ه صورت نشتي به محل استقرار بذرها نفوذ مي كند و حالت غرقابي ايجاد نمي شود. روش كاشت گندم با اين روش به شرح زير است:

 

پس از عمليات شخم عميق، ديسك، تسطيح و قبل از بذركاري جوي و پشته ها را متناسب با اين روش با يك دستگاه خطزن احداث و زمين را آبياري بسيار سنگين مي كنند. پس از سبز شدن نسل ااول علف هاي هرز (كه حدود 80 درصد كل علف هاي هرز است) و در رطوبت كمي بيشتر از گاورو شدن، دستگاه را وارد زمين مي كنند. اين دستگاه به گوته اي طراحي شده است كه بيلچه هاي كوليتواتور كه قبل از لوله هاي سقوط بذر قرار دارند روي پشته ها قرار گرفته، با تخريب پشته ها علف هاي هرز را از بين مي برند، سپس بذرها به صورت رديفي (معمولاً سه رديف روي پشته) در عمق 12 – 8 سانتيمتر كاشته مي شوند و بيلچه هاي احداث فارو كه در پشت لوله هاي سقوط بذر قرار دارند، دوباره فاروها و پشته ها را در جاي قبلي بازسازي

مي كنند. بنابراين با عبور بذركار همزمان، پشته ها تخريب مي شوند، علف هاي هرز از بين

مي روند، بذرها به صورت رديفي كاشته شده و دوباره پشته ها و جويچه ها احداث مي شوند.

 

پس از كاشت بذر، زمين به صورت رديفي كاشته شده و دوباره پشته ها و جويچه ها احداث

مي شوند. پس از كاشت بذر، زمين به مدت حدود 40 روز آبياري نمي شود (به دليل اين كه بذر گياه زراعي عمق كاشته شده است و رطوبت كافي براي جوانه زدن آن وجود دارد) در اين مدت گياهچه ها رشد كرده و در حالي كه قسمت اعظم بذرهاي علف هاي هرز قبل از كشات بذر جوانه مي زنند و با بيلچه هاي كوليتواتور بذركار از بين مي روند، باقيمانده بذر علف هاي هرز در عمق كم قرار گرفته و رطوبت كافي براي سبز شدن آن ها وجود ندارد.

 

از مزاياي روش كشت بذر بر روي پشته هاي بلند مي توان به موارد زير اشاره كرد:

 

- سهولت آبياري قبل از كاشت كه كنترل مكانيكي علف هاي هرز را فراهم مي كند.

 

- افزايش ميزان سبز شدن بذر و يكنواختي مزرعه

 

- امكان استفاده از همان پشته ها در كشت هاي بعدي

 

- استفاده كمتر از بذر (بعضي از كشاورزان با مصرف فقط 75 – 50 كيلوگرم بذر در هكتار به تراكم مورد نظر مي رسند)

 

- كاهش ميزان مصرف علف كش ها

 

- كاهش سله بندي و خفگي بذر

 

- كاهش ورس (خوابيدگي) به دليل عدم شرايط غرقابي

 

- امكان مصرف كود به صورت نواري و افزايش بازدهي مصرف كود

 

- كاهش فرسايش در مناطق پرباران به دليل هدايت آب توسط فاروها

 

- افزايش توليد

خصوصیات گیاه گندم

گندم ، گل آذین سنبله‌ای دارد. از هر گره آن معمولا یک سنبلچه متشکل از دو گلوم و سه گلچه بوجود می‌آید. گاهی تعداد گلچه‌ها به 9 هم می‌رسد. دانه گندم بین دو پوشش قاشق مانند به نامهای پوشک بیرونی (لما) و پوشک درونی (پائولا) قرار گرفته است. برگهای گندم مانند برگهای سایر غلات (به جز ذرت و ارزن) ، نازک و کم عرض بوده و زبانه‌های کوچکی دارند.

میوه گندم

میوه گندم با توجه به گونه آن ، 3 تا 10 میلیمتر طول و 3 تا 5 میلیمتر هم قطر دارد و شامل بخشهای زیر است.
  • گیاهک: یا رویان که تقریبا 5/2 درصد وزن دانه را تشکیل می‌دهد و سرشار از پروتئین و چربی است که این بخش را معمولا در تهیه آرد گندم جدا می‌کنند.

  • سبوس: همان پوسته دانه است و تقریبا 14 درصد از وزن دانه را تشکیل می‌دهد. سبوس را هم همچون گیاهک در مرحله آرد سازی از دانه جدا می‌کنند و معمولا برای خوراک دام مورد استفاده قرار می‌گیرد.

  • آندوسپرم: حاوی مواد نشاسته‌ای دانه گندم است و تقریبا 83 تا 87 درصد از کل دانه را شامل می‌شود. آندوسپرم دارای دانه‌های نشاسته‌ای و مواد پروتئینی می‌باشد که دانه‌های نشاسته آن بوسیله گلوتن که یکی از پروتئینهای موجود در دانه است، بهم چسبیده‌اند. میزان گلوتن موجود در دانه بر حسب نوع و نژاد گندم تفاوت می‌کند.

    همین میزان گلوتن گندم است که مرغوبیت آن را تعیین می‌نماید. گندمهای قرمز سخت بهاره و پاییزه گلوتن بیشتری دارند و به همین دلیل ، ارزش تهیه نان از آنها بیشتر است. چون خمیر حاصل از آردی که از لحاظ گلوتن غنی است، به دلیل داشتن حالت کشدار ، قادر است که گازهای ناشی از تخمیر را بیشتر در خود نگهدارد و برای همین ، خمیر بهتر ورآمده و حجمش بیشتر می‌گردد.



تصویر

آب و هوای مناسب برای رشد گندم

شرایط ایده‌آل برای رشد گندم ، آب و هوای خنک در دوره رشد رویشی ، آب و هوای معتدل در دوران تشکیل دانه و آب و هوای گرم و خشک در زمان برداشت محصول می‌باشد. بنابراین در مناطقی که زمستانهای سخت دارند، کشت گندم با مشکلاتی از قبیل سرما‌زدگی زمستانی مواجه می‌شود. البته باید بدانیم که گندم در برابر خشکی مقاومت چندانی ندارد و نمی‌تواند به مدت طولانی ، خشکی و کم آبی را تحمل نماید. اما قادر است خود را با شرایط خشک تا حدی تطبیق داده و با تشکیل یاخته‌های کوچکتر که در نهایت سبب تشکیل برگهای کوچک شده و در نتیجه روزنه‌ها کوچکتر می‌شود، سطح تعریق را کاهش دهد و از اثرات سوء کم آبی تا حدی محفوظ بماند.

انواع گندم

معمولا گندمها را به دو دسته کلی گندم بهاره و گندم پاییزه تقسیم بندی می‌کنند. این دو نوع علاوه بر آن که دانه‌هایشان از نظر رنگ ، بافت ، شکل و ... باهم فرق دارد شرایط رشد و نمو آنها نیز باهم تفاوت می‌کند. این دو نوع گندم را در دو زمان مختلف در سال کشت می‌نمایند. دانه گندم ، دارای شیاری است که در طول دانه قرار می‌گیرد. عمق این شیار در گندمهای پاییزه زیاد و در گندمهای بهاره کم است. طرفین این شیار در گندمهای بهاره گرد و در گندمهای پاییزه گوشه‌دار می‌باشد.

گندم بهاره

در اوایل بهار کاشته می‌شود. پس از جوانه زدن ، گیاه جوان در بهار و اوایل تابستان رشد نموده و محصول آن را تا اواخر تابستان برداشت می‌کنند. گندم بهاره را معمولا در نواحیی کشت می‌کنند که گندم پاییزه نمی‌تواند در برابر سرمای سخت زمستانی آن مناطق ، مقاومت نماید. البته میزان محصول‌دهی گندم پاییزه از بهاره بیشتر است. معمولا پس از تهیه بذر و زمانی که دمای خاک به یک درجه سانتیگراد بالای صفر رسید، گندم بهاره را می‌کارند.

اگر شرایط آب و هوایی اجازه دهد می‌توان گندم را زودتر هم کاشت تا دوره رشد آن طولانی‌تر شده و میزان محصول دهی آن بیشتر شود. گندم بهاره برای آن که به مرحله گلدهی برسد، باید به مدت طولانی در معرض هوای سرد قرار گیرد. اگر گندم پاییزه را در بهار بکارند، چون دوره سرما را پشت سر نمی‌گذارد، نمی‌تواند گل آذین خوبی تشکیل دهد.



تصویر

گندم پاییزه

این نوع گندم در نیم کره شمالی ، در فصل پاییز موقعی که دمای خاک از 13 درجه سانتیگراد کمتر باشد کشت می شود. ابتدا بذر گندم پاییزه جوانه می‌زند. سپس در فصل زمستان ، گیاه به صورت گیاه جوان کوچکی باقی می‌ماند و با آغاز فصل بهار ، مجددا رشد و نمو خود را آغاز می‌کند. معمولا در یکی از ماههای خرداد ، تیر یا نهایتا مرداد ، دانه می‌رسد و آماده برداشت می‌شود. گندمهای پاییزه به نسبت گندمهای بهاره ریشه‌های عمیق‌تر و پرپشت‌تری دارند که تا 200 سانتیمتر در خاک نفوذ می‌کنند. این امر ناشی از آن است که گندمهای پاییزه فصل رشد طولانی‌تری دارند.

شرایط مناسب برای رشد گندم

خاک شنی و رسی عمیق با زهکشی خوب ، برای رشد گندم مناسب است. اصولا میزان عملکرد گندم در شرایط دیم (آبیاری با باران) ، در خاکهای ریز بافت بیشتر است. چون این قبیل خاکها قادرند آب را بهتر و به مدت طولانی‌تر در خود نگهدارند. اما در شرایط آبی (که کشاورز خود گیاه را آبیاری می‌کند) ، معمولا گندم زیاد تحت تأثیر بافت خاک خود قرار نمی‌گیرد. گندم هم مانند سایر گیاهان نمی‌تواند در خاک خشک جوانه بزند.

گندم بهاره به دلیل ذخیره شدن رطوبت زمستانی در خاک ، همواره رطوبت مورد نیاز خود را دارد. اما رطوبت خاک گندمهای پاییزه معمولا فرایند جوانه‌زنی را با مشکل مواجه می‌نماید. اگر برای جوانه زنی یا رشد اولیه جوانه ، خاک رطوبت کافی نداشته باشد بذرها ممکن است بپوسند یا در معرض صدمات ناشی از سرما قرار گیرند.

آفات و بیماریهای گیاه گندم

زنگ گندم

زنگ گندم را ، قارچی به نام Puccinia ایجاد می‌کند. مهم ترین بیماری گندم به شمار می‌رود که شامل زنگ ساقه ، زنگ برگ ، زنگ خطی و زنگ نواری می‌شود. شرایط محیطی مساعد برای ایجاد این نوع آفت ، آب و هوای گرم تا گرم مرطوب می‌باشد. تشکیل حفره‌های قرمز یا سیاه که حاوی اسپورهای تولید مثل در سطح ساقه ، برگ ، غلاف و ... از علائم این بیماری می‌باشند. این قارچها از کارآیی گیاه در مصرف آب می‌کاهند، بافتهای گیاه را تخریب می‌کنند و تعداد دانه‌های موجود در سنبله را مانند زمانی که گیاه به کمبود آب دچار شده، کاهش می‌دهند.



img/daneshnameh_up/1/1e/_ggttqq_w.1.JPG

سیاهک گندم

سیاهک گندم یکی از بیماریهای قارچی گندم است که می‌تواند به صورت سیاهک آشکار ، سیاهک برگ ، سیاهک پنهان معمولی و ... ظاهر گردد. سیاهک پنهان ، مهم‌ترین و رایج‌ترین و در عین حال ، مخرب‌ترین نوع سیاهک است که خسارت زیادی مخصوصا به گندم پاییزه وارد می‌آورد.

پوسیدگی جوانه و ریشه

بیماریهایی هستند که قارچها آنها را بوجود می‌آورند. این بیماریها هم خسارات زیادی را به محصول گندم وارد می کنند. در گذشته ، ضدعفونی نمودن بذر با ترکیبات جیوه‌ای تا حدی از این بیماریها جلوگیری می‌نمود. اما امروزه اغلب از کاربامات و هگزا کلرو بنزن برای نابودی این بیماریها استفاده می‌کنند.

زمان برداشت محصول

زمان برداشت گندم تحت تأثیر عواملی از جمله بارندگی ، رطوبت نسبی ، دمای هوا و همچنین رسیدن دانه قرار می‌گیرد. برداشت گندم در ایران از اوایل بهار (در مناطق گرمسیری) آغاز شده و تا اواخر تابستان (در مناطق سردسیری) ادامه دارد. امروزه در سراسر جهان از وسایل مکانیکی خاصی برای برداشت گندم استفاده می‌نمایند، ولی هنوز هم گندم به طریق سنتی که کند و پر هزینه است، برداشت می‌شود. در روش سنتی ، بوته‌های گندم را از فاصله چند سانتی سطح خاک ، درو نموده و به صورت دسته‌های کوچک درمی‌آورند. سپس این دسته‌ها را به خرمنگاه منتقل نموده و طی مراحل خاصی می‌کوبند. زمان صحیح برداشت گندم ، وقتی است که رطوبت دانه بین 14 تا 16 درصد باشد.



تصویر

موارد مصرف گندم مواد مغذی آن

برخلاف سایر غلات ، گندم را می‌توان از طرق مختلف از جمله در تهیه نان ، بیسکویت ، شیرینی ، کیک ، اسپاگتی ، ماکارونی و... مورد مصرف قرار داد. از گندم در صنایع کاغذ سازی، چسب سازی و همچنین در تهیه پودرهای لباسشویی هم استفاده می‌گردد. از سبوس و کاه آن نیز به عنوان خوراک دام استفاده می‌کنند. انواع مختلف گندم برای مصارف مختلف مورد استفاده قرار می‌گیرند. مثلا گندمهای نرم بهاره یا پاییزه برای مصرف در صنایع بیسکویت سازی ، شیرینی‌پزی و کیک‌پزی مناسبند. در حالی که از گندمهای سخت پاییزه و بهاره در نانوایی استفاده بیشتری دارند.

گندم

گندم عمده ترين محصول زراعي كشور است. سطح زير كشت گندم آبي و ديم كشور در سال 1380 به ترتيب27/2 و51/3 ميليون هكتار و متوسط عملكرد آن در شرايط آبي و ديم به ترتيب 3 و 7/0 تن در هكتار بوده است. نرخ خودكفايي گندم در سال هاي مختلف بين 60-80 درصد نوسان داشته است. در صورتي كه متوسط عملكرد در شرايط آبي و ديم به ترتيب تا سطح 8/4 و16/1 تن در هكتار افزايش يابد، خودكفايي در توليد اين محصول تحقق خواهد يافت(كشاورز و همكاران، 1380).

مهم ترين عوامل تآثيرگذار در كاهش عملكرد گندم كشور به شرح زير مي باشند(آهون منش،1371):

  × پايين بودن آگاهي و دانش علمي و عملي كشاورزان

  × نارسايي در تآمين و توزيع به موقع نهاده هاي كشاورزي(بذر، كود، سم و …)

  × بالا بودن ميزان ضايعات در مراحل مختلف توليد

  × محدود بودن منابع آب و يا عدم وجود نظام صحيح آبياري در اغلب مناطق كشور

  × خسارت آفات، بيماريهاي گياهي، علف هاي هرز و عدم مديريت صحيح كنترل آنها

  × عدم مصرف صحيح و بهينة كودهاي شيميايي و يا كمبود و عدم توزيع به موقع آنها

  × كاربرد غير اصولي و نامنظم ماشين آلات و ادوات كشاورزي

  × عدم توسعة مكانيزاسيون كشاورزي در بسياري از نظام هاي بهره برداري

  × كمبود وسايل، ابزار و اعتبار در زمينه هاي مختلف تحقيق، ترويج و آموزش كشاورزي

  × كمبود سرمايه گزاري در توليد محصولات كشاورزي

  × نارسايي سياست ها و برنامه هاي كشور براي توليد محصولات كشاورزي

 

یکی از آفات مهم مزارع گندم وجو حشره ای به نام سن است.

این آفت زمستان را در شیب های جنوبی کوهها (دامنه کوهها)در زیر بوته های گون و...به سرمی بردو در اواخر اسفند تا اوایل فروردین ،به محض مساعدشدن هوا،به سوی مزارع گندم وجو پرواز می کنند،وبا تغذیه از قسمتهای مختلف گیاه ،باعث خسارت به برگ و جوانه مرکزی وساقه و درمرحله خوشه نیز باعث خشک شدن سنبله می شود.

سن مادر،پس از تغذیه کافی و جفتگیری ،به تخم ریزی در دو ردیف هفت تایی در پشت برگها یا سایر قسمتهای گیاه اقدام می کنند.

شرایط آب وهوایی نا مساعد نیز در تغذیه و جفتگیری و تخم ریزی سن اختلال ایجاد کرده وباعث کاهش جمعیت نسل جدید می شود.

تخمها پس از چند روز تغییر رنگ می دهند و سن های تیره رنگ کوچکی به نام پوره از آنها خارج می شودکه به این پوره ها سن1گفته می شود.سن 1درابتدا هیچ گونه تغذیه ای ندارد و به صورت دسته جمعی در اطراف پوسته تخمها دیده می شود.

به مرور،پوره ها رشد می کنند و تغییررنگ می دهند که در این حالت سن2 اتلاق می شود سپس پوره ها با حرکت به سمت بالا در لابلای خوشه ها قرار می گیرند و بعد ازمدتی به پوره سن3 تبدیل می شود و شروع به تغذیه از سنبله گندم وجو می کند.

پس ازتغذیه کافی ازدانه ها پوره ها به پوره سن4و5 و در نهایت حشرات بالدارنسل جدید تبدیل می شود،و درپایان فصل برداشت گندم،به منظور زمستان گذرانی،به سوی پناهگاه های زمستانی خویش پرواز می کنند.

علایم سن زدگی روی بذر گندم و جو به صورت نقطه های سیاه با هاله ای کم رنگ مشاهده می شودو گندم های سن زده علاوه بر آفت عملکرد دارای کیفیت پایین نانوایی است.

درطبیعت،حشرات مفیدی مانند مگس فازیا وزنبور ترسیو لکوس دشمنان طبیعی سن محسوب می شوند.

مگس فازیا روی بدن سن مادرتخم گذاری می کند و لارو(کرمینه)این حشره از محتویات بدن سن تغذیه می کند و باعث ضعیف شدن و کاهش تخم ریزی آن می شود.

همچنین،زنبورتریپسولکوس با تخم گذاری درداخل تخمهای سن باعث از بین رفتن تخمها می شمود.

بنابراین بامدیریت صحیح و جلوگیری ازسمپاشی بی رویه،میتوان جمعیت این حشرات مفید رادرطبیعت حفظ کرد.

درمواقعی که تراکم سن درمزرعه بیش از حد تحمل گیاه وتوان کنترل دشمنان طبیعی باشد،مبارزه شیمیایی ضرورت پیدا می کند.

بهترین زمان مبارزه با سن مادر قبل از تخم ریزی و بهترین زمان مبارزه با پوره سن اواخر سن2تا اوایل سن3است.

توصیه های فنی:

ایجادجاده های دسترسی بین مزارع درهنگام کاشت برای حرکت ادوات سمپاشی.

کاشت ارقام زودرس وپرمحصول

نکاشتن گندم وجودرمزارع دیم کم بازده

بازدید مرتب ازمزارع توسط کشاورزان واعلام وضعیت تراکم سن به مراکزخدمات جهاد کشاورزی

خرید سمپاش های مورد نیاز برای مبارزه های زمینی

سمپاش زمینی با آفت سن به سبب دقت عمل بیشترو کاهش خسارات ناشی از مبارزه هوایی به محیط زیست توصیه نمی شود.

برداشت سریع و به موقع محصول گندم

تخریب نشدن زیستگاههای طبیعی سن (مراتع)

جو

جو ، دانه ‌گیاهی ‌یک ‌ساله ‌از جنس‌ هُردئوم‌ (تیره‌گندمیان)، دارای ‌چندین ‌گونه، که ‌جو معمولی‌ با نام‌ علمی‌ هردئوم‌ وولگاره‌ یا هردئوم‌ دیستیکُم‌، از انواع‌ کاشته ‌شده ‌این ‌غله‌ مهم ‌است‌ که ‌از قدیم ‌خوراک ‌انسان ‌و حیوان ‌بوده ‌است‌(برای ‌وصف‌ مشروح‌ انواع‌ جو و نامهای ‌علمی و محلی ‌آنها در ایران‌ رجوع کنید به طباطبائی‌، کتاب‌ 1، ص90‌ـ124). در منطقه ‌گیاهْ جغرافیایی ‌ایران ‌سیزده‌ نوع‌ جو، شامل ‌گونه‌های ‌وحشی‌ و مزروع‌، گزارش‌ کرده‌اند. گونه‌های ‌مزروع‌ عبارت‌اند از: 1) هُردئوم‌ گلاوکم‌ که ‌هم‌ کاشته‌ می‌شود و هم‌ در زمینهای ‌بایر می‌روید؛ 2) ه. اسپونتانئوم‌ که‌ به ‌صورت‌ دیم ‌کاشته‌ می‌شود؛ 3) ه. دِستیکُم؛ 4) ه. وولگاره و 5) ه . آئگیسراس‌. تقریباً همه ‌این ‌گونه‌ها، به ‌جز گونه ‌آخر، علاوه ‌بر ایران‌، در افغانستان‌، مغرب‌ پاکستان‌، ترکمنستان ‌و مشرق‌عراق‌کاشته‌می‌شوند (برای‌شرح ‌و محل‌ دقیق ‌رویش‌ هریک‌ از انواع‌ رجوع کنید به بور، ش‌17، ص‌232ـ243).

 

واژگان‌. جو در فارسی‌میانه‌ jaw (مکنزی، ذیل‌واژه‌)؛ در اوستایی‌ yava (بارتولومه، ستون 1265ـ1266)؛ در بعض‌ زبانها و گویشهای ‌ایرانی‌، از جمله ‌کردی‌ jo (شرفکندی‌، ذیل ‌واژه‌)، لریjō (ایزدپناه‌، ذیل‌واژه‌)، گیلکی‌ jo (سرتیپ‌پور، ذیل‌ واژه‌) و بلوچی‌ jō و jav (هرن‌، ذیل ‌واژه‌)؛ در نواحی ‌ترکی ‌زبان arpa (ثقفی‌، ذیل ‌واژه‌) و در عربی‌ شَعیر خوانده ‌می‌شود.

 

پیشینه ‌شناخت‌ و کاشت‌. جو یکی‌ از نخستین ‌غله‌های ‌کاشته ‌شده ‌است‌. بعضی‌، خاستگاه ‌آن ‌را غرب‌آسیا می‌دانند. بقایای ‌نیم‌سوخته‌ جو در گورهایی ‌در آسیای‌صغیر یافته شده ‌که‌ متعلق ‌به 3500 سال ‌پیش‌ از میلاد است‌( آمریکانا، ذیل‌"Barley" ). به ‌احتمال‌ دیگر، کاشت ‌جو در بلندیهای‌ اتیوپی‌ و در جنوب‌شرقی‌ آسیا از دورانهای‌ پیش ‌از تاریخ ‌آغاز شده‌است و گمان‌می‌رود که ‌پنج‌هزار سال‌ پیش‌ از میلاد در مصر کاشته‌ می‌شده‌ است‌( بریتانیکا، ذیل‌ "Barley" ؛ قس‌ طباطبائی‌، همانجا). در ایران ‌کاشت‌جو، مانند کاشت ‌گندم‌، به‌ آغازِ کشاورزی‌ باز می‌گردد. در منطقه‌ موسوم‌ به ‌هِلالِ خَصیب ‌نوعی‌جو وحشی‌(همان‌ هردئوم‌ اسپونتانئوم‌) یافت‌می‌شود. به‌ طور کلی‌جوهای‌ وحشی‌، از جمله‌ نوع‌ مذکور که‌ تنها سَلَف ‌همه‌ شکلهای‌ مزروع‌ است‌، در شمال ‌شرق‌ ایران‌ و شمال‌ افغانستان ‌تا کوههای ‌هندوکش‌ گسترده‌اند ( د. ایرانیکا، همانجا).

 

یکی‌از کهن‌ترین ‌اَسناد در باره ‌جو، به ‌عنوان ‌غله‌ای ‌مهم‌ در زندگی‌آدمیان‌، حُکمی‌است ‌که‌ در عهد عتیق‌(سِفْرِ لاویان‌، 27:16) در باره ‌ارزیابی‌ هر قطعه‌ زمین‌ بر اساس ‌مقدار جو موردنیاز برای‌ کِشت ‌آن ‌آمده ‌و ظاهراً حاکی ‌از وسعت‌ سطح ‌زیر کشت‌ جو در آن‌ روزگار است‌. همچنین ‌در عهد عتیق‌ آمده‌ که‌جو هم‌ برای‌ تهیه ‌نان‌(سِفْرِداوران‌، 7:13) و هم‌ برای‌ خوراک‌ چهارپایان (کتاب‌ اول‌پادشاهان‌، 4:28) کاشته‌می‌شده‌است‌. تصویر سه‌ سنبله‌جو منقوش‌ بر روی ‌سکه‌ای ‌از دوران‌آگریپای‌اول‌، پادشاه‌ یهود (41ـ44 میلادی‌؛ رجوع کنید به د. جودائیکا، ذیل‌"Barley" )، نیز دالّ بر اهمیت‌ این‌غله ‌در زندگی‌مردم ‌آن‌روزگار است‌. گیاهداروشناسان ‌دوره‌اسلامی‌، گندمی‌ وحشی‌ به ‌نام‌ سُلت‌(شُلت‌، کُلتا) را، به ‌اشتباه‌، نوعی‌ جو پنداشته‌اند. شاید دینوری (سده‌ سوم‌) نخستین ‌کسی ‌بوده‌ که ‌چنین‌ اشتباهی‌کرده‌است‌(رجوع کنید به ج‌2، ص‌42، ش‌527) و پس ‌از او در کتاب‌ الفلاحه‌النبطیه‌، تألیف ‌یا ترجمه ‌ابن‌وحشیه‌(سده‌چهارم‌؛ ج‌1، ص‌424ـ425)، با کلماتی ‌حاکی ‌از عدم‌ اطمینان ‌آمده ‌است‌ که‌ در بابِل ‌نوعی‌جو به‌ نام‌ کلتامی‌روید که ‌می‌گویند همان‌ شعیر رومی (= خَنْدَروس‌ ) است‌، به ‌ظاهر شبیه‌ گندم ‌است ‌اما سفتی‌ گندم ‌را ندارد و مانند جو متخلخل‌ است‌ و می‌افزاید که ‌در زبان ‌یونانی ‌این ‌گیاه‌ نامی‌ دارد که‌ نه‌ شبیه‌ نام‌ جو است‌ و نه ‌مانند نام‌ گندم‌ (محتملاً اشاره ‌او به‌ همان‌«خندروس‌» است‌). پس‌از او دیگران ‌نیز همین‌اشتباه ‌را تکرار یا از ابن‌وحشیه‌ نقل‌ کرده‌اند، از جمله‌ ابن‌سینا (ج‌1، کتاب‌2، ص‌746) و ابن‌عَوّام‌(ج‌2، ص‌46). مایرهوف‌، در شرح‌ خود بر کتاب‌ اسماء العقّارابن‌میمون‌(سده‌ششم‌)، در باره‌ هویت ‌سلت‌ نوشته‌ است‌: «سلت‌ گونه‌ای ‌گندمِ وحشی‌ شبیه ‌به‌ جو است‌» (ش‌، ص‌131ـ 132).

 

طبع‌ و خواص‌ جو. بقراط (ح 460 ـ ح 370 ق‌م‌) در کتاب ‌الامراض‌الحادّه‌، از آنچه‌ از جو به‌ دست‌می‌آید به ‌ذکر کشک‌ جو بسنده‌کرده‌ و آن ‌را بهترین‌غذا برای ‌بیماریهای‌ سخت‌دانسته‌، زیرا دارای ‌ده ‌ویژگی‌است‌که ‌به ‌گفته ‌او در چیز دیگری‌ جمع‌ نمی‌شوند، از جمله‌ لزوجت‌، نرمی‌ و رطوبت ‌معتدل ‌که‌عطش ‌را رفع‌می‌کند(به ‌نقل‌ ابن‌بیطار، ج‌4، ص‌135). به ‌نوشته ‌دیوسکوریدس‌ (سده‌اول‌میلادی‌) در هیولی ‌الطبّ فی‌ الحشائش ‌و السموم‌ (ص‌176)، غذائیت ‌جو از گندم ‌کمتر است ‌و به‌ سبب‌ وجود مادّه‌ای ‌مغذّی ‌که‌ هنگام‌ جوشیدنِ جو از آن‌ خارج‌ می‌شود، غذائیت‌ آبِ جو (ماءالشعیر) از جو بیشتر است‌ و مانع‌از خشکی‌نای ‌و جراحت‌آن‌می‌شود. به‌عقیده‌جالینوس‌(129ـ 199 میلادی‌) طبع‌جو سرد و خشک ‌در درجه‌اول‌ و خشکانندگی ‌سَویقِ(= آرد بوداده‌) جو بیش‌ از جو است‌(به ‌نقل ‌ابن‌بیطار، ج‌3، ص‌ 62). ماسَرجویه‌(سده‌ دوم‌) طبع‌جو را سرد در درجه‌ دوم‌ و خشک ‌دانسته‌، اما گفته ‌است ‌که ‌جو پوست‌کنده‌، خشکاننده (مجفّف‌) نیست‌ و نوشیدن ‌ماءالشعیر را نیز برای ‌از بین‌بردن‌لک‌ و پیس‌ مفید دانسته‌ است‌(به‌ نقل ‌رازی‌،1374ـ1390، ج‌21، قسم‌1، ص 100). به‌ نظر محمدبن‌زکریای رازی‌(250ـ313) طبع‌جو به‌ اعتدال‌ نزدیک‌تر است‌ تا به ‌سردی‌. جو نفّاخ ‌است‌ و برای‌کسانی‌ که از بیماریهای‌ناشی ‌از سردی‌ و قولنج ‌رنج‌ می‌برند مضر و برای ‌لاغر شدن‌و نیز برای‌کسانی‌ که ‌گرم‌ مزاج‌اند مفید است‌(1408، ص‌122). وی‌غذائیت ‌نان‌جو را نیز کمتر از نان‌گندم‌ دانسته‌است‌(ص‌125). به‌ عقیده‌ ابن‌وحشیه‌( الفلاحه‌النبطیه‌، ج‌1، ص‌421)، جو از گندم‌سردتر و مرطوب‌تر و خونی ‌که ‌از آن‌ به‌ وجود می‌آید کمتر از خون‌ حاصل‌ از گندم ‌است‌. وی ‌از نوشیدنی دیگری ‌به ‌نام «ماء دشیش‌» یاد کرده (همان‌، ج‌1، ص‌422) که ‌ظاهراً لعابِ حاصل از جوشاندن ‌جو در آب‌است‌. اَخَوینی ‌بخاری‌(متوفی‌ح 373) در نکوهش ‌آشامیدن‌ فقّاع ‌و شَلماب‌/ شِلماب‌(نوعی‌مُسکر که‌ از گندم‌ می‌گرفتند)، به ‌نقل ‌از پزشکان‌ پیشین ‌یا هم‌عصر خود، گفته‌است‌این‌دو سبب‌پدیدآمدن‌سودا، استسقا و ابتلا به ‌جذام‌می‌شوند و معده‌ را ضعیف‌می‌کنند (ص‌168ـ 169). به ‌نوشته‌ ابن‌بُطْلان‌بغدادی‌(سده‌پنجم‌)، جو برای ‌قوّت‌دافعه ‌سودمند و برای‌ درد شکم ‌مضر است‌ و اگر دانه‌جو تیره‌ رنگ‌ باشد برودتش‌ کمتر است‌. وی‌ پس‌ از ذکر طرز تهیه ‌کشکاب (جو خیس‌کرده ‌و پخته ‌که‌ کف ‌آن ‌را بگیرند)، در باره‌خواص ‌آن ‌گفته‌ است‌: «هم دفع‌ را تسهیل ‌می‌کند و هم‌ مُدرّ است‌و به‌ سبب ‌رطوبت ‌موجود در آن‌تشنگی ‌را رفع‌می‌کند» (ص24- 25). به ‌عقیده ‌اسماعیل‌بن‌ حسن‌جرجانی‌(متوفی‌530؛ ص‌131) نان‌جو زودتر از معده ‌و روده‌ها بیرون ‌می‌رود، به‌ همین‌سبب‌مزاج ‌را نرم ‌می‌کند، اما مصرف‌ مداوم‌ نان‌ جو بدن‌ را سرد می‌کند. ابن‌بیطار (ج‌3، ص‌63) از ترکیبی‌ متفاوت ‌یاد کرده‌است ‌که ‌ماهیت ‌آن‌ معلوم‌ نیست‌: «خمیرترش ‌آن‌[جو] را با شیرترش‌ مخلوط‌ کرده‌می‌گذارند یک ‌شب‌ بماند و سپس‌می‌نوشند. عطش‌ناشی‌ از تب ‌و گرمای‌معده ‌را فرو می‌نشاند.» به‌ عقیده‌ داوود انطاکی‌(متوفی‌1008؛ ص‌305) خوردن‌جو در بهار و تابستان ‌برای‌ کاستن‌ از غلیان‌ خون‌ و التهاب ‌صفرا و عطش‌ مفید است‌. به ‌نوشته ‌حکیم مؤمن‌(سده‌یازدهم‌؛ ص‌165)، مخلوط ‌شکر و سَویقِ جو بهترین‌غذا برای‌ کودکان است‌.

 

جو در احادیث ‌و روایات‌. درباره‌ جو روایات ‌بسیاری‌ آورده‌اند، از جمله‌ مجلسی‌ در بِحار الانوار از امام‌صادق‌ علیه‌السلام ‌نقل ‌کرده‌است‌: «اگر خدا چیزی‌ را شفابخش‌تر از جو می‌دانست ‌آن‌ را غذای ‌پیامبران ‌قرار می‌داد» (ج‌63، ص‌255، نیز رجوع کنید به ج‌59، ص‌279). در منابع ‌فقهی‌، آشامیدن ‌آب‌جو یا فقّاع ‌که‌ از جو به ‌دست‌می‌آید و سُکرآور است‌، حرام‌است ‌و این ‌غیر از ماءالشعیر است ‌که ‌از جوشاندن‌جو حاصل‌ می‌شود و مُسکر نیست‌(رجوع کنید به توضیح المسائل‌ مراجع‌، ج‌1، ص‌89 ـ 90؛ فقاع‌*).

 

کاشت‌ جو در ایران‌. طبق ‌آمار وزارت‌ جهاد کشاورزی ‌در سال ‌زراعی‌1380ـ1381 ش‌، سطح‌ زیر کشت‌جو در ایران‌، حدود 67ر1 میلیون‌هکتار و میزان ‌تولید جو حدود 08ر3 میلیون ‌تُن ‌برآورد شده‌است‌(ایران‌. وزارت‌جهاد کشاورزی‌، ج‌1، ص‌23). میزان ‌واردات ‌این ‌محصول‌ نیز، در 1380 ش‌ طبق‌ آمار گمرک‌ جمهوری‌ اسلامی ‌ایران‌(ص‌18) 63ر260 ، 924 تن ‌بوده ‌است.

 

  

 

بقیه در ادامه مطلب

 

  

 

 

 

 

امروزه‌ مهم‌ترین ‌کاربرد جو در صنایع‌غذایی‌، تهیه ‌مالت‌ و عصاره‌ مالت‌است‌ که ‌مادّه ‌اصلی‌ در تهیه ‌بعضی‌ آشامیدنیها و غذاهاست‌ (برای ‌طرز تهیه ‌و موارد استعمال ‌مالت ‌و عصاره ‌آن‌ رجوع کنید به زرگری‌، ج‌4، ص‌702ـ 705). دانه ‌نیمکوب‌ جو نیز در تهیه ‌برخی ‌از آشها به‌ کار می‌رود.

 

جو در ادبیات ‌فارسی‌. در ادبیات ‌فارسی‌ هرجا سخن ‌از جو رفته‌ بیشتر منظور نشان‌ دادن ‌ناچیزی ‌و کم‌بهایی‌ شی‌ء موردنظر بوده‌است‌(مثلاً رجوع کنید به حافظ‌، ج‌1، ص‌680، 814). جو در ادبیات‌عامیانه ‌فارسی‌نیز در مثلها و اشعار بسیاری ‌به ‌کار رفته ‌است‌، مانند «گندم‌ نمای ‌جو فروش‌» (برای‌ تمثیلها و باورهای‌عامیانه ‌در باره ‌جو رجوع کنید به شاملو، ذیل ‌واژه‌).

 

منابع‌: علاوه‌ بر کتاب‌مقدّس‌. عهد عتیق‌؛ ابن‌بطلان‌، تقویم‌الصحه‌، ترجمه‌ فارسی‌ از مترجمی ‌نامعلوم (اواخر قرن‌ پنجم‌/ اوایل‌قرن‌ششم‌)، چاپ‌ غلامحسین‌ یوسفی‌، تهران‌1366 ش‌؛ ابن‌بیطار؛ ابن‌سینا؛ اخوینی ‌بخاری‌؛ انطاکی‌؛ ایران‌. وزارت ‌جهاد کشاورزی‌، معاونت ‌برنامه‌ریزی‌ و اقتصادی‌. دفتر آمار و فناوری‌ اطلاعات‌، آمارنامه ‌کشاورزی‌، ج‌1، تهران‌1382 ش‌؛ حمید ایزد پناه‌، فرهنگ ‌لری‌، تهران‌1363 ش‌؛ توضیح‌ المسائل ‌مراجع‌: مطابق ‌با فتاوای ‌دوازده ‌نفر از مراجع‌ معظّم‌ تقلید، گردآوری ‌محمدمحسن ‌بنی‌هاشمی‌خمینی‌، قم‌: دفتر انتشارات‌اسلامی‌، 1378 ش‌؛ نیرالزمان‌ثقفی‌، فرهنگ ‌فارسی‌ـ آذربایجانی‌، تهران‌1377ـ 1378 ش‌؛ اسماعیل‌بن ‌حسن‌ جرجانی‌، ذخیره ‌خوارزمشاهی‌، چاپ‌ عکسی از نسخه‌ای خطی‌، چاپ‌علی‌اکبر سعیدی‌ سیرجانی‌، تهران‌1355 ش‌؛ شمس‌الدین ‌محمد حافظ‌، دیوان‌، چاپ‌ پرویز ناتل ‌خانلری‌، تهران‌1362 ش‌؛ حکیم‌ مؤمن‌؛ احمدبن داوود دینوری‌، کتاب‌النبات‌، ج‌2: حروف ‌س‌ـ ی‌، گردآورده محمد حمیداللّه‌، قاهره‌1973؛ دیوسکوریدس‌، هیولی ‌الطبّ فی ‌الحشائش‌ و السموم‌، ترجمه ‌اِصْطِفَن‌بن ‌بَسیل ‌و اصلاح‌ حنین‌بن‌ اسحاق‌، چاپ‌ سزار ا.دوبلر و الیاس ‌تِرِس‌، تطوان‌1952؛ محمدبن‌زکریا رازی‌، کتاب ‌الحاوی ‌فی ‌الطب‌، حیدرآباد، دکن‌1374ـ1390/ 1955ـ 1971؛ همو، المنصوری‌ فی‌ الطب‌، چاپ‌ حازم ‌بکری ‌صدیقی‌، کویت 1408/1987؛ علی‌زرگری‌، گیاهان ‌داروئی‌، ج‌4، تهران 1369 ش‌؛ جهانگیر سرتیپ‌پور، ویژگیهای ‌دستوری ‌و فرهنگ ‌واژه‌های ‌گیلکی‌، رشت 1369 ش‌؛ احمد شاملو، کتاب‌ کوچه‌، حرف‌ج‌، تهران‌1381 ش‌؛ عبدالرحمان‌شرفکندی‌، فرهنگ ‌کردی ‌ـ فارسی‌= هه ‌نبانه ‌بورینه‌، تهران‌1369 ش‌؛ محمد طباطبائی‌، گیاه‌شناسی ‌کاربردی ‌برای‌ کشاورزی‌ و منابع‌طبیعی‌، کتاب‌1: گیاهان ‌زراعت‌های‌بزرگ‌، تهران‌1365 ش‌؛ الفلاحه ‌النبطیه‌، الترجمه ‌المنحوله ‌الی ‌ابن‌وحشیه‌، چاپ ‌توفیق‌فهد، دمشق‌1993ـ 1998؛ گمرک‌ جمهوری‌ اسلامی ‌ایران‌، آمار بازرگانی ‌خارجی‌ جمهوری ‌اسلامی ‌ایران‌: واردات ‌سال‌1380، تهران‌ 1381 ش‌؛ مجلسی‌؛ پاول ‌هرن‌، اساس ‌اشتقاق فارسی‌،[ با توضیحات‌ یوهان‌ هاینریش‌ هوبشمان‌]، ترجمه‌ جلال‌ خالقی ‌مطلق‌، تهران‌1356 ش‌؛

 

 

منبع مقالات کشاورزی ، مقالات باغبانی ، مقالات گیاهان داروئی مقالات زراعت مقالات ماشین های کشاورزی مقالات بیماریهای گیاهی مقالات حشره شناسی مقالات دامپروری و  جدیدترین تحقیق های کشاورزی عکس های کشاورزی

ذرت

تصویر

مشخصات گیاه شناسی

ذرت گیاه تک لپه‌ای ساقه بلندی است. برگهای آن بطور متناوب و به صورت افتاده در دو طرف ساقه قرار گرفته‌اند. زاویه بین برگ و ساقه ، 90 درجه می‌باشد. در اوایل رشد گیاه ، بعضی از یاخته‌های موجود در بخش بالایی ساقه اصلی ذرت از شاخه‌های فرعی متمایز می‌شود. در انتهای این شاخه‌ها ، عضوی به نام بلال بوجود می‌آید که در واقع ، گل ماده گیاه ذرت است.

این شاخه‌ها ، میان گره‌های بسیار کوتاهی دارند که از این گره‌ها ، برگهای تغییر شکل یافته‌ای بوجود می‌آید که هم دیگر و بلال را می‌پوشانند. بیرونی‌ترین این برگها ، برگی است کامل که غلاف ، زبانک ، گوشواره و پهنک دارد. اما برگهای زیرین غیر کاملند. موقعی که ارتفاع ساقه ذرت به 80 تا 120 سانتیمتر رسید، کلاله‌های ابریشم مانند یا کاکل ذرت به تعداد دانه‌های ذرت موجود در بلال ، نمایان می‌شوند.

تولید کننده‌های ذرت

کشورهای عمده تولید کننده ذرت عبارتند از: ایالات متحده آمریکا ، یوگسلاوی و رومانی ، روسیه ، ایتالیا ، چین، آرژانتین، برزیل و آفریقای جنوبی. در ایران ذرت معمولا در گرگان و گنبد ، خوزستان ، کرمانشاه ، خراسان ، گیلان و مازندران تولید می‌گردد.

تاریخچه

بررسیهای باستان شناسی و فسیل شناسی گیاهی نشان می‌دهد که ذرت پیوسته به صورت یک گیاه زراعی عمده تقریبا از 5000 سال پیش در مکزیک و گواتمالا کشت می‌شده است و بومی این نواحی است. کریستف کلمب ، یک سال پس از ورود به قاره آمریکا ، بذر ذرت را با خود به اسپانیا برد. این گیاه از آنجا به پرتقال و سپس به دیگر کشورهای اروپایی برده شد. از آنجا هم این گیاه به قاره آفریقا و تعدادی از کشورهای آسیایی از جمله هند و ژاپن راه یافت.

انواع ذرت

ذرت نژادهای متعددی دارد که این گروهها بر اساس ویژگیهای بافت آندوسپرم دانه طبقه بندی می‌شوند.

ذرت بو داده

نوعی ذرت است که احتمالا بر اثر موتاسیون بوجود آمده است. پریکارپ آن نازک است که این صفت برای تولید ذرت شیرین با پوست لطیف مناسب است. در این نوع ذرت ، لایه ضخیمی از آندوسپرم سخت ، آندوسپرم نشاسته‌ای را دربرگرفته است. دانه‌های نشاسته آندوسپرم این نوع ذرت نسبت به انواع دیگر ، رطوبت بیشتری دارند که در موقع حرارت دادن، منبسط شده و تبدیل به بخار می‌شوند.

بخار آب حاصل شده درون دانه نمی‌تواند به راحتی از لایه بیرونی سخت آندوسپرم خارج شود. به ناچار فشار زیادی به این لایه وارد می‌آورد و دانه را منفجر نموده و دانه پف می‌کند. این ذرت معمولا برای تهیه پاپ کورن یا ذرت بو داده مورد استفاده قرار می‌گیرد. بهترین میزان رطوبت دانه برای حداکثر پف کردن، 14 درصد می‌باشد.



تصویر

ذرت سخت

تمام آندوسپرم این نوع ذرت که در مرکز دانه می‌باشد، با لایه سختی از آندوسپرم پوشیده شده است. دانه‌های رسیده این نوع ذرت ، گرد ، صاف و کهربایی هستند. دوره رشد آنها هم 80 تا 100 روز است. بلالهای بدست آمده باریک بوده و تقریبا 8 ردیف دانه دارد.

ذرت دندان اسبی

این نوع ذرت دارای مخلوطی از نشاسته نرم و سخت می‌باشد. آن قسمت آندوسپرم که دارای نشاسته سخت است، پروتئین بیشتری دارد. این نوع ذرت معمولا در نواحی ذرت خیز ایالات متحده آمریکا به عمل می‌آید. بلال ذرت دندان اسبی نسبتا بزرگ بوده و 16 تا 30 ردیف دانه دارد. از خصوصیات ظاهری دانه آن، می‌توان به وجود نقطه‌ای فرو رفته در طرف تاج دانه اشاره نمود که به دلیل خشک شدن آندوسپرم نشاسته‌ای بوجود می‌آید.

ذرت نرم یا آردی

بخش عمده آندوسپرم این نوع ذرت ، نشاسته است. تنها لایه نازکی از آندوسپرم سخت این نشاسته را دربرمی‌گیرد. دانه‌های آن بر خلاف نوع دندان اسبی فرو رفتگی ندارد. این ذرت تنها به دلیل این که به رنگهای مختلف یافت می‌شود، برای تزئین غذاها از آن استفاده می‌شود. همچنین چون آندوسپرم آن نرم است، می‌توان به همان شکل و بدون خرد و له کردن آن ، در تغذیه دام بکار برده شود.

ذرت شیرین

آندوسپرم این نوع ذرت شیرین ، قندی و براق بوده و برخلاف آندوسپرم ذرتهای دیگر ، حالت نشاسته‌ای ندارد. پریکارپ آن نازک بوده که در زمان رسیدن دانه ، مواد قندی آن به نشاسته و سپس به دکسترین تبدیل می‌شود. ذرت شیرین انواع مختلفی دارد که به صورت تازه ، کنسرو شده و منجمد مورد مصرف قرار می‌گیرد.

ذرت مومی

آندوسپرم ذرت مومی ظاهرا به شکل موم می‌باشد. برخلاف ذرتهای دیگر که نشاسته آندوسپرم آنها 71 تا 72 درصد آمیلوپکتین و 28 تا 29 درصد آمیلوز دارد، آندوسپرم ذرت مومی تماما از آمیلوپکتین تشکیل شده که حالت چسبنده‌ای دارد و نرم هم هست. ذرت مومی جدا از مصرف خوراکی ، در صنایع چسب‌سازی هم استفاده می‌شود.

شرایط لازم برای رشد گیاه

دما

ذرت با وجود آن که یک گیاه گرمسیری است، نمی‌تواند آب و هوای بسیار گرم را تحمل کند. مناسب‌ترین محیط برای کشت آن ، ناحیه‌ای است که دمای آن دست کم به مدت 3 تا 4 ماه متوالی ، 21 تا 32 درجه سانتیگراد باشد. در صورتی که دمای اواسط تابستان ناحیه کشت ذرت ، کمتر از 18 درجه سانتیگراد باشد یا میانگین دمای تابستان کمتر از 13 درجه باشد، میزان رشد گیاه کاهش یافته و در صورت طولانی شدن کاهش دما ، کشت ذرت غیر ممکن خواهد بود.

آب

معمولا در مراحل گسترش برگها ، گرده افشانی و تشکیل دانه که اغلب در ماههای گرم تابستان صورت می‌پذیرد، گیاه ذرت به آب زیادی نیاز دارد. تعداد دفعات آبیاری تحت تأثیر خاک ، آب و هوا و... قرار دارد که بین 2 تا 15 بار متغیر است. زراعت ذرت در مناطقی که بارندگی سالیانه 250 تا 2500 میلیمتر دارند به صورت دیم هم امکان‌پذیر می‌باشد.

خاک

میزان عملکرد ذرت در خاکهای عمیق ، حاصلخیز و زهکشی شده با بافت متوسط بیشتر است. ذرت نسبت به کمبود اکسیژن که ناشی از رطوبت یا وجود لایه‌های فشرده زیرزمینی می‌باشد، بسیار حساس است. همچنین ذرت قادر است در خاکهایی با PH حدود 5.5 تا 8 هم رشد نماید. البته PH مناسب برای آن 6 می‌باشد. PH کمتر از 6 معمولا میزان جذب کلسیم را در گیاه کاهش می‌دهد.

زمان کاشت ذرت

بهترین زمان برای کاشت ذرت ، زمانی است که دمای خاک در عمق 7 تا 8 سانتیمتری به مدت 3 تا 4 روز متوالی در فصل بهار ، تقریبا 13 درجه سانتیگراد باشد. اگر کشاورز قادر نیست که دمای خاک را اندازه‌گیری نماید، می‌تواند از میانگین دمای هوا در ساعت 7 صبح و 12 ظهر استفاده کند.

کود

کود شیمیایی ، بویژه کودهایی که دارای نیتروژن ، فسفر، پتاسیم، کلسیم، منیزیم و گوگرد و همچنین ، منگنز، آهن، روی و مولیبدن باشند برای بالا بردن سطح تولید ذرت بسیار ضروری هستند. مناسب‌ترین زمان برای استفاده از کود ، در بهار و قبل از بذرکاری یا هم زمان با آن است. بهترین روش برای ریختن کود ، به فاصله 5 سانتی از بذر و به عمق 3 تا 5 سانتی متری از بذر می‌باشد.

آفات و بیماریهای ذرت

از بیماریهای مهم گیاه ذرت ، سیاهک ذرت و سیاهک خوشه ذرت می‌باشد. عامل این دو بیماری به ترتیب ، U.maydis و Sphacelotheca reiliana می‌باشند. بیماری سیاهک معمولی ، برگها و ساقه‌ها را آلوده نموده و سیاهک بلال ذرت ، گل ماده یا بلال را آلوده نموده و توده‌ای از اسپورهای قارچ را جانشین بافتهای سالم گیاه می‌کند. بیماریهای عمده برگ ذرت عبارتند از: زنگ برگ و پژمردگی باکتریایی ، پوسیدگی دانه ، خوشه ، ریشه و ساقه هم از بیماریهای قارچی هستند که بندرت دیده می‌شوند. ضدعفونی نمودن بذر ذرت با تیزام ، ارتوساید و ارازان در کنترل این بیماریها مفیدند.



تصویر

برداشت محصول

برای برداشت محصول ، رطوبت دانه باید بین 20 تا 25 درصد باشد. اگر قرار باشد که محصول برداشت شده را مورد مصرف دام قرار دهند، ذرت را می‌توان با رطوبت 25 تا 28 درصد هم برداشت کرد. امروزه برداشت بلال را با دستگاههای بلال چین و همچنین جدا نمودن دانه‌های ذرت را از بلال ، با دستگاه دانه کن انجام می‌دهند. دستگاه بلال چین ، بلالها را از بوته می‌چیند و غلافهای آن را جدا می‌کند. دستگاه دانه کن هم دانه‌های ذرت را از بلال جدا می‌نماید. برای انبار کردن دانه‌های بلال ، باید رطوبت آنها را به 17 درصد رساند. دمای انبار نباید بیش از 10 درجه سانتیگراد باشد. البته دانه‌های با رطوبت بیش از 17 درصد را می‌توان در دماهای بالاتر هم نگهداری نمود.

موارد استفاده از ذرت

دانه ذرت به رنگ سفید ، زرد یا مخلوطی از این دو یافت می‌شود. خوراکهایی که با ذرت سفید تهیه می‌شوند، معمولا مرغوب‌ترند. دانه ذرت دارای سه بخش آندوسپرم ، گیاهک و پریکارپ است. پروتئین موجود در دانه به عوامل مختلفی از جمله محیط ، نوع گیاه و شرایط کشت و زراعت بستگی دارد و بین 8 تا 15 درصد متغیر است. پروتئین عمده ذرت زئین می‌باشد نقش مهمی در تغذیه انسان ایفا می کنند.

میزان روغن دانه ذرت ، 4 درصد بوده که بیشتر در گیاهک قرار دارد. از گیاه ذرت استفاده‌های مختلفی می‌کنند. از آسیاب نمودن دانه ذرت ، آرد ذرت تهیه می کنند که خود در تهیه غذاهای مختلف بکار می‌رود. از ساقه و برگهای ذرت در صنایع کاغذ و مقوا سازی و همچنین تولید کاغذ دیواری استفاده می‌کنند. از آرد ذرت در تولید چسب ، صابون و از نشاسته آن در صنایع رنگرزی ، داروسازی ، مرکب سازی و پلاستیک سازی استفاده می‌نمایند.

فتوسنتز و عملکرد غلات :

چون کربن جزء اصلی ماده خشک گیاه است . پس منطقی است که افزایش سرعت اسیمیلاسیون دی اکسید کربن باعث افزایش عملکرد شود. از حدود سالهای 1960 سرعت اسیمیلاسیون Co2 نقطه شروعی برای توجیه بهبود عملکرد گیاهان زراعی بوده است.و درک اینکه چرا افزایش سرعت فتوسنتز برگ ممکن است عملکرد را افزایش ندهد اساس درک فیزیولوژی در رابطه با رشد و نمو آن ها می باشد.

 

تمام مواد فتوسنتزی تولید شده به سمت عملکرد اقتصادی یعنی دانه هدایت نمی شود . بخشی به ریشه ها ، برگ ها ، ساقه ها و وظایف حیاتی گیاه مصرف می شود . لذا اندازه گیری سرعت فتوسنتز یک برگ از یک گیاه منفرد نمی تواند نشان دهنده کل سرعت فتوسنتز آن گیاه با جمعیت گیاهی باشد.

 

زلیچ دریافت که اندازه گیری فتوسنتز گمراه کننده است . و دریافت که عملکرد گیاه زراعی رابطه نزدیکی با اسیمیلاسیون فتوسنتزی خالص Co2 دارد که در طول فصل محاسبه شده باشد . و خمچنین آزمایشات ، بر روی غنی سازی Co2 حاکی از آن است که افزایش فتوسنتز خالص عملکرد را افزایش می دهد.

 

جنبه های فیزیولوژیکی غلات :

 

فتوستز فرایندی است که طی آن انرژی نورانی خورشید به انرژی شیمیایی تبدیل می شود. که مهمترین پدیده بیولوژیکی روی کره زمین است که منبع انرژی اولیه بشر است. پس فتوسنتز اساس رشد و عملکرد تمام گیا هان زراعی می باشد.

 

فتوسنتز فقط در گیا هان سازگار از نظر ژنتیکی رخ می دهد.و گاهی متغیر های محیطی نیز ممکن است اثرات محیطی را بپوشاند. از نقطه نظر اصلاح نباتات تلاش برای افزایش عملکرد دانه بدون توجه به مقدارمواد فتوسنتزی قابل دسترس ، به طور کلی شکست خورده است.

گروه بندي گياهان زراعي

گياهان زراعي بسيار متنوع بوده ،به صورت هاي مختلفي مصرف گشته و در عمليات زراعي نيز تفاوت هاي زيادي با يكديگر دارند. با اين حال ،كياهان زراعي مختلف داراي وجوه اشتراك زيادي مي باشند. به طور كلي گياهان زراعي را مي توان به صورت هاي مختلفي از جمله بر اساس خصوصيات گياهشناسي و تكاملي ، هدف توليد و مورد مصرف ، طول عمر گياه ، نيازهاي محيطي و شرايط مطلوب رشد، عمليات زراعي و غيره گروه بندي نمود. محصولات زراعي به دليل دارا بودن خصوصيات مختلف و چند هدفي بودن توليد ممكن است در دو يا چند گروه مختلف قرار گيرند.

 

 

طبقه بندي علمي گياهان

 

نام گياهان مختلف از يك مكان به مكان ديگر متفاوت بوده و يا گاهي گياهان كاملا متفاوتي به يك اسم ناميده مي شوند. مثلا انواع گندم باي افراد غير متخصص مفهوم گندم را دارد، اما گندم معمولي كه براي تهيه نان استفاده مي شود از گندم دوروم كه براي تهيه ماكاروني مصرف مي شود تفاوت هاي ژنتيكي و همچنين مصرفي زادي دارد. توليد نان خوب از گندم دوروم و توليد ماكاروني خوب از گندم نان امكان پذير نيست. براي آن كه افراد متخصص يكديگر را درك نمايند و دقيقا بدانند در باره ي چه گياها صحبت مي كنند، گياهان را به روشي موسوم به سيستم طبقه بندي علمي نامگذاري كرده اند.اين روش كه دقيقترين روش ها است توسط لينه(Carolous Linnaeus) بنيان گذاري شده است و به همين نام هم معروف مي باشد.در اين روش موجودات را بر اساس خصوصيات ريخت شناسي ، تكاملي و ژنتيكي در هفت طبقه قرار مي دهند. ترتيب طبقات عبارتند از :

 

1- سلسله(Kingdom)

 

2- بخش(Division)

 

3- رده يا طبقه(Class)

 

4- راسته(Order)

 

5- تيره يا خانواده(Family)

 

6- جنس(Genus)

 

7- گونه(Species)

 

 

گياهان زراعي به رده ي نهاندانگان تعلق دارند. هر گونه ي گياهي مجموعه اي از گياهان را در بر مي گيرد كه از نظر خصوصيات ظاهري شباهت هاي زيادي با يكديگر داشته و بتوانند به سهولت و بدون اتخاذ تكنيك هاي خاص مانند انتقال جنين و غيره با يكديگر لقاح يافته و توليد بذر نمايندع به طوري كه بذر حاصل بتواند سبز ليد مثل مجدد انجام پذير باشد. مجموعه اي از گونه هاي كه در بعضي خصوصيات مشنرك هستند يك جنس گياهي را تشكيل مي دهند.

 

در طبقه بندي علمي ، هر گياه را با اسم گونه و جنس آن مشخص مي سازند.به همين جهت اين سيستم نامگذاري را دو اسمي نيز گويند. مثلا نام علمي گندم نان Triticum aestivum مي باشد. Triticum مشخص جنس و aestivum مشخص گونه گندم نان است.

 

 

گروه بندي گياهان زراعي بر اساس هدف توليد و مورد مصرف:

 

در اين گروه بندي نوع محصول توليد شده و نحوه ي مصرف آن مورد نظر است و چون يك محصول با اهداف مختلفي توليد ميشود ممكن است در چند گروه قرار گيرد.

 

1- غلات: گياهاني از تيره ي غلات هستند كه به منظور توليد دانه كشت ميگردند. دانه ي حاصله عمدتا به مصرف تغذيه انسان يا دام مي رسد مثل گندم، جو ... دانهي اين گياهان از نظر نشاسته غني و از لحاظ پرتئين نسبتا فقير مي باشد.

 

2- حبوبات: گياهاني از تيره ي بقولات هستند كه براي توليد دانه كشت مي شوند. دانه ي حاصله عمدتا به مصرف انسان مي رسد مثل لوبيا، نخود و .... دانه هاي حبوبات از نظر پرتئين غني مي باشند.

 

3- گياهان روغني: گياهاني از تيره هاي مختلف هستند كه جهت روغن گيري از دانه ي توليدي كشت مي شوند مثل پنبه، كتان ، لوبياي روغني و ....

 

4- گياهاعلوفه اي: گياهاني از تيره هاي مختلف هستند كه جهت استفاده از قسمت هاي هوايي ( به صورت تازه ،خشك و يا سيلو شده) در تغذيه ي دام كشت مي گردند. مانند ذرت علوفه اي ، علف سودان و....

 

5- گياهان ريشه اي: گياهاني از تيره هاي مختلف هستند كه براي استفاده از ريشه ي غده اي آنها كشت مي گردند، مانند چغندر، شلغم و ....

 

6- گياهان ليفي: گياهاني از تيره هاي مختلف هستند كه براي استفاده از الياف آنها كشت مي گردند. اين الياف ممكن است از پوست دانه منشاء يافته (مانند پنبه) و يا از فيبرهاي مستجات آوند آبكشي اوليه تشكيل يلفته با شند (مانند كتان و كنف)

 

7- گياهان غذه اي : گياهاني از تيره هاي مختلف هستند كه براي استفاده از ساقه ضخيم شده و زيرزميني آنها كشت مي گردند مانند سيب زميني معمولي.

 

8- گياهان قندي: گياهاني از تيره هاي مختلف هستند كه براي قندگيري از عصاره ي شيرين آنها كشت مي گردند مثل نيشكر و چغندر قند.

 

9- گياهان دارويي: گياهاني از تيره هاي مختلف هستند كه به منظور استفاده از مواد مخدر آنها و يا تهيه ادويه كشت مي شوند مانند توتون ، قهوه، چاي و .....

 

 

گروه بندي بر اساس مورد مصرف خاص:

 

اين گروه بندي بر اساس اهداف توليدي و يا زراعي خاص انجام شده است:

 

1- گياهان با مصرف پوششي يا كود سبز

 

2- گياهان جهت كشت جانش

 

3- گياهان با مصرف قصيلي( علوفه ي تر)

 

4- گياهان با مصرف سيلويي

 

5- گياهان همراه

 

6- گياهان مكمل

 

 

گروه بندي بر اساس عكس العمل به طول روز:

 

در اين گروه بندي چگونگي عكس العگياه نسبت به طول روز(طول شب) در رابطه با تبديل مريستم رويشي به جوانه ي گل مورد نظر است. در اين گروه بندي گياهان را به دو گروه روز بلند و روز كوتاه تقسيم مي كنند و اگر نسبت به طول روز عكس ال عملي نداشته باشند بي تفاوت ناميده مي شوند. بسياري از ارقام اصلاح شده ي گياهان زراعي عكس العمل زيادي به طول روز ندارند و بي تاوت مي باشند. علاوه بر طول روز عواملي مانند بالايي حرار، كمبود ازت و رطوبت خاك، افزايش سن گياه و ذخيره ي غذايي آن در تسريع انتقال از مرحله ي رويشي به مرحله ي زايشي نقش دارد.

 

 

گروه بندي بر اساس طول دوره ي رشد:

 

هر گاه جمعيت بزرگي از ارقام يك گو نه مورد توجه قرار مي گيرد، مشاهده مي شود كه بعضي بسيار زود و بعضي بسيار دير به گل رفته و سيكل حياتي خود را تكميل مي كنند. لذا ارقام يك گياه ممكن است بر اسا س تعداد روز از سبز شدن تا رسيدگي به گروه هاي زودرس و ميان رس و ديررس تقسيم نمود.

 

 

گروه بندي بر اساس حرارت مطلوب رشد:

 

اين گروه بندي بر اساس شرايط حرارتي مناسب رشد محصول انجام شده و در نتيجه نشانگر بخشي از سال است كه محصول در آن رشد مطلوبي انجام مي دهد. اين قسمت بندي مطلق نبوده و و گياهان زيادي در حد فاصل دو گروه قرار مي گيرند.

 

1- گياهان سرمادوست: اين گياهان بهترين رشد خود را در هواي خنك (حدود 15 تا 25 درجه سانتي گراد) انجام مي دهند در هواي گرم ( بيش از 30 درجه سانتي گراد) آسيب مي بينند و ماهيتا روز بلند مي باشند مانند گندم، جو، سيب زميني، نخود و.............

 

2- گياهان گرمادوست: اين گياهان بهترين رشد خود را در هواي نسبتا گرم (حدود 20 تا 30 درجه سانتي گراد) داشته و رشد آنها در هواي خنك بسيار كند مي باشد.اين گياهان روز كوتاه بوده و شامل گياهاني مثل لوبياي چشم بلبلي، ماش، ذرت و .....

 

 

گروه بندي بر اساس طول عمر:

 

اساس اين گروه بندي طول دوره ي معمول رشد محصول بر حسب سال زراعي و تاريخ كاشت معمول براي برداشت محصول اقتصادي مي باشد.در گروه بندي بر اساس طول عمر گياه كروه هاي يكساله،چندساله و دوساله قرار مي گيرند. حداكثر طول رشد گياهان يكساله كمتر از يك سال زراعي ، دوساله بيش از يك سال زراعي و معمولا سه فصل زراعي و چندساله بيش از دو وغالبا چند سال زراعي طول مي كشد.

 

 

گروه بندي بر اساس عمليات زراعي:

 

در اين گروه بندي امكان انجام عمليات وجين در بين رديف هاي كاشت مورد نظر است:

 

1-گياهان وجيني: حجم رويشي هر بوته زياد بوده و معمولا با فاصله رديف بيش از 40 سانتي متر كشت مي شوند مانند سيب زميني ، پنبه و....

 

2-گياهان غير وجيني: حجم رويشي هر بوته كم است و در نتيجه گياه با تراكم زياد و به صورت پراكنده يا با فاصله ي رديفهاي كمتر از 40 سانتي متر كشت مي شوند مانند گندم ، جو و.......

اگر زمین مزرعه ای بود -

اگر زمین مزرعه ای بود:

 

با انبارهای بزرگ قرمز رنگ

و اسبهای تنبل

با تراکتوری به خواب رفته

سايبانی با عطر ريحان خشک

و راه باريکه‌ای ميان شبدرها و

سرخس های زودرنج

 

 

 

اگر زمين مزرعه‌ای آفتابی بود

می‌شد دويد از ميان ساقه‌های ذرت

کر شد ، کور شد، نفس نکشيد

دويد تا نرده‌های چوبی

و پشت درختان بلوط

با تو در هم پيچيد

خواب بذر یا دور مانسی dormancy -

بذر خواب به بذری اشاره دارد که علی رقم وجود شرایط مناسب محیطی قادر به جوانه زنی نیست. در بسیاری از گونه های گیاهی با بررسی شرایط محیطی طبیعی رشد گیاه می توان به راه هایی برای شکستن خواب بذر آنها پی برد.

در طبیعت، وجود مکانیسم های خواب باعث می شود تا بذر در شرایط و زمان مناسب جوانه بزند. در زراعت، گیاهان بسیاری همچون غلات، اصلاح شده اند تا دوره خواب آن ها کوتاه شود و عوامل موثر برخواب در طول دوره نگهداری بذر در انبار از بین بروند و وقتی که بذر در زمین کاشته می شود سریعا جوانه بزند.

واژه های مهم:
خواب (Dormancy)- معنی کلی: کمبود رشد به دلایل مختلف خارجی و داخلی.

خواب بذر (Seed dormancy)- عدم جوانه زنی بذر حتی در شرایطی که عوامل محیطی مساعد هستند.

در طبیعت ، خواب بذر فرایندی است که به گونه های مختلف اجازه می دهد تا در شرایط محیطی خاص زنده بمانند. خواب باعث می شود تا عمل جوانه زنی در بهترین زمان و مکان انجام شود تا گیاهچه کوچک و ضعیف صدمه نبیند. البته در گیاهان زراعی سعی شده است تا این خواب از بین برود.

سکون (Quiescence)- دوره ای است که در آن بذر در صورتی که آب جذب کند می تواند جوانه بزند. در این دوره هیچ مانع داخلی برای جوانه زنی بذر وجود ندارد.

پس رسی (After ripening)- مراحل فیزیولوژیکی است که پس از برداشت بذر در آن اتفاق می افتد و امکان جوانه زنی بذر را بوجود می آورد.

خواب اولیه (Primary dormancy)- این خواب زمانی ایجاد می شود که بذر بر روی گیاه قرار دارد و در زمان برداشت بذر در آن وجود دارد.

خواب ثانویه (Secondary dormancy)- این خواب برای جلوگیری از جوانه زنی بوده و زمانی ایجاد می شود که بذر از گیاه جدا شده و در شرایط نامطلوب محیطی قرار گیرد. در واقع بذر در ابتدا دارای خواب نبوده و شرایط نامساعد آن را به خواب می برند.

مثال: بذر گونه هایی که در بهار می رسند، پس از جدا شدن از گیاه و قرارگیری در خاک به سرعت و بدون وقفه جوانه می زند زیرا خاک مرطوب بوده، دما مطلوب است و فصل رشد به اندازه کافی وجود دارد. اما اگر شرایط محیط نامساعد باشد، مثلا محیط خشک باشد، بذر جوانه نزده و به یک دوره سرما در زمستان نیاز خواهد داشت تا بتوانند در بهار بعد جوانه بزند که شرایط مناسب است و فصل رشد نیز باقی است.

در این جا توجه به این نکته لازم است که وقتی بذرها می رسند ممکن است دارای خواب باشند یا نباشند. اگر دارای خواب باشند، بدان معنی است که دارای خواب اولیه هستند. گروهی از بذرها نیز که خواب نیستند، در دوره سکون می باشند. این بذور اگر شرایط محیطی مثل رطوبت و حرارت و ... مناسب باشد به سرعت جوانه خواهند زد. البته همین بذور بدون خواب اولیه نیز اگر خشک شوند وارد دوره خواب خواهند شد.

به طور کلی 3 مکانیسم وجود دارد که باعث القای خواب در بذر می شوند:
1-پوشش بذر – پوسته بذر می تواند جذب آب، توسعه جنین، تبادل گازها و شسته شدن مواد شیمیایی بازدارنده جوانه زنی را محدود کند.

2- بازدارنده های شیمیایی مثل تنظیم کننده های رشد و غیره.

3- عوامل مورفولوژیکی مثل کوچک و یا نابالغ بودن جنین.

معمولا خواب بذر ناشی از ترکیب عوامل مورفولوژیکی و فیزیولوژیکی است.

فهرست کلی خواب بذر (نیکو لیوا 1977).

خواب اولیه.
A. خواب خارجی- این نوع خواب مربوط به عوملی خارج از جنین است و 3 حالت دارد:
1- فیزیکی
2- مکانیکی
3- شیمیایی

B. خواب داخلی – این نوع خواب مربوط به عواملی درون جنین است و 2 حالت دارد:
1- مورفولوژیکی- جنین یا رشد نکرده ، یا بسیار کوچک و باریک است و یا تمایز نیافته است.
2- فیزیولوژیکی- به 3 صورت سطحی، متوسط و عمیق وجود دارد.

C. ترکیبی (ترکیبی از خواب های مختلف) که 2 حالت دارد.
1- مورفوفیزیولوژیکی- یا مربوط به محور بالای لپه است یا مربوط به محور بالای لپه و ریشه چه است.
2- خواب خارجی- داخلی.

خواب ثانویه.
1- خواب دمایی.
2- خواب شرایط محیطی.


طبقه بندی و توضیح انواع خواب بذر.
خواب اولیه.
A. خواب خارجی.
1- فیزیکی- پوسته بذر به نفوذ آب مقاوم است و بنابراین رطوبت بذر بسیار کم خواهد بود. در این مورد، حبوبات مثال مناسبی هستند. در این حالت جنین در حالت سکون است. دلیل خواب فیزیکی، ساختار ردیف سلولهای خارجی است که به آب نفوذ ناپذیراست. سلول های بزرگ پارانشیمی، سلول های خارجی لعابی و یا اندوکارپ سخت شده، سه دلیلی هستند که پوسته بذر را به آب نفوذ ناپذیر می کنند. این گونه پوسته بذر در مراحل آخر رشد بذر، ایجاد می شود.



در مطالعه ای بر روی گیاه خاراگل یا همان شبدرک (Coronilla varia) مشخص شد که با افزایش عمق سوراخ ایجاد شده در پوسته بذر، مقدار نفوذ آب به آن افزایش پیدا می کند.

2- خواب مکانیکی- در این خواب، پوسته بذر به قدری سخت است که به جنین اجازه بزرگ شدن در حین جوانه زنی را نمی دهد. دلیل این موضوع عبارت است از ساختار پوسته بذر. این نوع خواب به عنوان مثال در زیتون اتفاق می افتد.

در طبیعت پوسته سخت بذور به تدریج توسط عواملی همچون اسید ها، میکروارگانیسم ها، رطوبت و گرما و آتش سوزی جنگل از بین رفته و نازک می شود. برای غلبه بر این پوسته به طور مصنوعی نیز می توان آنرا با سنباده سایید یا از آب داغ، اسید، محیط گرم و مرطوب، آتش (که در طبیعت باعث ذوب شدن رزین میوه های کاج می شود) و ... استفاده نمود. وقتی پوسته سخت بذر خراش بر دارد، آب می تواند وارد بذر شود. البته در این زمان بذر نسبت به هجوم میکروارگانیسم ها حساس تر است.

3- خواب شیمیایی- وجود مواد شیمیایی بازدارنده در پوسته خارجی بسیار از میوه ها و بذرها باعث بروز خواب شیمیایی در آنها می شود. این مواد در میوه های آبدار و نیز در غلاف یا کپسول میوه های خشک وجود دارند. سیب، مرکبات، انگور و گیاهان بیابانی مثال هایی در این رابطه هستند. به ندرت می توان این نوع خواب را با نگهداری بذر در محیط خشک از بین برد. این نوع خواب ممکن است در دیگر بافت های اطراف جنین مثل اندوسپرم نیز وجود داشته باشد.

بعلاوه تبادل اکسیژن نیز ممکن است توسط یک لایه ها لعابی محدود شود. این حالت نیز در اسفناج و برخی از گیاهان تیره آستراسه (مرکبان= کاسنی) دیده شود.

در طبیعت این مواد توسط باران های شدید از پوسته بذر آبشویی شده و گاهی اوقات نیز جذب ذرات خاک می شوند. به طور مصنوعی نیز می توان این مواد را از پوسته بذر با آب جاری شست و یا اگر آب ساکن است آن را چند روز به طور روزانه عوض نمود، از تیمار سرما دهی استفاده کرد یا با استفاده از هورمونهایی مثل GA3 پوسته بذر را از بین برد.

B. خواب درونی.
1- خواب مورفولوژیکی.
در این نوع خواب در هنگام رسیدن بذر، جنین رشد کامل نکرده است و پس از جدا شدن از گیاه نیز جنین به دوره ای نیاز دارد تا رشد کند. در این وضعیت، فضایی که جنین درون بذر اشغال می کند مهم است. این حالت در برخی گونه های علفی مثل جنس آلاله و خشخاش ، برخی گونه های چوبی مثل درخت راج و گیاهان گرمسیری مثل نخل خرما وجود داشته و اغلب همراه با خواب های دیگر مثل سخت بودن پوسته بذر است. سه حالت دارد:

* جنین رشد نکرده- در مرحله تشکیل جنین ایجاد می شود و ممکن است به خاطر وجود مواد شیمیایی باز دارنده باشد. مثل تیره های آلاله، خشخاش و عشقه.

* جنین بسیار کوچک و باریک- در مرحله رشد جنین رخ داده و باعث می شود تا جنین تنها به اندازه نصف فضای مربوط به خود رشد کند. عوامل بازدارنده شیمیایی نیز ممکن است وجود داشته باشند. مثل تیره های جعفری (چتریان)، ورسک و پامچال.

* جنین تمایز نیافته- مثل خانواده ثعلب.

برای از بین بردن این نوع خواب ها به طور مصنوعی می توان از دماهای متناوب سرد و گرم، هورمون GA3 و یا تیمار سرما دهی استفاده نمود ( دمای 59 درجه فارنهایت).

برخی از گونه های گرمسیری نیز به یک دوره با دمای بالا نیاز دارند تا رشد جنین آن ها کامل شود. درمورد درخت خرما حدود چند سال است طول می کشد تا در شرایط طبیعی بذر بتواند جوانه بزند که این دوره را می توان با تیمار دمایی (در 100 درجه فارنهایت) کوتاه نمود.

2- خواب فیزیولوژیکی.
* سطحی- معمولا کوتاه مدت بوده و در مدت نگهداری در انبار از بین می رود. حدود 1 تا 6 ماه طول کشیده و اصلی ترین مشکلی که ایجاد می کند در آزمایشگاه های تست بذر است.

خواب نوری- به نظر می رسد که عوامل کنترل کننده آن در غشای درونی بذور تازه برداشت شده باشد. می تواند تحت تاثیر بازدارنده های شیمیایی و یا کمبود تبادل اکسیژن باشد. معمولا در بذوری که به نور نیاز دارند تا جوانه بزنند دیده می شود. این نوع خواب نیز از یک تا شش ماه طول کشیده و با نگهداری در انبار از بین می رود. در بذر گیاهانی مانند کاهو، بین نیاز دمایی و نوری واکنش هایی وجود دارد. به عنوان مثال، بذر کاهو زمانی که تازه است به نور نیاز دارد تا جوانه بزند. اما این نیاز نوری می تواند توسط دمای کم جایگزین شود به نحوی که بذر کاهو می تواند در تاریکی و با دمای زیر 73 درجه فارنهایت جوانه بزند.

هورمون ها نیز می توانند بر جوانه زنی بذور حساس به نور موثر باشد. ABA در نور و تاریکی از جوانه زنی بذر جلوگیری می کند. کینتین (یک سیتوکنین) تنها در نور می تواند بر اثر ABA غلبه کند. تیمار ABA بعلاوه GA3 در تاریکی منجر به هیچ گونه جوانه زنی نمی شود اما اگر کنیتین نیز به آنها اضافه شود بذور جوانه خواهند زد.

عوامل کنترل کننده خواب نوری در فیتوکروم ها وجود دارند. نور آفتاب (نسبت نور قرمز به نور قرمز دور = 2 به 1) فیتوکروم را به حالت فعال تبدیل می کند. اما زمانی که شاخ و برگ گیاهان روی زمین سایه انداخته باشد (نسبت نور قرمز به قرمز دور = 12/0 به 1 تا 70/0 به 1)، نور قرمز دور غلبه خواهد داشت و فیتوکروم به شکل غیر فعال تبدیل می شود.

وجود برخی از ویژگی ها در گیاهان علفی مثل گیاهان یکساله و سبزیجات، در آزمایشگاه های آزمون بذر ایجاد مشکل می کند. زیرا این آزمایشگاه ها با بذوره تازه برداشت شده سروکار دارند. در طول دوره انبار داری، این ویژگی ها از بین رفته و با خشک شدن بذر، پوسته نیز آب خود را از دست داده و دیگر از نظر فیزیولوژیکی فعال نیست.

برای غلبه بر این نوع خواب به طور مصنوعی، استفاده از تیمار هایی مثل نگهداری در محیط خشک، سرمادهی به مدت چند روز، نور در تناوب با دما، نیترات پتاسیم (KNO3) و هورمون هایی مثل GA3 مفید خواهد بود.


* خواب فیزیولوژیکی عمق متوسط- در این حالت عوامل کنترل کننده خواب در پوسته بذر، بافت های احاطه کننده جنین و نیز خود جنین قرار دارند. این خواب مشخصه سوزنی برگان است. البته جنین خواب نبوده و در حالت سکون است و اگر شرایط مناسب باشد جوانه خواهد زد ولی مکانیسم دقیق آن مشخص نیست. سرما زمان لازم برای جوانه زدن را کاهش می دهد اما به طور قطعی نیز مورد نیاز نیست. میزان تیمار تناوب دمایی لازم نیز به مقدار قابل توجهی کمتر از خواب فیزیولوژیکی عمیق است.

سرمادهی باعث می شود تا نیروی ایجاد شده توسط ریشه چه افزایش یابد. با آزاد شدن خواب، این نیرو نیز زیاد شده و اگر مدت آن کافی باشد، ممکن است ریشه چه از پوسته بذر خارج شود. به این عامل پتانسیل رشد گفته می شود که روشی غیر مستقیم برای انداه گیری نیرویی است که توسط ریشه چه به کار رفته تا پوسته را سوراخ کند.

برخی بذرها که به طور کلی در گروه خواب های خارجی قرار داشتند (مثل زیتون و گردو)، توسط فردی به نام Geneve در بخش خواب فیزیولوزیکی عمق متوسط طبقه شده اند زیرا علاوه بر خواب مکانیکی که توسط اندوکارپ ایجاد می شود به یک دوره تیمار سرما دهی نیز نیاز دارند.

به منظور غلبه کردن بر این نوع خواب به طور مصنوعی می توان از تیمار دماهای متناوب به مدت یک تا چند ماه استفاده نمود. البته GA3 نیز موثر خواهد بود (نکات دقیق تیمار تناوب دمایی مانند خواب فیزیولوژیکی عمیق می باشد).

* خواب فیزیولوژیکی عمیق.
این نوع خواب مشخصه درختان مناطق معتدله بوده و عوامل کنترل کننده خواب درون جنین قرار دارند. در این بذور، جنین از نظر فیزیولوژیکی رشد کامل نکرده و ساختار روزت مانند دارد. مریستم، محلی است که می تواند سرمادهی ناقص به بذر را تشخیص دهد. اگر نوک ساقه از بین برود، جوانه های جانبی رشد خواهند کرد. میزان تیمار متناوب دمایی که برای غلبه بر این خواب لازم است، معمولا بیش از 8 هفته است.

در طبیعت، بذر در پاییز رسیده ولی دارای خواب بوده و مرطوب است. در زمستان سرما بر بذر اثر گذاشته و با گرم شدن هوا در بهار، بذرها که سرمای کافی دیده اند جوانه خواهند زد. در نواحی سردتر، بذر به سرمای بیشتر و طولانی تری نیاز دارد و این باعث می شود که بذر از سرمای بهاره در امان بماند.

بنابراین در طبیعت این خواب با تناوب دمایی و سرما دیدن از بین می رود.
برای غلبه بر این خواب به طور مصنوعی نیز می توان از تیمارهای تناوب دمایی و سرمادهی همراه با رطوبت استفاده کرد.

نیاز ها :
رطوبت: سطح رطوبت باید 50 % باشد و وقتی دوره پس رسی شروع شد، بذر ها نباید خشک شوند.

دما: دما بر میزان جوانه زنی اثر خواهد داشت و معمولا بذرها در دمای 35 تا 45 درجه فارنهایت نگهداری می شوند. توجه به این نکته الزامی است که اگر دما بسیار بالا باشد باعث ایجاد خواب ثانوی شده و برای این که بذرها جوانه بزنند به یک دوره دیگر سرمادهی نیاز خواهد بود. این دما در مورد سیب 17 درجه سانتی گراد معادل 62 درجه فارنهایت است.

به علاوه اگر دما بسیار زیاد باشد رشد فیزیولوژیکی کامل نمی شود که این دما برای هلو 23 تا 27 درجه سانتی گراد (73 تا 81 درجه فارنهایت است). لازم به ذکر است که دما توسط مریستم انتهایی حس می شود و اگر این مریستم بریده شود، مریستم های جانبی رشد خواهند کرد.

تهویه: از آنجایی که در بذر فعالیت های فیزیولوژیکی در حال وقوع هستند، به یک حداقل میزان تهویه نیاز می باشد. با افزایش دما حلالیت اکسیژن در آب کمتر خواهد شد و در پوسته بذر مواد فنولی اکسیژن را تثبیت می کنند و بنابراین نمی تواند به درون و بذر و جنین نفوذ کند.

زمان: به 1 تا 3 ماه زمان نیاز است و اگر زمان بسیار کوتاه باشد باز هم باعث ایجاد نواقص فیزیولوژیکی خواهد شد. در برخی گونه های خاص بین نیاز سرمایی بذر و جوانه، همبستگی مشاهده شده است. البته از آنجایی بذرها ناهمگن می باشند، در یک گروه بذر یکسان، تفاوت های زیادی در جوانه زنی دیده خواهد شد. در واقع اگر بذرها دوره تیمار تناوب دمایی را به طور کامل طی نکنند، تفاوت زیادی در استقرار، اندازه و بلوغ گیاه مشاهده خواهد شد.



دمای بالاتر، پس رسی اکثر بذرهای خواب را کند می کند اما از طرف دیگر می تواند جوانه زنی آن دسته از بذرهایی که به مراحل پایان تیمار و جوانه زنی نزدیک می شوند را تسریع کند.

C. خواب ترکیبی
1- مورفوفیزیولوژیکی
* خواب مربوط به محور بالای لپه.
در این نوع خواب تفاوت هایی بین دوره پس رسی قسمت هایی مثل محور بالای لپه، ریشه چه و محور زیر لپه وجود دارد. در ابتدا بذر در دوره گرم جوانه زده و ریشه و محور زیر لپه آن رشد می کند. در این زمان به دوره سرمادهی 1 تا 3 ماهه نیاز دارد تا محور بالای لپه نیز از خواب رها شده و رشد کند. مثل لیلیوم، بداغ (Viburnum) و Peony (گل صد تومانی).

2- محور بالای لپه و ریشه چه (خواب دوگانه).
برای غلبه بر این خواب ابتدا به یک دوره سرد نیاز است تا جنین رشد کند. پس از آن یک دوره گرم برای رشد ریشه و باز هم یک دوره سرد برای رشد اندام هوایی لازم می باشد. Trillium و برخی دیگر از چند ساله ها دارای این نوع خواب هستند.

خواب ثانویه.
این نوع خواب از ابتدا در بذر وجود ندارد اما وجود شرایط نامساعد محیطی باعث بروز مکانیسم جدید از خواب می شود. این خواب باعث می شود تا پس از شکستن خواب اولیه اگر بذر در شرایط مناسب قرار ندارد، جوانه نزند. یک مثال در این رابطه درخت افرا است که در بهار بذر آن جوانه می زند. اما اگر رطوبت کم باشد و یا دمای محیط بسیار بالا باشد، خواب ثانویه ایجاد شده و بذر جوانه نمی زند تا یک دوره سرما ببیند. خواب ثانویه در واقع منعکس کننده شرایط طبیعی محیط بذر است. به عنوان مثال اگر بذر تازه کاهو به مدت 2 روز در تاریکی باشد جوانه خواهد زد که در این حالت تنها خواب اولیه وجود دارد. اما اگر مدت نگهداری این بذر در تاریکی به 8 روز افزایش یابد، بذر به خاطر ایجاد خواب ثانویه جوانه نخواهد زد. برای غلبه بر این خواب ثانویه به سرمادهی ، نور یا GA3 نیاز خواهد بود.

* خواب دمایی.
یکی از زیر گروه های خواب ثانویه است و بیان می کند که اگر در زمان جوانه زنی بذر، هوا بسیار گرم باشد. خواب ثانویه حاصل خواهد شد. پس از آن اگر دما به حالت معمولی برگردد نیز بذر جوانه نخواهد زد. در مورد بذوری مثل کاهو و کرفس که در این گروه قرار دارند، سعی می شود از ایجاد خواب ثانویه جلوگیری شود تا نیازی به از بین بردن آن نباشد.

کنترل خواب و جوانه زنی.



اما پس از یک ماه انجام تیمار تناوب دمایی، از میزان ABA کاسته می شود. با این حال بذر هنوز هم جوانه نمی زند. در طی ماه دوم غلظت GA افزایش می یابد. بنابراین نتیجه گرفته می شود که عوامل موثر در خواب در پوسته بذر هستند زیرا ژیبرلیک اسید (GA) نمی تواند جای سرمادهی را بگیرد مگر این که پوسته بذر حذف شود.

به نظر می رسد که ABA مسئول کاهش رشد و توسعه در جنین رشد نیافته است. اتیلن نیز یک محرک طبیعی جوانه زنی برای بذوری خاص است و به خصوص مشاهده شده است که باعث تحریک جوانه زنی نوعی شبدر و بادام زمینی ویرجینیا می شود.

مزایای خواب بذر:
* نجات و بقای گیاهچه.
* ایجاد بانک بذر در خاک.
* جوانه زنی همزمان- باعث ایجاد جامعه ای از گیاهان در یک مرحله رشدی می شود تا عمل دگر گشنی بتواند انجام شود.
* توزیع و پراکنش بذر- به عنوام مثال پوسته بذر پس از عبور از دستگاه گوارش پرندگان خراش برداشته، یا نازک شده و در منطقه جدید می تواند جوانه بزند.

کلروفیتوم (برگ گندمی) - هورمون هاب گیاهی

کلروفیتوم (برگ گندمی)
کلروفیتوم از خانواده لیلیاسه (سوسنی ها) دارای چهل گونه مختلف و سریع الرشد با برگ های گندمی شکل خمیده و شاخه های سیمی مانند که در فصل تابستان گل های سفید ریزی تولید می کند و در هر آپارتمانی تعدادی از انواع آن را نگهداری می کنند و به خصوص برای تزئین سالن و هال از سبدهای آویزان آن استفاده می گردد. 

این گیاه در هر شرایطی به خوبی رشد می کند. واریته های مختلف آن با خطوط طلایی زرد، کرم به موازات رگبرگ ها سطح برگ را تزئین می کنند.
نگهداری

 
درجه حرارت :

در زمستان نبایستی در کمتر از 8 درجه نگهداری شود. 


نور :

در هر نقطه از آپارتمان به جز در تابش نور مستقیم خورشید به خوبی رشد می کند و کمبود نور موجب کمرنگی برگ ها و طویل شدن ساقه ها می گردد. 


آبیاری:

در بهار و تابستان هر روزه و در زمستان یک مرتبه در هفته آبیاری می کنند.
تغییر گلدان :

چنانچه ریشه تمام حجم گلدان را پر کرده باشد، در فصل بهار آن را تعویض نمایید. 


تکثیر:

شاخه های آویزان که پنجه کوچکی از انتهای آن وجود دارد، اغلب در خاک گلدان مجاور فرو رفته و ریشه تولید می کند. آنها را از پایه اصلی جدا کنید و با ریشه در گلدان استکانی بکارید. همچنین می توان یک بوته را به چند قسمت تقسیم کرد و در گلدان های متعدد کاشت

رده بندی تک لپه ایها-Monocotyledon:

تکامل و فیلوژنی تک لپه‌ایها

 

تشابه کامل دستگاه تولید مثل در تک لپه‌ایها و دو لپه‌ایها نشان می‌دهد که نهاندانگان شاخه متشابهی از گیاهان گلدار را تشکیل می‌دهند که ممکن است دارای منشا مشترک باشند. اموزه اکثر گیاه‌شناسان بر این عقیده استوار هستند که تک لپه‌ایها از دو لپه‌ایهای جدا برچه یعنی آلاله‌گان (Ranales) منشا گرفته‌اند. وجود یک لپه واحد در انواع متعدد آلاله‌گان ، پراکندگی دستجات آوندی در ساقه انواع مختلفی از آلاله‌گان مانند نیلوفر آبی و وجود گلهای سه قسمتی در گونه‌های متعددی از آلاله‌گان ، نظریه فوق را تائید می‌کنند.

 

 

 

رده بندی تک لپه ایها

راسته Helobiales یا Apocarpales

 

گیاهانی هستند آبزی ، دارای برچه‌های فراوان و جدا از هم ، پرچم‌های زیاد با استقرار مارپیچی ، گلهای ناقص ، دانه فاقد آلبومن و تخمدان فوقانی که شامل تیره‌های زیر است.

 

تیره تیر کمان آبی alismaceae: گیاه معروف این تیره sagittaria sagitifolia است.

 

تیره هزارنی Butomaceae: گونه معروف آن هزارنی یا Buttomus است.

 

تیره Iuncaginaceae: گونه معروفش Triglochin است.

 

راسته spadiciflorales

 

گل آذین از نوع سنبله یا از نوع اسپادیس است که بوسیله یک یا چند براکته محافظ به نام اسپات پوشیده شده است. دانه دارای آلبومن ، گلهای ناقص و تخمدان فوقانی که شامل تیره‌های زیر است.

 

تیره خرما palmae: گیاهانی هستند درختی یا علفی با ساقه راست و استوانه‌ای. خرما (phoenix) و نارگیل (cocos) از گیاهان معروف این تیره هستند.

 

تیره گل شیپوری Araceae: از گیاهان این تیره ، گل شیپوری (Arum) دارای نمونه‌های خودرو در ایران می‌باشد.

 

تیره عدسک آبی lemnaceae: از گیاهان این تیره عدسک آبی (Lemna minor) در شمال ایران دیده می‌شود.

 

تیره گرز Typhaceae: گیاهان معروف این تیره نی لوئی sparganium و Typha می‌باشد.

 

راسته glumales

 

گل آذین‌ها از نوع سنبله ، گلها ناقص ، دانه دارای آلبومن آردی شکل و تخمدان فوقانی که شامل تیره‌های زیر است.

 

تیره گندم Gramineae: تیره‌ای شامل 600 جنس و 2000 گونه. ارزن ، ذرت ، برنج ، نیشکر ، جو و چاودار از گیاهان معروف این تیره است.

 

تیره جگن cyperaceae: نی بوریا cyperus و جگن carex از گیاهان معروف این تیره است.

 

راسته Liliales

 

گلها منظم و کامل ، دانه دارای آلبومن ، تخمدان فوقانی که شامل تیره‌های زیر است.

 

تیره آلاله LiLiaceaee: پیاز (Allium) ، لاله (Tulipa) ، گل حسرت (colchicum) و مارچوبه (Asparagus) از گیاهان معروف این تیره است.

تیره برگ بیدی commelinaceae: برگ بیدی Tradescantia در ایران به صورت زینتی پرورش می‌یابد.

تیره سازو Juncaceae: گیاه سازو juncos در این تیره قرار دارد.

 

راسته Albominales

 

دانه دارای آلبومن ، گلها منظم یا نامنظم و تخمدان تحتانی. موز ، زنجبیل ، گل نرگس ، هل ، زنبق و آناناس از تیره‌های معروف این راسته هستند.

 

راسته Exalbominales

 

دانه فاقد آلبومن گلها نامنظم و تخمدان تحتانی. تیره معروف این راسته ، ثعلب یا ارکیده است که دارای گونه‌های فراوانی در ایران می‌باشد.

بررسی تنش های زیستی ومحیطی بر گیاهان:

تنش آبی       

 

            آب ملکول مهمی برای تمامی فرآیندهای فیزیولوژیکی گیاهان بوده، بین 80 تا 90% بیوماس گیاهان علفی را تشکیل میدهد. اگر مقدار آب در گیاه ناکافی باشد، گیاه مرحله کم آبی را تجربه نموده که اصطلاحا به آن خشکسالی میگویند. کم آبی نه تنها در اثر کمبود آب، که در اثر تنشهایی همچون دمای پایین یا شوری نیز حاصل میشود، بنابراین در این فرآیندها و فعل و انفعالات، ترکیبات ملکولی زیادی دخالت دارند. همه این تنشها واجد یک اثر منفی بر روی تولید و عملکرد گیاه می باشند که این خود، حوزه تحقیقاتی وسیعی را برای بهبود عملکرد گیاهی می طلبد.

 

            گیاهان برای سازگار شدن با شرایط کم آبی، مکانیزمهای گوناگونی را توسعه داده اند. جنبه های ژنتیک ملکولی، امکان پاسخ مناسب و سازگاری با این تنش را به آنها داده است. اثرات متقابل بین گیاه و محیط، بستگی به شدت و مدت زمان دوره کم آبی و نیز مرحله نمو گیاه و پارامترهای مورفولوژیکی/ آناتومیکی گیاه دارد. تمامی موجودات زنده از باکتریها گرفته تا یوکاریتها، برخوردار از یک سری سنسورها، واسطه های انتقال دهنده پیام و تنظیم کننده هایی هستند که امکان پاسخ و سازگاری با تغییرات آب قابل دسترس را برای آنها فراهم ساخته است. دستگاه پاسخ سلولی شامل مواد انتقال دهنده محلول نظیر اکواپورین ها، فعال کننده های رونوشت برداری، آنزیمهای رمز کننده محلولهای سازگار، مواد تخریب کننده اکسیژن فعال و نیز پروتیین های محافظت کننده می باشد. برخی ارگانیزمها برخوردار از مکانیزمهای بسیار موثری برای زندگی در آشیانه های اکولوژیک کم آب می باشند. برای دفاع در مقابل صدمات ناشی از کم آبی و پسابیدگی، دو استراتژی عمده را میتوان برشمرد: یکی سنتز ملکولهای محافظت کننده در طی مرحله جذب مجدد آب برای اجتناب از این صدمات؛ و دیگری یک مکانیزم جبرانی در طی جذب مجدد آب برای خنثی سازی صدمات وارده.

 

            تحمل کم آبی و پسابیدگی، از خصوصیات بذور اکثر گیاهان عالی بوده، ولی فقط برخی گونه ها نظیر گیاه احیاء  Craterostigma plantagineum در تمامی اندامهای گیاهی خود واجد این خصوصیت اند.

 

تنش شوری

 

          تنش شوری از تنشهای غیر زنده مهم است که اثرات زیانباری بر عملکرد گیاه و کیفیت محصول دارد. از مشخصه های یک خاک شور، سطوح سمی کلریدها و سولفاتهای سدیم می باشد. مساله شوری خاک در اثر آبیاری، زهکشی نامناسب، پیشروی دریا در مناطق ساحلی و تجمع نمک در نواحی بیابانی و نیمه بیابانی در حال افزایش است. شوری برای رشد گیاه یک عامل محدود کننده است بدان سبب که باعث ایجاد محدودیتهای تغذیه ای از طریق کاهش جذب فسفر، پتاسیم، نیترات و کلسیم، افزایش غلظت یونی درون سلولی و تنش اسمزی میگردد. در شرایط وقوع شوری، یونهایی مثل Na+ و Cl-، به داخل لایه های هیدراسیونی پروتیینها نفوذ کرده، سبب اختلال در کار این پروتیینها میگردند. مسمویت یونی، تنس اسمزی و کمبود مواد مغذی که در شرایط وقوع شوری رخ میدهد، سبب بهم خوردن توازن متابولیکی و در پی آن تنش اکسیداتیو میگردند. مکانیزمهای تحمل شوری را میتوان به هموستازی (شامل هموستازی یونی و تنظیم اسمزی)، کنترل صدمات ناشی از تنش (جبران صدمات و خنثی سازی مسمومیت) و تنظیم رشد دسته بندی کرد. تلاشهای زیادی برای درک مکانیزمهای تحمل شوری صورت گرفته است. موفقیت برنامه های اصلاحی با هدف نهایی بهبود عملکرد محصول، بخاطر فقدان درک روشنی از اساس ملکولی تنش شوری تا کنون چندان چشمگیر نبوده است. پیشرفتهای اخیر در زمینه آنالیز موتانهای غیر متحمل به شوری در گیاه مدل اربیدوپسیس و کلونه سازی ملکولی لوکوسهای ژنی مربوطه، تا حدودی به روشن شدن مکانیزم پیغام دهی تنش شوری و تحمل شوری در عالم گیاهی کمک نموده است.

 

تنش دمای پایین

 

            یکی از مهمترین عوامل محیطی محدود کننده رشد گیاهان، دمای پایین می باشد. گونه های مختلف گیاهی از نظر قابلیت تحمل به تنش دمای پایین، بسیار متفاوتند. گیاهان گرمسیری حساس به سرما، حتی در دمای بالاتر از دمای انجماد بافتها، بطور جبران ناپذیری آسیب می بینند. گیاه بواسطه اختلال در فرآیندهای متابولیکی، تغییر در خواص غشاءهای سلولی و اندامکی، تغییر در ساختمان پروتیینها و اثرات متقابل میان ماکروملکولها، و نیز توقف واکنشهای آنزیمی دچار صدمه میگردد. گیاهانی که به یخبندان حساس ولی به سرما متحمل هستند، در دمای اندکی زیر صفر قادر به ادامه حیات بوده، ولی بمحض تشکیل کریستالهای یخ در بافتها، بشدت آسیب می بینند. این در حالی است که گیاهان متحمل به یخبندان قادر به ادامه حیات در سطوح متفاوتی از دماهای یخبندان هستند، البته درجه واقعی تحمل بستگی به گونه گیاهی، مرحله نمو گیاه و مدت زمان تنش دارد.

 

            قرار گرفتن گیاهان در معرض دمای زیر صفر منتج به تشکیل کریستالهای یخ در فضای بین سلولی، خروج آب از سلولها و از دست رفتن آب سلول (پسابیدگی) میگردد. بنابراین، تحمل به یخبندان با تحمل به پسابیدگی (که در اثر خشکی یا شوری زیاد بوجود می آید)، همبستگی شدیدی دارد. پسابیدگی ناشی از یخبندان سبب اختلالات گوناگونی در ساختمانهای غشایی از جمله بهم چسبیدن غشاءها میگردد. اگرچه پسابیدگی سلولی ناشی از یخبندان، علت اصلی صدمات ایجاد شده در اثر یخبندان می باشد، ولی عوامل دیگری هم در این امر دخالت دارند. کریستالهای در حال رشد یخ سبب وارد آمدن خسارات مکانیکی به سلولها و بافتها میشود. دمای بسیار پایین حاکم در شرایط وقوع یخبندان فی نفسه و پسابیدگی ناشی از آن سبب واسرشتگی پروتیینها و تخریب کمپلکس های ماکروملکول میگردد. وجه مشترک همه تنشهای پیچیده ای نظیر دمای پایین، تولید گونه های اکسیژن فعال (ROS) می باشد، که میتواند سبب صدمه دیدن ماکروملکولهای مختلف درون سلول گردد. دمای پایین بخصوص وقتی با یخبندان همراه باشد، با سیستمهای موثر جلوگیری کننده از تولید اکسیژن فعال که عامل وقوع تنش اکسیداتیو است، همبستگی دارد.

 

            گیاهان نواحی معتدله با فعال نمودن مکانیزم سازگاری به سرما که منتج به افزایش تحمل به یخبندان میگردد، به دمای پایین واکنش نشان میدهند. این فرآیند سازگاری با تغییر نحوه ابراز برخی ژنهای مسوول واکنش به تنش همراه است. این ژنها تولید پروتیینها و متابولیتهای نگهدارنده ساختمانهای سلولی و حافظ نقش آنها در مقابل اثرات منفی یخبندان و پسابیدگی ناشی از آن را کنترل می نمایند. تغییر در ابراز ژتهای عامل واکنش به سرما توسط مجموعه ای از فاکتورهای رونوشت برداری که به محرکهای دمایی واکنش نشان میدهند، کنترل میگردد.

 

آبسیزیک اسید هورمون پیغام دهنده وجود تنشهای غیر زنده

 

از آبسیزیک اسید (ABA) بعنوان "هورمون تنش" یاد میشود که به تنشهای محیطی مرتبط با تغییر در فعالیت آب، بوسیله مکانیزم های متابولیکی و نموی واکنش نشان میدهد. گیاهان بوسیله تغییر در غلظت  ABAبه تنشهای محیطی نظیر خشکی و شوری واکنش نشان میدهند، ولی از طرف دیگر  ABAبعنوان یک علامت داخلی ضروری برای نمو متناسب با رشد گیاه نیز محسوب میگردد. پس از اینکه غلظت آن از سطح آستانه فراتر رفت، سبب بسته شدن کامل روزنه ها و تغییر در نحوه ابراز ژن میگردد. سیستم پیام دهی  ABA پدیده های سلولی گوناگونی از جمله تنظیم فشار تورگر و تغییر در نحوه ابراز ژن را کنترل میکند. پس بنابراین میتوان مسیر تنظیم کنندگی فشار تورگر را از مرکز پیام دهی صادره از هسته سلول تشخیص داد. اثرات متقابل میان  ABAو سایر مسیرهای متابولیکی، در ایجاد توازن در متابولیسم، رشد سلول و تقسیم آن نقش دارد.

 

تنش فلزات سنگین

 

فلزات سنگین فلزاتی هستند که دارای چگالی بالاتر از 5 گرم بر سانتیمتر مکعب باشند. این تعریف از نقطه نظر بیولوژیکی بسیار سودمند است زیرا تعداد زیادی از عناصر موجود در طبیعت را شامل میگردد. ولی تنها تعداد اندکی از این عناصر در شرایط فیزیولوژیکی، بصورت محلول یافت و بنابراین ممکن است برای سلولهای زنده قابل دسترس باشند. در میان آنها عناصری وجود دارد که بعنوان ریز مغذی یا عناصر کمیاب (Fe, Mo, Mn, Zn, Ni, Cu, V, Co, W, Cr) برای متابولیسم گیاهی با اهمیت هستند و عناصری نیز وجود دارد که وقتی مقدار آنها در محیط رشد گیاه زیادتر از حد نرمال باشد، برای گیاهان مسمومیت زا هستند. عناصر دیگری نیز که نقش بیولوژیکی ناشناخته و خاصیت مسمومیت زایی بالایی برای گیاهان  دارند (As, Hg, Ag, Sb, Cd, Pb, and U)، وجود دارد. بجز محیطهای طبیعی استثنایی، در حال حاضر به اثرات مخرب رهاسازی فلزات سنگین در طبیعت توجه زیادی میشود. منابع این فلزات عبارتست از ترافیک شهری، دورریزهای خانگی و پسابهای صنعتی. دفع غبار حاصل از کارخانجات، آئروسولها و خاکستر حاصل از صنایع فرآوری کننده فلزات، منجر به آلودگی نواحی روستایی شده است. در مزارع کشاورزی، آلودگی فلزات سنگین بخاطر تیمار خاک با پسابهای آلوده و استفاده بی رویه کودهای فسفاته حاوی کادمیم (Cd)، یک مساله فزاینده می باشد. دوام بلند مدت بیولوژیکی و باقی ماندن در خاک، سبب انباشته شدن این فلزات در زنجیره غذایی و در نتیجه تأثیرات منفی بالقوه برای سلامتی انسان میگردد. میزان دسترسی به این فلزات بستگی به نوع گیاه و میزان مورد نیاز آنها بعنوان ریز مغذی و قابلیت گیاهان برای تنظیم کارآمد متابولیسم آنها از طریق ترشح اسیدهای آلی یا پروتونها به محیط ریشه دارد. علاوه بر آن، خصوصیات خاک بر میزان تحرک آنها و بنابراین تنظیم میزان آزادسازی آنها در محلول خاک موثر است. توانایی گیاهان برای جذب فلزات از خاک، استفاده داخلی از آنها و مکانیزمهای رفع مسمومیت سلولی، حوزه های تحقیقاتی هستند که اخیرا با اقبال روزافزونی مواجه شده اند.

 

تنش اکسیداتیو

 

اکسیژن برای گیاهان مثل سایر موجودات هوازی، همانند یک تیغ دو لبه است. اگرچه برای رشد و نمو عادی ضروری است ولی تماس مداوم با آن منتج به صدمه دیدن سلولها و در نهایت مرگ آنها میگردد و این بدان خاطر است که اکسیژن در فرم ملکولی به اشکال مختلف " گونه های اکسیژن فعال (ROS)" بخصوص به فرم آنیون رادیکال آزاد سوپراکسید (- O2) و پراکسید هیدروژن (H2O2) احیاء میگردد، که خود اینها با ترکیبات سلولی گوناگونی واکنش داده، سبب صدمات شدید یا جبران ناپذیری شده، در نهایت منتج به مرگ سلول میگردند. ROSها در سلولهای گیاهی بوسیله هر دو روش القایی و ساختمانی به مقدار زیادی تولید میشوند ولی در شرایط عادی، تعادل رداکس سلولی از طریق روش ساختمانی که ویژه طیف وسیعی از مکانیزمهای آنتی اکسیدانی تکامل یافته جهت تخریب ROSها می باشند، حفظ میگردد.

 

          تنشهای محیطی گوناگون و محرکهای داخلی سبب اختلال در تعادل رداکس از طریق افزایش تولید  ROSها یا کاهش فعالیت آنتی اکسیدانی میگردند که بهمین سبب تنش آنتی اکسیدانی رخ میدهد. در واکنش به افزایش ROS، ابراز ژنهای رمز کننده پروتئینهای آنتی اکسیدان کاهش می یابد. در چنین شرایطی ابراز ژنهای رمز کننده پروتئینهای دخیل در طیف وسیعی از فرآیندهای امداد سلولی نیز کاهش می یابد. علاوه بر این، ROS از یک سری نقشهای پیام دهی، غیر از نقشهایی که در شرایط تنش آنتی اکسیدانی ایفاء میکند، برخوردار است.

 

تنش گرمایی

 

واکنش به تنش گرما در موجودات مختلفی همچون باکتریها، قارچها، گیاهان و جانوران با افزایش درجه حرارت تحریک میشود و مشخصه ویژه آن افزایش سنتز پروتئینهایی بنام " پروتیینهای شوک گرمایی (hsp ها)" می باشد. hspها دربرگیرنده چندین گروه از پروتیینهای حفاظت شده می باشند. شکل معمولی واکنش به تنش گرما بدین گونه است که تماس اولیه با یک تنش خفیف گرمایی، سبب ایجاد مقاومت به دوزهای کشنده غیر عادی میشود که گیاه بعداً با آنها مواجه میگردد. این پدیده را اصطلاحاً " تحمل گرمایی اکتسابی" گویند. از آنجا که سلولهای واجد قابلیت تحمل به گرما، مقادیر بالایی از hspها را بیان می نمایند، محققین به این نتیجه رسیده اند که این پروتئینها با تحمل به گرما مرتبطند. تنش دمای بالا سبب واسرشتگی شدید و تخریب پروتئینهای سلولی میگردد که اگر کنترل نشود، منتج به مرگ سلول خواهد شد. hspها بواسطه فعالیت کاپرونی خود، سلول را قادر به رفع صدمات ناشی از گرما به پروتئینها می نمایند. در طی تنش گرمایی، hspها ابتدا در جهت ممانعت از تخریب پروتئینها و تحریک تابیدن مجدد پروتیینهای واسرشته عمل می نمایند، ولی از آنجا که تشکیل پروتیین از لحظه سنتز اهمیت پیدا میکند، hspها نقشهای مهمی حتی در شرایط عادی ایفاء می نمایند.

 

          تغییرات دمایی در طبیعت سریعتر از سایر عوامل تنش زا رخ میدهد. گیاهان به سبب عدم توانایی در حرکت و جابجایی، در معرض تغییرات وسیع درجه حرارت روزانه و یا فصلی قرار دارند و بنابراین باید خود را با تنشهای دمایی، سریع و بطور موثری سازگار نمایند. مشخصه واکنش به تنش دمایی، توقف رونوشت برداری و ترجمه طبیعی ژنها، ابراز بالاتر از حد پروتئینهای ویژه شوک گرمایی (hspها) و تحریک تحمل به گرما می باشد. اگر تنش خیلی شدید باشد، مسیرهای پیام دهی که منتج به مرگ آپوپتوتیک سلولی میگردد، فعال میشود. hspها بعنوان کاپرونهای ملکولی سبب حفاظت سلول در برابر اثرات مخرب تنش دمایی و افزایش امکان بقاء سلول میگردند. افزایش ابراز  hspها توسط فاکتورهای رونوشت برداری شوک گرمایی (hsfها) تنظیم میشود. شناخت ما از مکانیزمهای تنظیم کنندگی تحمل به تنش گرمایی هنوز محدود است مگر اینکه اطلاعات کاملتری از نحوه ابراز و نقش hsp ها بدست آید.

 

تنش ژنوتوکسیک

 

تمامی موجودات زنده برخورداز از قابلیت واکنش دینامیکی به تنشهای محیطی در نتیجه فعال سازی زنجیره های پیچیده پیام دهی می باشند. یکی از شدیدترین این تنشها اختلال در خود اطلاعات ژنتیکی می باشد. ژنوم موجودات زنده همیشه تحت تأثیر تنش ناشی از عوامل محیطی (نظیر اشعه ماوراء بنفش و مواد شیمیایی جهش زا) و نیز تولیدات فرآیندهای متابولیسم داخلی سلول (نظیر گونه های اکسیژن فعال و مضاعف شدن اشتباهی DNA) می باشد. بدنبال تاثیر تنش ژنوتوکسیک، زمان لازم برای بازسازی DNA در چرخه سلولی افزایش می یابد و ژنهای دخیل در بازسازی و حفاظت سایر ترکیبات سلولی مواجه با تنش ژنوتوکسیک، فعال میشوند. از سوی دیگر، سلولها، خصوصا سلولهای یوکاریوتهای پرسلولی، ممکن است بوسیله مکانیزم آپوپتوسیس به این تنش واکنش نشان دهند ودر نتیجه باعث کاهش صدمات سلولی گردند.

 

          تحقیق در زمینه اثرات تنش ژنوتوکسیک و مکانیزم پیام دهی در پستانداران به سبب اثراتی که در سلامت انسان و ایجاد بیماریهایی مثل کارینوژنسیس دارد، از اهمیت ویژه ای برخوردار می باشد. ولی در گیاهان که سلولهای آنها بی تحرک و توسط دیواره های سلولی احاطه شده است، بافتهای توموری قادر به متاستازی نبوده و گیاه بواسطه سرطان از بین نمی رود. از طرف دیگر، اندامهای تولید مثلی گیاهان از سلولهایی منشاء میگیرند که خود قبل از تشکیل گامت در گیاه مادر، تعداد زیادی چرخه مضاعف سازی DNA را پشت سر گذاشته اند. این امر بویژه سبب میشود تا گیاهان به انباشت بالقوه جهشها در سلولهای مادر گامت، حساس باشند و در نهایت راه انتقال جهشهای سوماتیک به نسل بعدی فراهم میشود. گیاهان بر خلاف جانوران، موجودات بی تحرکی هستند که وابسته به تشعشع خورشیدی بعنوان منبع حیاتی انرژی بیولوژیکی بوده و بنابراین بطور مداوم در معرض موتاژنهای طبیعی از جمله اشعه ماوراء بنفش نوع B هستند. از اینرو تحمل به این عامل تنش زای غیر زنده برای حیات گیاهی با اهمیت می باشد. جبران و رفع خسارات وارده به DNA برای نگهداری ثبات ژنومی ضروری است و گیاهان البته اطلاعات لازم برای این هدف را در اختیار دارند. در مقابل، دانش بشر در زمینه تأثیر و مکانیزمهای عوامل صدمه رسان به DNA بسیار محدود است، هر چند که اخیراً حمایت ژنتیکی برای پروتئینهای دخیل در پیام دهی ژنوتوکسیک در گیاه اربیدوپسیس در حال شگل گیری است

 

آنالیز ترانسکریپتوم تنش

 

سلول بمحض احساس تنش از خود واکنش نشان داده و بمنظور بقاء، با تنش سازگار میشود. تقریباً در تمامی موارد، واکنش به تنش قبل از هر چیز مبتنی بر ابراز ژنهای القاء شونده بوسیله تنش و در مرتبه بعد، مبتنی بر واکنشهای بیوشیمیایی و فیزیولوژیکی می باشد. ژنهایی که به خشکی، شوری بالای خاک یا سرما واکنش نشان میدهند، در سطح رونوشت برداری مورد مطالعه واقع شده اند. اخیراً با توسل به روش نظارت بر نحوه ابراز ژن با استفاده از ریز آرایه های cDNA یا چیپهای ژنی، صدها ژن شناسایی شده است که بوسیله تنشهای غیر زنده تنظیم میشوند. فرآورده های ژنهای القاء شونده بوسیله تنش را میتوان به دو گروه تقسیم کرد: فرآورده هایی که مستقیماً در حفاظت سلول در برابر تنشهای محیطی نقش دارند و فرآورده هایی که ابراز ژن و انتقال پیام را در واکنش به تنش تنظیم می نمایند. دسته اول دربرگیرنده پروتئینهایی است که وظیفه آنها حفاظت سلول در برابر پسابیدگی می باشد و از آن جمله آنها میتوان آنزیمهای مورد نیاز برای بیوسنتز مواد حفاظت کننده سلول در برابر تنش اسمزی، پروتئینهای وافر در اواخر دوره جنین زایی (LEA)، پروتیینهای ضد انجماد، کاپرونها و آنزیمهای خنثی کننده مسمومیت را نام برد. دسته دوم فرآورده های ژنی، شامل فاکتورهای رونوشت برداری، پروتیین کاینازها و آنزیمهای دخیل در متابولیسم فسفینوستید می باشد. از ژنهای القاء شونده بوسیله تنش برای ایجاد تحمل به تنش با استفاده از روش انتقال ژن و نیز برای آنالیز نقش این ژنها استفاده شده است.

 

سنسورهای تنش در مدل ژنتیکی Synechocystis

 

سلول با ابراز گروه خاصی از ژنهایی که در اثر تنش القاء میشوند، یک تنش معین را احساس و به آن واکنش نشان میدهد. فرآورده های این ژنها ظاهراً نقش مهمی در سازگاری به تنش دارند. در موجودات فتوسنتز کننده، نظیر سیانوباکتریها و گیاهان، و در یوکاریوتهای ساده ای مثل مخمر، سیستمهای دوجزئی گوناگونی در احساس و انتقال علایم محیطی نقش دارند. سیستمهای دوجزئی لااقل از یک هیستیدین کایناز که وجود تنش را احساس میکند و یک تنظیم کننده پاسخ به تنش که پیام وجود تنش را منتقل میکند، تشکیل شده اند. در باکتریها، سیستم دوجزئی، تنها سیستم تشکیل دهنده و مورد نیاز برای انتقال علایم تنش می باشد و ابراز ژن معمولاً بوسیله جزء تنظیم کننده پاسخ به تنش که بعنوان فاکتور رونوشت برداری ایفای نقش میکند، اجرا میشود. در مخمر و گیاهان، اجزاء دیگری نیز در پیام دهی دخالت دارند که سبب تقویت پتانسیل آنها برای برخورداری از اثر توام و نیز اثر متقابل با سایر مسیرها می باشد. نقشی را که مخمر برای جانوران دارد،  Synechocystis نقش مشابهی برای گیاهان عالی ایفاء میکند. Synechocystis یک مدل ژنتیکی است که براحتی قابل ردیابی بوده و میتواند بآسانی دستکاری و ترانسفورم گردد. از دیگر مزایای آن وقوع نوترکیبی همولوگی می باشد، پدیده ای که در گیاهان امری استثنایی است. Synechocystis  دارای ژنوم کوچکی است (3.7 MBp) که توالی آن بطور کامل تعیین شده و در ژنوم خود کمتر از 12 درصد نواحی غیر کد کننده دارد. براساس جستجوی گنجینه های موتان، سنسورهایی برای تنشهای مختلف غیر زنده، مواد غذایی و فلزات در  Synechocystis شناسایی شده است

انواع کاشت:

کاشت مستقیم بذر در زمین اصلی :

 

پس از آماده نمودن زمین به منظور احداث باغ باید ابتدا جوی و پشته هایی به عرض 100-50 سانتی متر و عمق 70-50  سانتی متر ایجاد گردد سپس آبیاری نموده و در فصل زمستان نسبت به کشت مستقیم بذور به مدت 12 ساعت قبل از کاشت خیسانیده و با قارچ کش مناسب ضد عفونی شوند .

 

 

 

کاشت در گلدان :

 

برای این منظور از کیسه های سیاه به قطر 15-10 سانتی متر و ارتفاع 30-25 سانتی متر استفاده گردد ترکیب خاک گلدان شامل 40 % ماسه شیرین + 40%خاک زراعی + 20% کود حیوانی پوسیده ترجیحا کود گاوی می باشد. پس از خیساندن بذور و ضد عفونی آنها 2 عدد بذر در عمق 3-2 سانتی متری خاک

 

گلدان قرار گرفته و روی آن با ماسه و یا خاک اره پوشانیده می شود.

 

زمان کاشت در گلدان اواخر زمستان و اوایل بهار میباشد.

تغذيه گياهان

توجه به تغذيه گياهاني كه در گلدان هستند بايد بيشتر از گلهايي باشد كه در باغچه كاشته ميشوند زيرا ريشه در محدوده گلدان تا فاصله كوتاهي ميتواند در طلب غذا حركت كند حال آنكه در باغچه فضاي زيادي در اختيار دارد.

 

پس نبايد تنها به آب دادن گياه اكتفا كرد.

 

بهترين نوع كود براي گياهان زينتي كود مايع است ، زيرا بطور يكنواخت در سطح خاك منتشر شده و ريشه را در بر ميگيرد.

كود بايد بطور مرتب ( هفته اي يك بار ) در فصل رشد و يا گل دادن به گياه داده شود.

وقتي كه گياه در حال استراحت يا خواب زمستاني است از دادن كود اكيدا بايد خودداري كرد.

 

 

 

 

مواد معدني اصلي مورد نياز گياه عبارتند از :

 

1 – ازت N كه به مصرف برگها رسيده و موجب تامين سبزينه يا كلروفيل ميشود . كمبود ازت موجب زردي برگها ميشود.

 

2 - فسفات p2o5 كه براي تقويت ريشه است .

 

3 – پتاس k2o كه مصروف گل ميگردد.

 

كمبود پتاس باعث رنگ پريدگي گلها شده مقاومت آنها را در برابر آفت ها كاهش ميدهد.

 

 

ساير مواد معدني به ميزان ناچيزي مورد استفاده گياه قرار ميگيرند.

 

 

                            

گل میخک

خانواده ميخک Caryophylaceae

 

 

خانواده ميخک يا کاريوفيلاسه يکي از خانواده‌هاي گياهي است که تعداد گياهان وابسته زينتي آن زياد نيست. از گياهان زينتي اين خانواده مي‌توان به دايانتوس کاريوفيلوس Dianthus caryophillus، دايانتوس باراباتوس Dianthus barbatusيا قرنفل و ژيپسوفيد اشاره کرد.

 

ميخك معمولي Dianthus caryophillus

بر اساس مدارک و اسناد تاريخي ميخک دايانتوس يک گياه بسيار قديمي است و حداقل 300 سال قبل از ميلاد مسيح بعنوان گل مورد علاقه افراد در مراسم مختلف مورد استفاده بوده است (دايانتوس به يوناني به معني بوي خدايان است). احتمالاً بوي خوش و رايحه اين گل در طي اين سال‌ها و شايد در اثر عمليات به نژادي از بين رفته و بر اثر تغييرات ژنتيكي داراي خصوصيات ديگر شده است.

 

بطور کلي ميخک‌ها به دو دسته تقسيم مي‌شوند:

1- ميخک‌هاي تک شاخه يا ميخک‌هايي که اصطلاحاً تحت نام ميخک‌هاي استاندارد معروف هستند. اين گياهان گل‌هاي درشت، تک شاخه و دم گل بسيار بلندي دارند.

2- ميخک‌هاي خوشه‌اي يا پا کوتاه که اصطلاحاً ميخک‌هاي مينياتوري مي‌نامند . در اين گروه گل‌هاي اِسپريل از گل‌هاي چند شاخه، منشعب و ريز تشکيل شده‌اند که دم گل‌هاي کوتاهي دارند.

 

               

 

کاربرد و مصرف ميخک‌ها بيشتر بستگي به فرهنگ عامه مردم و شناخت مردم دارد. در ايران اصولاً مردم گل‌هاي شاخه بلند با گل درشت‌تر مي‌پسندند. اما در نزد اروپاييان گل‌هايي با دم گل کوتاهتر و در اندازه کوچکتر مطلوب است. بطور متوسط هر سال حداقل 10 تا 15 رقم جديد از ميخک به دنيا معرفي مي‌شود.

 

 پرورش ميخک‌ در گلخانه‌ها و سيستم‌هاي حفاظت شده اثر بهتر و مناسب‌تري را در عملكرد دارد. در ايران فقط فصولي از سال يعني زمستان و پاييز اين گياه را در گلخانه پرورش مي‌دهند و در بقيه فصل‌ها آن را از سيستم گلخانه‌اي خارج کرده و در هواي آزاد کشت مي‌کنند.

شيوه توليد محصولات زراعي و باغي محدودة طرح:

الف) مراحل آماده سازي زمين و كاشت:

 

روشهاي متداول كاشت محصول انگور بصورت جوي پشته‌اي و عرقابي مي‌باشد كه ابتدا در اسفند ماه زمين را شخم زده و با نهركن يا بيل مكانيكي جوي بعمق cm80 تا m5/1 تهيه مي‌كنند و سپس چاله‌هايي جهت غرس نهال را آماده مي‌كنند و داخل چاله را با كود حيواني و يا ماسه بادي و مقداري كود شيميائي فسفا و پتاس را مخلوط كرده و دخل چاله مي‌ريزند. سپس در بهار كه هوا مساعد مي‌باشد نهال‌هاي تهيه شده از خزانه يا قلمرو تهيه شده از باغات انگور همجوار را كه بين 800 تا 1500 اصله را مي‌باشد را داخل چاله گذاشته و خاك پاي آنها داده و سپس اقدام و به آبياري مي‌نمايند.

 

 

 

ب) مرحله داشت :

 

اين مرحله شامل ـ آبياري ـ مبارزه با علفهاي هرز ـ آفات و بيمار مي باشد.

 

ـ در اين مرحله كود ازت در فواصل آبياري كه باغات 1 تا 4 ساله معمولاً بين 7 تا 8 مرحله مي‌باشد كود ازت جهت رشد رويشي و انگور استفاده مي‌گردد و با

 

ـ همچنين بلحاظ تربيت مناسب بوته انگور به طرف پشته اقدام به هرس فرم در باغات جوان و در باغات من هرس خشك در اسفند و فروردين و سبز در ارديبهشت و خرداد و مرداد ماه صورت مي‌گيرد.

 

ـ همچنين جهت مبارزه با علفهاي هرز و اقدام به پيل زني پاي بوته‌ها و پشته‌ها مي‌نمايند كه با صرف نيروي كارگري زياد صورت مي‌گيرد.

 

ـ‌با توجه به اينكه آفاتي نظير تريپس ـ كرم خوشه خوار از عمده آفات اين محصول مي‌باشد. باغداران در صورت مشاهده آفات فوق ضمن انجام اقدامات پيشگيري و مبارزه مكانيكي و بيولوژيكي بين 2 تا 3 مرحله اقدام به پائيني باغات مي‌نمايند.

 

 

 

 

ج) مرحله برداشت:

 

معمولاً از 15 شهريور تا به مهرماه زمان برداشت انگور منطقه مي‌باشد و با توجه به نوع بهره‌برداري از محصول زمان برداشت متفاوت مي‌باشد چنانچه جهت كشمش باشد از 15 شهريور اقدام به برداشت انگور و تبديل آن به كشمش آفتابي و يا ( كه مخلوط 5/2 كيلوگرم پودر كربنات پتاسيم همراه با 1 ليتر روغن استراليائي در 5 ليتر آب جهت 1 تن انگور مورد استفاده قرار مي‌گيرد ) و جهت ارسال به بازارهاي فروشه معمولاً از 25 شهريور به بعد شروع مي‌گردد.

گلهای دائمی پیازی و غده ای و ریزوم دار

اسم فارسی           

اندام ذخیره ای      

خانواده   

اسم لاتین

 

بگونیا پیازی        

پیاز       

Begoniaceae                

Begonia tuberosa   

 

بگونیا پیازی        

ریزوم    

Begoniaceae                

B.masoniana          

 

بگونیا رکس        

ریزوم+ قلمه برگ  

Begoniaceae                

B.rex- cultorum     

 

اختر      

ریزوم    

Cannacea                    

Canna generalis     

 

اختر      

ریزوم(ساقه زیر زمینی)       

Cannacea                    

C.indica                 

 

گل برف- موگه    

ریزوم ضخیم        

Liliaceae                      

Convallaria mahalis                   

 

سیکلا من

هیپوکوتیل گوشتی ضخیم    

Premulaceae                

Cyclamen persicum

 

خورشیدی           

پیاز- ریشه گوشتی

Amaryllidaceae            

Clivia miniata        

 

زعفران زینتی       

کورم corm        

Iridaceae                     

Crocus aureus        

 

ارکیده   

پیاز کاذب          

Orchidaceae                

Oncidium sp.         

 

ارکیده   

پیاز کاذب          

Orchidaceae                

Cymbidium sp.      

 

کوکب  

ریشه غده ای        

Compositae                 

Dahlia pinnata       

 

کوکب  

ریشه غده ای        

Compositae                 

D.hybrida              

 

لاله واژگون         

پیاز       

Liliaceae                      

Frtillaria imperialis

 

گلایول  

کرم corm         

Iridaceae                     

Gladiolus grandiflorus           

 

سنبل     

پیاز       

Liliaceae                      

Hyacinthus orientalis                

 

زنبق      

ریزوم    

Iridaceae                     

Iris germanica       

 

مریم رشتی(سوسن)

کرم(پیاز تو پر)    

Liliaceae                      

Lilium iongiflorum

 

نرگس معطر        

پیاز حقیقی          

Amaryllidaceae            

Narcissus odoratus

 

نرگس شعرا         

پیاز حقیقی          

Amaryllidaceae            

Narcissus poeticus 

 

مریم معطر           

پیاز       

Amaryllidaceae            

Polianthes tuberosa

 

الاله ایرانی           

ریشه غده ای        

Ranunculaceae             

Ranunculus ariaticus                 

 

لاله       

پیاز حقیقی          

Liliaceae                      

Tulipa yesneriana  

 

شیپوری  

ریزوم    

Araceae                      

Calla aethiopica     

 

شیپوری  

ریزوم    

Araceae                      

Arum creticum      

 

همروکالیس(زنبق وحشی)    

ریشه غده ای و گوشتی       

Liliaceae                      

Hemerocallis flava 

 

برگ عبائی          

ریشه گوشتی       

Liliaceae                      

Aspidistra elatior   

 

شقایق نعمانی       

ریشه غده ای        

Ranunculaceae             

Anemone coronaria

 

نیلوفر ابی            

ریزوم    

Nymphaeaceae            

Nymphaea capensis

 

سنبله کلشیکوم     

پیاز حقیقی          

Liliaceae                      

Colchicum autumnale              

 

کوردیکین          

ریزوم    

Liliaceae                      

Cordyline terminalis              

 

اماریلیس(نسرین)   

پیاز       

Amaryllidaceae            

Amaryllis belladonna

کاربرد ذرات در ابعاد نانو

به طور کلی این فناوری عبارت از کاربرد ذرات در ابعاد نانو است . یک نانومتر ، یک میلیاردم متر است . از دو مسیر به این ابعاد می توان دسترسی پیدا کرد . یک مسیر دسترسی از بالا به پایین و دیگری طراحی و ساخت از پایین به بالا است . در نوع اول ، ساختارهای نانو با کمک ابزار و تجهیزات دقیق از خرد کردن ذرات بزرگ تر حاصل می شوند . در طراحی و ساخت از پایین به بالا که عموما آن را فناوری مولکولی نیز می نامند ، تولید ساختارها ، اتم به اتم و یا مولکول به مولکول تولید و صورت می گیرند . به عقیده مدیر اجرایی موسسه نانوتکنولوژی انگلستان ، فناوری نانو ادامه و گسترش روند مینیاتوریزه کردن است و به این طریق تولید مواد ، تجهیزات و سامانه هایی با ابعاد نانو انجام می شود . در حقیقت فناوری نانو به ما امکان ساخت طراحی موادی را می دهند که کاملا دارای خواص و اختصاصات جدید هستند .

به بیان دیگر این نوع فناوری چیزهایی را که در اختیار داریم با خصوصیات جدید در اختیار قرار می دهد و یا آنها را از مسیرهای نوینی می سازد . اما گویا صنایع داروسازی از مدت ها قبل به ساخت ذرات ریز مشغول بوده اند . به نظر پروفسور Buckton ، طی سخنرانی که در کنفرانس علوم دارویی انگلستان (BPC) انجام داد ادعا نمود که فناوری نانو در داروسازی اصطلاح تازه به کار گرفته شده ای برای فناوری تولید ذرات در اندازه میکرونی است که از سال ها قبل تهیه و ساخته می شده اند . پس چه چیزی در این بین جدید خواهد بود ؟ به عقیده مدیر اجرایی موسسه فناوری نانو انگلیس ، دستیابی و ساخت دستگاه های آنالیز پیشرفته و ابداع روش های آنالیز نوین سبب می شود تا ما بتوانیم رفتار مواد را به دقت مورد شناسایی قرار دهیم و از این رهگذر بتوانیم آنها را با ظرافت خاصی دستکاری کنیم .

 

تغییر در خصوصیات دارویی

کاربرد فناوری نانو در پزشکی تاثیرات مهمی دارد . شرکت Elan یکی از شرکت هایی است که از فناوری نانو در تغییر ذرات دارویی استفاده می کند . این شرکت فرایند آسیاب کردن کریستال های نانو را در اختیار دارد که اجازه می دهد بعد از این پروسس ، ذراتی مانند داروی Sirolimns متعلق به شرکت Wyeth که اجبارا می بایست در فرمولاسیون محلول خوراکی به کار برند ، بهبود یافته و آن را بتوانند به فرم قرص ارایه نمایند . یعنی با تهیه ذرات نانو فرم محلول این ماده به فرم جامد تبدیل می شوند . داروی Sirolimns به عنوان یک تضعیف کننده سیستم ایمنی همراه سایر فرآورده های دارویی در موارد پیوند اعضا مانند پیوند کلیه به کار می رود . این شرکت مدعی است که با کاهش سایز ذره سرعت انحلال Sirolimns به مقداری که بتواند به فرم قرص ارایه شود افزایش می یابد . از نظر تجاری این نوع فناوری آسیاب نمودن فقط مختص داروهای با حلالیت بسیار ضعیف است ، اما به عقیده این شرکت 40 الی 50 درصد فرآورده های جدید (NCE) تقریبا در این رده قرار می گیرد . فناوری نانو همچنین در زمینه داروهای پپتیدی که عمدتا برای محفوظ ماندن از متابولیسم می بایست به فرم تزریقی تجویز شوند به کمک آمده است و شرایطی را می تواند فراهم نماید تا آنها را بتوان از طریق سایر روش های داروسازی و نیز مورد پذیرش بیمار تجویز کرد .

شرکت Xstal Bio که با دانشگاه های Glasgow Strathelyde همکاری می کند ، توانسته است کریستال های نوینی بسازد که با ذرات پروتئینی پوشش داده شده اند . مدیر اجرایی شرکت Xstal Bio معتقد است که اغلب شرکت ها ، برای تهیه ذرات نانو از مسیر خرد کردن ذرات بزرگ تر به ذرات کوچک تر استفاده می کنند ، اما آنها فرایندی را در اختیار دارند که مستقیما ذرات کوچک از آن تهیه می شود ، بدون آنکه احتیاج به فرایند زیادتری داشته باشند . این فرمولاسیون انسولین استنشاقی را انجام می دهد . بیماران می توانند به سادگی با اسپری کردن و تنفس آن ، پودر خشک انسولین و یا یک پروتئین دیگری را دریافت کنند . برای اینکه این راه تجویز به طور موثر در اختیار باشد ، ذرات محتوی آن باید آنقدر ریز باشند تا بتوانند در بخش های عمقی مجاری تنفسی نفوذ کنند و البته آنقدر ریز هم نباشد تا مبادا پس از مصرف از دهان و بینی خارج شوند. بنابر این شرکت Xstal Bio مسیر اثباتی خاصی را پشت سر گذرانده است و هم اکنون این فرآورده در بیماران تحت آزمایش است . فناوری نانو در زمینه تشخیص ساده بیماری ها، تصویربرداری ها و برآورد سریع از کارایی مصرف دارو در افراد نیز کاربردهایی دارد . به طور کلی این فناوری در تولید اعضای مصنوعی ، کاشت داروها ، استفاده از تشخیص های فردی در کنترل آزمایش های درون تنی و تشخیصی و داروسازی نوین کاربرد دارد ...

انقلاب نانوتكنولوژی در زمینه تولید محصولات كشاورزی:

نانوتكنولوژی یاهنر ساخت مواد از اتم ها ، توانایی كپی كردن دقیق اتم ها بصورت منحصربه فرد وقراردادن آنها در جای دلخواه می باشد .

نوید نانوتكنولوژی در خصوص كشاورزی وتولید غذا ، بازگشت 90 % اززمین های كشاورزی به وضعیت طبیعی ، ایجادگلخانه های دارای عملكرد بالا كه تقریباً 10% از زمین های كشاورزی فعلی را در برمی گیرد و جمعیت جهان را تغذیه می كند واز انقراض ونابودی بیشتر جانوران وگونه های گیاهی جلوگیری میكند ودخالت آگاهانه وعالمانه انسان در جهت تسریع روندتكامل گیاهان می باشد .

نانوتكنولوژی علمی جدیداست كه می خواهد مضراتی راكه علوم مصنوعی به عالم فعلی گذاشته از بین برده واز راه طبیعی جهان را به بهشت تبدیل كند بطوری كه زندگی را برای تمامی مردم از كوچك تا بزرگ لذت بخش وراحت سازد .

مادرآستانه ورود به جهانی آرمانی هستیم، تولید محصولات كشاورزی برمبنای نانوتكنولوژی مثل سیب زمینی كه فقط پروتئین های موجود درآن بانفوذ براتم های گرد وغبار، هوا وآب نمونه هایی مشابه خودرا ایجاد می كند ، تاسیب زمینی شكل گیرد. یا تولید غذا برمبنای نانوتكنولوژی مانند استیك جوجه یا بره نیم پزشده به كمك ملكول هاواتم ها توسط خودمان بدون اینكه حیوانی ذبح شود ، همه نمونه هایی از رسیدن به جهان آرمانی است . در نتیجه می توان یك طرح زیبا از پایان دادن به قحطی وگرسنگی ارائه داد كه درآن سیاره ای با درختان مو سبزرنگ وزیبا ومیوه های كشاورزی كه خاك طبیعی وكاملی ندارند ، ترسیم می شود .

 

 

مقدمه:

به پیوند اجباری شیمی و مهندسی ، نانوتكنولوژی یا دومین انقلاب صنعتی گفته می شود. نانوتكنولوژی یا هنر ساخت مواد از اتم ها ،با تولید جدید از محصولاتی كه پاكیزه تر،نیرومندتر ،سبك وزنتر و سالمتر از مواد قبلی است ، همراه می باشد. نانوتكنولوژی سعی در یكی كردن اكتشافات و پروژه ها از بیوتكنولوژی و مهندسی ژنتیك با شیمی،فیزیك ، الكترونیك و علم مواد دارد. (1)

با استفاده از نانوتكنولوژی هر چیزی می تواند به شكل هر شی قابل تصور دیگری متصور شود و 92 عنصر جدول تناوبی می توانند بی نهایت با هم تركیب شوند تا ملكول های متفاوتی از ابعاد نانوگرفته تا یك سیاره را بسازد . (1)

در سال 1959 ریچارد فینمن تئوری تكنولوژی برتر را ارایه داد در سالهای آتی با ذكر جزئیات بیشتر این تئوری،مطالبی توسط اریك دركسلر تحت عنوان موتورهای آفرینش در سال 1986 و نامحدود ساختن آینده در سال 1991 ارایه گردید ، وی تنها درجه دكتـری در نانونوتكنولوژی را در همین سال از دانشگاه MIT دریافت نمود . (3)

هدف از انتخاب این موضوع آگاهی دادن به افراد جامعه در مورد پیشرفت علم در زمینه تولید غذا در عصر نانوتكنولوژی می باشد،زیرا در آن برهه از زمان به طور نمایی همراه با دقت اتمی، در همان نانو عمومی غذا می تواند از اتم های خام سنتز شود تا به اهداف آلودگی كمتر و پاك كردن اتوماتیك آلودگی موجود دست یابیم و پایانی برای قحطی و گرسنگی داشته باشیم.

تاریخچه پیدایش كشاورزی و انقلاب صنعتی

درحقیقت اگر هر 100 میلیون سال را یك سال در نظر بگیریم كره زمین سیاره ای 46 ساله است كه هیچ اطلاعاتی راجع به 7 سال اول آن وجود ندارد ودر مورد سالهای میانی آن اطلاعات كم و بیش پراكنده و نامطمئنی وجود دارد. درسن 42 سالگی گیاهان و جنگل ها پدیدار شده و شروع به رشد كرده اند،انسان جدید حدود 4 ساعت روی زمین است كه طی همین یك ساعت گذشته كشاورزی را كشف كرده و انقلاب صنعتی فقط یك دقیقه پیش اتفاق افتاد. حال ببینیم كه در این یك دقیقه انسان چه بلایی بر سر این كره 46 ساله آورده است.

 

نانوتكنولوژی چیست؟

نانوتكنولوژی یا هنر ساخت مواد از اتم ها،توانایی كپی كرده دقیق اتم به صورت منحصر به فرد و قرار دادن آنها در جای دلخواه می باشد. در حقیقت به پیوند اجباری شیمی و مهندسی شیمی نانوتكنولوژی گفته می شود. نانوتكنولوژی یا دومین انقلاب صنعتی جهان،رقیب سایر تكنولوژی ها نیست ، بلكه مكمل و پایه آنهاست.این علم در واقع مهمترین كلید پتانسیل اقتصادی در قرن بیست و یكم به حساب می آید. نانوتكنولوژی علمی جدید است ،كه می خواهد مضراتی راكه علوم مصنوعی در عالم كنونی گذاشته از بین ببرد و از راه طبیعی جهان را تبدیل به بهشت كند،به طوری كه زندگی را برای تمام مردم از كوچك تا بزرگ لذت بخش و راحت سازد،با این علم گرسنگان سیر می شوند و دیگر قحطی از بین می رود و ما شاهد اتفاقات بسیاری كه هم اكنون قادر به تصور آن نیستیم،می باشیم. نانوتكنولوژی یك رشته جدید نیست،بلكه رویكردی جدید در تمام رشته هاست. اطلاعات ما از طبیعت آن را آخرین مقیاس تولید می داند. (1)

 

وعده های نانوتكنولوژی در تمام رشته ها به جز كشاورزی و تغذیه:

جهان در آستانه یك انقلاب تكنولوژی جدید ، برترازتجربه هرانسانی می باشد.این انقلاب صنعتی قدرتمندجدیدظرفیت آوردن سلامتی،سعادت و تعلیم و تربیت،بدون آلودگی برای هر انسان در سیاره خاكی را دارد (6) ، جاودانگی و طول عمر، اولین نتیجه نانوتكنولوژی می باشد. . نانوتكنولوژی پزشكی به مرگ،پیری زود رس و بیماریهای حاد خاتمه می دهد (2) . نانوتكنولوژی كامپیوتر هایی را طراحی می كند كه در هر ثانیه قادرند ساختارهای جدیدی از اتم ها و مولكول ها را به وجود آورند. همواره با پیشرفت نانوتكنولوژی،روش زندگی مردم به طور اساسی عوض می گردد و رفتارهای مردم به شدت تحت تأثیر این سیستم جدید قرار می گیرد. مسافرت فضایی مطمئن و ارزان و قابل استطاعت برای همه خواهد شد (1) . نانوتكنولوژی احتمال خطرات مربوط به موجودات زنده دنیا را به صفر می رساند.در نتیجه با پیشرفت نانوتكنولوژی تمام كالاهای مصرفی،بادوام،جدید،پرثمر،ارزان و فراوان خواهد شد. در اثر این تكنولوژی كانال های تلویزیونی زیادی در این خصوص به وجود می آیند و عناوین روزنامه ها و مجلات با موضوع نانوتكنولوژی آغاز می شود. یك ابر كامپیوتر،از یك سلول انسان بزرگتر نیست،یك سفینه فضایی چهار نفره از یك ماشین خانوادگی گرانتر نخواهد بود، با این دلایل و سایر دلایل شیوه زندگی جهانی از بنیاد تغییر خواهد كرد. نانوتكنولوژی،كالاها را از مواد بازیافتنی بسیار بی ارزش می سازد،متخصصان در نانوتكنولوژی از ذرات ریز اتمی و مولكولی،ربات های بسیار پیچیده ای می سازند. نانوتكنولوژی با به كار گیری خاصیت های شیمیایی اتم ها و مولكول ها و اینكه چگونه ملكول ها به هم نزدیك شده و خاصیت چسبندگی پیدا می كنند،ساخت مولكول های جدیدی را پیشنهاد می كند،كه این ملكول های ساخته شده خواص فوق العاده ای دارند .نانوتكنولوژی امكان ایجاد ساختار های زیستی عجیبی را فراهم می سازد (7). مثلاً می توانیم بافت های آنچنان مقاومی در بدن بسازیم كه با افتادن از یك ساختمان بلند كوچكترین خدشه ای در عملكردشان وارد نشود و سلامت خود را حفظ كنند. با استفاده از نانوتكنولوژی دیگر نیازی به پاك سازی شهرها نداریم . نانوتكنولوژی مشكل زباله های هسته ای را تماماً مرتفع می سازد،یعنی باقیمانده واكنش های شكافت هسته ای،مواد عادی،كاربردی و از همه مهمتر غیر رادیواكتیو هستند. نانوتكنولوژی از جمله اصولی می باشد كه در شیمی تكاملی مطرح بوده و می تواند موجب انجام میلیون ها آزمایش هم زمان در مدت كوتاهی شود. تولید لباس هایی كه به شرایط مختلف آب و هوایی حساسندو به سیستم های اطلاعاتی متصل می شوندتا علایم حیاتی را كنترل كنند، همچنین قادر به ترشح مواد دارویی هستند و جراحات را محافظت می كنند. درنانوتكنولوژی ساختمان ها و وسایط نقلیه به طور خودكار با شرایط آب و هوایی سازگار می شوند.نانوتكنولوژی تغییر دهنده مبنای كامپیوترهای كنونی و نوید بخش كامپیوترهای كوانتومی می باشد. دیگر یك ابركامپیوتر ، از یك سلول انسان بزرگتر نیست ، یك سفینه فضایی چهار نفره از یك ماشین خانوادگی گرانتر نخواهد بود (11) ، بااین دلایل شیوه زندگی جهان از بنیاد تغییر خواهد كرد و تحلیل آزمایشگاهی روی یك تراشه و همچنین بیو انفورماتیك را فراهم می سازند. شناسایی مجرمان از طریقDNA باقیمانده در محل جرم، فاكتوریل گیری از اعداد بزرگ،جمع شدن تمام اطلاعات موجود در كتابخانه كنگره و تعبیه در یك فضایی به اندازه یك حبه قند . از بین بردن بیماری سرطان توسط نوشیدن دارویی كه حاوی نانوربات هاست و درآن آب میوه مورد علاقه شما حل شده باشد امكان پذیر می شود ، زیرا نانوربات ها برای حمله و ترمیم ساختار مولكولی سلول های سرطانی و بی خطر ساختن ویروس ها برنامه ریزی شده اند و می توان به گونه ای نانو ربات ها را برنامه ریزی كرد كه جراحی های بسیار حساس و دقیق را انجام دهند. كه این جراحی هایك هزار بار دقیق تر از تیزترین چاقوهای جراحی عمل می كنند. یك نانو ربات با كاركردن در چنین مقیاس كوچكی می توانند بدون ایجاد زخم هایی كه جراحی های متداول بر جای گذارد،كارآیی بالایی داشته باشد. در آینده پزشكی قادر خواهد بود با تهیه رسانه دقیق تشخیصی كه توسط نانوكامپیوترها تفسیرخواهد شد و توسط ذخایر دارویی كه در دستگاه های بسیار ریز ساخته می شوند مصونیت نهانی را در مقابل بیماری ها برای انسان ایجاد كنند. این ربات ها ماشین های قابل برنامه ریزی هستند كه می توانند وظایف نامحدودی را در جهان فیزیكی انجام دهند،می توانند سطل آشغال را از منزل خارج كنند،ماشین شما را رنگ كنند یا یك ساختمان اداری بسازند و سپس پنجره های آن را بشویند یا یك لحظه همانند ربات ترمیناتور در فیلم آرنولد عمل كنند یا اینكه به شكل یك صندلی باغ در آیند [4] . اگر می خواهید فولاد بسازید ماشین های نانو را در یك محل اوراقی رها كرده بدون سوخت زغال سنگ جهت ذوب فلزات و برجای گذاشتن زباله این كار را انجام می دهند. ابعاد كارخانه ها در اندازه یك میز تحریر است كه قادر به تولید هر چیزی خواهند بود. احتمالاً در صبح كارخانه آخرین مدل طراحی شده ساعت را برایمان می سازد،بعداز ظهر ممكن است حافظه بیشتری برای رایانه امان بخواهیم كه كارخانه آن را خواهد ساخت و غروب برخی از جدیدترین ابزارهای نانوپزشكی را می سازد. با تغییر آرایش اتم های زغال سنگ می توانیم الماس بسازیم یا اگر آرایش ماسه (شن و سنگ) را تغییر داده و به آن مواد دیگری اضافه كنیم می توانیم تراشه های كامپیوتری بسازیم. می توانیم موادی بسازیم كه 80 تا 100 مرتبه محكم تر و سبك وزنتر از فولاد باشد و اتومبیل های شخصی بسیار امن،بی سرو صدا با كارایی بسیار بالا را طراحی كنیم كه می توانند به صورت عمودی در هوا پرواز كنند. همچنین پل ها و جاده ها توانایی احساس ترك و مرمت را دارا می باشند. (3)

 

وعده های نانوتكنولوژی در كشاورزی و تغذیه :

مولكول های پروتئین نوعی مولكول هستند كه در مواد خوراكی مانند سیب زمینی وجود دارند، درعصر نانوتكنولوژی این مولكول ها برای تولید مولكول های شبیه به خود اتم های موجوددرخاك ،آب و هواراجذب می كنندوسیب زمینی سازند،تولیدغذاهای مولكولی و خاتمه دادن به خشكسالی و قحطی، بطور نمایی ، همراه با دقت اتمی ، غذا می تواند از اتم های خام در همان نانو عمومی سنتز شود . استیك جوجه ویا بره نیم پز را خودمابه كمك مولكول ها و اتم ها بوجود می آوریم ، بدون آنكه حیوانی را ذبح كنیم (5) . بوجودآوردن گیاهان و حیواناتی كه نسل آنهامنقرض شده اند، همه نمونه هایی از وعده های نانوتكنولوژی می باشد (10). در آینده می توان ویژگی های مطلوب را از طریق مهندسی ژنتیك در مورد خوراكی جاسازی كرده وازاین طریق طعم غذاها را بهبود بخشید، هم چنین می توان مقاومت گیاهان رادربرابربیماری افزایش داد و عمرآن هارادرمحل كشت ومصرف ، طولانی تركردورشدآن هاراسریعترنمود وحتی درمحیط های نامساعدكاشت.تادر شوره زارها،باآب كمتریا آب و هوای سرذتررشدكنند. ماحتی توانایی تغییر شرایط آب وهوایی را خواهیم داشت و شاهدابداع درختانی خواهیم بودكه رشدآن هابهینه و ساختارشان برای كاربردهای ویژه ای همچون الوار،خمیركاغذ،میوه یا جداكننده های كربن(برای كاهش پدیده گرم شدن كره زمین)مناسب باشد.درنتیجه موادغذایی اصلاح شده به روش ژنتیك ، تغذیه را بهبود بخشیده ودرعین حال مصرف آفت كش ها و آب راكاهش می دهند.غذاهایی كه مصرف می كنیم روز به روز از حالت طبیعی خارج شده و مهندسی تر می شوند (6).نانوتكنولوژی بهروری كشاورزی را برای جمعیت های بالاتر میسر می كند.بازگرداندن 90% از زمین های زراعی به وضعیت طبیعی خود و به كارگیری گلخانه ها با كاركردبالاكه تقریباً 10% زمین های زراعی فعلی رامی پوشانند وجمعیت جهان را تغذیه می كنند ، فیزیكی دیگر از وعده های نانوتكنولوژی می باشد . درعصر نانو میلیون ها مایل مربع زمین به ساكنین بومی جهان برگردانده می شودو از انقراض ونابودی بیشتر جانوران وگونه های گیاهی جلوگیری می شود (9) . نانوتكنولوژی علمی جدید است كه می خواهد مضراتی كه علوم مصنوعی در عالم كنونی گذاشته را از بین برده واز راه طبیعی جهان را تبدیل به بهشت كند ، بطوری كه زندگی برای تمام مردم ازكودك تابزرگ لذت بخش وراحت شود (8) . انقلاب صنعتی برای اشخاص ساكن روی این سیاره این توانایی را ایجاد می كند . كه ازاین پس نیازی به بریدن درختان جنگل ها و فرستادن دودشان به هوا نشوند و این پیمان نانوتكنولوژی است . آیا شما چوب می خواهید ؟ كدام یك را ترجیح می دهید : چوب درخت ماهون ، ساج ، آلبالو ، چوب سخت وراه راه یا هرچیز خارجی دیگر هیچ مشكلی نیست ، فقط نرم افزار خود را برای چوب مورد دلخواه پاك كنید ومواد خام تغذیه ای را روشن كنید ودكمهGO را فشار دهید . (6)

 

نتایج وپیشنهادات :

1- نانوتكنولوژی ماراقادربه ساختن هر چیزی با كوچكترین مقیاس طولی ممكن ( اتم به اتم ، مولكول به مولكول ) با دقت وظرافت هرچه تمام تر می كند .

2- نانوتكنولوژی صدمات بوجود آمده از انقلاب صنعتی را جبران می كند .

3- نانوتكنولوژی پایان آلودگی ، بریدن جنگل ها ، گرسنگی وقحطی را ترسیم می نماید .

4- نانوتكنولوژی نوید كالاهای مصرفی بادوام ، جدید ، پرثمر ، ایمن تر ، ارزان ، فراوان ، انعطاف پذیر ، محیطی قابل تحمل ، آرامشی ثابت ، پیشرفتی سالم ، بهبودی مواد قبل از تبدیل شدن به مواد زائد ، سلامتی ، ثروت ودانش را می دهد .

5- نانوتكنولوژی بهره وری كشاورزی را برای جمعیت های بالاتر میسر می سازد .

6- سیب زمینی را با استفاده از اتم های گرد وغبار ، هوا و آب می توان تولید كرد .

7- استیك جوجه یا بره نیم پز را به كمك مولكول ها واتم ها بدون ذبح حیوان می توان تولید كرد .

8- تولید غذاهای مولكولی

9- بوجود آوردن گیاهان وحیواناتی كه نسل آنها منقرض شده اند .

10- بهبود طعم غذاها ، افزایش عمر مصرف آنها ومهندسی شدن غذاهای مصرفی

11- تولید انواع درختان مهندسی شده به كمك نرم افزار خود برای چوب مورد دلخواه

12- بازگرداندن 90 % از زمین های كشاورزی به وضعیت طبیعی واستفاده از 10 % از زمین های كشاورزی در قالب گلخانه هایی با عملكرد بالا وتغذیه جمعیت جهان

13- تغییر شرایط آب وهوایی جهان

14- نانوتكنولوژی روش زندگی مردم را بطوراساسی عوض می كند ورفتارهای مردم را به شدت تحت تاثیر این سیستم جدید قرار می دهد .

15- نانوتكنولوژی مضراتی كه علوم مصنوعی در عالم كنونی گذاشته را از بین برده واز راه طبیعی جهان را تبدیل به بهشت می كند .

16- پایان قحطی وگرسنگی را نانوتكنولوژی با ترسیم سیاره ای با درخت های مو سبز وزیبا ومیوه های كشاورزی كه خاك طبیعی وكامل ندارند ، ارائه می دهد .

17- در نانوتكنولوژی كامپیوتر های بسیار بزرگ وپیچیده می توانند به اندازه سلول بدن انسان ها ساخته شوند .

18- قراردادن اطلاعات انبوه در یك فضای بسیار كوچك مانند اطلاعات بزرگترین كتابخانه های دنیا در یك حبه قند .

19- جایگزین شدن نانوتكنولوژی با كارگر ، مدیریت وحتی خود كارخانه .

20- نانوتكنولوژی مهمترین كلید پتانسیل اقتصادی در قرن بیست ویكم است .

21- هرچیزی می تواند به شكل هر شی قابل تصور دیگری شكل بگیرد .

22- دیگر نیازی به شخم زدن هیچ مزرعه ای برای تهیه نان روزانه نیست .

23- در پایان اطمینان دارم كه تمام اتم ها ومولكول های هستی در هر تركیبی كه باشند وهر تغییری را كه بپذیرند ، اما ستایشگر خالق خود هستند و در آن تردیدی نیست .

 

 

منابع :

 

 

1. http: // www . nanozine . com / WHATNANO. HTM

2. Uracil as an Alternative to 5-Fluorocytosine in Addressable Protein Targeting

by : John A. Wendel and Steven S. Smith

3.http://www.foresight.org/EOC/EOC_Chapter_7.html

4.http://www.foresight.org/Nanomedicine/NanoMedFAQ.html

5.http://www..zyvex.com/nano

معرفی نانو تکنولوژی وکشاورزی(سایت جهاد کشاورزی) -

امروزه تحولات و پيشرفت‏هاي سريع علمي و فني انقلاب نويني را ايجاد نموده است كه دستاوردهاي بسيار گسترده آن تغييرات اساسي در جهان ايجاد مي‏نمايد. يكي از مولفه‏هاي اصلي اين انقلاب نانوتكنولوژي است كه افق‏هاي بالقوه اين فناوري نمايانگر تاثير بسيار عميق و حياتي آن بر آينده انسان است.

در حال حاضر همزمان با ورود كشورهاي صنعتي در عرصه فناوري و انجام فعاليت‏هاي وسيع در اين زمينه، كشورهاي در حال توسعه نيز براي همگام شدن با كشورهاي پيشرفته خود را براي ورود به اين عرصه از علم و فناوري آماده مي‏سازند. نانوتكنولوژي در بخش كشاورزي نيز از جايگاه ويژه‏اي در جهان برخوردار است بگونه‏اي كه سرمايه‏گذاري در زمينه نانوتكنولوژي در بخش كشاورزي آمريكا در سال 2004 از افزايش نهصد (900) درصدي نسبت به سال 2003 برخوردار بوده است.

در كشور ما نيز از مدتي پيش فعاليت‏هايي در اين زمينه آغاز شده است و در همين راستا وزارت جهاد كشاورزي با همكاري دفتر همكاري‏هاي فناوري رياست جمهوري، همگام با تعدادي از وزارتخانه‏ها و دستگاههاي اجرايي كشور اقدام به زمينه‏‎سازي و فعاليت در اين مقوله نموده است كه از آن جمله تشكيل كميته نانوتكنولوژي وزارت جهاد كشاورزي در سال 81 با حضور نمايندگان موسسات تحقيقاتي ذيربط و معاونت‏هاي محترم اين وزارتخانه‏ مي¬باشد.

ضرورت ورود وزارت كشاورزي به عرصه نانوتكنولوژي

با توجه به كاربردهاي وسيع نانوتكنولوژي در بخش كشاورزي و تاثير تحولات ناشي از آن در توسعه اين بخش كه به مواردي از آن در جدول 1 اشاره مي‏شود، طبعاً ضروري است كه وزارت كشاورزي نيز توجه كافي به اين فناوري مبذول دارد.

جدول 1: مثالهايي از اهميت نانوتكنولوژي در بخش كشاورزي

شاخه نانوتكنولوژي مثالهايي از كاربرد

 نانوپودرها استفاده در صنايع مختلف از جمله داروسازي و مكمل‏هاي خوراكي انسان و دام با مواد موثره و سرعت جذب بالاتر

 نانو ساختارهاي زيستي استفاده از ذرات طلا ‎آغشته شده به DNA جهت انتقال ژن به منظور اصلاح نباتات

 نانو حسگرهاي زيستي براي تشخيص بسيار تعيين و كارآمد عوامل بيماريزا و آلوده كننده

 نانو فيلترها جداسازي مواد (آلاينده يا غذايي) با اندازه‏هاي نانو از محلول ها

 نانو تراشه‏هاي زيستي آناليز هم زمان ده‏ها هزار ژن بر روي يك اسلايد به ابعاد چند ميلي‏متر

 نانو كامپوزيتها استفاده در بسته‏بندي مواد غذايي (biopackaging) و تشخيص فساد مواد غذايي از روي شكل و رنگ بسته‏بندي

 ريز مغزها پروبيوتيك‏ها و پري بيوتيك‏ها در علوم دام

 نانوكپسول‏ها كاهش افزودنيهاي مواد غذايي و تنظيم هوشمند عطر و طعم در مواد غذايي

 نانو ابزارها براي تحويل هوشمند تيمارها انتقال هوشمند كود، سم يا علف‏كش در نقاط مختلف خاك يا گياه و انتقال هوشمند دارو يا واكسن به انسان و حيوان

 نانو ابزارهاي زيست مولكولي انتقال هوشمند ژن و ژن درماني

فناوری نانو وکشاورزی

فناوري نانو هيچ زمينه علمي را به حال خود رها نکرده است . علوم کشاورزي نيز از اين قاعده جدا نيستند .تا به حال کاربردهاي متعددي از فناوري نانو در کشاورزي ، صنايع غذايي و علوم دامي مطرح شده است.

رابطه ميان فناوري نانو وعلوم کشاورزي در زمينه هاي زير قابل بررسي است :

1- نياز به امنيت در کشاورزي و سيستم هاي تغذيه اي

2- ايجاد سيستم هاي هوشمند براي پيشگيري و درمان بيماريهاي گياهي

3- خلق وسايل جديد براي پيشرفت در تحقيقات بيولوژي و سلولي

4- بازيافت ضايعات حاصل از محصولات کشاورزي

 

از بين تدابير موجود در مديريت آفات کشاورزي استفاده از آفت کش ها و سموم سريعترين و ارزان ترين روش براي واکنش به يک وضيت اضطراري است .

روش هاي کنترل زيستي در حال حاضر بسيار هزينه بر هستند . در اين روش ها کنترل آفت از طريق يکي از دشمنان طبيعي آن آفت صورت مي گيرد . امروزه مصرف بي رويه آفت کش ها مشکلات زيادي را ايجاد کرده اند اين مشکلات شامل اثرات سوء بر سلامت انسان ( ايجاد مسموميت هاي حاد يا بيماري هاي مزمن ) ، تاثير اين مواد بر حشرات گرده افشان و حيوانات اهلي مزارع و همچنين ورود اين مواد به آب و خاک و تاثير مستقيم وغير مستقيم آن در اين نظام هاي زيستي مي باشد .

مصرف بي رويه آفت کش ها محصولات کشاورزي را نيز به منبع ذخيره سم تبديل مي کند

مهمترين سوال در زمينه استفاده از آفت کش ها اين است که :چقدر از اين سموم استفاده کنيم ؟(مقاله از نانو کلوب)

 

 

 

 

استفاده از داروهاي (سموم) هوشمند در ابعاد نانو مي تواند راه حل مناسبي باشد . اين داروها که قابليت حرکت در گياه را دارند در بسته هايي که حاوي نشاني خاصي هستند قرار ميگيرند .برچسب نشاني يک کد مولکولي است که بر روي بسته نصب شده و به بسته اجازه ميدهد که به بخشي از گياه که مورد حمله عامل بيماري يا آفت قرار گرفته تحويل داده شود . اين ناقلين در ابعاد نانو همچنين داراي خود تنظيمي نيز مي باشند به اين معني که دارو فقط به ميزان لازم به بافت گياهي تحويل داده مي شود .

دقت در رديابي بافت هدف و ميزان اندک اما موثر دارو باعث مي شود استفاده از سموم در کشاورزي به حداقل برسد .

همه ما ميدانيم که پيشگيري بر درمان مقدم است . بيماري هاي گياهي نيز از روي علائمي مانند تغيير رنگ يا تغيير شکل اندام ها شناسايي مي شوند ولي مسئله اينجاست که اين علائم مدتها پس از ورود عامل بيماري به بافت گياه بروز پيدا مي کنند به همين خاطر با سريعترين اقدام ها براي جلوگيري از شيوع بيماري باز هم مقداري از محصول از بين مي رود . در نتيجه نياز به ابزاري که به کمک آن بتوان در همان مراحل ابتدايي ورود عامل بيماري، آن را کنترل و مهار کرد بسيار ضروري به نظر ميرسد.

نانو حسگرهاي زيستي ابزارهايي هستند که که از تلفيق ابزارهاي شيميايي ، فيزيکي و زيستي بدست آمده اند.

 

 

تصوير ورود يک نانوحسگر زيستي به درون يک سلول

 

اين حسگرها شامل ترکيبات زيستي مانند يک سلول ، آنزيم و يا آنتي بادي متصل به يک مبدل انرژي هستند و قادرند که تغييرات ايجاد شده در مولکول هاي اطراف خود را گزارش دهند . اين گزارش ها توسط سيگنالهايي که مبدل انرژي به تناسب با مقدار آلودگي توليد ميکند دريافت مي شوند. بنابراين اگر تجمع زيادي از عامل بيماري در اطراف اين حسگرها وجود داشته باشد سيگنال هاي قوي فرستاده مي شوند . ارزيابي حضور آلاينده ها در محيط توسط حسگرها در چند دقيقه ميسر است اما با استفاده از روش هاي رايج حداقل 48 ساعت زمان براي تشخيص نياز است .

استفاده از نانوحسگرهاي زيستي در بسته هاي غذايي نيز کاربرد که در صورت شروع فساد مواد غذايي مي توانند هشدار دهنده باشند .

 

 

 

از ديگر کاربردهاي فناوري نانو در صنايع غذايي ايجاد پلاستيک هاي جديد در صنعت بسته بندي مواد غذايي است . در توليد اين پلاستيک ها از فناوري نانو ذرات استفاده شده است . اکسيژن مسئله سازترين عامل در بسته بندي مواد غذايي است زيرا اين عنصر باعث فساد چربي مواد غذايي و همچنين تغيير رنگ آنها ميشود . در اين پلاستيک جديد نانوذرات به صورت زيگزاگ قرار گرفته اند و مانند سدي مانع از نفوذ اکسيژن مي شوند .

به بيان ديگر مسيري که گاز بايد براي ورود به بسته طي کند طولاني مي شود . به همين خاطر مواد غذايي در اين بسته ها تازگي خود را بيشتر حفظ مي کنند .

 

با طولاني کردن مسير حرکت مولکولهاي اکسيژن، مواد غذايي ديرتر فاسد مي شوند.

 

فناوري نانو با استفاده از فرايندهاي طبيعي زيستي ، شيميايي و فيزيکي در بازيافت مواد باقيمانده از محصولات کشاورزي و تبديل آنها به انرژي و يا مواد شيميايي صنعتي نيز نقش دارد . به طور مثال از زمان برداشت پنبه تا توليد پارچه بيش از 25 % الياف به ضايعات تبديل مي شوند . در دانشگاه کرنل در آمريکا روشي تحت عنوان «ريسندگي الکتريکي» ابداع شده که با استفاده از اين روش از ضايعات پنبه محصولاتي مانند کلافهاي پنبه و نخ البته با کيفيت پايين تر توليد ميکنند . دانشمندان علوم پليمر از اين روش براي توليد نانو فيبرها از سلولز که 90% الياف پنبه را تشکيل مي دهد استفاده کرده اند و اليافي کمتر از 100 نانومتر توليد کرده اند که 1000 بار کوچکتر از الياف فعلي است .

 

 

 

يکي از کاربردهايي که براي اين الياف ريز سلولزي بيان شده جذب آفت کش ها و کودهاي شيميايي از محيط براي جلوگيري از ورود آنها به اکوسيستم و رها کردن مجدد اين مواد در محيط در مواقع مورد نياز است .

 

از ديگر محصولات فناوري نانو ، نانو کاتاليزورها هستند که قابليت تبديل روغن هاي گياهي به سوخت را جهت ايجاد منابع جديد انرژي دارند .

 

پيشرفت در زمينه علوم گياهي ، کشاورزي و صنايع غذايي رابطه مستقيمي با پيشرفت در تحقيقات زيست شناسي سلولي و مولکولي دارد . توليد ابزارهاي جديد تحول شگرفي در تحقيقات سلولي و مولکولي ايجاد کرده است . امروزه ميکروسکوپ هايي که قابليت ايجاد مشاهده در مقياس نانو را دارند در توسعه علوم زيستي نقش مهمي را ايفا مي کنند.

کاربرد هورمون سایتوکیتین در باغبانی

· افزایش شاخه زایی: استفاده از این هورمون در اوایل تابستان می‌تواند باعث شاخه زایی شود.

· افزایش طول میوه‌های سیب: اگر سیبها با این هورمون از 10 روز بعد از اینکه گلها باز شدند هورمون پاشی شوند طول میوه‌های سیب درازتر خواهد شد.

· افزایش جوانه زنی بذرها :اگر بذرها یک روز در محلول سایتوکینین خیس بخورند جوانه زنی افزایش می‌یابد.

· افزایش گیاهانی مانند گل داوودی و گل میخک از طریق کشت بافت به کمک این هورمون انجام می‌گیرد.

· استفاده از هورمون سایتوکینین موجب افزایش طول عمر گلهای بریده و سبزیهای برگی در مرحله بعد از برداشت می‌شود.

· کاهش ریشه دهی : محلول پاشی با سایتوکینین بر روی برگها نسبت رشد ریشه به شاخه را کاهش می‌دهد در حالی که کاربرد آن روی ریشه این نسبت رشد را افزایش می‌دهد.

· با محلول پاشی سایتوکینین می‌توان شاخه دهی با زاویه باز را بوجود آورد.

· سرمادهی ریشه‌های درختانی که در معرض سرما قرار نگرفته‌اند : مصرف سایتوکینین می‌تواند جایگزین سرمای مورد نیاز درختانی باشد که ریشه‌هایشان در معرض سرما قرار نگرفته‌اند.

· سایتوکینین رشد اولیه تخمدان را در میوه‌ها باعث می‌شود.

· سایتوکینین‌ها در افزایش پر پشت کردن گیاهان در برابر گرما موثر هستند.

· ریزش میوه‌ها در نهالهای جابجا شده به علت کمبود سایتوکینین است.

· از سایتوکینین‌ها برای بوجود آوردن جوانه‌های اتفاقی روی شاخه‌های درختان میوه و همچنین تبدیل پیچک به خوشه در درخت انگور استفاده می‌شود.

· سایتوکینین دوره نونهالی(صغیری) را در نهالهای درختان میوه کوتاه می‌کند.

o سایتوکینین‌ها فعالیت جوانه‌های جانبی را در شاخه‌ها افزایش داده و موجب ایجاد شاخه‌های فرعی در درختان میوه شده و غالبیت جوانه انتهایی را می‌شکند و موجب کاهش رشد طولی شاخه می‌شود.

· هورمون سایتوکینین رقابت بین رشد مریستم انتهایی شاخه و رشد میوه را می‌شکند و باعث رشد بهتر میوه‌های می‌شود

· شکستن دوره خواب بذور: انواع مختلف سایتوکینین‌ها در شکستن دوره خواب تعدادی از بذرهایی که به نور هم حساس نیستند، موثر هستند.

· هورمون سایتوکینین در حرکت بخشیدن مواد غذایی موثر است بطوری که این ماده به عضوهای مانند میوه‌ها و برگها و غده‌های جوان که خود تولید کننده هورمون هستند، انتقال می‌یابد.

 

نقش سایتوکینین‌ها در گیاه

 

· هورمون سایتوکینین تقسیم سلولی را در گیاه تحریک می‌کند.

· سایتوکینین‌ها در طویل شدن سلول و بزرگ شدن آن و رشد تاثیر می‌گذارد.

· تشکیل ریشه: سایتوکینین با غلظت زیاد از تشکیل ریشه جلوگیری می‌کند و با غلظت خیلی کم به تشکیل ریشه کمک می‌کند.

· پیری و دیررسی: این هورمون پیری را در برگها به تاخیر می‌اندازد و از ریزش گلها و برگها و میوه‌ها جلوگیری می‌کند.

· پارتنوکارپی (میوه بدون دانه): این هورمون در ایجاد پارتنوکارپی میوه موثر است مانند انجیر.

· تاثیر در گلدهی: سایتوکینین موجب افزایش گلدهی در گیاهان روز کوتاه در شرایط روز بلند و بر عکس می‌شود.

 

منبع: اصول باغبانی- دکترمرتضی خوشخوی، دکتربیژن شیبانی، دکترایرج روحانی، دکترعنایت ا... تفضلی. انتشارات دانشگاه شیراز

هورمون های گیاهی :

مقدمه:

عوامل بیرونی و درونی در رشد گیاهان موثرند از مهمترین عوامل درونی ، هورمونها و از مهمترین عوامل بیرونی نور و دما را می‌توان نام برد. هورمونها عهده‌دار تنظیم و هماهنگی فرآیندهایی هستند که در نقاط مختلف پیکر گیاهان صورت می‌گیرند. این مواد از ترکیبات آلی هستند که در بافتهای ویژه‌ای ساخته می‌شوند و مستقیما از یاخته‌ای به یاخته دیگر و یا از طریق آوندها در سراسر گیاه انتقال می‌یابند و در محل هدف تاثیر می‌گذارند. بعضی از هورمونها نیز اثر بازدارندگی دارند. بطور کلی رشد و نمو طبیعی یک گیاه ، بیشتر توسط اعمال متقابل هورمونهای تحریککننده و بازدارنده تنظیم می‌شود. بعضی از هورمونهای گیاهی محرک رشد هستند، در حالی که هورمونهای دیگری همین فرآیندها را کند می‌کنند یا به تاخیر می‌اندازند.

 

انواع هورمونهای گیاهی....

 

اکسین:

 

فراوانترین اکسین طبیعی اسید اندول استیک است. مناطقی از گیاه که فعالیتهای رشد و نمو درآنها شدید است معمولا بیشترین مقدار اکسین را تولید میکنند. بدین ترتیب مریستمهای مختلف از جمله مریستم نوک ساقه، مریستم نوک ریشه و کامبیومها سرشار از اکسین هستند. اکسینها علاوه بر تاثیری که در افزایش طول یاخته دارند، در کنترل ریزش پاییزی برگها و میوه‌ها، جلوگیری از رشد ریشه‌های نابجا، رشد گل و میوه در بسیاری گیاهان دخالت می‌کنند. این هورمون به مقدار کم برای رشد ریشه لازم است و افزایش جزئی آن از رشد ریشه جلوگیری می‌کند. اکسین سبب نسخه برداری RNA از DNA و در نتیجه افزایش سنتز پروتئین می‌شود. در بسیاری از دو لپه‌ایها رشد جوانه‌های جانبی به وسیله اکسین متوقف می‌شود. اکسین همچنین در بازدارندگی فعالیت فصلی کامبیوم آوندی و نمو چوب پسین نقش دارد.

 

جیبرلین:

 

پژوهشگران ژاپنی هنگام پژوهش بر روی نوعی بیماری قارچی برنج که باعث دراز شدن غیر طبیعی گیاه نورسته می‌شود جیبرلینها را کشف کردند. این قارچ ماده‌ای به نام جیبرلین A را ترشح می‌کند که وقتی آن را روی بوته‌های سالم برنج بپاشند، در آنها هم نشانه چنین بیماری مشاهده می‌شود. جیبرلین A مخلوطی از شش نوع ترکیب شیمیایی کاملا متمایز است. تاکنون در حدود 84 نوع جیبرلین متفاوت بطور طبیعی در گیاهان شناخته شده‌اند. مهمترین اثر جیبرلینها در افزایش طول ساقه‌ها است. جیبرلینها همچنین سبب تمایز یاخته‌ای می‌شوند. در گیاهان چوبی ، جیبرلینها سبب تحریک کامبیوم آوندی جهت تولید آبکش پسین می‌شوند. بطور کلی تمام جنبه‌های مختلف رشد و نمو در گیاهان از رویش دانه تا تشکیل میوه می‌توانند تحت تاثیر جیبرلینها قرار بگیرند. اثر تحریک کنندگی جیبرلین در رشد ساقه ، بویژه در ساقه‌های گیاهان طوقه‌ای ، با افزایش ابعاد یاخته و تعداد آن آشکار می‌شود. جیبرلینها به مقادیر مختلف در همه بخشهای گیاه وجود دارند. ولی بیشترین مقدار آنها در دانه‌های نارس دیده شده است. بطور کلی رویش دانه در نتیجه تغییر واکنشهای متابولیسمی از صورت کاتابولیسمی به آنابولیسمی حاصل می‌شوند و جیبرلین باعث افزایش فعالیت و یا سنتز گروه ویژه‌ای از آنزیمها می‌گردد که متابولیسم قطعات 2 کربنی را تغییر داده موجبات سنتز ترکیبات حد واسط را فراهم می‌آورد.

 

سیتوکینین:

 

سیتوکینینها شامل گروهی از ترکیبات محرک رشد هستند که فرآیند تقسیم را در یاخته‌ها تحریک می‌کنند. سیتوکینینها در تمام مراحل رشد گیاهان دارای نقش هستند این ترکیبات بر روی متابولیسم از جمله فعالیت آنزیمها و بیوسنتز مراحل رشد تاثیر می‌گذارند و همچنین در ظهور اندامکها و انتقال مواد غذایی در گیاهان موثر بود و مقاومت گیاه را نسبت به عواملی مانند پیری ، آلودگیهای ویروسی و علفکشها و همچنین دمای پایین افزایش می‌دهند. سیتوکینینها ابتدا در شیر نارگیل که آندوسپرم مایع است پیدا شدند. اگر به محیط کشت بافت ساقه تنباکو سیتوکینین اضافه شود یاخته‌های غول پیکر بوجود می‌آیند یعنی سیتوکینین باعث بزرگ شدن یاخته‌ها می‌شود. سیتوکینین مصنوعی که بیشتر در تحقیقات بکار می‌رود، کینتین نام دارد. مجموع کینتین و اسید اندول استیک سبب تسریع تقسیم یاخته‌ای و در نتیجه تولید یاخته‌های بیشمار می‌شود. سیتوکینینها در چیرگی راسی (تسلط انتهایی) دخالت دارند با وارد کردن این هورمون در محل جوانه‌ها از رشدشان جلوگیری می‌شود. نقش دیگر سیتوکینینها جلوگیری از پیری برگهاست.

 

اتیلن:

 

اتیلن از لحاظ آن که به حالت گاز است یک هورمون غیر معمولی است. در اوایل قرن نوزدهم، پرورش دهندگان میوه کوشیدند تا رنگ و طعم مرکبات را با قرار دادن آنها در اتاقی که با بخاری زغال سنگی گرم می‌شد مرغوبتر کنند. مدتها تصور می‌شد که گرما سبب رسیدن میوه می‌شود. سپس پژوهشهای فراوان نشان داد که در حقیقت فرآورده‌های کروسن سبب رسیدن میوه ها می‌شوند. از بین این فرآورده‌ها، گاز اتیلن، گاز بسیار فعال تشخیص داده شد. به دنبال آن دانسته شد که اتیلن بوسیله گیاهان هم تولید می‌شود. این گاز قبل از رسیدن میوه‌ها در گیاه تولید می‌شود و مسئول تغییرات رنگ، بافت و ترکیبات شیمیایی هنگام رسیدن آنهاست. اکسین در تراکم معین سبب تولید مقدار زیادی اتیلن در گیاه می‌شود. هنگامی که پیری برگ آغاز می‌شود اتیلن تنظیم کننده اصلی ریزش برگ است این گاز سبب تسریع در سنتز آنزیم سلولاز و آزاد شدن آن می‌شود. این آنزیم دیواره‌های یاخته را از بین می‌برد. اگر پیش از آغاز پیری برگ اکسین به آن اضافه شود، از پیری برگ جلوگیری می‌گردد. ولی پس از تشکیل لایه ریزش، اکسین ریزش برگ را با تحریک تولید اتیلن، تسریعمی‌کند.

 

اسید آبسیسیک

 

این هورمون سبب خواب گیاه می‌شود. آغشته کردن جوانه‌های رویشی به اسید آبسیسیک آنها را به جوانه‌های زمستانی تبدیل می‌کند. بدین ترتیب که این اسید بیرونی‌ترین برگهای مریستمی را به پولک مبدل می‌سازد. این هورمون در دانه‌های بسیاری از گونه‌های گیاهی وجود دارد و سبب خواب دانه می‌شود. اسید ابسیسیک سبب بسته شدن روزنه‌ها به هنگام کم آبی می‌شود تا از تعرق جلوگیری کند. بدین سبب این هورمون به عنوان محافظ گیاه در مقابل شرایط نامساعد محیطی شناخته شده است. اسید ابسیسیک همچنین از تاثیر جیبرلین بر تولید جوانه‌ها جلوگیری می‌کند و این بازدارندگی بوسیله سیتوکینین برگشت پذیر است. اسید ابسیسیک علاوه بر تاثیر بر خواب جوانه و دانه و جداشدن برگ و میوه از گیاه بر رشد گیاه و تشکیل گل نیز اثر بازدارنده و یا گاهی محرک دارد. این ماده بر رشد قسمتهای مختلف بسیاری از گیاهان اثر بازدارنده دارد و اثر ترکیبات طبیعی محرک رشد را خنثی می‌کند.



کاربرد بیوتکنولوژی در باغبانی

با افزایش جمعیت در دنیا، نیاز به افزایش تولید میوه و سبزى نیز به همان نسبت وجود دارد. چگونه مى توان این نسبت را متوازن نمود و تولیدات باغبانى را با افزایش جمعیت، افزایش داد؟ تکنیک هاى سنتى به نژادى گیاهان، پیشرفت هاى قابل توجهى را در اصلاح ارقام با پتانسیل بالا به وجود آورده اند ولى این تکنیک ها قادر نیستند میزان تولید میوه ها و سبزى ها را نسبت به افزایش تقاضا براى این محصولات در کشورهاى در حال توسعه بالا ببرند. لذا یک نیاز فورى به استفاده از بیوتکنولوژى براى سرعت دادن به توسعه برنامه هاى اجرایى احساس مى شود. ابزارهاى بیوتکنولوژى در تمام برنامه هاى به نژادى محصولات باغبانى با اصلاح ارقام جدید گیاهى، مهیا نمودن مواد مناسب کشت، حشره کش هاى انتخابى موثرتر و کودهایى با کارایى بالاتر، مورد استفاده و نیاز هستند. اکثر میوه ها و سبزى هاى موجود در بازار کشورهاى توسعه یافته، به صورت ژنتیکى دستکارى شده اند. بیوتکنولوژى مدرن، طیف وسیعى از موجودات زنده یا مواد حاصل از میکروارگانیسم ها را در ساختن یا تغییر یک فرآورده جهت اصلاح گیاهان یا حیوانات و یا اصلاح میکروارگانیسم هایى براى کاربردهاى خاص در بر گرفته و مورد استفاده قرار مى دهد. بیوتکنولوژى یک جنبه جدیدى از بیولوژى و علوم کشاورزى است که ابزار و راهکارهاى جدیدى را بر حل مشکلات متفرقه تولید غذا در دنیا مهیا مى سازد. عمده ترین کاربردهاى بیوتکنولوژى جهت اصلاح و بهبود محصولات باغبانى عبارتند از:۱- کشت بافت. ۲- مهندسى ژنتیک. ۳- شناساگرهاى مولکولى. ۴- مارکرهاى مولکولى. ۵- تولید و توسعه میکروب هاى مفید

 

 

 • کشت بافت یکى از کاربردهاى وسیع بیوتکنولوژى در زمینه کشت بافت، به ویژه ریز ازدیادى است. این تکنیک یکى از مهمترین تکنیک هاى مورد استفاده براى ازدیاد غیرجنسى سریع گیاهان در درون شیشه (In vitro) به حساب مى آید. تکنیک کشت بافت از نظر زمان و فضاى مورد استفاده براى تولید انبوهى از گیاهان عارى از بیمارى بسیار مقرون به صرفه است. همچنین انتقال منابع با ارزش گیاهى (ژرم پلاسم) از نواحى بومى گیاهان به اقصى نقاط دنیا با کشت بافت میسر و تسهیل شده است. این در حالى است که روش سنتى قادر به پاسخگویى و تامین مواد گیاهى مورد نیاز جهت تقاضاهاى موجود نیست. تولید گیاهان عارى از ویروس با تکنیک کشت مریستم (نقاط رشدى در نوک ساقه و ریشه گیاهان) در اکثر محصولات باغبانى امکان پذیر شده است. تکنیک نجات جنین (رویان) یکى دیگر از کاربردهاى کشت بافت است که به نژادگران گیاهى را ساخته است تا از سقط جنین هاى گیاهى در اثر عوامل مختلف پیشگیرى نمایند. کشت جنین هاى نجات یافته در مراحل مناسب نمو، مى تواند مشکل ناسازگارى پس از تشکیل تخم را حل نماید. این تکنیک در گونه هاى باغبانى مشکل دار بسیار موثر بوده است. اکثر گونه هاى بقولات مناطق خشک به طور موفقیت آمیزى از طریق کشت لپه ها، محور زیرلپه اى (هیپوکوتیل)، برگ، تخمدان، پروتوپلاست، دمبرگ، ریشه، بساک و... باززایى مى شوند. تولید گیاهان هاپلوئید (n _ کروموزومى) از طریق کشت گرده یا بساک یکى از کاربردهاى مهم کشت بافت در به نژادى گیاهان است. این تکنیک بسیار سریع بوده و از نظر اقتصادى غیرمقرون به صرفه است. هموزیگوتى کامل نتایج به گزینش فنوتیپ ها براساس خصوصیات کمى و کیفى توارث یافته کمک مى کند و باعث تسهیل در به نژادى، ایزولاسیون موفق، کشت و ترکیب پروتوپلاست هاى گیاهى مى شود و در انتقال نر عقیمى سیتوپلاسمى جهت دستیابى به گیاهان هیبریدقوى، از طریق ترکیب میتوکندریایى بسیار مفید و موثر است و کارایى زیادى در انتقال ژنتیکى در گیاهان دارد. حفاظت درون شیشه اى ژرم پلاسم ها در محیط هاى کشت آماده و روش هاى جایگزین جهت غلبه بر مشکلات مدیریتى منابع ژنتیکى در محصولاتى که به طور غیرجنسى تکثیر مى شوند و گیاهانى که هتروزیگوتى بالایى دارند و ذخیره بذر مناسبى ندارند، از اهمیت زیادى برخوردار شده است. در برخى از محصولات خاص، حفاظت درون شیشه اى، راحت و بسیار موثر است. این تکنیک ها به طور موفقیت آمیزى در مورد محصولات باغبانى به کار گرفته شده و در مراکز مختلف جمع آورى ژرم پلاسم، شناخته شده هستند. ژرم پلاسم درون شیشه اى همچنین تبادل مواد گیاهى عارى از آفت و بیمارى را تضمین نموده و به قرنطینه بهتر آنها کمک مى کند.به نژادگران گیاهى به طور ممتد در حال تحقیق بر روى تغییرات ژنتیکى جدیدى هستند که کارآیى بالایى در اصلاح ارقام جدید دارند. برخى از گیاهان باززایى شدند. از طریق کشت بافت، اغلب تنوع فنوتیپى غیرمعمول و جدیدى را نسبت به فنوتیپ گیاه اصلى و مادرى از خود نشان مى دهند. چنین تنوعى را، تغییرات سوماکلونال (Somaclonal) مى نامند که مى تواند قابل توارث و تثبیت باشد و در نسل بعدى دیده شود. همچنین، تغییرات ممکن است اپى ژنتیکى باشند و در تولید مثل جنسى (ازدیاد جنسى) دیده نشوند. تغییرات قابل توارث براى به نژادگرهاى گیاهى بسیار مفید هستند.

 

 

 • مهندسى ژنتیک در گیاهان مهندسى ژنتیک در سه مرحله اصلى زیر دخالت دارد: ۱- شناسایى و جدا کردن ژن هاى مطلوب براى انتقال. ۲- سیستم رهاسازى جهت وارد کردن ژن مطلوب به داخل سلول هاى پذیرنده. ۳- بیان اطلاعات ژنتیکى جدید در سلول هاى پذیرنده. با استفاده از تکنیک هاى مهندسى ژنتیک، ژن هاى مفید زیادى به داخل گیاهان وارد شده و باعث توسعه گیاهان تغییر یافته ژنتیکى (گیاهان تراریخته) گردیده است. در این گیاهان DNA خارجى به طور ثابت الحاق یافته و فرآورده ژنى مناسبى را باعث مى شود. گیاهان تراریخته وسعتى در حدود ۶/۵۲ میلیون هکتار را در کشورهاى صنعتى و در حال توسعه تا سال ۲۰۰۱ به خود اختصاص داده اند. ژن ها براى دستیابى به خصوصیات مفید زیر به داخل محصولات گیاهى وارد مى شوند. مقاومت به علف کش ها: گیاهان تراریخته مقاوم به علف کش ها این امکان را براى کشاورزان به وجود آورده اند که بدون صدمه به گیاه اصلى، جهت از بین بردن علف هاى هرز از علف کش هاى مختلف استفاده کنند. اکثر گیاهان مقاوم به علف کش ها در گیاهانى نظیر گوجه فرنگى، توتون، سیب زمینى، سویا، کتان، ذرت، خردل روغنى، اطلسى و امثال آن به وجود آمده اند. گلیفوسات (Glyphosate) یکى از قوى ترین علف کش هایى است که براى طیف وسیعى از گیاهان با نام تجارى رانداپ (Round up) در حال استفاده است. گلیفوسات با بلوکه کردن یک آنزیم ۵-انول پروویل شیکیمات -۳-فسفات سنتاز (EPSPS) که در بیوسنتز اسیدهاى آمینه حلقوى نظیر تیروزین، فنیل آلانین و تریپتوفان نقش دارد، منجر به از بین رفتن علف هاى هرز مى شود. اسیدهاى آمینه مواد سازنده پروتئین ها هستند. گیاهان تراریخته مقاوم به گلیفوسات که حاوى ژن EPSPS هستند به مقادیر زیادى آنزیم مورد نظر را تولید کرده و در برابر اثرات گلیفوسات از خود مقاومت نشان مى دهند. قابل ذکر است که این علف کش یک علف کش عمومى است و تمام گیاهان را از بین مى برد. تعدادى از آنزیم هاى سم زدا در گیاهان و میکروب ها شناسایى شده اند از جمله آنزیم گلوتاتیون _ اس _ ترانسفور (GST) در ذرت و گیاهان دیگر، اثرات سمى علف کش بروموکسینیل (Bromoxynil) را خنثى مى کند و همچنین آنزیم فسفینوتریسین استیل ترانفسفراز (pat) که اثرات سمى علف کش PPT (ال _ فسفینوتریسین) را خنثى مى کند. با گرفتن ژن ban از klebsiella و ژن bar از قارچ هاى استرپتومیست (Strepotomyces) و انتقال آنها به سیب زمینى، چغندر قند، سویا، کتان و ذرت، گیاهان تراریخته اى حاصل شده اند که به علف کش ها مقاوم اند. گیاهان تراریخته، زحمت و هزینه مبارزه با علف هاى هرز را براى کشاورز کاهش داده و باعث افزایش عملکرد محصول مى گردند. مهندسى مقاومت به پاتوژن ها (عوامل بیمارى زا): ویروس ها مهم ترین و خطرناک ترین عوامل بیمارى زاى گیاهى بوده که به طور قابل توجهى عملکرد محصولات باغبانى را کاهش مى دهند. راهکارهایى با استفاده از پوشش پروتئینى ویروس ها و RNA ماهواره اى جهت کنترل آلودگى هاى ویروسى به کار گرفته شده است. ویروس ها موجودات ذره بینى متشکل از اسیدهاى نوکلئوئیک (RNA DNA) هستند که در یک پوشش پروتئینى محصور بوده و قادر به تکثیر زیاد در داخل سلول میزبان هستند. استفاده از پوشش پروتئینى ویروس به عنوان یک عامل قابل تغییر جهت تولید گیاهان مقاوم به ویروس یکى از دستاوردهاى مهم بیوتکنولوژى گیاهى است. ژن مسئول ساخت پوشش پروتئینى از ویروس موزائیک توتون (TMV) به عنوان یک ویروس با RNA رشته اى مثبت به گیاه توتون انتقال داده شده و آن را مقاوم به ویروس TMV کرده است. استفاده از ژن مقاوم به پروتئین nucelocapsid در گیاهانى نظیر گوجه فرنگى، توتون، کاهو، بادام زمینى، فلفل و گل هاى زینتى مانند حنا، گل ابرى و داوودى جهت مقاومت به ویروس لکه پژمردگى گوجه فرنگى معرفى شده است. استفاده از RNA ماهواره اى (SATRNA) برخى گیاهان تراریخته را به ویروس موزائیک خیار (CMV) مقاوم کرده است. گیاهان تراریخته مقاومى نیز در برابر ویروس موزائیک یونجه، ویروس x سیب زمینى، ویروس تانگروى برنج، ویروس جغ جغى توتون و ویروس لکه حلقوى خربزه درختى (پاپایا) به وجود آمده اند. در دهه اخیر، ژن هاى مقاومى در شناسایى پاتوژن هاى بیمارى زا معرفى و کلون شده اند. همچنین برخى از مسیرهاى مشخصى که آلودگى پاتوژنى را دنبال مى کنند، مورد شناسایى قرار گرفته اند. برخى ترکیبات ضدقارچ در گیاهان مقاوم به آلودگى هاى قارچى شناسایى و ساخته شده است. راهکارهاى مناسبى جهت توسعه مقاومت به قارچ ها با تولید گیاهان تراریخته حاوى مولکول هاى ضدقارچ نظیر پروتئین ها و سموم توسعه یافته است. ژن کیتیناز (Chitinase) گرفته شده از لوبیا، مقاومت زیادى به بیمارى قارچى Rhizoctonia solani در توتون و شلغم به وجود آورده است. همچنین این ژن که از باکترى خاکزى Serratia marcescens گرفته شده است در گیاه توتون، مقاومت به بیمارى قارچى Altenaria longipes که باعث بیمارى لکه قهوه اى مى شود را ایجاد کرده است. ژن استیل ترانسفراز در توتون، مقاومت به بیمارى باکتریایى Pseudomonas Syringea را باعث شده است. مقاومت به تنش ها: برخى از ژن ها مسئول ایجاد مقاومت در برابر تنش هایى همچون گرما، سرما، شورى، عناصر سنگین و هورمون هایى گیاهى هستند. مطالعاتى نیز در مورد متابولیت هاى نظیر پروتئین ها و بتائین ها انجام گرفته است که نشان داده اند در مقاومت به تنش ها دخالت دارند. مقاومت به سرمازدگى در توتون با داخل کردن ژن مسئول سنتز آنزیم گلیسرول، فسفات، آسیل، ترانسفراز ایجاد شده است که این ژن از Arabidopsis گرفته شده است. برخى گیاهان با سنتز گروهى از مشتقات قندى مشهور به پلى ال ها (مانیتول، سوربیتول و سیون) به تنش هاى خشکى واکنش نشان مى دهند. گیاهانى که داراى پلى ال هاى بیشترى هستند، مقاومت بیشترى به تنش ها دارند. با استفاده از ژنى در باکترى ها که قادر به ساختن مانیتول ها است، این امکان وجود دارد که سطح مانیتول را در گیاهان مقاوم به خشکى بالا برد. کیفیت میوه: میوه هاى گوجه فرنگى که به کندى مى رسند از اهمیت ویژه اى در حمل ونقل برخوردارند. گوجه فرنگى تراریخته با فعالیت کم آنزیم پکتین میتل استواز و مقادیر بالاى مواد جامد محلول و PH بالا، کیفیت فرآورى را افزایش مى دهد. گوجه فرنگى هاى دیررس با استفاده از RNA آنتى سنس تولید شده اند که در آنها از سنتز آنزیم هاى دخیل در تولید اتیلن ممانعت مى شود مثل آنزیم EgAccl سنتتاز. همچنین با استفاده از ژن دآمیناز که مقدار اسید ۱- آمینو سیکلوپروپان ۲-کربوکسیلیک (ACC) (پیش ماده سنتز اتیلن) را در میوه کاهش مى دهد، امکان تولید گوجه فرنگى هاى دیررس وجود دارد. این گوجه فرنگى ها از عمر ماندگارى بیشترى برخوردار هستند و همچنین مى توانند مدت طولانى بر روى گیاه باقى بمانند تا تجمع قندها و اسیدها در میوه جهت بهبود طعم آن بالا رود. این گوجه فرنگى ها در کشورهاى اروپایى و آمریکایى در سطوح تجارى گسترده اى در حال تولید هستند. با استفاده از ژن ساکارز فسفات سنتتاز مى توان گوجه فرنگى با ساکارز و نشاسته کم تولید نمود، همچنین با ژن باکتریایى ADP گلوکز پیروفسفوریلاز مى توان محتواى نشاسته سیب زمینى ها را به میزان ۲۰ تا ۴۰ درصد افزایش داد. مقاومت به آفات: با وارد کردن ژن بتا اندوتکسین (ژن bt) گرفته شده از باکترى Bacillus thuringiensis به گیاهانى نظیر کتان، توتون، گوجه فرنگى، سویا، سیب زمینى و... مقاومت به حشرات مضر در این گیاهان ایجاد شده است. این ژن ها، پروتئین هاى کریستاله ضد حشرات را تولید مى کنند که بر روى دامنه وسیعى از سخت بالپوشان، بى بالپوشان و دو بالپوشان اثر دارد. این کریستال ها در داخل بدن لارو حشرات به صورت ذرات قلیایى در داخل پروتوکسین هاى انفرادى با وزن مولکولى ۱۳۳ تا ۱۳۶ کیلووالتون تشکیل مى شوند. این پروتئین هاى کریستالى ضدحشرات در طول دوره رشد رویشى سلول ها تولید مى شوند و اثرات زیادى بر کنترل حشرات دارند. نر عقیمى و تجدید بارورى: این تکنیک در تولید بذر هیبرید بسیار مفید مى باشد. گیاهان تراریخته با ژن هاى نر عقیم و تجدید کننده بارورى در شلغم ایجاد شده اند. این تکنیک تولید بذر هیبرید، بدون اخته کردن دستى گل هاى نر را تسهیل مى نماید و گرده افشانى را در ذرت کنترل مى کند. در سال ،۱۹۹۰ ماریانى (Mariani) و همکاران در بلژیک با موفقیت یک ساختار ژنى را که داراى محرک خاص دیگرى بود از ژن TA29 توتون گرفتند و ژن ریبونوکئاز را در باکترى باسیلوس (ژن بارناز) توالى یابى کرده و در تولید گیاهان تراریخته شلغم به کار گرفتند. با این عمل و با بیان ژن انتقال یافته از تولید گرده نرمال جلوگیرى شده و منجر به نر عقیمى مى شود.

 

 

• شناساگرهاى مولکولى کاوشگر هاى اسید نولکئیک: امروزه با استفاده از کاوشگر هاى CDNA مى توان بیمارى هاى گیاهى را قبل از بروز علائم شناسایى کرد. کاوشگر، توالى هاى اسیدنوکلئیک پاتوژن هستند که ارگانیسم هاى با مارکرهاى ویژه را تولید مى کنند. کاوشگرهاى CDNA به نواحى خاصى از پاتوژن ها فرستاده شده و با استفاده از تکنیک هاى استاندارد DNA نوترکیب مى توان آنها را تولید کرد. پادزهرهاى تک کلونى McAb) تکنیک هاى ایمونوشیمیایى، براى شناسایى سریع و دقیق پاتوژن هاى گیاهى بسیار مفید هستند. همچنین از این تکنیک در شناسایى بیمارى هاى گیاهى استفاده مى شود. تکنیک هیبریداسیون (تلاقى)، روش هاى مناسبى را براى تولید هومولوگ ها به وجود آورده است که از لحاظ بیوشیمى اینها به عنوان مواد ایمنولوژیکى تعریف مى شوند که توسط یک لاین سلولى ساده و علیه اپى توپ هاى پادتن ایمن ساز ساخته مى شوند. پتانسیل بالاى McAbs در شناساگرهاى پاتولوژى گیاهى ضرورى هستند چون منجر به تولید پادزهرهاى هموژن با فعالیت مشخص به مقادیر زیاد گردید که در مدت زمان طولانى ساخته مى شوند. با این حال تکنولوژى هیبریداسیون یک عمل آزمایشگاهى و پرهزینه است در مقایسه با روش هاى ایمنى سازى استاندارد که به طور گسترده براى شناساگرهاى مولکولى در مقیاس وسیع استفاده مى شوند.

 

 

• مارکرهاى مولکولى استفاده از مارکرهاى مولکولى جهت گزینش صفات زراعى، کار را براى به نژادگرایان گیاهى آسان ساخته است. این امکان به وجود آمده است که گیاهان را براساس صفات مختلف یا مقاومت به بیمارى ها در مراحل مختلف رشد و نمو، گروه بندى کنیم. استفاده از RFLP چند شکلى طولى قطعات برشى)، RAPD (DNA) چند شکلى تکثیر شده تصادفى)، AFLP (چند شکلى طولى قطعات تکثیر شده) و مارکرهاى ایزوآنزیم در به نژادى گیاهان، فراوان به چشم مى خورد. مارکرهاى RFLP براى مارکرهاى مورفولوژیکى و ایزوآنزیم ها مفید بوده، چون تعداد آنها فقط توسط اندازه ژنوم محدود مى شود و آنها تحت تاثیر شرایط محیطى قرار نمى گیرند. نقشه هاى مولکولى در حال حاضر براى برخى از گیاهان زراعى نظیر ذرت، گوجه فرنگى، سیب زمینى، برنج، کاهو، گندم و گونه هایى از کلم ها وجود دارد. مارکرهاى RFLP کاربردهاى زیادى دارند که مى توان به شناسایى ارقام، شناسایى مکان هاى ژنى، صفات کمى، آنالیز ساختار ژنوم، داخل کردن ژرم پلاسم و کلون سازى براساس نقشه، اشاره کرد. RFLP به عنوان ابزارى براى شناسایى مورد استفاده قرار مى گیرد چون در مقایسه با APD قدرت ترمیم و بازسازى دارد. ریزماهواره ها یا مارکرهاى تکرارشونده توالى ساده (SSRS) نیز استفاده گسترده اى در ژنوتیت سازى، نقشه ژنى و آنالیزه ژنى دارند.

 

 • تولید مایه زن هاى میکروبى استفاده بى رویه و بدون احتیاط از کودها و سموم شیمیایى براى تولید محصول و کنترل حشرات و آفات، منجر به آلودگى محیطى و از بین بردن حاصلخیزى و سلامت خاک و توسعه مقاومت در برخى حشرات و مشکلات بقایاى سموم شده است. لذا یک توجه جهانى به استفاده از کودها و آفت کش هاى زیستى مطمئن در مدیریت تلفیقى تغذیه و سیستم هاى مدیریت آفات وجود دارد. کودهاى زیستى، میکروارگانیسم هایى هستند که نیتروژن اتمسفر را تثبیت کرده و یا فسفر تثبیت شده را در خاک به صورت محلول درآورده و عناصر غذایى را بیشتر در اختیار گیاه قرار مى دهند. استفاده از میکروارگانیسم ها به عنوان کود، مزایاى زیادى دارد از جمله کم هزینه بودن آنها، غیرسمى بودن براى گیاهان، آلوده نکردن آب هاى زیرزمینى و اسیدى نکردن خاک و مناسب براى رشد گیاه. ریزوبیوم ها، میکروارگانیسم هایى هستند که بر روى ریشه گیاهان بقولات (حبوبات) گره هایى را ایجاد مى کنند و توسط آنها نیتروژن اتمسفر را تثبیت کرده که این نیتروژن سپس به آمونیوم و بعد به اسیدهاى آمینه در سلول گیاهى تبدیل مى شود. مایه زنى خاک با این باکترى ها به کاهش مصرف کودهاى نیتروژنه اضافى به خاک کمک مى نماید. باکترى هاى حل کننده فسفر نیز گروه دیگرى از میکروارگانیسم ها هستند که فسفر غیرمحلول خاک را به صورت محلول درآورده و آن را به راحتى در اختیار گیاه قرار مى دهند. میکوریزا به همزیستى بین قارچ هاى غیر بیمارى زا و ریشه گیاهان گفته مى شود. میکوریزا عناصر غذایى را از لایه هاى عمیق تر خاک در اختیار گیاهان قرار مى دهد و با مایه زنى آنها به استقرار و رشد بهتر گیاهان مى توان کمک کرد. اکثر میوه ها نظیر خربزه درختى، انبه، موز، مرکبات و انار که وابسته به این رابطه هستند، با مایه زنى این قارچ ها، فسفات و عناصر غذایى بیشترى در اختیار این میوه ها قرار مى گیرد. این اجتماع میکوریزاها، همچنین به مقاومت گیاهان در برابر حمله بیمارى ها کمک کرده و از طرفى خصوصیات خاک را نیز بهبود مى بخشد. تغییر ژنتیکى میکروب ها: با استفاده از تکنیک نوترکیبى DNA این امکان فراهم شده است که به طور ژنتیکى، مى توان نژادهاى مختلف این باکترى ها را دستکارى نمود و میکروب هایى سازگار با شرایط محیطى مختلف و نژادهایى با خصوصیات و ظرفیت رقابت و گره زایى بهتر تولید نمود. آفت کش هاى زیستى، ارگانیسم هاى بیولوژیکى هستند که مى توانند همانند آفت کش هاى شیمیایى براى کنترل آفات مورد استفاده قرار گیرند. این آفت کش ها جایگاه خود را در کشاورزى، باغبانى و برنامه هاى سلامت عمومى جهت کنترل آفات، پیدا نموده اند. آفت کش هاى زیستى مزایاى زیادى دارند. آنها در کنترل آفات به صورت اختصاصى عمل نموده و براى ارگانیسم هاى غیرهدف نظیر زنبورها و پروانه ها مضر نیستند. این آفت کش ها براى انسان و احشام ضررى نداشته و در داخل زنجیره غذایى توزیع نشده و از خود بقایایى باقى نمى گذارند. برخى از آفت کش هاى میکروبى مورد استفاده براى کنترل حشرات، گونه هایى از Bacillus thuringiensis هستند که براى کنترل حشرات گوناگون مورد استفاده قرار مى گیرند. خصوصیت حشره کشى این باکترى ها به علت تولید کریستال هاى پروتئینى در دوره تخم ریزى است. این پروتئین ها سموم معده هستند که خاصیت ضدحشره دارند. سموم Bt همچنین قادر به از بین بردن نماتودهاى گیاهى مى باشد. گسترش و استفاده تجارى بیوتکنولوژى گیاهى، یک نشانه مهم براى اندازه گیرى بقاى این تکنولوژى جدید مى باشد. کشاورزان کوچک و کم درآمد مى توانند از تکنولوژى کم هزینه تر مانند استفاده از کودهاى زیستى و آفت کش هاى زیستى استفاده نمایند برعکس کشاورزان مایه دار که از تکنولوژى مدرن و پرهزینه بهره مى برند